arianpersian

شخصاً مسيح را بشناسيد

211در اين جزوه چهار نكته تشريح گرديده است. با مطالعه اين چهار نكته, مي‌توانيم با مبداء آفرينش يعني خدا, ارتباط معنوي برقرار نماييم و با نقشه الهي در مورد سرنوشت بشر, آشنا شويم.
نكته اول – خداوند شما را دوست دارد.خداوند شما را دوست دارد و مي‌خواهد كه شما بوسيله ارتباط روحاني با او، به سعادت و نيكبختي نائل گرديد. خداوند مي‌فرمايد: (ارميا31 :3) (يوحنا 3 : 16) (References contained on this Home Page are from the Bible and should be read in context wherever possible.) نقشه خدا براي بشر نقشه خدا براي بشر اين است كه انسان به حضور خداوند بازگشت نمايد و با او ارتباط معنوي برقرار كند و از لطف الهي مستفيض گردد و آرامش و حيات جاوداني به دست آورد.مسيح مي‌فرمايد: (يوحنا 10:10) (يوحنا 17 :3)
چرا اغلب مردم دنيا از داشتن چنين حياتي محرومند؟
زيرا…
نكته دوم- مشكل انسان: گناه انسان به علت سرپيچي از احكام الهي، از فيض حضور او محروم شده است. (روميان 6 : 23) ( اشعيا 59 : 2 )گناه چيست؟خدا، انسان را آفريده تا محبت خود را به او نشان دهد. اما انسان تحت تاثير تمايلات نفساني، راه خود را از خدا جدا كرد. اين حالت تمرّد و سركشي و يا بي‌اعتنائي نسبت به ميل و اراده الهي، در اصطلاح كتاب مقدس، گناه ناميده مي‌شود. (روميان 1 : 18 – 21 و اشعيا 53 : 5 – 6 )چه كساني گناه كرده‌اند ؟ (روميان 3 : 23)عواقب گناه چيست؟احساس تقصير و گناه، موجب ايجاد احساس پوچ بودن و عدم رضايت از زندگي مي‌گردد. انسان فطرتاً براي رسيدن به حقيقت و كسب كمال روحاني، به طور دائم در تلاش است و مي‌كوشد از راه ثواب يا نيكوكاري و اخلاق و معرفت فلسفي، به اين هدف برسد. ولي با وجود همه كوششها، به دليل عدم درك صحيح و پي نبردن به علت اصلي يعني گناه، به نتيجه نرسيده است.

نكته سوم – عيسي مسيح:تنها راه رسيدن به خدا.
مسيح، موعود يگانه خدا و تجلّي وحدت خدا و انسان است. (اول يوحنا 5: 20 ) شخصيتي بي‌نظير عيسي كيست؟ -1
(يوحنا 14: 6 ) ادعايي بي‌نظير عيسي چه گفت؟ -2
او به خاطر گناهان بشر بر روي صليب قرباني گرديد. (اول قرنتيان 15: 3-4؛ عبرانيان 10: 12؛ اول پطرس 3: 18 ) فداكاري بي‌نظير عيسي چه كرد؟ -3
او قادر است همه كساني را كه بوسيله او به حضور خدا مي‌آيند، كاملاً و براي هميشه نجات بخشد، زيرا او تا به ابد زنده است و براي آنان شفاعت مي‌كند.> (عبرانيان 7: 25 ) اعطاي نجاتي بي‌نظير عيسي براي شما چه مي تواند بكند؟ -4

ولادت بي‌نظير او از مريم باكره، زندگي سرشار از قدوسيّت و قدرت، قرباني شدن بر صليب به خاطر آمرزش گناه بشر، رستاخيز پيروزمندانه از مردگان و صعودش به آسمان، اين واقعيت را ثابت مي‌كند كه او يگانه منجي انسان است.
عيسي مسيح: تنها راه نجات و رستگاري
ما بر اثر گناه، به مرگ محكوم شديم. ليكن خدا، فرزند يگانه خود را فرستاد تا به جاي ما جان بدهد. مسيح، مانند پلي، بر روي درّه‌اي كه ما را از خدا جدا مي‌سازد، قرار گرفته است نكته سوم، يگانه پاسخ اين مسئله را به ما مي‌دهد ما به وسيله اين پل، با خدا ارتباط پيدا مي‌كنيم و آمرزش گناهان خود را به دست مي‌آوريم. يحيي درباره عيسي چنين شهادت مي‌دهد: (يوحنا 1: 29)
ولي دانستن اين حقيقت ، به خودي خود كافي نيست.
نكته چهارم- تصميم شخصي
اگر شخصاً مسيح را به عنوان نجات‌دهنده خود بپذيريم:الف- خدا را خواهيم شناخت. ب- محبت الهي را دريافت خواهيم كرد.پ- از اراده مقدس خدا آگاه خواهيم شد.دستيابي به اين امور، مستلزم اين است كه :1) گناهان خود را اعتراف نماييم و از آنها توبه كنيم.2) اعتماد داشته باشيم كه به وسيله ايمان به مسيح، گناهان ما آمرزيده شده است؛ زيرا مسيح در راه ما فدا گرديد.3) به مسيح تسليم شويم و محبت او را بپذيريم و از او به عنوان خداوند خود، اطاعت نماييم. بخشش الهي آمرزش گناه و برقراري ارتباط معنوي با خدا، فيض و لطف رايگان و عنايتي از جانب خود اوست كه به محض پذيرفتن مسيح، نصيب انسان مي‌گردد.خدا راه رستگاري را مهيا نموده است ولي قبول يا رّد آن، به ميل و اراده آزاد انسان بستگي دارد. (يوحنا 1: 12 ؛ افسسيان 2: 8-9)پذيرش مسيح بستگي به ميل قلبي ما دارد. مسيح مي‌فرمايد: (مكاشفه 3: 20)تنها داشتن اعتقاد عقلاني و يا احساسات پرشور درباره مسيح كافي نيست. بايد با تمام وجود، او را بپذيريم و به او تسليم شويم نمودار دو نوع زندگي افرادي كه زندگي خودمحور دارند
ن- نفس بر زندگي فرمانروايي داردمسيح خارج از زندگي است. اداره امور زندگي در دست خودمان است و نتيجه آن نا اميدي و پاشيدگي امورمي‌باشد افرادي كه مسيح فرمانرواي زندگي آنها است:
ن- نفس از فرمانروايي بر زندگي معزول شده استمسيح، فرمانرواي مطلق بر زندگي است. اداره امور زندگي خود را به دست خدا سپرده‌ايم و زندگي ما طبق نقشه و اراده او به پيش مي‌رود كدام قلب نشاندهنده زندگي شما است ؟مايليدكدام قلب ، نمايانگر زندگي شما باشد ؟
در ادامه راه رسيدن به مسيح خداوند, توضيح داده شده است.
راه رسيدن به مسيح خداونداكنون شما مي‌توانيد به وسيله دعايي كه از روي ايمان است ، مسيح را به زندگي خود دعوت كنيد. دعا ، يعني گفتگو با خدا. خداوند از آنچه در دل شما مي‌گذارد ، آگاه است. مهم نيست كه با چه كلماتي ، خواست خود را با او در ميان بگذاريد.
دعاي زير نمونه يك نيايش از روي ايمان است:

آيا مي‌توانيد با همين نيّت، با خداوند گفتگو كنيد؟ اگر چنين است، همين لحظه به حضور خداوند دعا كنيد. آنگاه مسيح، بر طبق وعده‌اش داخل زندگي شما خواهد شد. ولي اگر چنين نيست و اطمينان نداريد، به اين حقيقت توجه داشته باشيد كه خداوند مسئوليت اخذ تصميم را به عهده شما گذاشته است( يوحنا 3 : 18 عيسي كيست؟
عيسي ناصري براي شما كيست؟زندگي شما در اين دنيا و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد به نظر شما او كيست……
برجسته‌ترين شخص در تمام ادوار؟
بزرگترين رهبر؟
بزرگترين استاد؟
كسي كه نيكوترين كارها را براي بشريت انجام داد؟
كسي كه مقدسترين زندگي را كه هيچ كس هرگز نزيسته بود زيست؟ امروزه به هر كجاي دنيا كه برويد, با پيروان هر مذهبي كه صحبت نماييد, صرف‌نظر از اينكه چقدر نسبت به مذهب خويش متعهد مي باشند، اگر چيزي درباره تاريخ بدانند، بايد بپذيرند كه هرگز كسي مانند عيساي ناصري وجود نداشته است.عيسي مسير تاريخ را تغيير داد. حتي تاريخ روزنامه صبحي كه در دست داريد گواه بر اين اصل مي‌باشد كه عيساي ناصري 2000 سال پيش بر روي زمين مي‌زيست. B.C (ق. م) يعني قبل از مسيح و( A.D (Anno Domini يعني سالهاي خداوند.
پيشگويي ظهور عيسي
صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت انبياي اسرائيل را در مورد ظهور وي به ثبت رسانيدند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت 1500 سال نگاشته شده است, شامل 300 نبوت در مورد آمدن وي مي‌باشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه, معجزات بسيار, مرگ و قيام او تماماً به واقعيت پيوستند. زندگي‌اي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, مرگش بر روي صليب, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان مي‌كنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. عيسي اعلام نمود كه “من و پدر يك هستيم، هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نمي‌آيد”. (يوحنا 14: 6)
زندگي و پيام او موجب تغيير مي‌گردد
هر گاه به زندگي و تاثير عيساي ناصري از ديد تاريخ نظري بيفكنيد،مشاهده خواهيد نمود كه حضور او و پيامش همواره در زندگي مردم واقوام باعث تغييرات بزرگي گرديده‌اند. هر جا كه تعاليم او تاثير خودرا بر جاي گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق

راي، تاسيس مدارس و دانشگاهها جهت تحصيلات عاليه, وضع قوانين براي محافظت از كودكان، برچيده شدن برده‌داري و هزاران تغيير مفيد ديگر به زندگي‌هاي شخصي نيز به گونه‌اي برجسته تغيير يافته است. براي مثال، ” ليوو والاس ” يك ژنرال مشهور و نابغه در ادبيات، به عنوان يك ملحد شناخته شده بود. براي مدت دو سال، آقاي “والاس” مشغول مطالعه در برجسته‌ترين كتابخانه‌هاي اروپا و آمريكا بود. او در جستجوي اطلاعاتي بود تا به وسيله آنها مسيحيت را براي هميشه نابود سازد. هنگام نگارش دومين فصل كتابي كه او بدين منظور مي‌نوشت، گريه‌كنان در حالي كه زانو زده بود فرياد بر آورد : ” عيسي ، اي خداي من و اي خداوند من” و اينچنين مسيح را يافت. با چنين مدرك محكم و غير قابل بحثي او ديگر نمي‌توانست خداوندي و پسر خدا بودن عيسي را انكار كند. بعدها ” ليو والاس” كتاب “بنهور” كه يكي از بزرگترين رمانهاي قرن به زبان انگليسي است و داستان آن در دوران زيست مسيح اتفاق افتاده را به رشته تحرير درآورد. همينطور “سي.اس.لوئيس”، پروفسور دانشگاه آكسفورد انگلستان كه از عرفاي منكر وجود خدا بود و سالهاي متمادي الوهيت مسيح را انكار مي‌كرد نيز در صداقتي عقلاني پس از مطالعه عميق و گسترده براي يافتن دلايلي جهت اثبات الوهيت مسيح، پذيرفت كه عيسي همان خدا و منجي است.
خداوند، دروغگو، يا ديوانه؟
” لوئيس” در كتاب مشهورش به نام “مسيحيت صرف” اين جمله را بيان مي‌كند: “شخصي كه تنها يك انسان است و چيزهايي را مانند عيسي مي‌گويد نمي‌تواند يك استاد بزرگ اخلاق باشد”.او مي‌تواند يك ديوانه باشد- همطراز با مردي كه مي‌گويد خود يك تخم‌مرغ آبپز است- يا بايد شيطان مجسم جهنمي باشد.شما بايد انتخاب كنيد. او يا پسر خدا بوده و هست يا يك مرد ديوانه يا چيزي بدتر از آن. شما يا مي‌توانيد او را يك ديوانه تلقي كنيد يا به پايش بيفتيد و او را خداوند خود خطاب نماييد. ولي خواهش مي‌كنم درباره او اين سخن بي‌معني را نگوييد كه او يك استاد بزرگ بشريت بود. او چنين بابي را براي ما نگشوده است.عيسي مسيح براي شماكيست؟ زندگي شما بر روي اين جهان و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد.تمامي اديان توسط انسان پايه‌گذاري شده‌اند و بر پايه فلسفه‌هاي انساني، قوانين و ميزانهاي رفتاري استوار گرديده‌اند. اگر بنيانگزاران اين اديان را از قوانين و نحوه پرستش آنها خارج سازيد، شاهد تغيير كوچكي در آنها خواهيد بود.ولي عيسي مسيح را از مسيحيت خارج نماييد، هيچ چيز ديگري باقي نخواهد ماند. مسيحيت كتاب مقدسي تنها فلسفه‌اي براي زندگي نيست و نه استانداردهاي اخلاقي براي اطاعت از مراسم مذهبي. مسيحيت واقعي بر پايهاي اساسي يعني رابطه‌اي شخصي با خداوند و منجي زنده و قيام كرده استوار مي‌باشد
بنيانگزار قيام كرده
عيساي ناصري بر روي صليب مصلوب شد، در قبري قرض شده دفن و در روز سوم از مردگان قيام نمود. مسيحيت در اين خصوص بينظير است.هر گونه بحث در مورد اعتبار مسيحيت بستگي به اثبات قيام عيساي ناصري دارد.در طي قرون متوالي عالمان بزرگ تصميم گرفته‌اند كه قيام او را به اثبات برسانند. آنها ايمان آورده و اكنون نيز ايمان دارند كه عيسي زنده است.”سايمون گرينليف” متصدي حقوقي ثبت در مدرسه قانون هاروارد پس از مطالعه و تفحص درباره واقعه قيام كه توسط نويسندگان اناجيل به دست ما رسيده است، به اين نتيجه ميرسد كه “غير ممكن است آنها بتوانند بر عقايد خود مبني بر قيام نكردن عيسي از مردگان اصرار نمايند. حقايق نقل شده در اناجيل اين را اثبات مي‌نمايد كه اگر آنها اين اصل را نميفهمند و به آن اطمينان ندارند پس ساير اصول را نيز نخواهند فهميد”.”جان سينگلتون كپُلي ” كه بعنوان يكي از مغزهاي حقوقي در تاريخ بريتانيا شناخته شده است چنين نظر مي‌دهد كه: “من بسيار خوب مي‌دانم كه مدرك و گواه چيست و اين را به شما ميگويم كه رويدادي مانند قيام هرگز قابل انكار نمي‌باشد”.
دلايلي براي ايمان
قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مي‌نمايد به واقعيت آن ايمان مي‌آورد، وجود دارد:

پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. ( لوقا 18: 31-33 )
قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست. اين داستان كتاب‌مقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود. اگر كسي ادعا مي‌نمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ مي‌توانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.دشمنان عيسي هم بدن او را بر نمي‌داشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او مي‌شد.ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش مي‌باشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را مي‌شناختند و به مردم بسياري مثلاً 500 نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. ( اول يوحنا 1:1)تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي ميباشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال 2: 14-36 ) بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش مي‌باشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا مي‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود.زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا 24: 1-11 ) بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بيهدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را شورانيدند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مجرميت خود را ميدانستند يعني ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح و اين اصلي ارزشمند براي مردن محسوب مي‌گشت. در طي 40 سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديده‌ام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است. كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه مي‌گويند كه من وقتي را براي مطالعه كتا‌ب‌ مقدسي و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشته‌ام.

خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش نه تنها به عنوان يك بنيانگزار مرده اخلاق به او نمي‌نگرند بلكه در رابطه‌اي زنده و شخصي با خداي زنده بسر مي‌برند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مي‌نمايند بركت مي‌دهد.در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار داده‌اند، پيوسته‌اند.فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي “بلزپاسكال” درباره احتياج انسان به مسيح چنين مي‌گويد: ” در قلب هر انساني خلاءاي وجود دارد كه تنها خداوند به وسيله پسرش عيسي مسيح مي‌تواند آن را پر سازد”.آيا شما مشتاق هستيد كه عيسي مسيح را به عنوان منجي زنده خود بشناسيد؟ همان گونه كه اين جمله نشان مي‌دهد، عيسي اشتياق فراوان دارد تا رابطه‌اي محبت‌آميز و شخصي را با شما آغاز نمايد. عيسي تمامي مقدمات لازم جهت اين كار را انجام داده است.
اگر مي‌خواهيد بدانيد كه چگونه مي‌توان چنين مشاركت ملموسي را با عيساي زنده برقرار كرد،

آشنايي‌با کتابِ مقدس‌مسيحيان
کتابِ مقدسِ مسيحيان‌چيست‌؟ چه‌نوع‌کتابي‌است‌؟ مطالبش‌چيست‌؟ محتوايش‌چه‌مي‌باشد؟ چه‌کساني‌آن‌را
نوشته‌اند؟ در چه‌زماني‌؟ آيا اين‌کتاب‌معتبر است‌يا اينکه‌مورد تحريف‌واقع‌شده‌است‌؟ در اين‌مقاله‌
خواهيم‌کوشيد به‌اين‌سؤالات‌پاسخ‌دهيم
نام‌آن‌
کتاب‌آسماني مسيحيان‌را «کتاب‌مقدس‌» مي‌نامند. در زبان‌يوناني‌، آن‌را Biblion مي‌نامند، يعني‌
«کتاب‌عالي‌». در زبانهاي‌غربي‌نيز از شکلي‌از اين‌کلمه‌استفاده‌مي‌کنند The Bible در انگليسي‌
دو بخش‌عمده‌
کتاب‌مقدس‌از دو بخش‌عمده‌تشکيل‌يافته‌است‌: عهدعتيق‌و عهدجديد

عهدعتيق‌همان‌کتابي‌است‌که‌نزد ايرانيان‌به‌تورات‌معروف‌است‌؛ گاه‌نيز «تورات‌و زبور و
صُحُف‌انبيا» ناميده‌مي‌شود عهدعتيق‌در واقع‌مجموعه کتب‌مقدسه يهوديان‌مي‌باشد
عهدجديد نيز مجموعه کتب‌مقدس‌مسيحيان‌است‌که‌پس‌از ظهور عيسي‌مسيح‌نوشته‌شد
عهدعتيق‌
چرا اين‌بخش‌از کتاب‌مقدس‌را عهدعتيق‌مي‌نامند؟ اين‌عنواني‌است‌که‌مسيحيان‌بر کتب‌مقدسه
يهوديان‌نهاده‌اند علت‌اين‌نامگذاري‌اين‌است‌که‌اين‌کتاب‌ها حاوي‌پيمان‌و ميثاق کهني‌است‌که‌خدا با
قوم‌اسرائيل‌بست‌تا ايشان‌را براي‌خود قومي‌مقدس‌بسازد. وقتي‌زمان‌موعود فرا رسيد، خدا پيمان‌و
ميثاقي‌نوين‌منعقد ساخت‌، اما نه‌فقط‌با قوم‌اسرائيل‌، بلکه‌اين‌بار با تمام‌بشريت‌. اين‌ميثاق نوين‌را
عيسي‌مسيح‌براي‌بشريت‌به‌ارمغان‌آورد. از اينرو، کتاب‌هاي‌مسيحي‌را عهدجديد مي‌نامند، يعني‌ميثاق
نوين‌خدا با بشر
اما چرا مسيحيان‌کتاب‌هاي‌مقدس‌يهوديان‌را جزو کتب‌مقدس‌خود به‌شمار مي‌آورند؟
علتش‌اين‌است‌که‌مسيحيت‌بر پايه‌عهدعتيق‌بنا شده‌است‌. گهواره مسيحيت‌دين‌يهود است‌. مسيح‌نيامد تا
ديني‌نو بياورد. او نيامد تا تورات‌و کتب‌انبياي‌يهود را باطل‌کند. او آمد تا اصول‌شريعت‌موسي‌و
پيشگويي‌هاي‌انبيا را که‌همگي‌به‌برقراري حکومت‌خدا بر جهان‌اشاره‌داشتند، جامه عمل‌بپوشاند
عيساي‌ناصري‌همان‌مسيحاي‌موعود و پادشاهِ اين‌حکومت‌الهي‌بود. از
اين‌روست‌که‌مسيحيان‌تمامي‌کتاب‌هاي‌مقدس‌يهوديان‌را از جانب‌خدا مي‌دانند و آنها را معتبر مي‌شمارند
محتواي‌عهدعتيق‌
محتوا و مطالب‌عهدعتيق‌به‌طور کلي‌عبارت‌است‌از: تاريخ‌مقدس‌قوم‌اسرائيل‌، احکام‌و
شريعت‌موسي‌، وحي‌هاي‌انبيا سروده‌هاي‌روحاني‌، و حکمت‌الهي‌
عهدعتيق‌شامل‌39 کتاب‌مي‌باشد که‌به‌ترتيب‌زير تقسيم‌بندي‌مي‌شود
تورات‌: 5 کتابِ نخست‌عهدعتيق‌را تورات‌مي‌نامند. تورات‌کتاب‌هايي‌است‌که‌موسي‌نوشته‌است‌. در اين‌5
کتاب‌، اصل‌و نسب‌قوم‌يهود از زمان‌آدم‌و حوا تا زمان‌ورود ايشان‌به‌سرزمين‌موعود آمده‌است‌. احکام‌و
شريعت‌موسي‌نيز در تورات‌يافت‌مي‌شود زمان‌اين‌رويدادها حدود 400 ر3 سال‌پيش‌است‌
کتاب‌هاي‌تاريخي‌: 12 کتاب‌بعدي عهدعتيق‌، به‌شرح‌رويدادهاي‌تاريخي‌قوم‌اسرائيل‌مي‌پردازد
اين‌رويدادها از ورود اين‌قوم‌به‌سرزمين‌موعود تحت‌رهبري‌يوشع‌، جانشين‌موسي‌آغاز مي‌شود.
سپس‌شرح‌داده‌مي‌شود که‌چگونه‌بني‌اسرائيل‌به‌مدت‌صدها سال‌به‌وسيله‌مردان‌يا زناني‌اداره‌مي‌شد که‌خدا از
ميان‌ايشان‌بر مي‌گزيد؛ اين‌افراد «داور» ناميده‌مي‌شدند. در اين‌دوره‌ قوم‌اسرائيل‌پادشاهي‌نداشت‌و
فقط‌به‌وسيله داوراني‌که‌خدا منصوب‌مي‌فرمود اداره‌مي‌شد
از حدود 000 3 سال‌پيش‌، خدا به‌دنبال‌اصرار قوم‌اسرائيل‌، پادشاهي‌به‌ايشان‌بخشيد.
نخستين‌پادشاه‌بني‌اسرائيل‌شخصي‌بود به‌نام‌شاؤل‌. پس‌از او، داود پيامبر به‌پادشاهي‌منصوب‌شد و پس‌از او
پسرش‌، سليمان‌، آن‌نبي‌معروف‌، بر تخت‌سلطنت‌نشست‌. اما پادشاهان‌قوم‌اسرائيل‌بعد از سليمان‌، اکثراً
مرداني‌فاسد و خطاکار بودند. از اينرو، سرانجام‌خدا اين‌قوم‌را مجازات‌کرد
و در حدود 600 2 سال‌پيش‌، ايشان‌را به‌دست‌پادشاه‌بابل‌به‌اسارت‌فرستاد. پس‌از هفتاد سال‌
طبق‌پيشگويي‌ارمياي‌نبي‌ اين‌قوم‌به‌دست‌کورش‌پارسي‌آزاد شدند و به‌سرزمين‌خود بازگشتند و به‌مرمت‌شهر
اورشليم‌و بازسازي‌معبد بزرگ‌سليمان‌پرداختند
5 کتاب‌بعدي‌را کتاب‌هاي‌شعري‌و حکمت‌مي‌نامند. اين‌کتاب‌ها شامل‌مزامير داود و ساير
مردان‌خداست‌که‌سروده‌هاي‌روحاني‌قوم‌اسرائيل‌را تشکيل‌مي‌دهد. کتاب‌ايوب‌جزو کتب‌حکمت‌است‌که‌آن‌نيز
در اصل‌به‌صورت‌شعر نوشته‌شده‌است‌. کتاب‌امثال‌، جامعه‌، و غزل‌غزل‌ها، منسوب‌به‌سليمان‌مي‌باشد و
حاوي‌امثال‌و حکم‌و اشعار تغزلي‌است‌
سپس‌17 کتاب‌از نوشته‌هاي‌انبياي‌يهود قرار دارد. در اين‌کتاب‌ها پيامهاي‌هشدار يا تسلي‌خدا
براي‌مقاطع‌خاصي‌از تاريخ‌بني‌اسرائيل‌ثبت‌شده‌است‌. علاوه‌بر اين‌، پيشگويي‌هاي‌متعددي‌نيز در مورد
حکومت‌خدا و مسيحاي‌موعود در آنها وجود دارد
زمان‌نگارش‌عهدعتيق‌
بدينسان‌، نگارش‌عهدعتيق‌در حدود 400 3 سال‌پيش‌به‌دست‌موسي‌آغاز شد و در حدود 400 2
سال‌پيش‌با کتاب‌ملاکي‌نبي‌پايان‌يافت‌
عهدعتيق نزد کاتوليکها
کليساي کاتوليک علاوه بر 39 کتاب رسمي (کانُني يا قانوني) عهدعتيق، قائل به 9 کتاب ديگر
نيز مي‌باشند که آنها را کتاب‌هاي کانُني ثانوي مي‌نامند. علت اين امر اين بوده که اين 9 کتاب، در ترجمه
يوناني عهدعتيق به‌نام ”ترجمه هفتادتنان (Septuagint) وجود داشته است. ترجمه هفتادتنان در حدود
200 سال قبل از ميلاد در مصر به‌دست يهوديان مقيم اسکندريه تهيه شد. رسولان مسيح از اين ترجمه
براي نقل قول از عهدعتيق استفاده مي‌کردند. به همين علت، اين 9 کتاب در طول تاريخ مورد پذيرش
کليسا بوده است. پيشگامان نهضت اصلاحات، اين 9 کتاب را جزو کتب کانُني به‌حساب نياوردند، ولي
مطالعه آنها را خالي از فايده نمي‌دانند. پروتستانها اين 9 کتاب را ”آپوکريفا“ مي‌نامند، يعني
مجهول‌الاصل
سه کتاب از کتب کانني ثانوي حاوي داستانهاي اخلاقي است. دو کتاب ديگر شرح حال قيام
يهوديان را در دوره سلطه خشونت‌بار يونانيان بازگو مي‌کند. دو کتاب شبيه کتاب امثال است. و دو کتاب
ديگر منسوب به ارميا و کاتبش باروخ مي‌باشد
کتاب کانني ثانوي مدتي پيش در ايران رسماً به چاپ رسيد و در دسترس قرار دارد
دوران‌سکوت‌
پس‌از ملاکي‌نبي‌در حدود 400 سال‌پيش‌از مسيح‌، پيامبر ديگري‌در ميان‌قوم‌اسرائيل‌ظاهر نشد. در
نتيجه‌، کتابي‌نيز نوشته‌نشد. اين‌دوره‌را دوره‌سکوت‌مي‌نامند. تا آنکه‌در قرن‌اول‌ميلادي‌،
يحياي‌تعميددهنده‌رسالت‌خود را آغاز کرد، اما کتابي‌ننوشت‌. او آمد تا پيشرو و منادي‌ظهور
مسيحاي‌موعود باشد. به‌همين‌جهت‌، يحيي‌را معمولاً آخرين‌پيامبر در نظام‌عهدعتيق‌به‌شمار مي‌آورند، هر
چند که‌او سالها بعد از دوره عهدعتيق‌مي‌زيسته‌است‌
عهدجديد
کتاب‌هايي‌که‌حاوي‌زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌و نوشته‌هاي‌رسولان‌او مي‌باشد، عهدجديد را تشکيل‌مي‌دهند
عهدجديد شامل‌27 جزء يا کتاب‌است‌. اين‌کتاب‌ها که‌نزد ايرانيان‌مجموعاً به‌«انجيل‌» معروف‌است‌
به‌شرح‌پيمان‌و ميثاق نويني‌مي‌پردازند که‌خدا با بشر بست‌تا او را به‌واسطه جانفشاني‌عيسي‌مسيح‌بر
روي‌صليب‌، رستگاري‌بخشد
پس‌از زنده‌شدن‌و عروج‌مسيح‌به‌آسمان‌، رسولان‌او پيام‌نجات‌بخشش‌را به‌نقاط
‌مختلف‌جهان‌مي‌رساندند. اين‌پيام‌اين‌بود که‌خدا پسر يگانه‌خود را به‌جهان‌فرستاد تا با مرگ‌خود بر صليب‌و
زنده‌شدنش‌، راه‌بخشايش‌گناهان‌انسان‌و رستگاري‌او را فراهم‌آورد چندين‌سال‌پس‌از عروج‌مسيح‌
زماني‌که‌بسياري‌از مردم‌در نقاط‌مختلف‌جهان‌پيام‌مسيح‌را پذيرفتند، روح‌القدس‌رسولان‌را هدايت‌فرمود تا
آنچه‌را که‌تا آن‌زمان‌به‌صورت‌شفاهي‌تعليم‌مي‌دادند، به‌نگارش‌در آورند. بدينسان‌بود
که‌بخشهاي‌مختلف‌عهدجديد به‌نوشته‌در آمد
انجيل‌ها
همانطور که‌گفته‌شد، زندگي‌و تعاليم‌و کارهاي‌عيسي‌مسيح‌، قسمت‌مهم‌پيام‌شفاهي‌رسولان‌را
تشکيل‌مي‌داد. از اينرو به‌هنگام‌نوشته‌شدن‌اين‌پيام‌نيز زندگي‌مسيح‌قسمت‌مهمي‌از عهدجديد را تشکيل‌داد
در عهدجديد، 4 کتاب‌به‌شرح‌زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌پرداخته‌است‌. اين‌کتاب‌ها «انجيل‌» نام‌دارند.
انجيل‌واژه‌اي‌است‌يوناني‌به‌معني «مژده‌». روح‌القدس‌چهار نفر از رسولان‌و پيروان‌برگزيده‌را مقرر
فرمود تا زندگي‌عيسي‌مسيح‌را از چهار ديدگاه‌مختلف‌به‌رشته‌تحرير در آورند. هر يک‌از اين‌چهار نفر،
انجيل‌خود را خطاب‌به‌گروه‌خاصي‌نوشتند. متي‌’ کتاب‌خود را براي‌مسيحيان‌يهودي‌نژاد نوشت‌و
به‌همين‌علت‌، در آن‌بر پيشگويي‌هايي‌که‌در مورد مسيح‌در عهدعتيق‌آمده‌بود، تأکيد گذارده‌و او را
همان‌مسيحاي‌موعود معرفي‌ کرده‌است‌ مَرقُس‌همان‌مطالب‌را براي‌مسيحيان‌روم‌نوشت‌. به‌همين‌علت‌،
مي‌بايست‌مطالب‌خود را مطابق‌با روحيه‌عمل‌گراي‌روميها مي‌نوشت‌و از بيان‌نکات‌فلسفي‌اجتناب‌مي‌ورزيد.
لوقا با هدايت‌روح‌القدس‌انجيل‌خود را براي‌يوناني‌هاي‌فلسفه‌دوست‌نوشت‌و از اين‌جهت‌تأکيد زيادي‌بر
تعاليم‌مسيح‌گذاشت‌. يوحنا نيز انجيل‌خود را براي‌تمام‌مسيحياني‌نوشت‌که‌مشتاِ بودند شخصيت‌و
هويت‌واقعي‌مسيح‌را از پس‌پرده‌ظاهري جسم‌او بشناسند. از اينرو، او بر بخشهايي‌از زندگي‌و
تعاليم‌مسيح‌را تأکيد مي‌گذارد که‌الوهيت‌و پسر خدا بودن‌او را نشان‌مي‌دهند
چرا 4 انجيل
بسياري‌از وقايع‌زندگي‌مسيح‌و تعاليم‌او در هر 4 انجيل‌نقل‌شده‌اند، اما در بعضي‌از انجيل‌ها
اين‌مطالب‌با تفصيل‌کمتر يا بيشتر آمده‌اند. برخي‌وقايع‌نيز منحصراً در يک‌انجيل‌ذکر شده‌است‌. براي‌مثال‌
شرح‌تولد يحيي‌تعميددهنده‌فقط ‌در انجيل‌لوقا آمده‌است‌. يا موعظه‌بالاي‌کوه‌مسيح‌، در انجيل‌هاي‌متي‌و لوقا
نوشته‌شده‌، اما لوقا آن‌را به‌صورت‌خلاصه‌تر ضبط‌کرده‌است‌. نهايتاً وقتي‌مطالب‌هر چهار انجيل‌را کنار
هم‌مي‌گذاريم‌، شرح‌کاملي‌از زندگي‌و تعاليم‌مسيح‌به‌دست‌مي‌آوريم‌. به‌اين‌ترتيب‌، در ضمن‌اينکه‌هر يک‌از
اين‌انجيل‌ها هدف‌اوليه‌خود را در ميان‌خوانندگان‌و مخاطبين‌نخستينِ در آن‌روزگار عملي‌مي‌ساختند
براي‌دوره‌هاي‌بعدي‌نيز تصوير تمام‌قدي‌از عيسي‌مسيحِ نجات‌دهنده‌به‌دست‌مي‌دهند.
نتيجه‌آنکه‌انجيل‌يعني‌مژده‌رستگاري‌انسان‌يکي‌است‌، اما چهار نفر تحت‌الهام‌الهي‌آن‌را نگاشتند
در حدود نيمي‌از حجم‌عهدجديد را انجيل‌ها تشکيل‌مي‌دهند
کتاب‌اعمال‌رسولان‌
پنجمين‌کتابِ عهدجديد «اعمال‌رسولان‌» نام‌دارد. در اين‌کتاب‌، چگونگي‌گسترش‌تدريجي‌پيام‌مسيح‌از
اورشليم‌تا سرزمينهاي‌مجاور، و از آنجا تا قلب‌امپراطوري‌روم‌،به‌اختصار تشريح‌شده‌است‌
رسالات‌
21 جزء بعدي عهدجديد را «رساله‌» مي‌نامند. اين‌رساله‌ها نامه‌هايي‌هستند که‌پولس‌و پطرس‌و چند
رسول‌ديگرِ مسيح‌به‌کليساهاي‌مختلف‌نوشته‌اند تا آنها را راهنمايي‌کنند و مشکلاتشان‌را برطرف‌نمايند
کتاب‌مکاشفه‌
آخرين‌کتاب‌عهدجديد، «مکاشفه يوحناي‌رسول‌» نام‌دارد. اين‌کتاب‌شرح‌رؤيايي‌است‌که‌خدا به‌يوحنا
نشان‌داد تا مسيحيان‌را از امور آينده‌آگاه‌سازد. گرچه‌در اين‌کتاب‌از تصاوير فوِبشري
بسياري‌استفاده‌شده‌است‌، اما پيام‌اصلي‌آن‌اين‌است‌که‌در نهايت‌، شيطان‌و نيروهايش‌مغلوب‌خواهند شد و
ملکوت‌و فرمانروايي‌خدا بر عالم‌هستي‌برقرار خواهد گرديد
زمان‌نگارش‌عهدجديد
نگارش‌عهدجديد از حدود سال‌50 ميلادي‌آغاز شد. طبق‌نظر محققين‌، نخستين‌جزئي‌از عهدجديد
که‌نوشته‌شد، احتمالاً رساله‌اول‌پولس‌رسول‌به‌کليساي‌تسالونيکي‌(واقع‌در يونان‌امروز) است‌
آخرين‌کتاب‌عهدجديد، يعني‌مکاشفه يوحنا نيز احتمالاً در حدود سال‌90 ميلادي‌نوشته‌شده‌است‌
به‌اين‌ترتيب‌، نگارش‌عهدجديد حدود 40 سال‌به‌طول‌انجاميده‌است‌
ويژگي‌منحصربه‌فرد کتاب‌مقدس‌
کتاب‌مقدس‌از ويژگي‌يي‌برخوردار است‌که‌آن‌را منحصربه‌فرد مي‌سازد
کتاب‌مقدس‌يک‌«شهادت‌نامه‌» است‌، شهادت‌نامه يک‌ملت‌در طول‌مدت‌زماني‌حدود 500ر1 سال‌
اين‌ملت‌همانا قوم‌اسرائيل‌است‌که‌به‌واسطه آنان‌يکتاپرستي‌اکنون‌در سراسر جهان‌انتشار يافته‌است‌
کتاب‌مقدس‌شهادت‌اين‌قوم‌است‌در مورد کارهايي‌که‌خدا در ميانشان‌انجام‌مي‌داد
کتاب‌مقدس‌فقط‌وحي‌مُنزَل‌به‌يک‌نبي‌نيست‌که‌در گوشه‌خانه‌اش‌نوشته‌شده‌باشد. براي‌مثال‌، وقتي‌خدا
وحي‌يي‌بر موسي‌نازل‌مي‌کرد و با او سخن‌مي‌گفت‌، ديگران‌يا شاهد ماجرا بودند يا مي‌توانستند بازتاب‌آن‌را
مشاهده‌کنند. هنگامي‌که‌موسي‌بر فراز کوه‌سينا، ده‌فرمان‌را از خدا دريافت‌مي‌کرد،
قوم‌اسرائيل‌به‌چشم‌مي‌ديدند که‌کوه‌پوشيده‌از دود و آتش‌است‌. هيچيک‌از اين‌اتفاقات‌و هيچيک‌از اين‌وحي‌ها
در خفا رخ‌نمي‌داد و هيچيک‌نيز بي‌ارتباط‌به‌وقايع‌معاصر نبود. به‌همين‌دليل‌، درستي‌يا نادرستي
پيام‌يک‌نبي‌را مي‌شد به‌راحتي‌مورد تحقيق‌قرار داد
به‌عبارت‌ساده‌تر، مي‌توانيم‌بگوييم‌که‌کتاب‌مقدس‌فقط‌«حرف‌هاي‌خدا به‌انسان‌» نيست‌؛
اين‌کتاب‌علاوه‌بر وحي‌هاي‌الهي‌(احکام‌نازله‌و نبوت‌هاي‌انبيا)، شرح‌اتفاقاتي‌است‌که‌«يک‌ملت‌»
شاهدش‌بودند. بسياري‌از اين‌رويدادها در همان‌زمان‌به‌نوشته‌در مي‌آمد. لذا مطالب‌کتاب‌مقدس‌حالت‌افسانه‌و
اسطوره گذشتگان‌را ندارد. تورات‌موسي‌شرح‌رخدادهايي‌است‌که‌در زمان‌نگارش‌روي‌مي‌داد. بلاهايي‌که‌بر
مصريان‌نازل‌گشت‌، باز شدنِ دريا در مقابل‌بني‌اسرائيل‌، نزول‌احکام‌خدا بر موسي‌زماني‌که‌کوه‌سينا در
آتش‌مي‌سوخت‌و از صداي‌رعد به‌خود مي‌لرزيد، و هزاران‌رويداد ديگر، در مقابل‌چشم‌صدها هزار نفر از
قوم‌اسرائيل‌رخ‌داد و نه‌فقط‌در تورات‌نوشته‌شد، بلکه‌سينه‌به‌سينه‌نيز منتقل‌گشت‌. اگر موسي‌در نوشتن‌آنها
خطايي‌مي‌کرد مشايخ‌قوم‌متوجه‌آن‌مي‌شدند
انجيل‌ها نيز صرفاً حاوي‌تعاليمِ خصوصي مسيح‌به‌شاگردانش‌نيست‌، بلکه‌شرح‌معجزاتي‌است‌که‌در
حضور انبوه‌مردم‌صورت‌مي‌گرفت‌. هزاران‌هزار نفر به‌دست‌او شفا يافتند و ايشان‌براي‌دهها سال‌، شاهد
زنده‌بر کارها و تعاليم‌او شدند نام‌بسياري‌از آنها به‌عنوان‌مدرک‌در انجيل‌ها آمده‌است‌. نام‌ بارتيماؤس‌
به‌اين‌علت‌در انجيل‌آمده‌چون‌او در زمان‌نگارش‌انجيل‌ها زنده‌بود و مي‌توانست‌شهادت‌دهد
که‌عيسي‌بينايي‌اش‌را به‌او باز گردانده‌است‌. يا وقتي‌در
انجيل‌مي‌خوانيم‌که‌شخصي‌به‌نام‌شمعون‌قيرواني‌صليب‌عيسي‌را حمل‌کرد، نام‌او به‌اين‌دليل‌نوشته‌شد تا
خوانندگان‌بتوانند درستي ماجرا را از او تحقيق‌کنند. وقايع‌اين‌«شهادت‌نامه‌» در خلوت‌رخ‌نداد. پولس‌
آن‌رسول‌برجسته‌و دلير عيسي‌مسيح‌، هنگامي‌که‌در حضور بزرگان‌کشوري‌محاکمه‌مي‌شد، فرمود
«پادشاهي‌که‌در حضور او به‌دليري‌سخن‌مي‌گويم‌، از اين‌امور مطلع‌است‌چونکه‌مرا يقين‌است‌که‌هيچيک‌از
اين‌مقدمات‌بر او مخفي‌نيست‌، زيرا که‌اين‌امور در خلوت‌واقع‌نشد» (اعمال‌26:26). مرگ‌و زنده‌شدنِ
عيسي‌مسيح‌در خفا واقع‌نشد، بلکه‌در مقابل‌چشمان‌شاهداني‌که‌در زمان‌نگارش‌انجيل‌ها زنده‌بودند
به‌علاوه‌، کتاب‌مقدس‌شرح‌رابطه زنده‌و شخصي خدا با انسانهاست‌، انسانهايي‌که‌گاه‌در اوج‌ايمان‌و
تقوا بودند و گاه‌در لغزش‌و سست‌ايماني‌. شرح‌اين‌روابط‌که‌تحت‌الهام‌الهي‌نوشته‌شده‌اند، آشکارکننده اراده‌و
قصد متعالي‌خدا براي‌بشر است
بدينسان‌، مي‌توان‌به‌حق‌گفت‌که‌کتاب‌مقدس‌کتابي‌است‌فراسوي‌وحي‌ها و الهامات‌انتزاعي‌
کتابي‌است‌مبتني‌بر رابطه زنده‌و شخصي‌خدا با انسانها. حتي‌وحي‌ها و مزامير (سروده‌هاي‌روحاني‌) آن‌نيز
همه‌مرتبط‌به‌اوضاع‌و احوال‌معاصرين‌است‌. محتواي‌آن‌را مردم‌در طول‌15 قرن‌تجربه‌کردند و زيستند
کتاب‌مقدس‌به‌راستي‌شهادت‌نامه يک‌ملت‌است‌در طول‌500ر1 سال‌. از اين‌جنبه‌، کتاب‌مقدس‌در
ميان‌ساير کتب‌مذهبي‌منحصربه‌فرد است‌
کتاب‌مقدس‌، آشکارسازنده اراده خدا بر انسان‌
پيش‌از هر چيز، بايد اين‌مسأله‌به‌طور عميق‌درک‌شود که‌خدا مايل‌است‌خود را به‌بشر آشکار سازد و
با او سخن‌گويد. خدا مي‌خواهد با انسان‌مصاحبت‌و ارتباط‌داشته‌باشد. خدا، خدايي‌است‌که‌سخن‌مي‌گويد و
خود را مکشوف‌مي‌سازد. اما خدا چگونه‌با انسان‌سخن‌مي‌گويد و خود را آشکار مي‌فرمايد
شناخت‌خدا از طريق‌طبيعت‌
خدا، وجود و اراده‌خود را از چند طريق‌به‌انسان‌آشکار ساخته‌است‌. خدا از راه‌طبيعت‌با
انسان‌سخن‌گفته‌است‌. در طبيعت‌مي‌توان‌مکاشفه‌اي‌را از خدا مشاهده‌کرد. کلام‌خدا در
اين‌خصوص‌مي‌فرمايد: «چيزهاي‌ناديده‌او يعني‌قوت‌سرمدي‌و الوهيتش‌از حين‌آفرينش‌عالم‌بوسيله‌کارهاي‌او
فهميده‌و ديده‌مي‌شود تا ايشان‌را عذري‌نباشد» (روميان‌1:20). باز در جاي‌ديگري‌مي‌فرمايد
«آسمان‌جلال‌خدا را بيان‌مي‌کند و فلک‌از عمل‌دستهايش‌خبر مي‌دهد» مزمور 19:1
شناخت‌خدا به‌واسطه وجدان‌
به‌علاوه‌، خدا از طريق‌وجدان‌انسان‌نيز با او سخن‌مي‌گويد. انسان‌به‌طور ذاتي‌از وجود خدا
آگاه‌است‌. هر شخص‌در درون‌خود احساس‌مي‌کند که‌وجود برتري‌هست‌که‌خالق‌همه‌چيز مي‌باشد
معيارهاي‌اخلاقي‌نيز گويا در وجدان‌انسان‌حک‌شده‌و او را به‌سوي‌انجام‌راستي‌دعوت‌مي‌کند.
پولس‌رسول‌نيز مي‌فرمايد که‌شريعت‌و احکام‌خدا حتي‌در دل‌بي‌دينان‌نيز مکتوب‌است‌و
وجدان‌ايشان‌گواه‌است‌بر احکام‌الهي روميان‌2:14و15
نارسايي اين‌طرز شناخت
بلي‌، خدا از بيرون‌بوسيله‌کائناتي‌که‌آفريده‌است‌صحبت‌مي‌کند، و از درون‌توسط‌وجدان‌انسان‌. اما آيا
انسان‌به‌حقايق‌الهي‌موجود در طبيعت‌و به‌نداي‌وجدان‌خود پاسخ‌مثبت‌مي‌دهد؟ آيا طبيعت‌و
وجدان‌به‌تنهايي‌انسان‌را به‌سوي‌شناخت‌ذات‌خدا و اراده‌او هدايت‌کرده‌است‌؟ واقعيت‌اين‌است‌که‌انسان‌با
وجود دسترسي‌به‌نور تاباني‌که‌در خلقت‌هست‌، خدا را ترک‌کرده‌و به‌ضد او قيام‌کرده‌است‌. خدا بقدر
کافي‌براي‌شناساندن‌خود، روشنايي‌بخشيده‌است‌تا کسي‌ادعا نکند که‌او بي‌انصاف‌است‌ اما انسان‌با ميل‌خود
نور طبيعي‌را رد کرده‌و خود را به‌هلاکت‌ابدي‌سپرده‌است‌. پس‌اين‌خدا نيست‌که‌انسان‌را به‌جهنم‌مي‌فرستد
بلکه‌اين‌خود انسان‌است‌که‌از خدا مي‌خواهد او را تنها بگذارد، چون‌مي‌خواهد مطابق‌ميل‌خود زندگي‌کند
وقتي‌خدا با ناراحتي‌و بي‌ميلي‌، انسان‌را به‌حال‌خود وامي‌گذارد، جز نابودي‌و ارتداد و جهنم‌، چيزي‌براي‌او
باقي‌نمي‌ماند. بنابراين‌، طبيعت‌و وجدان‌به‌تنهايي‌نمي‌توانند انسان‌را به‌سوي‌خدا رهبري‌کنند
مکاشفه کامل‌خدا در مسيح‌
از اينرو خدا بر آن‌شد که‌خود را از طريق‌فرزندش‌عيسي‌مسيح‌به‌بشر آشکار سازد و او را
به‌سوي‌خود فرا خواند. کلام‌خدا در اين‌زمينه‌توضيح‌داده‌مي‌فرمايد: «خدا در ايام‌قديم‌، در اوقات‌بسيار و
به‌راههاي‌مختلف‌بوسيله‌پيامبران‌با پدران‌ما تکلم‌فرمود ولي‌در اين‌روزهاي‌آخر بوسيله‌پسر خود با ما
سخن‌گفته‌است‌» (عبرانيان‌1:1و2 ترجمه‌جديد فارسي‌). خدا رستگاري‌انسان‌را از
طريق‌فرزندش‌عيسي‌مسيح‌مهيا کرده‌است‌. او تنها وسيله‌نجات‌بشر از گناه‌و محکوميت‌ابدي‌است‌
نقش‌کتاب‌مقدس‌
اما يگانه‌راه‌براي‌آشنايي‌با پيام‌نجات‌بخش‌مسيح‌، کتاب‌مقدس‌است‌. در کتاب‌مقدس‌است‌که‌چهره‌مسيحِ
نجات‌دهنده‌آشکار شده‌است‌. از کتاب‌مقدس‌است‌که‌در مي‌يابيم‌خدا جهان‌را آنقدر محبت‌نمود که‌پسر
يگانه‌خود يعني‌عيسي‌را داد تا هر که‌به‌او ايمان‌آورد هلاک‌نگردد، بلکه‌حيات‌جاوداني‌يابد. از
کتاب‌مقدس‌است‌که‌درمي‌يابيم‌عيسي‌مسيح‌آمد تا با مرگ‌خود بر صليب‌ باعث‌شود خدا گناهان‌انسان‌را ببخشد
و او را به‌فرزندي‌بپذيرد. از کتاب‌مقدس‌است‌که‌پي‌مي‌بريم‌عيسي‌مسيح‌چهره‌قابل‌رؤيتِ خداي‌ناديده‌است‌و
فقط‌اوست‌که‌مي‌تواند خدا را آنطور که‌هست‌بر انسان‌آشکار سازد. اين‌پيام‌نجات‌، فقط‌از
طريق‌کتاب‌مقدس‌آشکار مي‌شود. بنابراين کتاب‌مقدس‌آشکارکننده خاص‌حقايق‌الهي‌است
پس‌اگر کسي‌مي‌خواهد خدا را بشناسد و بداند که‌خدا براي‌انسان‌و نجات‌او چه‌طرحي‌دارد، بايد
به‌کتاب‌مقدس‌رجوع‌نمايد اينجاست‌که‌اهميت‌کتاب‌مقدس‌به‌طور کامل‌آشکار مي‌شود
کتاب‌مقدس‌چگونه‌الهام‌شده‌است‌
اما حال‌که‌به‌اهميت‌کتاب‌مقدس‌در زمينه‌مکاشفه‌الهي‌پي‌برديم‌، اين‌سؤال‌مطرح‌مي‌شود که‌خدا
چگونه‌کتاب‌مقدس‌را به‌انسان‌بخشيد يا به‌عبارت‌ديگر خدا کتاب‌مقدس‌را چگونه‌به‌پيامبران‌الهام‌کرد؟
الهام‌چيست‌و چگونه‌صورت‌گرفته‌است‌
معني‌الهام‌
در مورد الهام‌، دو آيه مهم‌در کتاب‌مقدس‌هست‌که‌آنها را در اينجا نقل‌قول‌مي‌کنيم‌؛پطرس‌رسول‌در
مورد الهام‌مي‌فرمايد نبوت‌به‌اراده‌انسان‌هرگز آورده‌نشد، بلکه‌مردمان‌به‌روح‌القدس‌مجذوب‌شده‌، از
جانب‌خدا سخن‌گفتند
دوم‌پطرس‌1:21 پولس‌رسول‌نيز مي‌فرمايد: «تمامي‌کتب‌از الهام‌خداست‌و به‌جهت‌تعليم‌و تنبيه‌و اصلاح‌و
تربيت‌در عدالت‌مفيد است‌
دوم‌تيموتاؤس‌3:15 و 16
کلمه الهام‌که‌در اينجا به‌کار رفته‌، در اصل‌به‌معني‌«خدا دميده‌» مي‌باشد. در کتاب‌مقدس‌، منظور از
دم‌يا نَفَس‌خداهمان‌روح‌القدس‌است‌. در واقع‌خدا پيام‌خود را از طريق‌روح‌القدس‌بر انبياء دميده‌است‌. خدا
به‌وسيله‌روح‌القدس‌در انسان‌مي‌دمد تا او با چنان‌دقتي‌سخن‌بگويد يا بنويسد که‌حاصل‌کار او
به‌درستي‌منظور خود خدا را منعکس‌سازد. به‌اين‌ترتيب‌، انبيا که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌هستند، تحت‌نفوذ و
قدرت‌روح‌القدس‌که‌روح‌خداست‌، قرار گرفتند. روح‌القدس‌فکر و ذهن‌ايشان‌را در دست‌گرفت‌و سخنان‌خدا
را در فکر ايشان‌قرار داد تا آن‌را به‌رشته‌تحرير درآورند، به‌طوري‌که‌آن‌پيام‌مصون‌از خطا بماند
روح‌القدس‌اشخاص‌را آنچنان‌در گزينش‌موضوع‌و کلمات‌هدايت‌کرده‌که‌کلماتي‌که‌آنان‌به‌کار گرفته‌اند، در
واقع‌کلمات‌خود خدا مي‌باشند
از اين‌آيات‌چنين‌نتيجه‌مي‌شود که‌خدا خود منشأ کتاب‌مقدس‌است
روح‌القدس‌عاملي‌است‌که‌توسط‌آن‌کتاب‌مقدس‌عطا شده‌و انسان‌وسيله‌اي‌است‌که‌به‌هدايت‌روح‌، کتاب‌مقدس‌را
به‌رشته‌تحرير در آورده‌است‌
تصور نادرست‌در مورد الهام‌
اما در اينجا نکته‌اي‌وجود دارد که‌بايد حتماً روشن‌شود. اغلب‌اوقات‌، وقتي‌درباره‌الهام‌و
وحي‌سخن‌به‌ميان‌مي‌آيد، ممکن‌است‌اين‌تصور ايجاد شود که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌به‌هنگام‌دريافت‌وحي
هويت‌و اراده‌خود را از دست‌مي‌دادند و تبديل‌به‌وسيله‌اي‌بي‌جان‌در دست‌روح‌خدا مي‌شدند و اين‌وسيله
بي‌جان‌، پيام‌خدا را مي‌نوشت‌. به‌عبارت‌ديگر تصور مي‌شود که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌، مانند
قلمي‌بي‌جان‌در دست‌خدا بودند و خدا بدون‌توجه‌به‌ميزان‌سواد و سطح‌درک‌و فرهنگ‌آنها کلمات‌خود را
به‌ايشان‌القا مي‌کرد. اگر بخواهيم‌در قالب‌اصطلاحات‌امروز سخن‌بگوييم‌، مي‌توان‌گفت‌که‌برخي‌تصور
مي‌کنند نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌ماشين‌تحريري‌بودند که‌روح‌القدس‌پيام‌خدا را با آن‌تايپ‌مي‌کرد
نقش‌نويسندگان‌
چنين‌تصوراتي‌از نحوه‌وحي‌و الهام‌نادرست‌بوده‌، خلاف‌کتاب‌مقدس‌مي‌باشد.
روح‌القدس‌به‌هنگام‌انتقال‌پيام‌خدا به‌ذهن‌نويسندگان‌، سواد و معلومات‌و قوه‌ درک‌و فرهنگ‌ايشان‌را در نظر
مي‌گرفت‌. به‌عنوان‌مثال‌وقتي‌روح‌خدا مي‌خواست‌مطلبي‌را به‌نويسنده‌الهام‌کند، کلماتي‌به‌کار نمي‌برد
که‌نويسنده‌معني‌يا املاي‌آن‌را نداند. يا مطالبي‌الهام‌نمي‌کرد که‌براي‌فرهنگ‌نويسنده‌ناآشنا يا نامأنوس‌باشد
مطالب‌الهام‌شده‌، با خصوصيات‌اخلاقي‌، سبک‌نگارش‌و احساسات‌نويسنده‌هماهنگي‌داشت‌. در
واقع‌انبيايي‌که‌نويسندگان‌کتاب‌مقدس‌هستند، پيام‌الهام‌شده‌را لااقل‌از نظر مفهوم‌ظاهري‌و کلمات‌کاملاً
درک‌مي‌کردند و سپس‌آن‌را مي‌نوشتند. به‌همين‌دليل‌، قسمت‌هاي‌مختلف‌کتاب‌مقدس‌از نظر سبک‌نگارش‌با
يکديگر تفاوت‌دارند. نوشته‌هاي‌سليمان‌حکيم‌با نوشته‌هاي‌عاموس‌چوپان‌، و کتب‌پولس‌فيلسوف‌با
پطرس‌ماهيگير متفاوت‌است‌. اما آنچه‌که‌مهم‌است‌اين‌است‌که‌تک‌تک‌کلمات‌نوشته‌شده‌در
کتاب‌مقدس‌الهام‌مستقيم‌خداوند است‌و هيچگونه‌اشتباه‌و خطا در آن‌راه‌ندارد
از اينروست‌که‌مي‌توان‌با يقين‌کامل‌اعلام‌کرد که‌کتاب‌مقدس‌تنها مرجع‌معتبر
براي‌اعتقادات‌مسيحي‌است‌. کتاب‌مقدس‌تنها وسيله‌اي‌است‌که‌در آن‌پيام‌خدا براي‌نجات‌و رستگاري‌بشر
مکشوف‌شده‌است‌. کتاب‌مقدس‌قانون‌کامل‌ايمان‌و عمل‌مسيحي‌است‌
† دعا کنید برای مسلمانانی که به مسیح ایمان می آورند.چرا که به محض ایمان آوردن با مخالفت های خانواده وجامعه روبرو می شوند.عبرانیان۱۰ باب ۳۲ شما باید ایام گذشته رابه یاد آورید : وقتی تاره به نور الهی منور شدید و متحمل رنجهای عظیم گشتید و استوار ماندید. ۳۳ شما بارها در معرض اهانت و بدرفتاری قرار گرفتید و گاهی باکسانی که چنین بدی ها را می دیدند شریک و سهیم بودید.† دعا کنید تا خداوند مسیحیانی را که بخاطرجفا او را انکار می کنند ببخشد و مورد لطف و بخشش خود قراردهد.متی ۲۶ باب ۴۱ بیدار باشید و دعا کنید تا دچار وسوسه نشوید ، روح مایل است اما جسم ناتوان.»† برای رهبران مسیحی وخانواده های آنان درمصردعا کنید،چرا که آنها بخاطر نجات افراد مسلمانی که تازه به عیسی مسیح ایمان می آورند،زندگی خود را به مخاطره می اندازند.تقريباً ۹۰ درصد از مردم كشور مصر مسلمان (با گرايشي سنّي) ميباشند. اقليت مذهبي اين كشور را مسيحيت (قبطي) به ميزان ۸ تا ۱۰ درصد تشكيل ميدهد.
میزبان كلیسای خانگی بدست نیروهای لباس شخصی كشته شد
باز هم خون شهیدی دیگر برای بشارت انجیل آسمانی مسیح خداونددر خاک پاک ایران بر زمین ریخت، مبارک باد ای همه مسیحیان وعاشقان مسیح این جانفشانی و خون پراکنی در کلام خداوندبه گـزارش شبـكـه خبـر مسیحیان فـارسی زبان و به نـــقل از منابـع خبری ما از “ملك شهر اصفهان” در جریان دستگیری و بازداشت تعدادی از هموطنان مسیحی مان كه شب یكشنبه در تاریخ ۲۷ جولای ۲۰۰۸ برابر با (۶ مردادماه ۱۳۸۷) در یك كلیسای خانگی كه گروهی از ایمانداران مسیحی جهت پرستش و دعا گردهم آمده بودند ، متاسفانه با خبر شدیم ، ” عباس امیری ” از ایمانداران مسیحی، كه خانه خود را برای جمعی از مسیحیان در آن شهر به جهت عبادت و دعا به كلیسای خانگی خداوند تبدیل كرده بود ، بر اثر هجوم و ضرب و شتم ماورین امنیتی لباس شخصی وبه دلیل جراحت وارده بر قفسه سینه و كهولت سن ایشان روز چهارشنبه در تاریخ ۳۰ جولای برابر با ۹ مرداد ماه پس از ۳ روز بستری در بخش مرافبت های ویژه در ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه در بیمارستان شریعتی اصفهان در سن ۶۳ سالگی جان به جان آفرین تسلیم و در خداوند به خواب رفت .بنا بر گزارش FCNN.com ، مامورین امنیتی لباس شخصی پس از یورش به كلیسای خانگی بیشتر از این موضوع عصبانی و خشمگین بوده اند که این شهید مسیحی (عباس امیری) كه بهمراه همسر خود میزبانی كلیسای خانگی را برعهده داشتند، قبل از ایمان به مسیح به سفر “( حج – مكه )” رفته و عنوان ” حاجی” را نیز بر خود داشت ،وی همچنین در زمان جنگ ایران و عراق نیز به عنوان “رزمنده” در جبهه ها حضور داشت و برای آنان باورنکردنی بود که این شخص به مسیح ایمان آورده و به تشکیل کلیسای خانگی همت ورزیده باشد.پس از فوت نامبرده هنگامی كه خانواده آنها می خواستند جسد را تحویل بگیرند ،مامورین پلیس امنیتی به آنها هشدار دادند كه اجازه هیچگونه خبر رسانی و برپایی مراسمی با نصب پرچم های سیاه در سر در منازل خود ندارند و در صورت مشاهده با آنان شدیدا برخورد خواهد شد.خانواده امیری و فرزندانش پیكر پاك این شهید مسیحی را روز پنجشنبه ۳۱ جولای ( دهم مرداد ماه ) به زادگاهش در “مسجد سلیمان” انتقال دادند ، به نقل از همكار ما از مسجد سلیمان ، مراسم تشیع جنازه ،علیرغم ممانعت مامورین پلیس امنیتی وانتظامی از ورود مردم به محل قبرستان اما مراسم خاكسپاری با انبوه دوستاران و بستگان وی بدون هیچگونه مراسم خاص مذهبی برگزار گردید .شبکه خبرمسیحیان فارسی زبان و دیگر سازمانها و کلیساهای مسیحی بشارتی ایرانی در داخل و خارج از كشور،همدردی خود را با بازماندگان، همسر و فرزندانش و دوستان و یاران و بخصوص اعضای كلیسای خانگی كه این شهید سرپرست و میزبان آن بود را اعلام میداریم و اعلام میکنیم که ما به سوگ برادر شهیدمان نمی نشینیم و سیه پوش عزای سفرش نمی شویم چون ایمان داریم که اینک در آغوش مسیح است، بلکه با شادی و قوت مضاعف برای پیشبرد کلام خداوند دعا خواهیم کرد و حرکت خواهیم نمود و رنجور و فرسوده نخواهیم شد درود بر روح سربلندش و خونش كه نهال كلیسای ایران را آبیاری نموده است.
به‌ گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازخبرگزاری نیمه دولتی فارس با بیان این مطلب می نویسد؛ در اقليم كردستان، سه جوان ناشناس مشغول توزيع كتاب انجيل و سي‌دي‌هاي اين كتاب در بازارهاي شهر “سيد صادق” كردستان عراق بودند، كه پس از مدتي فرار كردند!به‌ گفته‌ شاهدان، سه جوان غريبه‌ كه تعداد زيادي انجيل و بيانيه را در ميان مردم و بازارهاي شهر “سيد صادق” عراق پخش مي‌كردند، اندكي پس از توزيع اين محموله فرار كردند. این خبرگزاری همچنین می نویسد: آنان سي‌دي‌هاي آموزش دين مسيحيت را نيز به‌ مردم مي‌دادند. در پي تماس خبرنگار فارس در اربيل با فرمانده‌ نيروهاي پليس شهر “سيد صادق ” نيز نامبرده‌ اظهار بي‌اطلاعي كرد و گفت: چنين چيزي به‌ ما گزارش نشده‌ است و من اطلاعي از اين موضوع ندارم. فارس می نویسد: اين درحالي است كه در سي‌دي‌هاي توزيع شده در ميان مردم كه‌ نسخه‌اي از آن به‌ دست خبرنگار فارس در اربيل نيز رسيده‌ است، از مردم مي‌خواهد به‌ مسيحیت روي آورند و نكته جالب توجه اينجاست كه‌ تمامي آنها به‌ زبان كردي نوشته‌ شده‌ است كه‌ اين كار هزينه‌ بسيار بالايي دارد و نشان مي‌دهد كه‌ اين اقدامات با برنامه‌ريزي انجام مي شود
اسلام دیدگاه نادرستی از عیسی مسیح دارد
پسر یکی از رهبران اسلامی که به مسیحیت تغییر دین داد ده نکته را که به گفتۀاو هرکس باید دربارۀ اسلام بداند را فهرست نموده است.۱۰ نکتهبه گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل ازchristian post، ” مکلین”، پسر یکی از رهبران اسلامی که در سال ۱۹۸۲ به مسیحیت تغییر دین داد ده نکته را که به گفتۀ او هرکس باید دربارۀ اسلام بداند تا بتواند درک صحیحی از کیستی مسلمانان و چگونگی گفتگو با آنها بداند را فهرست نموده است.”امیر جانر”، که درحال حاضر رئیس کالجی در Southwestern در فورت نورث تگزاس میباشد، برای ۱۴۰۰ مبشر مسیحی شرکت کننده در یک کنفرانس دفاعیاتی مسیحی سخنرانی کرد.نخستین نکته ای که وی به آن پرداخت، یکی نبودن” یهوه و الله بود”. جانر گفت که اگر کسی ایمان نداشته باشد که عیسی مسیح همان خدای زنده است، آنوقت غیر ممکن است که این دو خدا را یکی بدانیم با این حال مسیحیان باید بدانند که مسلمانان به عیسی مسیح اعتقاد دارند ولو نه آنگونه که عیسی مسیح در کتابمقدس معرفی شده است.وی با اشاره به اول پادشاهان باب ۱۸ گفت ؛ مسیحیان باید در برابر مسلمانان نسبت به ایمانشان همچون” الیشع” در برابر انبیای بعل روشن و بی پروا باشند.”جانر” این موضوع را روشن نمود که با اینکه از عیسی در قرآن یاد شده است، اما اسلام دیدگاه نادرستی از عیسی مسیح دارد. عیسی در اسلام یک پیامبر مانند سایر پیامبران است، نه نجات دهنده ، همچنین عیسی مسیح به ادعای اسلام مصلوب نشد بلکه شخص دیگری بجای او به صلیب کشیده شد (!).وی که پیش از این یک مسلمان بوده و پدرش پس از اینكه وی به مسیحیت گروید او را طرد کرد به این موضوع اشاره کرد که در اسلام این فرد است که باید با اعمال خوب خود رضایت احتمالی خدا را بدست آورد و در واقع میتوان گفت که اسلام در میان ادیان دنیا بزرگترین دین مبتنی بر عمل مومن است.با این حال مسلمانان هرقدر هم که به انجام اعمال نیک بپردازند، تنها میتوانند “امیدوار” باشند که الله از ایشان خوشنود است و ایشان را به بهشت میبرد، لیکن هیچ تضمینی برای آخرت و امید خود ندارند.آخرین نکته ای که “جانر” به آن پرداخت این بود که بسیاری از مسلمانان بسوی “مسیح” میآیند و دلیل شماره یک آن “امنیت ابدی” آن است. در اسلام با تمام سختی ای که مومن برای خوشنودی الله تحمل میکند، بازهم تضمینی برای تحصیل رضای خدا ندارد. مسلمانان همچنین مجذوب محبت بی قید و شرط، و صمیمیت با خدا در مسیحیت میگردند.وی افزود:” به من با دقت گوش کنید – هرچقدر بیشتر برای نجات خودتان تلاش کنید بیشتر نا امید و سرخورده میشوید.”خلاصۀ ۱۰ نکته ای که هر کس دربارۀ اسلام باید بداند:۱- الله و یهوه یکی نیستند.۲-جهاد، یا جنگ مقدس، در قرآن و حدیث توصیه شده اند.۳-دستورات و تشریفات خاصی (شریعت) در اسلام وجود دارد.۴-در اسلام آزادی دین وجود ندارد۵-نگرش اسلام به زن نسبت به مسیحیت بسیار فروتر است.۶-اسلام نگاهی فرومایه به عیسی مسیح دارد.۷-کتابمقدس در اسلام تضییع شده است۸- اسلام نسبت به سایر ادیان جهان بسیار وظیفه مدار است.۹- شقاقهای بسیاری از اسلام است.۱۰-بسیاری از مسلمانان به مسیحیت روی میآورند.
مسیحی بودن به چه معنی است؟
در بین عامّۀ مردم و حتی اجتماعات مذهبی، مفهوم درستی از « مسیحی بودن » وجود ندارد.آیا به معنی قبول یک سیستم اعتقادی است؟آیا به معنی تمایل به یک الگوی اخلاقی تجویز شده است؟آیا به معنی تغییر و یا بهبود رفتار شخصی است؟آیا به معنی ملحق شدن به یک سازمان کلیسائی است؟آیا به معنی انجام منظم یک آئین عبادی است؟حتی گاهی آنهایی که خود را « مسیحی » می نامند، قادر به معنی و تعریف کردن مسیحی بودن نیستند. توضیحات مبهم آنها با سردرگومی در این توضیحات، اغلب منتهی به تعابیر ذکرشده در بالا خواهد شد. چیزی که در اینجا نیاز است، یک بازگوئی مشخص کتاب مقدسی از اساس روحانی « مسیحی بودن » است. برای اینکه اینکار را انجام دهیم، این مطالعه را به دو بخش مجزا، تفکیک می کنیم: اموری که مربوط به مسیحی شدن می شود و اموری که نتیجتا مربوط به مسیحی بودن کسی است که قبلا مسیحی شده. مسیحی شدنما در اینجا در مورد « مذهبی شدن »، « ملحق شدن به کلیسا » و « اعتقاد و باور داشتن یک سری تعالیم اعتقادی » صحبت نمی کنیم. مطلبی که در اینجا به آن می پردازیم « مسیحی شدن » است. یک نفر چکار باید کند تا مسیحی شود؟از یک طرف کسی نمی تواند کاری انجام دهد تا مسیحی شود. تمام چیزی که برای مسیحی شدن و مسیحی بودن لازم است، قبلا عیسی مسیح انجام داده است. بخاطر همین او اعلام کرد که: ” تمام شد. ” ( یوحنا 19 : 30 ). تنها محض عمل فیض خدا در عیسی مسیح است که این فرصت برای مسیحی شدن و مسیحی بودن برای بشر فراهم شده است. ” زیرا که محض فیض نجات یافته اید، بوسیلۀ ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست و نه از اعمال تا هیچ کس فخر نکند. ” ( افسسیان 2 : 8 ـ 9 ). هیچ عمل و یا اثر انسانی که از نظر روحانی بتواند بر واقعیت مسیحی شدن تأثیر بگذارد و جود ندارد.مسیحی شدن موضوع الحاق فیزیکی و بیرونی به سازمان اجتماعی ای بنام « کلیسا » نیست؛ و نیز مسیحی شدن پذیرش غیرمادی اعتقادات تاریخی و الهیاتی یک باور نیست. تغییرات رفتاری و تکرار تشریفات مذهبی جوهر اصلی مسیحی شدن نیستند.مسیحی شدن واقعیت روحانی است که از مرکز وجودی ما به بیرون تراوش می کند. روح، جان و بدن ما تماما ( اول تسالونیکیان 5 : 23 ) در عیسی مسیح محفوظ می ماند. مهمترین نیاز بشر، جوان شدن، تعدیل روانی و بهبود اجتماعی نیست، بلکه تبدیل و احیای روحانی است. چونکه زندگی فیزکی تمامی بشر روحانی شروع شده است ( افسسیان 2 : 1 و 5 ). نیاز اولیۀ انسان این است که دوباره از نظر روحانی زنده شود. بیان تمثیلی که کتاب مقدس برای زنده شدن استفاده می کند، مفهوم « تولد تازه » ( اول پطرس 1 : 3 و 23 ) و یا از سر نو مولود شدن ( یوحنا 3 : 3 و 7 ) است. وقتی عیسی به نیقودیموس، یکی از رهبران مذهبی یهود، گفت که او نیاز دارد که از سر نو مولود شود ( یوحنا 3 : 1 ـ 7 )؛ او به معنی لغوی زایمان فکر می کرد. بعنوان یک « انسان طبیعی »، اگرچه بسیار مذهبی، معنای روحانی آنرا درک نکرد ( اول قرنتیان 2 : 14 ).نیازهای اولیۀ انسان دانش، تحصیلات، خود باوری و پیشرفت نیست. نیاز انسان احیاء با همان حیات خدا در شخص پسرش، عیسی مسیح است. روح خدا به روحهای ما حیات می بخشد ( دوم قرنتیان 3 : 6 ) و همراه با « زندگی تازه » ( رومیان 6 : 4 )، باعث زنده شدن روحهای ما می شود ( رومیان 8 : 10 ). کسیکه بدینگونه مسیحی می شود، از مرگ روحانی گذشته و به حیات روحانی می رسد ( اول یوحنا 3 : 14 ). زندگی روحانی ایکه یک مسیحی دریافت می کند، حیات الهی عیسی مسیح است. عیسی گفت : ” من راه، راستی و حیات هستم. ” ( یوحنا 14 : 6 ). ” کسیکه پسر را دارد حیات دارد و کسیکه پسر خدا را ندارد، حیات ندارد.” ( اول یوحنا 5 : 12 ). این « حیات جاودان » که در عیسی مسیح است ( رومیان 6 : 23 )، حیات روحانی است که عیسی آمد تا آنرا بیاورد ( یوحنا 10 : 10 ) تا محض ارادۀ خدا انسان به انسانیت اصلی خود ترمیم شود. حیات جاودان، متاع و موجودیتی نیست که ما وقتی فیزیکی مردیم، آنرا دریافت کنیم، بلکه حیات عیسی مسیح است که در یک مسیحی با بقای مستمر و ابدی وجود دارد.احیاء روحانی یا حیات دوباره در روح انسان اتفاق می افتد. ” آنچه از روح متولد گردد، روح است ” ( یوحنا 3 : 6 ). ” روح خدا با روح ما با هم شهادت می دهند که فرزندان خدا هستیم ” ( رومیان 8 : 16 ). یکی شدن روحانی جائیست که ” هر که به خدا بپیوندد، روحاً با او یکی است ” ( اول قرنتیان 6 : 17 ). واقعیت خارق العاده ایکه در اینجا وجود دارد این است که مسیحی شدن حضور روح مسیح در روح فردی است که باایمان او را می پذیرد. ” هر که روح مسیح را ندارد، از آن او نیست. ” ( رومیان 8 : 9 )، یا درواقع مسیحی نیست!ساکن شدن روح مسیح در روح یک فرد، حیات و حضور شخصی و وجودی عیسی مسیح قیام کرده است. پولس می خواهد که قرنتیان را با ارزیابی اینکه آیا در واقع مسیحی هستند،؛ آنها را با طرح این سوال تشویق کند: ” آیا خود می توانید تشخیص دهید که عیسی مسیح در شماست؟ ” ( دوم قرنتیان 13 : 5 ).سرّ روحانی انجیل « مسیح در شما، امید پرجلال » می باشد ( کولسیان 1 : 27 )؛ براین اساس است که پولس اعلام می کند: “‌ زندگی‌ می ‌كنم‌ لیكن‌ نه‌ من‌ بعد از اين‌، بلكه‌ مسيح‌ در من‌ زندگی‌ می ‌كند. ” ( غلاطیان 2 : 20 ). زمانیکه شخصی « درمسیح » است و مسیح « در او »، آن شخص خلقت تازه ای می شود ( دوم قرنتیان 5 : 17 )؛ یک انسان تازه ( افسسیان 4 : 24 و کولسیان 3 : 10 )، قیام کرده در تازگی حیات ( رومیان 6 : 4 ) توسط حضور زندگی مسیح در روحهش. او هویّت روحانی جدیدی بعنوان فرزند خدا ( یوحنا 1 : 12 ؛ اول یوحنا 3 : 1، 2 و 10 )، پسر خدا ( غلاطیان 3 : 26 )، شبیه مسیح و مسیحی خواهد داشت.چگونه این واقعیت روحانی جلوه گر می شود؟ چگونه عمل کرده وتسهیل می شود؟ هیچگونه فرمول و یا روش فیزیکی و یا روانشناسانه ای وجود ندارد که یک نفر آنرا دقیقاً دنبال کند تا مسیحی شود. این واقعیت تحت تأثیر هیچ روش فیزیکی قرار ندارد؛ مانند: بلند شدن از جا و حرکت به جلوی کلیسا در پاسخ به دعوت واعض، گرفتن دست شخصی در دعا، تکرار جملات از قبل تعیین شدۀ « اعتراف ایمان » و تعمید آب گرفتن؛ اگرچه اینها ممکن است در ابراز و یا در همراهی پاسخ یک شخص به عیسی مسیح مؤثر باشند. همچنین پاسخهای روانشناسانه در پذیرش روانی، تاریخی و الهیاتی باورها؛ و یا تجربۀ معقولانۀ احساسات انسانی در شکل گیری و یا روش پاسخ به عیسی مسیح تأثیر مستقیمی ندارند. برای مسیحی شدن تنها کافی است که شخصاً با ایمان نزد خدا بیائیم. ایمان باور صحّت یکسری اطلاعات در مورد عیسی مسیح و یا داشتن تجربۀ خلسه دنیای غیرمادی نیست. بلکه ایمان انتخاب ارادی و پذیرش عمل عیسی مسیح؛ پذیرش کار بازخریدی مرگ مسیح در جای ما و نیز دریافت حیات عیسی به روحهایمان است. ” به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولد یافتند. ” ( یوحنا 1 : 12 ـ 13 ). ” …در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوس وعده مختوم شدید. ” ( افسسیان 1 : 13 ). هر کسی که عیسی مسیح را قبول کند و مسیحی شود، از حضور قدرت بخش عیسی مسیح در زندگی اش مطمئن می شود. عیسی اعلام می کند که ” اینک من تا انقضای عالم همراه شما می باشم. ” ( متی 28 : 20 ).” …مسیح قوت خداست…” ( اول قرنتیان 1 : 24 ). ” …در ما عمل می کند…” ( افسسیان 3 : 20 ).مسیحی بودنما صاحب تمام چیزهایی ضروری که برای بودن و رفتار کردن مانند یک مسیحی احتیاج است از کسی هستیم که با او متحّد شدیم و هویت روحانی ما در اوست، یعنی عیسی مسیح. مسیحی بودن و زندگی کردن بعنوان یک مسیحی انجام یکسری مراسم مذهبی برای پیروی از نمونۀ تاریخی عیسی مسیح و تلاش برای مانند مسیح شدن نیست. کوشش برای الگوبرداری از رفتار دیگری برای رسیدن به نمونۀ عیسی، چیزی جزء تلاش خود محوری، طوطی وار و میمون گونۀ یک شخص بر الگوی رفتاری شخص دیگر نیست. زندگی مسیحی تقلید از عیسی نیست، بلکه آشکار ساختن حیات و شخصیت او در رفتارمان است؛ ” …تا حیات عیسی در بدن فانی ما ظاهر شود. ” ( دوم قرنتیان 4 : 10 و 11 ). زندگی کردن مسیحی از تکرار یکسری مراسم مذهبی تشکیل نشده. همچنین حفظ یکسری قوانین و مقررات رفتاری بر طبق اصول اخلاقی نیست. نه در گیر بودن در امور کلیسایی ماهیت زندگی مسیحی است و نه شرکت در جلسات کلیسایی و برنامه های مذهبی و پرداخت ده یک از درآمد.زندگی کردن و رفتار کردن در یک مسیحی، توسط فیض خدا در حیات پویای عیسی مسیح تقویت می شود. وقتی عیسی مسیح شاگردان را ترک کرد، این وعده را داد که: ” چون روح القدس بر شما می آید، قوّت خواهید یافت…” ( اعمال 1 : 8 )، ” …بحسب عطای فیض خدا که بر حسب عمل قوّت او به من داده شده است. ” ( افسسیان 3 : 7 )، که برآورده کنندۀ « کفایت در هر امری » است ( دوم قرنتیان 9 : 8 ). بنابراین پایداری و ثابت قدمی در مسیحیت از آنچه انجام می دهیم و یا رفتار می کنیم نیست بلکه تشخیص کفایت حیات عیسی مسیح در زندگی ماست. ” …او که عمل نیکو را در شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید. ” ( فیلپیان 1 : 6 ).عیسی گفت: ” من‌ آمدم‌ تا ایشان‌ حيات‌ يابند و آن‌ را زيادتر حاصل‌ كنند. ” ( یوحنا 10 : 10 )؛ و دوباره اعلام می نماید که ” من راه و راستی و حیات هستم. ” ( یوحنا 14 : 6 ). مسیحیان می توانند مانند پولس رسول اظهار کنند که : ” مسیح زندگی ماست. ” ( کولسیان 3 : 4 )؛ بنابراین ” مرا زیستن مسیح است ” ( فیلپیان 1 : 21 ). زندگی مسیحی « زندگی نجات بخش مسیح » است ( رومیان 5 : 10 ). این جائیست که ما از شرارت اعمال انسانی « در امان » هستیم تا اینکه بتوانیم بقصد خدا و بر اساس انگیزۀ الهی مسیح در ما، رفتار نمائیم. خداوند، عیسی زنده می خواهد ما را با روح القدسش پر سازد ( افسسیان 5 : 18 ) و رفتار ما را کنترل کرده تا شخصیت خود را در ما آشکار نماید. این برای معیار مسیحی بر طبق ارزشهای اخلاقی نیست، بلکه جلوۀ ” ثمرۀ روح، محبّت، خوشی، سلامتی، حلم، مهربانی، نیکویی، ایمان، تواضع و پرهیزکاری است. ” ( غلاطیان 5 : 22 ). بنابراین ما به شخصیت مقدسش اجازه می دهیم تا در جریان مقدس شدن ما آشکار شود ( اول قرنتیان 1 : 30 و اول تسالونیکیان 5 : 23 ).چونکه ما انسانها به طور طبیعی دارای این روحیه و قصد برای انجام رساندن وظایف را داریم، میل به این سؤال در قبال مسئولیت پذیری در بین مسیحیان نیز وجود دارد که چکار باید انجام دهیم تا مسیحی زندگی کنیم. زندگی مسیحی بخاطر آنچه ما انجام می دهیم نیست که شکل می گیرد، بلکه آنچیزی که او انجام می دهد. عیسی مسیح به شاگردانش گفت که: ” جدا از من هیچ نمی توانید کرد. ” ( یوحنا 15 : 5 ). پولس، یک مرد عمل در شریعت اینرا می پذیرد که ” نه آنکه کافی باشیم که چیزی را به خود تفکر کنیم که گویا از ما باشد، بلکه کفایت ما از خداست. ” ( دوم قرنتیان 3 : 5 ). مسیحی شدن و مسیح بودن ما درگرو افزایش تعهد و سرسپردگی ما به سازمان کلیسا نیست. رفتار و رشد مسیحی ما در گرو اکتساب بیشتر دانش و تعلیمات کتاب مقدسّی برای نشان دادن مقبول بودن نزد خدا، نیست. تجارب احساسی، کسی را مسیحی بهتری نمی کند. فعال بودن در امور مسیحی مثل خدمت خداوند در خدمتهای مختلف و یا فرصتهای مسیونری، اعتباری برای پیشبرد زندگی مسیحی نیستند. ” ( خدا ) از دست مردم خدمت کرده نمی شود که گویا محتاج چیزی باشد…” ( اعمال 17 : 25 ). مسیح برای پولس در همه زندگی و خدمتش اعتبار بود، به همین دلیل پولس اینطور نوشت: ” جرأت نمی کنم که سخنی بگویم جزء در آن اموری که مسیح بواسطۀ من به عمل آورد…” ( رومیان 15 : 18 ). پولس می نویسد: ” چنانکه مسیح خداوند را پذیرفتید، در وی رفتار نمایید. ” ( کولسیان 2 : 6 ). برای اینکه مسیحی شویم چگونه عیسی مسیح را پذیرفتیم؟ با ایمان. سپس یک مسیحی موظف است که لحظه به لحظه با تصمیم های ارادی خود اجازه دهد تا عمل پذیرش مسیح در زندگی اش به فعل تبدیل شود. چنین ایمان قابل پذیرشی، موجب کارهای حیاتی زندگی و شخصیت عیسی مسیح در رفتار ما می شود ( یعقوب 2 : 26 ). پولس توضیح می دهد که: ” …مسیح در من زندگی می کند و زندگانی که الحال در جسم می کنم، به ایمان بر پسر خدا می کنم که مرا محبّت نمود و خود را برای من داد. ” ( غلاطیان 2 : 20 ). پس مسیحی بودن به چه معنی است؟ مسیحیت یعنی مسیح. مسیحی کسی است که عیسی مسیح در او بواسطۀ روحش زندگی می کند؛ کسی است که اجازه می دهد که زندگی و شخصیت عیسی مسیح در رفتارش برای عمل جلال خدا ظاهر شود ( اشعیا 43 : 7 ). جیمز ای فولر 1999مترجم: آرش
عیسی مسیح به آن جماعت توجه نموده فرمود: به من گوش دهید و توجه نمایید، هیچ چیزی نیست که از خارج وارد وجود انسان گردد و او را نجس سازد، بلکه آنچه که انسان را نجس می سازد، چیزهایی است که از وجود او صادر می شود. مانند خیالات بد، زنا، فسق، قتل، دزدی، طمع، خباثت و شهوت پرستی، چشم بد، کفر، غرور، جهالت، تمامی این چیزهای بد از درون دل انسان صادر می شود و انسان را نجس و ناپاک می سازد و لیکن خوردن با دست های نشسته انسان را نجس نمی سازد. به عقیدۀ عیسی مسیح فقط گناه و فکر گناه آلود است که در نظر خداوند حرام است و انسان را نجس می سازد والا خوردن با دست های ناشسته ما را به جهنم نمی برد و ناپاک نمی سازد. یکی دیگر از تعالیم موسی این است که پیروان مذاهب را از همدیگر جدا می گرداند.
برای آنانی که با خدا زندگی می نمایند و هیچ گونه قید و بندی وجود ندارد. عیسی مسیح نه فقط خوراکی ها و حیوانات را نجس و حرام نمی داند و به وسیله تعالیمش تمایز قومی و نژادی را رد می کند و عبادت خدا را همگانی و غیر محدود به جا و مکان نمی نماید، بلکه دلسوزی و محبت خدا را نسبت به اشخاص گناهکار و مجرم نیز ظاهر می سازد. در زندگی عیسی مسیح مشاهده می کنیم که قسمت عمده اعمال و تعالیمش نشان دهنده لطف و محبت خداوند است نسبت به گناهکاران که هر چند خدا از گناه نفرت دارد ولی شخص گناهکار را دوست می دارد. چنانکه در مثل گوسفند گشمده، سکه گمشده و مخصوصاً در مثل پسر گمشده نشان می دهد که برخلاف عقاید و افکار دیگران که خدا را دشمن گناهکاران معرفی کرده اند، عیسی خدا را دوست گناهکاران معرفی می کند. وظیفه ما این است که چون پطرس بگوییم خدا به ما تعلیم داده است که هیچ کس را نجس و یا ناپاک ندانیم. چون که همه مخلوق دست خداوند هستیم. آنچه که خدا پاک خلق کرده است ما حرام ندانیم. در رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس می گوید: در زمان های آخر بعضی ها گمراه شده از تعالیم شیطان پیروی خواهند نمود که ازدواج را منع و خوردن غذاهایی را که خدا آفریده تا ایمانداران با شکرگذاری از آن بخورند را قدغن می کنند. در صورتی که کلیۀ چیزهایی که خدا آفریده است نیکوست.گذشته از آنچه بیان شد، خیلی بعید به نظر می رسد که خدای پاک و مقدس چیزی را نجس و یا حرام بیافریند. بلکه هر آنچه ساخته مقدس می باشد.

مسیحیت چیست و مسیحیان به چه چیزی ایمان دارند؟
جواب: در اول قرنتیان 1:15-4 اینچنین می خوانیم: “الآن ای برادران شما را از انجیلی که به َشما بشارت دادم اعلام می نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم قائم می باشید. و بوسیلۀ آن نیزنجات می یابید به شرطی که آن کلامی را که به شما بشارت دادم محکم نگاه دارید والا عبث ایمانآوردید. زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد.”اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است. آنچه که مسیحیت را در مقایسه با سایر ادیان منحصر به فرد می کند این است که مسیحیت بیش از آنکه در رابطه با مراسم مذهبی باشد در مورد یک رابطه و مشارکت شخصی است. شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت ازامر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال می کند که رابطه ای بسیار نزدیک با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی مؤمنین است.مسیحیان بر این عقیده اند که کتابمقدس کلام الهام شدۀ الهی و فاقد هر گونه اشتباه می باشد. به همین دلیل آنها ایمان دارند که تعلیم کتابمقدس در هر زمینه ای صحیح ترین، بانفوذترین، و مقتدرانه ترین نظر است. (دوم تیموتاؤس 16:3؛ دوم پطرس 20:1-21) مسیحیان به یک خدای واحد ایمان دارند که سه شخصیت است: پدر، پسر، و روح اقدس.مسیحیان ایمان دارند که هدف خاص خدا از آفرینش انسان این بوده است که انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه تمام بشریت را از خدا جدا ساخت (رومیان 12:5؛ 23:3). مسیحیت تعلیم می دهد که عیسی مسیح خدای کامل و انسان بی نقصی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد (فیلیپیان 6:2-11) و بر صلیب جان داد. مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح پس از مرگ مدفون شد، روز سوم از مردگان برخاست، و الآن بدست راست خدای پدر نشسته است تا برای ایمانداران شفاعت کند (عبرانیان 25:7). پیغام مسیحیت اعلام این حقیقت است که مرگ مسیح بر روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناه تمام بشر کافی و بسنده بوده است؛ و این همان عاملی است که رابطۀ گسیختۀ بین خدا و انسان را بازسازی می کند. (عبرانیان 11:9-14؛ 10:10؛ رومیان 23:6؛ 8:5)انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، احتیاج دارد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید ایمان آورد. اگر شخصی ایمان داشته باشد که مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان او را پرداخت نموده از مردگان قیام کرد، آن شخص نجات یافته است. هیچکس قادر نیست نجات را برای خود تحصیل کند. در واقع هیچکس نمی تواند آنقدر نیکو و بیگناه باشد که قادر باشد خدا را خشنود سازد زیرا همۀ ما گناهکار هستیم. (اشعیا 6:64-7؛ 6:53) علاوه بر این، چون مسیح تمام آنچه برای نجات ما لازم بود به تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود. به همین دلیل هنگامی که بر روی صلیب جان خود را فدا می ساخت فرمود: “تمام شد” (یوحنا 30:19).به همان گونه که هیچکس قادر نیست بواسطۀ اعمالش خود را نجات دهد، هیچ عملی نیز قادر نیست شخص نجات یافته را از نجاتی که با ایمان دریافت کرده است محروم کند. باید همیشه به یاد داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیده ای است که با مرگ مسیح بر روی صلیب فراهم شد. پس، در عمل نجات، فاعل مسیح است. و شخص نجات یافته مفعول است، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم است. یوحنا 27:10-29 می گوید: ” گوسفندان من آواز مرا می شنوند و من آنها را می شناسم و مرا متابعت می کنند. و من به آنها حیات جاودانی می دهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمی تواند از دست پدر من بگیرد.”شاید عده ای به غلط تصور کنند: “یک بار و برای همیشه نجات یافته ام … حال می توانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم … و هیچ چیز نمی تواند نجات را از من بگیرد.” ولی باید به یاد داشت که هنگامی که شخص نجات می یابد از فرمانبرداری از طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود. او در واقع شخص آزاد شده ای است که مشتاقانه می خواهد در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند. تا زمانی که ایماندار بر روی زمین زندگی می کند و در بند این نفس گناه آلود است همواره وسوسه می شود تا گناه کند. در رابطۀ بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت یک دیوار جدائی عمل می کند. اگر فردی در گناه زندگی کند و به آن ادامه دهد، از رابطه ای که خدا مایل است با او داشته باشد لذت نخواهد برد. تنها طریق پیروزی بر وسوسه و گناه این است که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از کتابمقدس بسپارند و هر روزه تحت کنترل روح القدس زیست کنند. زندگی تحت کنترل روح القدس یعنی سرسپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ روح القدس در زندگی روزمرۀ خود.در حالی که بسیاری از مذاهب پیروان خود را به اطاعت از یک سری قوانین ترغیب می کنند، مسیحیت یعنی ایجاد یک رابطۀ شخصی و زنده با خدا. مسیحیت یعنی ایمان به شخص عیسی مسیح که بر روی صلیب مُرد، جریمۀ گناهان را پرداخت نمود، و روز سوم از مُردگان برخاست. با مرگ مسیح بر روی صلیب دِین گناهان شما پرداخت شده است، و حالا شما می توانید با خدا مشارکت داشته باشید. در مسیحیت شما قادر هستید که بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بَرید. این مفهوم واقعی مسیحیت است که کتابمقدس تعلیم می دهد.
زنده یاد كشیش “حسین سودمند” تنها کشیشی است که رسماً از سوی مقامات قضایی حکومت جمهوری اسلامی ایران به ‌خاطر عدم انکار ایمان مسیحی‌ خود محكوم به” ارتداد” و درسوم دسامبر سال ۱۹۹۰ مظلومانه درزندان مشهد اعدام گردید.
:نمونه ای از دعایی که شما، برای دعوت کردن مسیح به قلبتان می توانید بکنید این است
عیسای خداوند من نزد تو می آیم و از تو می خواهم که تمام گناهان مرا ببخشی. من از تمام گناهانم توبه می کنم و ایمان دارم که تو به خاطر گناه من مردی، دفن شدی و روز سوم زنده گشتی. امروز من تو را بعنوان خداوند و منجی خودم قبول می کنم. وارد قلب من شو و مرا نجات بده.
خداوندا تو مقدس و متعال هستیسپاسگذارم که مرا دوست داریغمگینم که از احکام تو سرپیچی کردم و در حق تو گناه ورزیدمسپاسگذارم که عیسی را فرستادی تا بر سلیب جای من بمیرد و اینکه او باز زنده شدسپاس که او مجازات گناه را که من سزاوارش یودم بر خود گرفتمن میخواهم راه و را پیروی کنم وعیسی را نجات دهنده و سرورم بسازمسپاس که گناهانم را بخشیدی و راه را گشودی تا به حضور تو بیایم و تا ابد در پادشاهیت با تو باشماستدعا دارم که روح القدوس به من ارزانی بدانی تا با من باشد و راه تو را به من نشان دهدباشد که او مرا قوت بخشد تا تو را به تمامی دل دوست بدارم و زندگیم مورد پسند تو باشدامین

This entry was published on December 22, 2012 at 3:41 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: