arianpersian

نحوۀ ادارۀ کلیسا

آیات اصلی  اعمال ۶: ۱-۶ – رسولان و شماسان اولیه.  اول قرنتیان ۱۲: ۲۸ – خدمات در کلیسا: و خدا قرار داد … اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلمان، بعد …. و اعانات و تدابیر.  افسسیان ۲: ۲۰ – بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شده اید که خود عیسی مسیح سنگ زاویه است.  افسسیان ۴: ۱۱-۱۳ –goodshepherd-full و مسیح به کلیسا بخشید رسولان … انبیا … مبشرین … شبانان و معلمان را.  اول تیموتائوس ۳: ۱-۱۳ – ویژگیهای اسقفان و شماسان.  اول تیموتائوس ۵: ۱۷-۲۰ – خدمت، اجرت و توبیخ کشیشان.  تیطس ۱: ۵-۹ – ویژگیهای کشیشان و اسقفان.  کلیسا  واژۀ کلیسا در یونانی به معنی «جمع» یا «گردهم آیی» اشخاصی است که برای هدفی خاص «فرا خوانده» شده اند.        کلیسای مسیح توسط خدا «فرا خوانده» شده تا قوم او باشد (اول پطرس ۲: ۹-۱۰). واژۀ «کلیسا» می‌تواند به گردهم آیی ایمانداران در محلی خاص بکار رود و نیز می‌تواند به کل جماعت ایمانداران در سراسر جهان اطلاق شود. هر جا که سه یا چهار ایماندار گرد هم آیند، آنجا کلیسایی محلی محسوب می‌شود. تمامی ایمانداران جهان همراه با یکدیگر کلیسای جهانی و روحانی را تشکیل می‌دهند. تمام کسانی که اعتراف می‌کنند که به عیسی ایمان دارند و در نام او تعمید گرفته اند، عضو یک کلیسا می‌شوند (اول قرنتیان ۱۲: ۱۳)؛ اما تنها خدا می‌تواند بداند که چه کسانی حقیقتا ایمان دارند (متی ۱۳: ۲۴-۳۰، ۳۶-۴۳). کلیسا بر بنیادی که به دست رسولان و انبیا نهاده شده است و عیسی مسیح سنگ زاویه آن است، بنا شده است (متی ۱۶: ۱۸؛ اول قرنتیان ۳: ۱۱؛ افسسیان ۲: ۱۹-۲۲؛ اول پطرس ۲: ۴-۸). کلیسا توسط روح‌القدس تاسیس شده است (اعمال ۲: ۱-۴، ۳۶-۴۱). روح‌القدس در کلیسا ساکن است و کلیسا هیکل خدا می‌باشد (اول قرنتیان ۳: ۱۶؛ افسسیان ۲: ۲۲). کلیسا «عروس عیسی» نیز خوانده شده است (دوم قرنتیان ۱۱: ۲؛ افسسیان ۵: ۲۲-۲۳؛ مکاشفه ۱۹: ۷). کلیسا همچنین «بدن مسیح» خوانده شده است (رومیان ۱۲: ۴-۵؛ اول قرنتیان ۱۲: ۲۷) که عیسی مسیح سر آن است (افسسیان ۴: ۱۵-۱۶، ۵: ۲۳؛ کولسیان ۱: ۱۸). رهبران را مسیح به کلیسا می‌بخشد، یعنی رسولان، انبیا و مبشرین، شبانان و معلمان را (افسسیان ۴: ۱۱). خدا خادمان بسیاری در کلیسا مقرر کرده (اول قرنتیان ۱۲: ۲۸) و روح‌القدس عطایای خاص و قدرت لازم را می‌بخشد تا خادمان و ایمانداران قادر باشند کاری را که به آنان سپرده شده، انجام دهند (اول قرنتیان ۱۲: ۷-۱۱).  در کتاب مقدس مطالبی دربارۀ شماسان، کشیشان، اسقفان و شوراهای کلیسایی نوشته شده است. چگونه تمامی این رهبران و گروهها با یکدیگر کار و خدمت کرده اند؟ چگونه کلیسا تا کنون اداره شده است؟  رهبری کلیسا در کتاب مقدس  در افسسیان ۴: ۱۱ پولس رسول در مورد انواع رهبران سخن می‌گوید که در میان آنها، رسولان رتبه نخست را دارند. واژۀ «رسول» در زبان یونانی به معنی «کسی است که فرستاده شده». دوازده رسول نخستین را عیسی شخصا برگزید (مرقس ۳: ۱۳-۱۹). آنان نقشی منحصر به فرد داشتند و شاهد خدمت، مرگ، قیام و صعود عیسی بودند (اعمال ۱: ۲۱-۲۲). پولس خود را بر این اساس رسول می‌داند که مسیح قیام کرده را دیده است (اول قرنتیان ۹: ۱-۲، ۱۵: ۵-۱۱). این رسولان اغلب از مکانی به مکانی دیگر می‌رفتند و کلیساهای جدیدی را بنا می‌نهادند. آنان تعالیمی را که اکنون در عهد جدید به دست ما رسیده است، به کلیساها می‌دادند و در امور روحانی بالاترین اقتدار را داشتند. با وجود این، کتاب مقدس اشخاصی چون برنابا (اول قرنتیان ۹: ۵-۶)، یعقوب برادر عیسی (غلاطیان ۱: ۱۹)، سیلاس و تیموتائوس (اول تسالونیکیان ۱: ۱، ۲: ۶-۷)، و نیز چند شخص دیگر را رسول می‌خواند (رومیان ۱۶: ۷، مکاشفه ۲: ۲).  در افسسیان ۴: ۱۱، در فهرستی که پولس از انواع رهبران ارائه می‌دهد، انبیا در مرتبه بعدی قرار گرفته اند. همانند انبیای عهد عتیق، خدا به آنان پیام می‌داد؛ ایشان این پیام را مستقیما از خدا می‌گرفتند (اول قرنتیان ۱۴: ۳۰). پیام ایشان کلامی بود تشویق آمیز، تقویت کننده و تسلی بخش (اعمال ۱۵: ۳۲؛ اول قرنتیان ۱۴: ۳، ۳۱). گاه نیز پیامشان، پیشگویی آینده بود (اعمال ۱۵: ۲۸، ۲۱: ۱۰-۱۱). در اول قرنتیان ۱۲: ۸-۱۰، نبوت به عنوان یکی از عطایای روح‌القدس برای ایمانداران ذکر شده است. پولس رسول تعلیم می‌دهد که جماعت ایمانداران باید درستی پیام انبیا را بیازمایند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۹-۳۳). در کلیسای اولیه تعداد این گونه انبیا فراوان بود؛ در میان ایشان هم زن دیده می‌شد و هم مرد (اعمال ۱۱: ۲۷-۲۸، ۱۳: ۱، ۱۵: ۳۲، ۲۱: ۹-۱۰؛ اول قرنتیان ۱۱: ۴-۵؛ اول تیموتائوس ۴: ۱۴).  در فهرست پولس در افسسیان ۴: ۱۱، مبشرین در رتبه سوم قرار گرفته اند. مبشر یعنی «کسی که خبر خوش را می‌گوید». فیلیپس، که جزو هفت شماس نخستین بود، مبشر نیز خوانده شده است (اعمال ۲۱: ۸). او خصوصا این قابلیت را داشت که انجیل یا خبر خوش را در مکانهای جدید و برای مردمان جدید بیان کند (اعمال ۸: ۵-۸، ۸: ۲۶-۴۰). تیموتائوس نیز اگر چه «رسول» خوانده شده است، اما به او گفته شده که عمل مبشر را به جا آورد (دوم تیموتائوس ۴: ۵).  «شبانان» و «معلمان» در آخر فهرست پولس ذکر شده اند؛ آنان رهبرانی بودند که کار شبانی، مشاوره، موعظه و تعلیم را در کلیسا انجام می‌دادند.  کلیسا از همان ابتدا میسیونرهایی را به اطراف و اکناف می‌فرستاد (اعمال ۱۳: ۱-۳، ۱۵: ۲۲، ۳۲، ۱۸: ۲۷). از آنجا که واژۀ «رسول» به معنی «کسی که فرستاده شده» می‌باشد، برخی مسیحیان معتقدند که میسیونرهای دوره‌های معاصر، رسول هستند، خصوصا کسانی که کلیساهای جدید تاسیس می‌کنند. عده‌ای دیگر از میسیونرها بیشتر خدمت بشارت یا تعلیم دارند؛ شاید هم بتوان گفت که مسیونرها کلا طبقه دیگری از خدمات رهبری را تشکیل می‌دهند (به مقالۀ عمومی: «هدف کلیسا» مراجعه شود).  واژۀ «کشیش» یا «شیخ» نخستین بار در مورد رهبران کلیسای اورشلیم بکار رفته است (اعمال ۱۱: ۳۰). وظیفه ایشان اداره و رهبری یک کلیسای محلی بود. پولس و برنابا، در پایان نخستین سفر بشارتی شان، در کلیساهایی که قبلا تاسیس کرده بودند، کشیشانی گماردند (اعمال ۱۴: ۲۳). در اورشلیم رسولان همراه با مشایخ خدمت می‌کردند؛ هم پطرس و هم یوحنا خود را پیر یا شیخ می‌نامند (اول پطرس ۵: ۱؛ دوم و سوم یوحنا). بنابراین، واژۀ «کشیش» یا «شیخ» به این معنی نیست که اینان در کلیسا عهده دار خدمت دیگری نیستند. مشایخ باید در زمینه‌هایی چون حل و فصل مسائل کلیسا (اول تیموتائوس ۵: ۱۷)، شبانی و محافظت از آن (اعمال ۲۰: ۲۸-۳۱؛ اول پطرس ۵: ۱-۴)، تدهین بیماران با روغن (یعقوب ۵: ۱۴) خدمت کنند. برخی دیگر نیز باید به کار تعلیم و موعظه می‌پرداختند (اول تیموتائوس ۵: ۱۷). «اسقف» واژه‌ای است که پولس رسول در نامه‌ های آخر خود به کار می‌گیرد. این واژه به معنی «ناظر» است. پولس در کلیسای فیلیپی به اسقفان اشاره می‌کند (فیلیپیان ۱: ۱) و در اول تیموتائوس باب سوم و تیطس باب اول ویژگیهای اسقفان را برمی شمارد.  برخی علمای مسیحی نظرشان این است که واژه‌های شیخ، کشیش، و اسقف، به خدمت واحدی اشاره می‌کنند. آنان معتقدند که واژۀ «شیخ» به مقام و واژۀ «اسقف» به خدمت یا کاری که توسط آن مقام انجام می‌شود، اشاره دارد. آنان به اعمال ۲۰: ۱۷، ۲۸ استناد می‌کنند که در آنجا پولس با گروهی از مشایخ سخن می‌گوید و ایشان را اسقف خطاب می‌کند. در اول پطرس ۵: ۱-۲ نیز پطرس از مشایخ می‌خواهد تا خدمت نظارت یا اسقفی را انجام دهند.  گروهی از علمای مسیحی نیز بر این عقیده اند که مشایخ و اسقفان از همان ابتدا خدماتی متفاوت در کلیسا داشتند. آنان به دو فهرست مجزای ویژه گیها اشاره می‌کنند که در باب اول تیطس دیده می‌شود که فهرست کوتاهتر در مورد مشایخ یا کشیشان و فهرست بلندتر در مورد اسقفان است و در ابتدای هر فهرست نیز واژۀ بی ملامت قرار دارد (به تیطس ۱: ۵-۹ مراجعه کنید). آنان همچنین به دو قسمت مجزا در مورد اسقفان و کشیشان در اول تیموتائوس ۳: ۱-۷ و ۵: ۱۷-۲۰ استناد می‌کنند. از این قسمت‌ها چنین معلوم می‌شود که فقط برخی از کشیشان تعلیم می‌دادند (اول تیموتائوس ۵: ۱۷). اما فرض بر این است که همه اسقفان باید راغب به تعلیم باشند (اول تیموتائوس ۳: ۲). این علما بر این عقیده اند که تمام اسقفان کشیش بودند، اما تمام کشیشان اسقف نبودند. به عبارت دیگر، برخی از کشیشان به مقام اسقفی رسیده بودند، و سایر کشیشان معاونان اسقف بودند.  در کلیسا «شماسان» نیز وجود داشتند (اول تیموتائوس ۳: ۸). در اعمال ۶: ۱-۶ به نخستین شماسان اشاره شده است. واژۀ شماس به معنی «کسی که خدمت می‌کند» می‌باشد. شماسان انتخاب می‌شدند تا به مسائل روزمره و دنیایی کلیسا رسیدگی کنند و از فقیران و بیماران دستگیری کنند. پولس رسول در اول تیموتائوس ۳: ۸-۱۳، ویژگیهای شماسان را برمی شمارد. اگر چه شماسان بیشتر کارهای عادی و روزمره کلیسا را انجام می‌دادند، اما در ملاک انتخاب آنان، برخورداری از حکمت و پر بودن از روح‌القدس بود (اعمال ۶: ۳). برای مثال، استیفان (اعمال ۶: ۵، ۸-۱۰) و فیلیپس (اعمال ۵: ۶، ۸: ۴-۸) هر دو شماسانی بودند که خدامات روحانی بزرگی را نیز بر دوش داشتند.  ما باید این موضوع را به یاد داشته باشیم که اگر چه به رهبران کلیسا به شکل خاص اقتدار و مسئولیت داده شده است، اما همه اعضای کلیسا باید پیوسته در مورد مسیح به دیگران شهادت دهند و در خدمت خدا به خادمین کمک کنند.  اداره کلیسا  در طول تاریخ کلیسا، چهار شیوه عمده برای اداره کلیسا وجود داشته است. تفاوت این شیوه‌ها در این است که عملا چه کسی در مصدر امور قرار دارد. بالاترین مرجع تصمیم گیری در کلیسا می‌تواند: ۱) اسقفی باشد که بر تعدادی کلیسای محلی نظارت دارد؛ ۲) گروهی از مشایخ باشند که بر کلیسایی محلی یا مجموعه‌ای از کلیساها نظارت دارند؛ ۳) شبانی باشد که رهبری کلیسای محلی خود را در دست دارد؛ ۴) کل جماعت ایمانداران یک کلیسا باشند که خودشان بر امور کلیسایشان نظارت داشته، آن را نیز اداره می‌کنند. هر چهار شیوه اداره کلیسا بر اساس آیات خاصی از کتاب مقدس شکل گرفته اند. و می‌توان گفت که هر یک از الگویی خاص که در کتاب مقدس وجود دارد، پیروی می‌کنند.  مسیحیانی که متعلق به کلیساهایی هستند که در آنها بالاترین مرجع قدرت اسقف است، ادعا می‌کنند که ادامه دهنده نظامی هستند که از دوران رسولان وجود داشته است. رسولان وظیفه نظارت بر کلیساهای متعدد و نیز کشیشان و مشایخشان را بر عهده داشتند (اعمال ۸: ۱۴-۱۷، ۱۴: ۲۳)، و حتی در صورت لزوم بر کلیساها «حکم کرده»، «داوری نموده»، و اقتدار و مرجعیت خود را بر آنها اِعمال می‌کردند (اول قرنتیان ۵: ۳، ۹: ۱-۲؛ دوم قرنتیان ۱۰: ۱-۱۱؛ دوم تسالونیکیان ۳: ۱۴؛ تیطس ۱: ۵). این مسیحیان به نقش تیموتائوس و تیطس در کلیسا اشاره می‌کنند که همانند نقش اسقف بود. ایشان توسط پولس رسول انتخاب شده بودند تا بر کلیساهای افسس و کرت، نظارت و رهبری داشته باشند (اول تیموتائوس ۱: ۳؛ ۵: ۱۹-۲۲؛ تیطس ۱: ۵، ۳: ۱۰). آنان همچنین به اهمیت شوراهای کلیسایی در اورشلیم اشاره می‌کنند (اعمال بابهای ۱۱ و ۱۵)، که در آنها پطرس و یعقوب نقش رهبری کننده داشتند و احکامی صادر می‌کردند. تحت حاکمیت اسقفان، کلیساهای محلی از شبانان، مشایخ و شماسان برخوردار بودند، اما قدرت اصلی در دست اسقف بود.  مسیحیانی که متعلق به کلیساهایی هستند که در آنها قدرت در دست گروهی از رهبران محلی است، بر این عقیده اند که رسولان فقط برای قرن اول در کلیسا مقرر شده بودند؛ از نظر ایشان، نظام رهبری مشایخ، شیوۀ ثابت ادارۀ امور کلیسا است (اعمال ۱۴: ۲۳؛ تیطس ۱: ۵). از دیدگاه ایشان، واژه‌های «شیخ» و «اسقف» به منصب واحدی اشاره دارند. در این کلیساها، برخی مشایخ وظیفه رهبری را دارند و برخی دیگر، وظیفه تعلیم دادن را (اول تیموتائوس ۵: ۱۷). از نظر ایشان، گروهی از شماسان نیز می‌توانند وجود داشته باشند. بسیاری از این کلیساها، بخشی از ساختار سازمانی هستند که در آن گروهی بزرگتر از مشایخ، بر تعدادی از کلیساها نظارت دارند یا اینکه مشایخ کلیساهای متعدد با یکدیگر جمع می‌شوند و در مورد مسائلی که می‌تواند بر کل کلیساهایشان تاثیر گذار باشد، تصمیم گیری می‌نمایند.  در شیوۀ سوم رهبری کلیسا، اداره امور در دست یک کشیش یا شبان است. این کلیساها بر استقلال و خود مختاری کلیسای محلی تاکید می‌کنند و اعتقا ندارند که لازم است کسی خارج از کلیسای محلی شان، بر امور آن نظارت داشته باشد. اگر چه این کلیساها ممکن است دارای گروهی از مشایخ و شماسان باشند که در اداره امور کلیسا به شبان کمک کنند، اما در نهایت شبان در راس امور قرار دارد. این کلیساها به نمونه پولس اشاره می‌کنند که در طی سفر بشارتی خود، مدتی در کلیسایی توقف می‌کرد و گاه چند سال در آنجا موعظه کرده و تعلیم می‌داد. در این مدت، وی در آن کلیسای محلی از اقتدار کامل برخوردار بود. پولس بارها در کلیساهای مختلف مدتی را بسر می‌برد (اعمال ۱۸: ۱۱، ۱۹: ۱۰، ۱: ۳، ۴: ۱۱-۱۴) در شکل چهارم رهبری کلیسا، اداره امور کلیسا در دست تمامی اعضای کلیسا قرار دارد. اگر چه این گروه چهارم در مستقل بودن کلیسای محلی با گروه سوم هم نظرند، اما از این نظر با گروه سوم اختلاف نظر دارند که معتقدند یک فرد نباید بر دیگر ایمانداران ریاست کند. مسیحیانی که چنین دیدگاهی دارند به این موضوع اشاره می‌کنند که فقط عیسی «سر» کلیسا است (کولسیان ۱: ۱۸)، و نیز اینکه عیسی به ما حکم کرده که کسی را «پیشوا»، «پدر»، یا «معلم» نخوانیم (متی ۲۳: ۸-۱۰). همه مسیحیان باید «کاهن» انگاشته شوند (اول پطرس ۲: ۹؛ مکاشفه ۵: ۱۰). این مسیحیان همچنین به آیاتی اشاره می‌کنند که تمامی کلیسا در امر انتخاب رهبران (اعمال ۶: ۳)، تعلیم (اول قرنتیان ۱۴: ۲۶) و تادیب و تنبیه خاطیان نقش دارند (متی ۱۸: ۱۶؛ اول قرنتیان ۵: ۴-۵؛ دوم قرنتیان ۲: ۶). بنابراین، این کلیساها جلسات عمومی دارند که در آنها همه اعضا در مورد موضوعات مهم، رای می‌دهند. این کلیساها ممکن است شبانی داشته باشند که در اکثر اوقات، عهده دار تعلیم و موعظه می‌باشد، اما در مورد کل امور کلیسا، اقتدار در دست او نیست. برخی از این کلیساها هیات رهبری خاصی ندارند، اما وظیفه موعظه و تعلیم را در بین برخی اعضای کلیسا که می‌توانند این وظایف را انجام دهند، تقسیم می‌کنند.  انتخاب رهبران  ویژگیهای اسقفان، کشیشان و شماسان در اول تیموتائوس ۳: ۱-۱۳، تیطس ۱: ۵-۹، و اعمال ۶: ۱-۶ بیان شده است؛ بنابراین دیگر در اینجا به این ویژگیها نمی‌پردازیم. برای بررسی بیشتر این ویژگیها به تفاسیر مربوط به این آیات مراجعه کنید. اما در اینجا نکاتی چند در مورد موضوع چگونگی انتخاب رهبران ذکر می‌کنیم.  در زمان رسولان مسیح، در کلیساهای تازه تاسیس، رهبران توسط خود رسولان (اعمال ۱۴: ۲۳) و یا توسط همکاران ایشان همچون تیموتائوس و تیطس منصوب می‌شدند. شماسانی که در اعمال ۶: ۱-۶ به آنها اشاره شده است، توسط مردم انتخاب شدند، پولس و برنابا نیز توسط روح‌القدس و به واسطه نبوت انبیا برگزیده شدند (اعمال ۱۳: ۱-۳). در یک مورد نیز، برای یافتن جایگزین به جهت یهودای خیانتکار، کلیسا به قرعه متوسل شد (اعمال ۱: ۲۳-۲۶). کلیسای اولیه اغلب برای انتخاب اشخاص برای خدمات و سمت‌های مختلف، روزه می‌گرفت و دعا می‌کرد، سپس بر کسانی که انتخاب شده بودند، دست می‌گذاشتند (اعمال ۶:۶، ۱۳: ۱-۳، ۱۴: ۲۳، اول تیموتائوس ۴: ۱۴، ۵:۲۲). اغلب، پیش از این دست گذاری افراد برای خدمت، نبوت نیز می‌شد (اعمال ۱۳: ۱-۳؛ اول تیموتائوس ۱: ۱۸، ۴: ۱۴).  پس از رحلت رسولان مسیح، کلیساهای مختلف از سنن مختلفی پیروی کردند. در کلیساهایی که تحت نظارت اسقفان بودند، برای اینکه شخصی جزو رهبران کلیسا شود، پشت سر گذاشتن یک دورۀ تعلیم و مطالعه ضرورت داشت. در این کلیساها، تنها اسقفان می‌توانستند رهبران جدید را منصوب کنند و ایشان این کار را با دعا و نهادن دستها انجام می‌دادند.  کلیساهایی که توسط گروهی از مشایخ یا کشیشان اداره می‌شدند، اغلب به اعضای کلیسا اجازه می‌دادند تا در انتخاب رهبران به جهت خدمت، نقشی داشته باشند، اما باز هم این مشایخ و کشیشان بودند که می‌توانستند این اشخاص را به جهت خدمت منصوب کنند؛ ایشان این کار را با دعا و نهادن دستها انجام می‌دادند.  کلیساهایی که توسط یک شبان اداره می‌شدند، ااغلب توسط همان شبان تاسیس شده بودند. معمولا چنین شبانی قبلا تعلیمات لازم را گذرانده و در جایی دیگر به خدمت منصوب شده بود. چنین شبانانی خودشان اشخاصی را برای معاونت انتخاب می‌کردند، یا هنگامی که باید آن کلیسا را ترک می‌کردند، خودشان جانشین خود را تعیین می‌کردند؛ اما معمولا از جماعت نیز در این موارد نظر خواهی می‌شد.  کلیساهایی که توسط اعضا اداره می‌شد، معمولا برای تعلیم و موعظه صاحب یک شبان بودند، اما این شخص در جلسه عمومی اعضا و توسط رای ایشان برگزیده می‌شد. اگر خدمت چنین شخصی رضایت بخش نبود، خود جماعت می‌توانست او را برکنار سازد. با وجود این، این کلیساها صاحب رهبرانی ویژه نبودند، بلکه اعضایی عادی که اعضای کلیسا ایشان را انتخاب کرده بودند، بر برخی از مسائل کلیسایی نظارت می‌کردند.  خلاصه  کتاب مقدس در مورد بهترین روش اداره کلیسا، به روشنی نظر نمی‌دهد. اگر نظری روشن و مشخص در کتاب مقدس وجود داشت، این اشکال مختلف پدید نمی‌آمدند. شاید بتوان گفت که هر چهار شیوه اداره کلیسا که در سطور فوق به آنها اشاره شد، شیوه‌هایی مناسبند و مسیحیان صرفا باید ببینند که با توجه به شرایط خاص ایشان، کدام شیوه برایشان مناسب تر است.  با وجود این، دیدگاه ما در مورد نحوه اداره کلیسا هر چه باشد، نباید خواهر و برادر خود را به خاطر اینکه در این مورد دیدگاهی متفاوت دارد، محکوم کنیم. بگذاریم هر کلیسا به شیوه خاص خودش اداره شود، اما علیرغم این موضوع، مشارکت و همکاری بین ایشان ادامه داشته باشد.  کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که در همۀ شیوه‌های رهبری، وظیفه اعضا این است که به رهبران خود احترام بگذارند (اول تسالونیکیان ۵: ۱۲)، و از ایشان اطاعت کنند (اول پطرس ۵: ۵؛ عبرانیان ۱۳: ۱۷). تعلیم رهبران باید آزموده شده، تحت بررسی قرار گیرد (اعمال ۱۱: ۱۷؛ اول قرنتیان ۱۴: ۲۹؛ اول یوحنا ۴: ۱؛ مکاشفه ۲: ۲). اما هر اتهامی که علیه یک رهبر مطرح شود، تنها هنگامی باید پذیرفته شود که توسط دو یا سه شاهد مطرح گردد (اول تیموتائوس ۵: ۱۹). و بالاخره، وظیفه اعضای کلیسا این است که در صورت امکان، رهبران خود را از نظر مادی نیز حمایت کنند (متی ۱۰: ۹-۱۳؛ اول قرنتیان ۹: ۳-۱۱؛ اول تیموتائوس ۵: ۱۷-۱۸).

نقش زنان در کلیسا  آیات اصلی  داوران ۴: ۴ – دبوره، نبیه و رهبر و داور در اسرائیل.  اعمال ۱: ۱۴، ۲: ۱-۴، ۱۶-۱۸، ۲۱: ۸-۹ – زنان نیز روح‌القدس و عطای نبوت را می‌یابند.  رومیان ۱۶: ۱، ۷ – احتمالا فیبی خادمه کلیسا بود و یونیاس رسول.  اول قرنتیان ۱۱: ۳-۱۶ (خصوصا آیه ۵) – زنان دعا و نبوت می‌کنند.  اول قرنتیان ۱۴: ۲۶-۴۰ (خصوصا آیات ۲۶، ۳۴-۳۵) – زنان در جلسات بی نظمی ایجاد می‌کنند.  غلاطیان ۳: ۲۶-۲۸ – مرد و زن در نظر خدا برابرند.  اول تیموتائوس ۲: ۱۱-۱۵ – زنان نباید تعلیم دهند یا بر مردان مسلط شوند.  اول تیموتائوس ۳: ۱۱-۱۳ – زنان به عنوان خادمین در کلیسا خدمت می‌کنند.  زنان در کلیسا چه نقشی دارند؟  در طول تاریخ کلیسا، به زنان اجازه داده نشده است تا در کلیسا نقش رهبری داشته باشند و معمولا واعظین، معلمان و شبانان مردان بوده اند. با این حال، در برخی نقاط جهان، گاهی زنان نقش رهبری را بر عهده گرفته یا تعلیم داده اند، در چند صد سال گذشته، زنان به شکل فزاینده‌ای خدماتی چون موعظه، تعلیم و شبانی کلیساها را بر عهده گرفته اند. این امر در زمانی به وقوع پیوسته است که در بسیاری از جوامع نیز آزادی بیشتری به زنان داده شده است.  کتاب مقدس در مورد نقش زنان در رهبری کلیسا چه می‌گوید؟ پاسخ این است که کتاب مقدس جواب صریحی به این سوال نمی‌دهد. بسیاری از کلیساها به زنان اجازه نمی‌دهند موعظه کنند یا خدمت شبانی انجام دهند، گرچه بسیاری از همین کلیساها به زنان اجازه می‌دهند که به عنوان میسیونر موعظه کنند و تعلیم دهند. از سوی دیگر امروزه، بسیاری از کلیساها به زنان اجازه می‌دهند تا موعظه کنند، تعلیم دهند و حتی در سمت شبانی و اسقفی خدمت نمایند.  دعا و نبوت زنان در کلیسا  در غلاطیان ۳: ۲۸، پولس رسول به روشنی می‌فرماید که زنان و مردان در مسیح عیسی یک هستند. همه گناهکاریم و به فیض خدا نیاز داریم. در واقع، غلاطیان ۳: ۲۸ مهمترین آیه‌ای است که در مبارزات مسیحیان علیه برده داری در جوامع غربی، به آن استناد شده است. با وجود این، گرچه زن و مرد در مسیح یک هستند، اما این سخن بدین معنی نیست که در همه زمینه‌ها کارکردهای یکسانی دارند. زن و مرد در نظر خدا برابرند، اما ممکن است در کلیسا نقش‌های متفاوتی داشته باشند. به همین شکل، اگر چه زن و شوهر هر دو باید مطیع یکدیگر باشند، اما نقش آنان در ازدواج می‌تواند متفاوت باشد (به افسسیان ۵: ۲۱-۲۳ و مقالۀ عمومی: «ازدواج مسیحی» مراجعه کنید). باب‌های اول و دوم کتاب اعمال نشان می‌دهد که به هنگام نزول روح‌القدس در روز پنطیکاست بر شاگردان که باعث شد آنان قدرت بیابند، هم زنان و هم مردان یکجا حضور داشتند. پطرس در موعظه روز پنطیکاست، از یوئیل نبی نقل قول می‌کند که می‌گوید خدا روح خود را بر غلامان و کنیزان خواهد ریخت و پسران و دختران نبوت خواهند کرد (یوئیل ۲: ۲۸-۲۹؛ اعمال ۲: ۱۶-۱۸). در عهد عتیق زنان بسیاری بودند که نبوت می‌کردند (خروج ۱۵: ۲۰؛ داوران ۴: ۴؛ دوم پادشاهان ۲۲: ۸-۹). در اول قرنتیان ۱۲: ۱۱، پولس رسول استدلال می‌کند که عطایای روح‌القدس به همه داده می‌شود و نه فقط به مردان. و در اول قرنتیان ۱۱: ۵، پولس در مورد زنانی سخن می‌گوید که در جلسات کلیسایی قرنتس نبوت می‌کردند. هنگامی که پولس رسول می‌گوید که زنانی که در جلسات کلیسایی دعا و نبوت می‌کنند، باید پوشش بر سر خود داشته باشند، از کلام او به روشنی می‌توان نتیجه گرفت که برای زنان دعا کردن و نبوت نمودن در جلسات کلیسایی امری پذیرفته شده بود. پولس رسول می‌گوید که همه باید در جلسات کلیسایی شرکت کرده و سهمی داشته باشند (اول قرنتیان ۱۴: ۲۶)؛ این سخن یقینا شامل حال زنان نیز می‌شود.  زنان به عنوان شماس و همکار  بسیاری بر این عقیده اند که زنان می‌توانند در کلیسا خدمت شماسی انجام دهند. در اول تیموتائوس ۳: ۸-۱۳، پولس رسول در مورد مردان و شوهران سخن می‌گوید. آیه ۱۱ نیز به زنان اشاره می‌کند. در آیه ۱۱ زنانی که مورد اشاره می‌باشند، احتمالا یا «همسران» شماسان هستند یا «شماسان زن» و دقیقا مشخص نیست پولس رسول به کدام یک اشاره دارد. از رومیان ۱۶: ۱ چنین می‌فهمیم که پولس رسول زنی به نام فیبی را تحسین کرده، او را شماس یا خادمه می‌خواند (در ترجمه فارسی این واژه «خادمه» ترجمه شده است، اما در یونانی این واژه همان واژۀ شماس است). در رومیان ۱۶: ۳، ۶، ۱۲ و فیلیپیان ۴: ۲-۳، پولس به همکاران دیگری اشاره می‌کند که زن هستند. نام پرسکلا و شوهرش اکیلا همیشه در کنار یکدیگر ذکر می‌شود و به نظر می‌رسد که آنان هر دو خدمت تعلیمی داشتند (اعمال ۱۸: ۱۸، ۲۶). علاوه بر این، بسیاری از علمای مسیحی اعتقاد دارند که در رومیان ۱۶: ۷، نام «یونیاس» به یک زن اشاره دارد (این نام یونانی، هم می‌تواند مونث باشد و هم مذکر). اگر این نام به یک زن اشاره داشته باشد، آنگاه پولس یک زن را رسول می‌خواند.  رهبران زن  حتی اگر هم زنان در خدمت شماسی مشغول باشند، سوالی که همچنان باقی می‌ماند، این است که آیا ایشان می‌توانند در مقام شبان، کلیسایی را رهبری کنند؟ کتاب مقدس پاسخ صریحی به این سوال نمی‌دهد. در نتیجه امروزه کلیساهای مختلف در این مورد از سنن متفاوتی پیروی می‌کنند. بسیاری از مسیحیان به اول قرنتیان ۱۴: ۳۳-۳۵ و اول تیموتائوس ۲: ۱۱-۱۵ استناد می‌کنند که در آنها گفته شده که زنان باید خاموش باشند و اجازه ندارند تعلیم دهند و بر شوهرشان مسلط باشند. این آیات به روشنی در این مورد سخن می‌گویند؛ لذا در بسیاری از کلیساها، زنان تنها اجازه دارند به کودکان و زنان دیگر تعلیم دهند، اما حق ندارند به مردان تعلیم دهند. تقریبا تمامی این کلیساها به زنان اجازه می‌دهند که در جلسات کلیسایی دعا کنند یا شهادت دهند؛ اکثر آنها نیز به زنان میسیونر اجازه می‌دهند تا در کلیساهای تازه تاسیس شده به مردان تعلیم دهند و برای ایشان موعظه کنند.  گروه دیگری از مسیحیان، این آیات را به شکل دیگری تفسیر می‌کنند. آنان خاطر نشان می‌سازند که درست است که پولس رسول به قرنتیان می‌گوید که زنان باید خاموش باشند؛ اما در همان رساله به ایشان می‌نویسد که زنان به هنگام دعا و نبوت کردن، باید سر خود را بپوشانند (اول قرنتیان ۱۱: ۵). بنابراین، این مسیحیان بر این عقیده اند که معنی اول قرنتیان ۱۴: ۳۴-۳۵ نمی‌تواند سکوت و خاموشی کامل زنان باشد، بلکه منظور پولس این است در طول جلسات زنان نباید نظم جلسه را برهم بزنند یا با صدای بلند سخن بگویند. این احتمال وجود دارد که در زمان پولس، بسیاری از زنان عادت داشتند درست در وسط جلسات از شوهرانشان سوال کرده، یا ایشان را صدا کنند.  به همین شکل، مسیحیان پیرو این نظریه، در مورد اول تیموتائوس ۲: ۱۱-۱۵ معتقدند که پولس به تیموتائوس می‌گوید که زنان تعلیم نیافته نباید بر مردان مسلط باشند، بلکه باید مطیع بوده، تعلیم گیرند. این گروه بر این عقیده اند که کلیسا می‌تواند تصمیم بگیرد که به زنی که تعلیم یافته و معلم خوبی است، اقتدار تعلیم دادن بدهد. دبوره در کتاب داوران، نمونه‌ای از یک زن نبی است که طبق ارادۀ خدا یهودیان را رهبری کرد (داوران ۴: ۴). گروه سومی از مسیحیان نیز هستند که بر این عقیده اند که سخنان پولس صرفا خطاب به تیموتائوس و قرنتیان و کلیساهای افسس در قرن اول نوشته شده اند. آنان بر این عقیده اند که پولس هرگز این هدف را در ذهن نداشت که این اصول در کلیساهای عصر حاضر که فرهنگی متفاوت با عصر او دارند، به کار گرفته شوند. این گروه اشاره می‌کنند به اینکه پولس برده‌ای را نزد اربابش پس فرستاد. پولس یقینا با انجام این کار، برده داری را تایید نمی‌کند، بلکه برعکس از نوع برخورد و محتوای کلامش می‌توان نتیجه گرفت که او از فلیمون انتظار دارد که برده‌اش را آزاد کند (فلیمون ۱۷-۲۱). پولس به همه سفارش می‌کند که همدیگر را در خدا ترسی اطاعت کنند؛ فقط زنان نیستند که باید عمل اطاعت را به جا آورند (افسسیان ۵: ۲۱). این مسیحیان خاطر نشان می‌سازند که عیسی موانع فرهنگی را درهم شکست و برای همه آزادی به ارمغان آورد. از نظر آنان، در جوامعی که قبلا به زنان آزای داده شده است، بی ایمانان با دیدن رهبران زن در کلیسا لغزش نخواهند خورد. بنابراین، این مسیحیان اعتقاد دارند که در کلیسا نیز باید به زنان نقش رهبری داده شود.  از آیات کتاب مقدس که به آنها اشاره شد، معلوم می‌شود که موضوع آنقدرها هم که در ابتدا به نظر می‌رسد، ساده نیست. در این مورد، هر دیدگاهی که داشته باشیم، نباید اجازه دهیم که سنت کلیسایی مان، ما را از خواهران و برادرانمان که ممکن است پیرو سنت دیگر باشند، جدا سازد. هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی، و نه غلام و نه آزاد، و نه مرد و نه زن، زیرا که همۀ شما در مسیح عیسی یک می‌باشید (غلاطیان ۳: ۲۸).

منابع: کتاب مقدس ، تفسیر کاربردی عهد جدید، آیه یاب کتاب مقدس ویب سایت رازگاه.

رستاخیز یا قیام به معنی دوباره زنده شدن و از میان مردگان برخاستن. عیسی مسیح خداوند نه تنها مردگان را زنده میساخت بلکه خودش نیز بر مرگ پیروز شد و از مردگان قیام کرد و سه روز بعد از مردن و دفن شدن از مردگان برخاست و حیات ابدی را برای ما نجات یافتگان از مرگ ابدی به ارمغان آورد. بیائید به کتاب مقدس رجوع کنیم:

موضوع رستاخیز ( قیام) در 28 قسمت از کتاب مقدس آورده شده است

ترجمه تفسیری

مزامیر باب ۴۹ آیه ۱۵  ۱۵ اما خداوند جان‌ مرا از عالم‌ مردگان‌ نجات‌ داده‌، خواهد رهانید.

اشعیا باب ۲۵ آیه ۸  ۸ و مرگ‌ را برای‌ همیشه‌ نابود خواهد كرد. خداوند اشكها را از چشمها پاك‌ خواهد كرد و ننگ‌ قوم‌ خود را از روی‌ تمام‌ زمین‌ برخواهد داشت‌. این‌ را خداوند فرموده‌ است‌.

حزقیال باب ۳۷ آیه ۱ تا ۱۴

۱ قدرت‌ خداوند وجود مرا دربرگرفت‌ و روح‌ او مرا به‌ دره‌ای‌ كه‌ پر از استخوانهای‌ خشك‌ بود، برد. ۲ استخوانها در همه‌ جا روی‌ زمین‌ پخش‌ شده‌ بودند. او مرا در میان‌ استخوانها گردانید. ۳ بعد به‌ من‌ گفت‌: «ای‌ انسان‌ خاكی‌، آیا این‌ استخوانها می‌توانند دوباره‌ جان‌ بگیرند و انسانهای‌ زنده‌ای‌ شوند؟» گفتم‌: «ای‌ خداوند، تو می‌دانی‌.» ۴ آنگاه‌ به‌ من‌ فرمود كه‌ به‌ استخوانها بگویم‌: «ای‌ استخوانهای‌ خشك‌ به‌ كلام‌ خداوند گوش‌ دهید! ۵ او می‌گوید: من‌ به‌ شما جان‌ می‌بخشم‌ تا دوباره‌ زنده‌ شوید. ۶ گوشت‌ و پی‌ به‌ شما می‌دهم‌ و با پوست‌، شما را می‌پوشانم‌. در شما روح‌ می‌دمم‌ تا زنده‌ شوید. آنگاه‌ خواهید دانست‌ كه‌ من‌ خداوند هستم‌.» ۷ آنچه‌ را كه‌ خداوند فرموده‌ بود به‌ استخوانها گفتم‌. ناگهان‌ سروصدایی‌ برخاست‌ و استخوانهای‌ هر بدن‌ به‌ یكدیگر پیوستند! ۸ سپس‌ در حالیكه‌ نگاه‌ می‌كردم‌، دیدم‌ گوشت‌ و پی‌ بر روی‌ استخوانها ظاهر شد و پوست‌، آنها را پوشانید. اما بدنها هنوز جان‌ نداشتند. ۹ خداوند به‌ من‌ فرمود: «ای‌ انسان‌ خاكی‌ به‌ روح‌ بگو از چهار گوشه‌ دنیا بیاید و به‌ بدنهای‌ این‌ كشته‌شدگان‌ بدمد تا دوباره‌ زنده‌ شوند.» ۱۰ پس‌ همانطور كه‌ خداوند به‌ من‌ امر فرموده‌ بود گفتم‌ و روح‌ داخل‌ بدنها شد و آنها زنده‌ شده‌، ایستادند و لشكری‌ بزرگ‌ تشكیل‌ دادند. ۱۱ سپس‌ خداوند معنی‌ این‌ رؤیا را به‌ من‌ فرمود: «این‌ استخوانها قوم‌ اسرائیل‌ هستند؛ آنها می‌گویند: «ما بصورت‌ استخوانهای‌ خشك‌ شده‌ در آمده‌ایم‌ و همه‌ امیدهایمان‌ برباد رفته‌ است‌.» ۱۲ ولی‌ تو به‌ ایشان‌ بگو كه‌ خداوند می‌فرماید: «ای‌ قوم‌ من‌ اسرائیل‌، من‌ قبرهای‌ اسارت‌ شما را كه‌ در آنها دفن‌ شده‌اید می‌گشایم‌ و دوباره‌ شما را زنده‌ می‌كنم‌ و به‌ مملكت‌ اسرائیل‌ بازمی‌گردانم‌. ۱۳ سرانجام‌، ای‌ قوم‌ من‌، خواهید دانست‌ كه‌ من‌ خداوند هستم‌. ۱۴ روح‌ خود رادر شما قرار می‌دهم‌ و شما بار دیگر احیا شده‌، به‌ وطن‌ خودتان‌ باز می‌گردید. آنوقت‌ خواهید دانست‌ من‌ كه‌ خداوند هستم‌ به‌ قولی‌ كه‌ داده‌ام‌ عمل‌ می‌كنم‌.»

دانیال باب ۱۲ آیه ۲ تا ۳  ۲ «تمام مردگان زنده خواهند شد بعضی برای زندگی جاودانی و برخی برای شرمساری و خواری جاودانی. ۳ «حكیمان همچون آفتاب خواهند درخشید و كسانی كه بسیاری را به راه راست هدایت كرده اند، چون ستارگان تا ابد درخشان خواهند بود.»

متی باب ۲۷ آیه ۵۲ تا ۵۳  ۵۲ و قبرها باز شدند و بسیاری از مقدسین خدا که مرده بودند، زنده شدند؛ ۵۳ و پس از زنده شدن عیسی ، از قبرستان به اورشلیم رفتند و بسیاری ایشان را دیدند.

مرقس باب ۱۲ آیه ۱۸ تا ۲۷

۱۸ سپس یک دسته دیگر به اسم صدوقی ها که منکر روز قیامت هستند، جلو آمدند و سؤال کرده ، گفتند: ۱۹ ”استاد، موسی فرموده است هرگاه مردی بمیرد و فرزندی نداشته باشد، برادرش همسر او را به زنی بگیرد تا صاحب اولاد شده ، آنها را فرزندان و نسل برادر مرده خود بداند. ۲۰ اما هفت برادر بودند؛ اولی زنی گرفت و بی اولاد درگذشت . ۲۱ پس دومی همسر او را به زنی گرفت ، ولی او هم بی فرزند مرد. سومی هم او را گرفت و بی اولاد فوت کرد. ۲۲ و به همین ترتیب ، همه برادرها مردند ولی هیچکدام صاحب فرزند نشدند. سرانجام آن زن نیز مرد. ۲۳ حال ، آنچه ما می خواهیم بدانیم اینست که در روز قیامت ، آن زن ، همســر کدام یک از آن هفت بــرادر خواهد شد، چون هر هفت بــرادر او را به زنـــی گرفته بودند؟” ۲۴ عیسی جواب داد: “شما چقدر گمراهید، زیرا نه از کلام خدا چیزی می دانید نه از قدرت خدا. ۲۵ وقتی آن هفت برادر و آن زن در روز قیامت زنده شوند، دیگر ازدواج نخواهند کرد بلکه مانند فرشتگان خدا خواهند بود. ۲۶ ”ولی درباره روز قیامت و زنده شدن مردگان ، مگر سرگذشت موسی و بوته سوزان را در کتاب تورات نخوانده اید؟ در آنجا خدا به موسی فرمود: من خدای ابراهیم ، خدای اسحاق و خدای یعقوب هستم . ۲۷ ”در واقع خدا به موسی می گفت که این اشخاص با اینکه صدها سال از مرگشان می گذرد، ولی ایشان در نظر او زنده اند، و گرنه برای شخصی که در قید حیات نیست ، لازم نیست بگوید من خدای او هستم . حالا می بینید چقدر در اشتباهید!”

مرقس باب ۱۳ آیه ۲۶ تا ۲۷  ۲۶ ”آنگاه تمام مردم ، مرا خواهند دید که در ابرها با قدرت و شکوه عظیم می آیم. ۲۷ من فرشتگان خود را خواهم فرستاد تا برگزیدگانم را از سراسر دنیا یعنی از گوشه و کنار زمین و آسمان جمع کنند.

لوقا باب ۱۴ آیه ۱۴  ۱۴ آنگاه خدا در روز قیامت درستکاران ، تو را اجر خواهد داد، زیرا کسانی را خدمت کردی که نتوانستند محبتت را جبران کنند.”

یوحنا باب ۵ آیه ۲۱  ۲۱ حتی مرده ها را نیز زنده خواهم ساخت همانگونه که خدا این کار را می کند.

یوحنا باب ۵ آیه ۲۵  ۲۵ مطمئن باشید زمانی فراخواهد رسید و در واقع الان فرا رسیده است که صدای من به گوش مرده ها خواهد رسید و هر که به آن گوش دهد، زنده خواهد شد.

یوحنا باب ۵ آیه ۲۸ تا ۲۹  ۲۸ از این گفته من تعجب نکنید، چون وقت آن رسیده است که تمام مرده ها در قبر صدای مرا بشنوند ۲۹ و از قبر بیرون بیایند، تا کسانی که خوبی کرده اند، به زندگی جاوید برسند و کسانی که بدی کرده اند، محکوم گردند.

یوحنا باب ۶ آیه ۳۹ تا ۴۰  ۳۹ و خدا از من می خواهد که حتی یک نفر از کسانی را که به من عطا کرده است از دست ندهم ، بلکه ایشان را در روز قیامت به زندگی جاوید برسانم . ۴۰ چون خواست خدا این است که هرکس فرزند او را دید و به او ایمان آورد، از همان وقت زندگی جاوید بیابد. من در روز قیامت چنین کسان را زنده خواهم کرد.”

یوحنا باب ۶ آیه ۴۴  ۴۴ فقط کسی می تواند نزد من آید که پدرم خدا که مرا فرستاده است او را بسوی من جذب کند، و من در روز قیامت او را زنده خواهم ساخت .

یوحنا باب ۶ آیه ۵۴  ۵۴ ولی کسی که بدنم را بخورد و خونم را بنوشد زندگی جاوید دارد، و من در روز قیامت او را زنده خواهم ساخت .

یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۳ تا ۲۵  ۲۳ عیسی فرمود: “مرتا، برادرت حتما زنده خواهد شد.” ۲۴ مرتا گفت : “بلی ، البته می دانم که برادرم در روز قیامت مانند دیگران زنده خواهد شد.” ۲۵ عیسی فرمود: “آن کسی که مردگان را زنده می کند و به ایشان زندگی می بخشد، من هستم . هر که به من ایمان داشته باشد، اگر حتی مانند دیگران بمیرد، بار دیگر زنده خواهد شد.

اعمال باب ۲۳ آیه ۶  ۶ آنگاه پولس فکری بخاطرش رسید. چون یک دسته از اعضای شورا صدوقی بودند و یک دسته فریسی ، پس با صدای بلند گفت : “ای برادران ، من فریسی هستم . تمام اجدادم نیز فریسی بوده اند! و امروز به این دلیل اینجا محاکمه می شوم که به قیامت مردگان اعتقاد دارم !”

اعمال باب ۲۳ آیه ۸  ۸ زیرا صدوقیان معتقد بودند که زندگی بعد از مرگ و فرشته و روح وجود ندارد، در صورتی که فریسی ها به تمام اینها اعتقاد داشتند.

اعمال باب ۲۴ آیه ۱۴ تا ۱۵  ۱۴ ”ولی به یک مورد اعتراف می کنم . من به راه نجات که به قول ایشان یک فرقه است ایمان دارم . من مثل اجدادم خدا را خدمت می کنم و به شریعت یهود و نوشته های پیغمبران ایمان دارم . ۱۵ ”مثل خود این آقایان ایمان دارم که هم برای نیکان و هم برای بدان روز قیامت در پیش است .

رومیان باب ۸ آیه ۱۰ تا ۱۱  ۱۰ با اینحال ، اگر چه مسیح در وجود شما زندگی می کند، اما سرانجام بدنتان در اثر عواقب گناه خواهد مرد، ولی روحتان زنده خواهد ماند، زیرا مسیح روحتان را آمرزیده است . ۱۱ و اگر روح خدایی که عیسی مسیح را پس از مرگ زنده کرد، در وجود شما باشد، همان خدا بدنهای فانی شما را نیز پس از مرگ بوسیله همین روح که در وجود شماست ، زنده خواهد کرد.

رومیان باب ۸ آیه ۱۹  ۱۹ تمام آفرینش نیز بی صبرانه منتظر روزی است که خدا فرزندان خود را پس از مرگ زنده کند.

رومیان باب ۸ آیه ۲۱ تا ۲۳

۲۱ اما این امید هست که روزی جهان از قید فنا رها شود و در آزادی پرشکوهی که متعلق به فرزندان خداست ، شریک گردد. ۲۲ چون می دانیم که حتی حیوانات و گیاهان نیز که گرفتار بیماری و مرگند، همچون زنی که در حال زاییدن است ، درد می کشند و در انتظار این واقعه بزرگ ، روزشماری می کنند. ۲۳ حتی ما مسیحیان ، با اینکه روح خدا را بعنوان نشانه ای از شکوه و جلال آینده در خود داریم ، با آه و ناله در انتظاریم تا از درد و رنج آزاد شویم . بلی ، ما نیز با اشتیاق بسیار، منتظر روزی هستیم که خدا امتیازات کامل ما را بعنوان فرزندانش ، به ما عطا کند. یکی از این امتیازات ، طبق وعده او، بدن تازه ای است که نه دچار بیماری می شود و نه مرگ بر آن قدرت دارد.

قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۱۲ تا ۳۲

۱۲ اما اگر پیغامی که ما اعلام کردیم ، این بود که مسیح از مردگان برخاسته است و شما نیز به آن ایمان آوردید، پس چگونه است که بعضی از شما اکنون می گویید که مرده ها هرگز زنده نخواهند شد؟ ۱۳ چون اگر مرده ها در روز قیامت زنده نخواهند شد، بنابراین مسیح هم زنده نشده است ؛ ۱۴ و اگر مسیح زنده نشده است ، پس تمام پیغامها و موعظه های ما دروغ است و ایمان و اعتماد شما نیز به خدا، بی اساس و بیهوده می باشد. ۱۵ دراینصورت ، ما رسولان نیز همه دروغگو هستیم ، زیرا گفته ایم که خدا مسیح را زنده کرده و از قبر بیرون آورده است ؛ اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد، این گفته ما نیز دروغ است . ۱۶ اگر قیامت مردگان وجود ندارد، مسیح نیز زنده نشده است . ۱۷ و اگر مسیح زنده نشده ایمان شما نیز بی فایده است و هنوز زیر محکومیت گناهانتان هستید. ۱۸ در اینصورت ، تمام ایماندارانی که تا بحال مرده اند، نابود شده اند. ۱۹ اگر امید ما به مسیح فقط برای زندگی در این دنیا باشد، از تمام مردم دنیا بدبخت تریم . ۲۰ اما واقعیت اینست که مسیح پس از مرگ ، دوباره زنده شد؛ او نخستین فرد از میان کسانی است که در روز قیامت زنده خواهند شد. ۲۱ همانطور که به علت گناه ”آدم “، مرگ به این دنیا آمد، در اثر کار نجات بخش مسیح نیز زندگی پس از مرگ نصیب ما شد. ۲۲ همه ما می میریم ، زیرا از نسل گناهکار آدم هستیم ، چون هر جا گناه باشد، مرگ نیز وجود دارد. اما همه کسانی که از آن مسیح می باشند، پس از مرگ بار دیگـر زنـده خواهند شد. ۲۳ اما هرکس به نوبت خود: نخستین کسی که زنده شد، مسیح بود؛ سپس به هنگام بازگشت او، تمام آنانی که به او تعلق دارند، زنده خواهند شد. ۲۴ پس از آن ، آخرت فرا خواهد رسید. در آن زمان ، مسیح تمام دشمنان خود را نابود خواهد ساخت و سلطنت را به خدای پدر واگذار خواهد کرد. ۲۵ زیرا سلطنت مسیح تا زمانی خواهد بـود که همـه دشمنـان خـود را نابـود سـازد. ۲۶ آخرین دشمن او مرگ است ، که آن هم باید مغلوب و نابود شود. ۲۷ چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه چیز را به مسیح سپرده است ، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی باشد. ۲۸ سرانجام ، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت ، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست ، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه چیز مسلط ساخته بود، بر کل عالم هستی حاکم شود. ۲۹ اما اگر مردگان هیچگاه زنده نخواهند شد، پس چرا بعضی بجای مرده ها غسل تعمید می گیرند؟ این غسل چه فایده ای دارد، مگر اینکه ایمان داشته باشند که روزی مرده ها دوباره زنده خواهند شد؟ ۳۰ یا ما چرا هر روز جانمان را به خطر می اندازیم و هر لحظه با مرگ دست و پنجه نرم می کنیم ؟ ۳۱ به افتخاری که به رشد روحانی شما در خداوند ما عیسی مسیح دارم ،سوگند که من هر روز با مرگ روبرو می شوم . ۳۲ اگر پاداش زحمات من فقط در همین زندگی است ، پس چرا بیهوده با اهالی شهر افسس که همچون حیوانات درنده بودند، مبارزه کردم ؟ اگر بعد از مرگ ، زندگی دیگری وجود ندارد، بخوریم و بنوشیم و خوش باشیم ، زیرا فردا خواهیم مرد و همه چیز به پایان خواهد رسید.

قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۳۵ تا ۵۷

۳۵ اما شاید کسی بپرسد: “چگونه مردگان زنده خواهند شد؟ به هنگام زنده شدن ، چه نوع بدنی خواهند داشت ؟” ۳۶ چه سوال ناآگاهانه ای ! جواب سوالتان را می توانید در باغچه خانه تان بیابید! وقتی دانه ای در خاک می کارید، پیش از آنکه سبز شود، نخست می پوسد و می میرد؛ ۳۷ و هنگامی که سبز می شود، شکلش با آن دانه ای که کاشتید، خیلی فرق دارد. زیرا چیزی که شما می کارید، دانه کوچکی است ، خواه گندم ، خواه دانه ای دیگر. ۳۸ اما خدا به آن دانه ، بدنی تازه و زیبا می دهد، همان بدنی که اراده کرده است . از هر نوع دانه ، گیاهی خاص بوجود می آید. ۳۹ درست همانگونه که دانه ها و گیاهان با هم فرق دارند، بدنها نیز با هم فرق دارند. بدن انسانها، حیوانات ، ماهیها و پرندگان ، همه با هم فرق دارند. ۴۰ بدنی که فرشتگان آسمان دارند، با بدن ما تفاوت بسیار دارد، و جلوه بدن آنان با جلوه بدن ما نیز متفاوت است . ۴۱ خورشید یک نوع زیبایی و شکوه دارد و ماه و ستارگان ، نوعی دیگر. حتی ستاره ها از لحاظ زیبایی و درخشندگی با یکدیگر فرق دارند. ۴۲ به همین صورت ، این بدن خاکی و زمینی ما که محکوم به مرگ و نابودی است ، با بدنی که بعد از زنده شدن خواهیم داشت تفاوت دارد، زیرا آن بدن هرگز نخواهد مرد. ۴۳ این بدن باعث زحمت و رنج ماست ، چون در معرض بیماری و مرگ قرار دارد، اما آن بدن پر از جلال و شکوه خواهد بود. بلی ، این بدن اکنون ضعیف و فانی است ، اما بدنی که پس از مرگ خواهیم داشت ، پرقدرت خواهد بود. ۴۴ به هنگام مرگ ، بدن نفسانی دفن می شود، اما در روز قیامت ، بدن روحانی برخواهد خاست . زیرا همانگونه که بدن طبیعی و نفسانی وجود دارد، بدن فوق طبیعی و روحانی نیز وجود دارد. ۴۵ کتاب آسمانی می فرماید که به اولین انسان یعنی به آدم ، بدنی طبیعی و نفسانی داده شد. اما آدم آخر، یعنی مسیح بسیار برتر است زیرا او روح حیات بخش می باشد. ۴۶ پس ، نخست باید این بدن نفسانی را داشته باشیم ، سپس در آینده خدا بدن روحانی و آسمانی را به ما خواهد داد. ۴۷ آدم اول از خاک زمین آفریده شد، اما آدم دوم یعنی مسیح ، از آسمان آمد. ۴۸ هر یک از ما انسانها، بدنی خاکی داریم ، شبیه بدن آدم . همچنین آنانی که از آن مسیح می گردند، همانند او بدنی آسمانی خواهند یافت . ۴۹ همانطور که در حال حاضر هر یک از ما بدنی داریم مانند بدن آدم ، روزی هم بدنی خواهیم داشت ، مانند بدن مسیح . ۵۰ ای عزیزان ، مقصودم اینست که بدن خاکی که از گوشت و خون ساخته شده است ، نمی تواند وارد ملکوت خدا شود، و این بدنهای فانی ما، در خور زندگی جاوید نیستند. ۵۱ حال می خواهم رازی عجیب با شما در میان بگذارم : ما همه نخواهیم مرد، بلکه به همه ما بدنی نو داده خواهد شد. ۵۲ زمانی که شیپور آخر از آسمان به صدا درآید، دریک لحظه ، در یک چشم بر هم زدن ، همه ایماندارانی که مرده اند، با بدنی فناناپذیر زنده خواهند شد. آنگاه ما نیز که هنوز زنده ایم ، ناگهان تبدیل خواهیم پذیرفت و بدنی نو خواهیم یافت . ۵۳ زیرا بدن خاکی ما که فانی و از بین رفتنی است ، باید به بدن آسمانی تبدیل شود، بدنی که هرگز نابود نخواهد شد و همیشه زنده خواهد ماند. ۵۴ هنگامی که این امر اتفاق بیفتد، یعنی بدن خاکی و فانی ما به بدن آسمانی و جاودانی تبدیل شود، آنگاه این پیشگویی کتاب آسمانی عملی خواهد گردید که می فرماید: “زندگی بر مرگ پیروز شد.” ۵۵ ای مرگ پیروزی تو کجاست ؟ نیش تو چه شد؟ ۵۶ گناه یعنی همان نیشی که باعث مرگ می شود، از بین خواهد رفت ، و شریعت که گناهان ما را به ما نشان می دهد، دیگر بر ما داور نخواهد بود. ۵۷ خدا را شکر برای تمام اینها! اوست که ما را بوسیله خداوندمان عیسی مسیح پیروز می گرداند.

فیلیپیان باب ۳ آیه ۱۰ تا ۱۱  ۱۰ اکنون من همه چیز را رها کرده ام ، چون دریافته ام که فقط از این راه می توانم مسیح را واقعاً بشناسم و به آن قدرتی که او را پس از مرگ زنده کرد، دست یابم ؛ من می خواهم درک کنم که رنج کشیدن و مردن با او یعنی چه . ۱۱ تا به هر قیمتی که شده ، بتوانم مانند کسانی که در روز قیامت زنده می شوند، زندگی کاملا جدیدی بیابم و در تازگی و خرمی آن بسر برم .

فیلیپیان باب ۳ آیه ۲۱  ۲۱ او به هنگام بازگشت خود، این بدنهای فانی ما را دگرگون خواهد ساخت و به شکل بدن پرجلال خود در خواهد آورد. او با همان قدرتی که همه چیزها را تحت سلطه خود در خواهد آورد، ما را نیز دگرگون خواهد ساخت .

تسالونیکیان اول باب ۴ آیه ۱۴  ۱۴ زیرا ما که ایمان داریم عیسی مرد و پس از مرگ زنده شد، باید یقین داشته باشیم که به هنگام بازگشت او، خدا تمام مسیحیانی را که مرده اند، همراه وی به این جهان باز خواهد آورد.

تسالونیکیان اول باب ۴ آیه ۱۶  ۱۶ زیرا صدای فرمان الهی و آوای تکان دهنده رئیس فرشتگان و نوای شیپور خدا شنیده خواهد شد و ناگاه خود خداوند از آسمان به زمین خواهد آمد. آنگاه پیش از همه ، مسیحیانی که مرده اند زنده خواهند شد تا خداوند را ملاقات کنند.

مکاشفه باب ۲۰ آیه ۴ تا ۶

۴ آنگاه‌ تختهایی‌ دیدم‌ و کسانی‌ بر آنها نشستند و به‌ ایشان‌ اختیار و قدرت‌ دادرسی‌ داده‌ شد. سپس‌ جانهای‌ کسانی‌ را دیدم‌ که‌ بسبب‌ اعلام‌ پیغام‌ عیسی‌ وکلام‌ خدا سر بریده‌ شدند. همچنین‌ جانهای‌ آنانی‌ را دیدم‌ که‌ جاندار خبیث‌ و مجسمه‌اش‌ را نپرستیده‌ بودند و علامتش‌ را بر پیشانی‌ و دستهای‌ خود نداشتند. اینان‌ همگی‌، زندگی‌ را از سر نو آغاز کردند و با مسیح‌ هزار سال‌ سلطنت‌ نمودند. ۵ این‌ “قیامت‌ اول‌” است‌. قیامت‌ بعدی‌ در پایان‌ آن‌ هزار سال‌ رخ‌ خواهد داد؛ در آن‌ زمان‌، بقیه‌ مردگان‌ زنده‌ خواهند شد. ۶ خوشبخت‌ و مقدسند آنانی‌ که‌ در این‌ قیامت‌ اول‌ سهمی‌ دارند. اینان‌ از مرگ‌ دوم‌ هیچ‌ هراسی‌ ندارند، بلکه‌ کاهنان‌ خدا و مسیح‌ بوده‌، با او هزار سال‌ سلطنت‌ خواهند کرد.

 

ما مسیحیان به حیات ابدی و جاودان و زندگی در ملکوت خدا و در حضور خداوند ایمان داریم. زندگی ابدی که با ایمان آوردن به یگانه فرزند خدا، عیسی مسیح خداوند که بخاطر فدیۀ گناهان ما به صلیب رفت و سه روز در عالم مردگان قرار گرفت و بعد از آن قیام کرد و بر مرگ پیروز شد و زندگی ابدی را به ما عطا کرد. کتاب مقدس دربارۀ حیات جاودان و ابدی چنین میفرماید:

مزامیر باب ۱۲۱ آیه ۸  ۸ خداوند مراقب رفت و آمد توست و همیشه از تو محافظت خواهد نمود.

متی باب ۲۵ آیه ۴۶  ۴۶ و این اشخاص به کیفر ابدی می رسند، ولی نیکوکاران به زندگی جاوید خواهند پیوست .

مرقس باب ۱۰ آیه ۳۰  ۳۰ خدا به او صد برابر بیشتر خانه ، برادر، خواهر، مادر و فرزند و زمین خواهد داد، همراه با رنج و زحمت . تمام اینها در این دنیا از آن او خواهد بود و در عالم آینده نیز زندگی جاوید نصیب او خواهد شد.

مرقس باب ۱۲ آیه ۲۶ تا ۲۷  ۲۶ ”ولی درباره روز قیامت و زنده شدن مردگان ، مگر سرگذشت موسی و بوته سوزان را در کتاب تورات نخوانده اید؟ در آنجا خدا به موسی فرمود: من خدای ابراهیم ، خدای اسحاق و خدای یعقوب هستم . ۲۷ ”در واقع خدا به موسی می گفت که این اشخاص با اینکه صدها سال از مرگشان می گذرد، ولی ایشان در نظر او زنده اند، و گرنه برای شخصی که در قید حیات نیست ، لازم نیست بگوید من خدای او هستم . حالا می بینید چقدر در اشتباهید!”

یوحنا باب ۳ آیه ۱۴ تا ۱۶  ۱۴ همانگونه که موسی در بیابان مجسمه مار مفرغی را بر چوبی آویزان کرد تا مردم به آن نگاه کنند و از مرگ نجات یابند، ۱۵ من نیز باید بر صلیب آویخته شوم تا مردم به من ایمان آورده ، از گناه نجات پیدا کنند و زندگی جاوید بیابند. ۱۶ زیرا خدا بقدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه فرزند خود را فرستاده است ، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نشود بلکه زندگی جاوید بیابد.

یوحنا باب ۳ آیه ۳۶  ۳۶ خدا کسانی را که به فرزند او ایمان آورند، نجات می دهد و زندگی جاوید نصیبشان می سازد. ولی کسانی که به او ایمان نیاورند و از او اطاعت نکنند، هرگز بحضور خدا راه نخواهند یافت ، بلکه گرفتار خشم او خواهند شد.”

یوحنا باب ۵ آیه ۳۹ تا ۴۰  ۳۹ ”شما کتاب آسمانی تورات را با دقت بخوانید، چون عقیده دارید که به شما زندگی جاوید می دهد. درصورتی که همان کتاب به من اشاره می کند و مرا به شما معرفی می نماید. ۴۰ با اینحال شما نمی خواهید نزد من بیایید تا زندگی جاوید را بدست آورید.

یوحنا باب ۶ آیه ۴۷ تا ۵۸  ۴۷ ”این حقیقت بزرگی است که به شما می گویم که هر که به من ایمان آورد، از همان لحظه ، زندگی جاوید دارد. ۴۸ من نان حیات هستم . ۴۹ پدران شما در بیابان آن نان را خوردند و عاقبت مردند. ۵۰ اما هر که از این نان آسمانی بخورد، تا به ابد زنده می ماند. ۵۱ آن نان زنده که از آسمان نازل شد، منم . هر که ازاین نان بخورد، تا ابد زنده می ماند. این نان در واقع همان بدن من است که فدا می کنم تا مردم نجات یابند.” ۵۲ مردم با شنیدن این سخن ، باز اعتراض کرده ، به یکدیگر گفتند: “عجب حرفی می زند! چطور می خواهد بدنش را به ما بدهد تا بخوریم ؟” ۵۳ پس عیسی باز فرمود: “این که می گویم عین حقیقت است : تا بدن مسیح را نخورید و خون او را ننوشید، هرگز نمی توانید زندگی جاوید داشته باشید. ۵۴ ولی کسی که بدنم را بخورد و خونم را بنوشد زندگی جاوید دارد، و من در روز قیامت او را زنده خواهم ساخت . ۵۵ چون بدنم خوراک واقعی و خونم نوشیدنی واقعی است . ۵۶ به همین دلیل ، هر که بدنم را بخورد و خونم را بنوشد، در من خواهد ماند و من در او. ۵۷ من به قدرت پدرم خدا زندگی می کنم ، همان که مرا به این دنیا فرستاد. شخصی نیز که در من است ، به قدرت من زندگی می کند. ۵۸ نان واقعی منم که از آسمان آمده ام . نانی که اجداد شما در بیابان خوردند، نتوانست ایشان را برای همیشه زنده نگهدارد. اما هر که از این نان بخورد، برای همیشه زنده خواهد ماند.”

یوحنا باب ۱۰ آیه ۲۸  ۲۸ من به ایشان زندگی جاوید می بخشم تا هرگز هلاک نشوند. هیچکس نیز نمی تواند ایشان را از دست من بگیرد.

یوحنا باب ۱۱ آیه ۲۵ تا ۲۶  ۲۵ عیسی فرمود: “آن کسی که مردگان را زنده می کند و به ایشان زندگی می بخشد، من هستم . هر که به من ایمان داشته باشد، اگر حتی مانند دیگران بمیرد، بار دیگر زنده خواهد شد. ۲۶ و چون به من ایمان دارد، زندگی جاوید یافته ، هرگز هلاک نخواهد شد. مرتا! آیا به این گفته من ایمان داری ؟”

یوحنا باب ۱۷ آیه ۲ تا ۳  ۲ زیرا تو اختیار زندگی تمام مردم دنیا را به دست او سپرده ای ؛ و او به آن عده ای که به او عطا کرده ای ، زندگی جاوید می بخشد. ۳ و زندگی جاوید از این راه بدست می آید که تو را که خدای واقعی و بی نظیر هستی و عیسی مسیح را که به این جهان فرستاده ای ، بشناسند.

رومیان باب ۶ آیه ۲۲ تا ۲۳  ۲۲ اما الان شما از قدرت گناه آزاد شده اید و در خدمت خدا هستید؛ بنابراین ، او نیز شما را هر روز پاکتر و شایسته تر می سازد تا سرانجام زندگی جاوید نصیبتان گردد. ۲۳ زیرا هر که گناه کند، تنها دستمزدی که خواهد یافت ، مرگ است ؛ اما هر که به خداوند ما عیسی مسیح ایمان آورد، پاداش او از خدا زندگی جاوید است .

قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۱۲ تا ۲۸  ۱۲ اما اگر پیغامی که ما اعلام کردیم ، این بود که مسیح از مردگان برخاسته است و شما نیز به آن ایمان آوردید، پس چگونه است که بعضی از شما اکنون می گویید که مرده ها هرگز زنده نخواهند شد؟ ۱۳ چون اگر مرده ها در روز قیامت زنده نخواهند شد، بنابراین مسیح هم زنده نشده است ؛ ۱۴ و اگر مسیح زنده نشده است ، پس تمام پیغامها و موعظه های ما دروغ است و ایمان و اعتماد شما نیز به خدا، بی اساس و بیهوده می باشد. ۱۵ دراینصورت ، ما رسولان نیز همه دروغگو هستیم ، زیرا گفته ایم که خدا مسیح را زنده کرده و از قبر بیرون آورده است ؛ اگر قیامت مردگان وجود نداشته باشد، این گفته ما نیز دروغ است . ۱۶ اگر قیامت مردگان وجود ندارد، مسیح نیز زنده نشده است . ۱۷ و اگر مسیح زنده نشده ایمان شما نیز بی فایده است و هنوز زیر محکومیت گناهانتان هستید. ۱۸ در اینصورت ، تمام ایماندارانی که تا بحال مرده اند، نابود شده اند. ۱۹ اگر امید ما به مسیح فقط برای زندگی در این دنیا باشد، از تمام مردم دنیا بدبخت تریم . ۲۰ اما واقعیت اینست که مسیح پس از مرگ ، دوباره زنده شد؛ او نخستین فرد از میان کسانی است که در روز قیامت زنده خواهند شد. ۲۱ همانطور که به علت گناه ”آدم “، مرگ به این دنیا آمد، در اثر کار نجات بخش مسیح نیز زندگی پس از مرگ نصیب ما شد. ۲۲ همه ما می میریم ، زیرا از نسل گناهکار آدم هستیم ، چون هر جا گناه باشد، مرگ نیز وجود دارد. اما همه کسانی که از آن مسیح می باشند، پس از مرگ بار دیگـر زنـده خواهند شد. ۲۳ اما هرکس به نوبت خود: نخستین کسی که زنده شد، مسیح بود؛ سپس به هنگام بازگشت او، تمام آنانی که به او تعلق دارند، زنده خواهند شد. ۲۴ پس از آن ، آخرت فرا خواهد رسید. در آن زمان ، مسیح تمام دشمنان خود را نابود خواهد ساخت و سلطنت را به خدای پدر واگذار خواهد کرد. ۲۵ زیرا سلطنت مسیح تا زمانی خواهد بـود که همـه دشمنـان خـود را نابـود سـازد. ۲۶ آخرین دشمن او مرگ است ، که آن هم باید مغلوب و نابود شود. ۲۷ چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه چیز را به مسیح سپرده است ، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی باشد. ۲۸ سرانجام ، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت ، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست ، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه چیز مسلط ساخته بود، بر کل عالم هستی حاکم شود.

قرنتیان اول باب ۱۵ آیه ۴۲ تا ۵۵  ۴۲ به همین صورت ، این بدن خاکی و زمینی ما که محکوم به مرگ و نابودی است ، با بدنی که بعد از زنده شدن خواهیم داشت تفاوت دارد، زیرا آن بدن هرگز نخواهد مرد. ۴۳ این بدن باعث زحمت و رنج ماست ، چون در معرض بیماری و مرگ قرار دارد، اما آن بدن پر از جلال و شکوه خواهد بود. بلی ، این بدن اکنون ضعیف و فانی است ، اما بدنی که پس از مرگ خواهیم داشت ، پرقدرت خواهد بود. ۴۴ به هنگام مرگ ، بدن نفسانی دفن می شود، اما در روز قیامت ، بدن روحانی برخواهد خاست . زیرا همانگونه که بدن طبیعی و نفسانی وجود دارد، بدن فوق طبیعی و روحانی نیز وجود دارد. ۴۵ کتاب آسمانی می فرماید که به اولین انسان یعنی به آدم ، بدنی طبیعی و نفسانی داده شد. اما آدم آخر، یعنی مسیح بسیار برتر است زیرا او روح حیات بخش می باشد. ۴۶ پس ، نخست باید این بدن نفسانی را داشته باشیم ، سپس در آینده خدا بدن روحانی و آسمانی را به ما خواهد داد. ۴۷ آدم اول از خاک زمین آفریده شد، اما آدم دوم یعنی مسیح ، از آسمان آمد. ۴۸ هر یک از ما انسانها، بدنی خاکی داریم ، شبیه بدن آدم . همچنین آنانی که از آن مسیح می گردند، همانند او بدنی آسمانی خواهند یافت . ۴۹ همانطور که در حال حاضر هر یک از ما بدنی داریم مانند بدن آدم ، روزی هم بدنی خواهیم داشت ، مانند بدن مسیح . ۵۰ ای عزیزان ، مقصودم اینست که بدن خاکی که از گوشت و خون ساخته شده است ، نمی تواند وارد ملکوت خدا شود، و این بدنهای فانی ما، در خور زندگی جاوید نیستند. ۵۱ حال می خواهم رازی عجیب با شما در میان بگذارم : ما همه نخواهیم مرد، بلکه به همه ما بدنی نو داده خواهد شد. ۵۲ زمانی که شیپور آخر از آسمان به صدا درآید، دریک لحظه ، در یک چشم بر هم زدن ، همه ایماندارانی که مرده اند، با بدنی فناناپذیر زنده خواهند شد. آنگاه ما نیز که هنوز زنده ایم ، ناگهان تبدیل خواهیم پذیرفت و بدنی نو خواهیم یافت . ۵۳ زیرا بدن خاکی ما که فانی و از بین رفتنی است ، باید به بدن آسمانی تبدیل شود، بدنی که هرگز نابود نخواهد شد و همیشه زنده خواهد ماند. ۵۴ هنگامی که این امر اتفاق بیفتد، یعنی بدن خاکی و فانی ما به بدن آسمانی و جاودانی تبدیل شود، آنگاه این پیشگویی کتاب آسمانی عملی خواهد گردید که می فرماید: “زندگی بر مرگ پیروز شد.” ۵۵ ای مرگ پیروزی تو کجاست ؟ نیش تو چه شد؟

غلاطیان باب ۶ آیه ۸  ۸ اگر کسی تخم هوی و هوس خود را بکارد، فساد و نابودی روح خود را درو خواهد کرد؛ اما اگر بذر اعمال نیک روحانی را بکارد، از روح خدا حیات جاودانی را درو خواهد کرد.

تسالونیکیان اول باب ۴ آیه ۱۳ تا ۱۸  ۱۳ و اینک برادران عزیز، می خواهم که شما از وضعیت ایماندارانی که می میرند آگاه باشید، تا وقتی کسی از شما فوت می کند، شما نیز مانند آنانی که امیدی به عالم آینده ندارند، در غم و غصه فرو نروید. ۱۴ زیرا ما که ایمان داریم عیسی مرد و پس از مرگ زنده شد، باید یقین داشته باشیم که به هنگام بازگشت او، خدا تمام مسیحیانی را که مرده اند، همراه وی به این جهان باز خواهد آورد. ۱۵ این را من از جانب خداوند می گویم : ما که هنگام بازگشت مسیح خداوند زنده باشیم ، زودتر از مردگان به آسمان نخواهیم رفت . ۱۶ زیرا صدای فرمان الهی و آوای تکان دهنده رئیس فرشتگان و نوای شیپور خدا شنیده خواهد شد و ناگاه خود خداوند از آسمان به زمین خواهد آمد. آنگاه پیش از همه ، مسیحیانی که مرده اند زنده خواهند شد تا خداوند را ملاقات کنند. ۱۷ سپس ، ما که هنوز زنده ایم و روی زمین باقی هستیم ، همراه ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا همگی ، خداوند را در هوا ملاقات کنیم و تا ابد با او باشیم . ۱۸ پس با این سخنان ، یکدیگر را تشویق کنید و تسلی دهید.

تیموتائوس دوم باب ۱ آیه ۹ تا ۱۰  ۹ این خداست که ما را نجات داد و برای خدمت خود برگزید، نه بدلیل لیاقت ما، بلکه بسبب اینکه پیش از آفرینش جهان اراده فرموده بود لطف و محبت خود را بوسیله عیسی مسیح به ما نشان دهد. ۱۰ و حال ، با ظهور نجات دهندة مان عیسی مسیح ، اراده او آشکار شده است ؛ او قدرت مرگ را درهم شکست ، و به ما راه ورود به زندگی جاوید را نشان داد که همانا ایمان آوردن به پیغام انجیل اوست ؛

پطرس اول باب ۱ آیه ۳ تا ۵  ۳ سپاس‌ بر خدا باد، بر خدا که‌ پدر خداوند ما عیسی‌ مسیح‌ است‌. او به‌ سبب‌ لطف‌ بی‌پایان‌ و عظیم‌ خود، ما را از سر نو مولود ساخت‌ و عضو خانواده‌ خود گرداند. از اینرو، ما اکنون‌ به‌ امید حیات‌ جاوید زنده‌ایم‌، زیرا مسیح‌ نیز پس‌ از مرگ‌، حیات‌ یافت‌. ۴ خدا نیز برای‌ شما میراثی‌ بدور از فساد و آلودگی‌ و تبـاهی‌ در آسمان‌ نگاه‌ داشته‌ است‌، یعنی‌ حیات‌ جاوید را. ۵ و از آنجا که‌ به‌ خدا توکل‌ و اعتماد کرده‌اید، او نیز با قدرت‌ عظیم‌ خود، شما را به‌ سلامت‌ به‌ آسمان‌ خواهد رسانید تا این‌ ارث‌ را دریافت‌ کنید. بلی‌، در روز قیامت‌، شما وارث‌ حیات‌ جاودان‌ خواهید شد.

یوحنا اول باب ۲ آیه ۱۷  ۱۷ دنیا نابود خواهد شد و چیزهای‌ گناه‌آلود آن‌ نیز از بین‌ خواهند رفت‌، اما هر که‌ طبق‌ خواست‌ خدا زندگی‌ کند، همیشه‌ برقرار خواهد ماند.

یوحنا اول باب ۲ آیه ۲۵  ۲۵ و زندگی‌ جاوید که‌ او وعده‌ داده‌ است‌، نصیب‌ شما خواهد شد.

یوحنا اول باب ۵ آیه ۱۳  ۱۳ این‌ نامه‌ را نوشتم‌ تا شما که‌ به‌ فرزند خدا ایمان‌ دارید، بدانید که‌ از هم‌ اکنون‌، از حیات‌ جاوید برخوردارید.

مکاشفه باب ۲۲ آیه ۵  ۵ در آنجا دیگر شب‌ نخواهد بود. احتیاجی‌ هم‌ به‌ چراغ‌ و خورشید نخواهد بود، چون‌ خداوند بزرگ‌ نور ایشان‌ خواهد بود و ایشان‌ تا ابد سلطنت‌ خواهند کرد.

گناه یعنی نا اطاعتی و سرکشی یا سر پیچی از فرامین و اوامر خداوند. با خواندن کتاب مقدس میفهمیم که گناه چگونه وارد زندگی انسان ها شد و انسان ها همه گناهکار اند و یگانه ذاتی که قدوس و بیگناه هست خداوند ازلی و ابدی میباشد. بیائید آیاتی را دربارۀ گناه به ما معلومات میدهند بخوانیم:

پیدایش باب ۴ آیه ۸ تا ۱۱  ۸ روزی‌ قائن‌ از برادرش‌ هابیل‌ خواست‌ كه‌ با او به‌ صحرا برود. هنگامی‌كه‌ آنها در صحرا بودند، ناگهان‌ قائن‌ به‌ برادرش‌ حمله‌ كرد و او را كشت‌. ۹ آنگاه‌ خداوند از قائن‌ پرسید: «برادرت‌ هابیل‌ كجاست‌؟» قائن‌ جواب‌ داد: «از كجا بدانم‌؟ مگر من‌ نگهبان‌ برادرم‌ هستم‌؟» ۱۰ خداوند فرمود: «این‌ چه‌ كاری‌ بود كه‌ كردی‌؟ خـون‌ بـرادرت‌ از زمیـن‌ نـزد من‌ فریـاد برمـی‌آورد. ۱۱ اكنون‌ ملعون‌ هستی‌ و از زمینی‌ كه‌ با خون‌ برادرت‌ آن‌ را رنگین‌ كرده‌ای‌، طرد خواهی‌ شد.

خروج باب ۳۲ آیه ۳۳  ۳۳ خداوند به‌ موسی‌ فرمود: «چرا اسم‌ تو را محو كنم‌؟ هر كه‌ نسبت‌ به‌ من‌ گناه‌ كرده‌ است‌، اسم‌ او رامحو خواهم‌ كرد.

خروج باب ۳۴ آیه ۵ تا ۷  ۵ آنگاه‌ خداوند در ابر نزول‌ فرمود و كنار او ایستاد. ۶ سپس‌ از برابر موسی‌ عبور كرد و نام‌ مقدس‌ خود را ندا داد و فرمود: «من‌ خداوند هستم‌، خدای‌ رحیم‌ و مهربان‌، خدای‌ دیرخشم‌ و پراحسان‌؛ خدای‌ امین‌ كه‌ ۷ به‌ هزاران‌ نفر رحمت‌ می‌كنم‌ و خطا و عصیان‌ و گناه‌ را می‌بخشم‌؛ ولی‌ گناه‌ را هرگز بی‌سزا نمی‌گذارم‌. انتقام‌ گناه‌ پدران‌ را از فرزندان‌ آنها تا نسل‌ چهارم‌ می‌گیرم‌.»

دوم تواریخ باب ۲۹ آیه ۶  ۶ زیرا پدران‌ ما در حضور خداوند، خدایمان‌ مرتكب‌ گناه‌ بزرگی‌ شده‌اند. آنها خداوند و خانه‌ او را ترك‌ نمودند و به‌ عبادتگاه‌ او اهانت‌ كردند.

ایوب باب ۱۳ آیه ۲۳  ۲۳ حال‌، به‌ من‌ بگو كه‌ چه‌ خطایی‌ كرده‌ام‌؟ گناهم‌ را به‌ من‌ نشان‌ بده‌.

ایوب باب ۱۴ آیه ۴  ۴ چطور انتظار داری‌ از یك‌ چیز كثیف‌ چیز پاكی‌ بیرون‌ آید؟

ایوب باب ۴۰ آیه ۴  ۴ «من‌ كوچكتر از آنم‌ كه‌ بتوانم‌ به‌ تو جواب‌ دهم‌. دست‌ بر دهانم‌ می‌گذارم‌

مزامیر باب ۳۲ آیه ۱ تا ۲  ۱ خوشابحال‌ كسی‌ كه‌ گناهانش‌ آمرزیده‌ شـده‌ و خطاهایش‌ بخشیده‌ شده‌ است‌! ۲ خوشابحال‌ كسی‌ كه‌ خداوند او را مجرم‌ نمی‌شناسد و حیله‌ و تزویری‌ در وجودش‌ نیست‌.

مزامیر باب ۳۸ آیه ۳ تا ۴  ۳ در اثر خشم‌ تو جای‌ سالمی‌ در بدنم‌ نمانده‌؛ بسبب‌ گناهم‌ استخوانهایم‌ درهم‌ كوبیده‌ شده‌اند. ۴ زیرا گناهانم‌ از سرم‌ گذشته‌اند و همچون‌ باری‌ گران‌ بر من‌ سنگینی‌ می‌كنند.

مزامیر باب ۵۱ آیه ۲ تا ۵  ۲ مرا از عصیانم‌ كاملاً شستشو ده‌ و مرا از گناهم‌ پاك‌ ساز. ۳ به‌ عمل‌ زشتی‌ كه‌ مرتكب‌ شده‌ام‌ اعتراف‌ می‌كنم‌؛ گناهم‌ همیشه‌ در نظر من‌ است‌. ۴ به‌ تو ای‌ خداوند، بلی‌، تنها به‌ تو گناه‌ كرده‌ام‌ و آنچه‌ را كه‌ در نظر تو بداست‌، انجام‌ داده‌ام‌. حكم‌ تو علیه‌ من‌ عادلانه‌ است‌ و در این‌ داوری‌، تو مصون‌ از خطا هستی‌. ۵ من‌ از بدو تولد گناهكار بوده‌ام‌، بلی‌، از لحظه‌ای‌ كه‌ نطفه‌ من‌ در رحم‌ مادرم‌ بسته‌ شد آلوده‌ به‌ گناه‌ بوده‌ام‌.

مزامیر باب ۶۹ آیه ۵  ۵ ای‌ خدا، تو حماقت‌ مرا می‌دانی‌ و گناهانم‌ از نظر تو پوشیده‌ نیست‌.

مزامیر باب ۱۰۳ آیه ۱۲  ۱۲ به‌ اندازه‌ای‌ كه‌ مشرق‌ از مغرب‌ دور است‌ به‌ همان‌ اندازه‌ خداوند گناهان‌ ما را از ما دور كرده‌ است‌!

امثال باب ۲۶ آیه ۱۱  ۱۱ آدم‌ احمقی‌ كه‌ حماقت‌ خود را تكرار می‌كند مانند سگی‌ است‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ استفراغ‌ كرده‌ می‌خورد.

اشعیا باب ۱ آیه ۶  ۶ از سرتاپا مجروح‌ و مضروب‌ هستی‌؛ جای‌ سالم‌ در بدنت‌ نمانده‌ است‌. زخمهایت‌ باز مانده‌ و عفونی‌ شده‌، كسی‌ آنها را بخیه‌ نزده‌ و مرهم‌ نمالیده‌ است‌.

اشعیا باب ۱ آیه ۱۸  ۱۸ خداوند می‌فرماید: «بحث‌ و جدل‌ من‌ با شما این‌ است‌: اگر چه‌ لكه‌های‌ گناهانتان‌ به‌ سرخی‌ خون‌ است‌، اما من‌ آنها را مانند پشم‌ پاك‌ می‌كنم‌ و شما را همچون‌ برف‌ سفید می‌سازم‌!

اشعیا باب ۶ آیه ۵  ۵ آنگاه‌ گفتم‌: «وای‌ بر من‌ كه‌ هلاك‌ شدم‌! زیرا من‌ كه‌ مردی‌ ناپاك‌ لب‌ هستم‌ و در میان‌ قومی‌ ناپاك‌ لب‌ زندگی‌ می‌كنم‌، خداوند، پادشاه‌ قادر متعال‌ را دیدم‌!»

اشعیا باب ۵۹ آیه ۱  ۱ ای‌ مردم‌ فكرنكنید كه‌ خداوند ضعیف‌ شده‌ و دیگر نمی‌تواند شما را نجات‌ دهد. گوش‌ او سنگین‌ نیست‌؛ او دعاهای‌ شما را می‌شنود.

ارمیا باب ۱۷ آیه ۹  ۹ «هیچ‌ چیز مانند دل‌ انسان‌ فریبكار و شرور نیست‌؛ كیست‌ كه‌ از آنچه‌ در آن‌ می‌گذرد آگاه‌ باشد؟

متی باب ۱ آیه ۲۱  ۲۱ او پسری خواهد زایید، و تو نام او را عیسی (یعنی نجات دهنده ) خواهی نهاد، چون او قوم خود را از گناهانشان خواهد رهانید.»

متی باب ۶ آیه ۱۲  ۱۲ خطاهای ما را بیامرز چنانكه ما نیز آنان را كه به ما بدی كرده اند، می بخشیم .

متی باب ۶ آیه ۱۴ تا ۱۵  ۱۴ پدر آسمانی ، شما را بشرطی خواهد بخشید ۱۵ كه شما نیز آنانی را كه به شما بدی كرده اند، ببخشید.

متی باب ۲۶ آیه ۲۷ تا ۲۸  ۲۷ پس از آن ، جام را برداشت و شکر کرد، و به آنها داده ، فرمود: «هر یک از شما از این جام بنوشید. ۲۸ چون این خون من است که با آن ، این پیمان جدید را مهر می کنم . خون من ریخته می شود تا گناهان بسیاری بخشیده شود.

مرقس باب ۳ آیه ۲۸ تا ۲۹  ۲۸ عین حقیقت را به شما می گویم که هر گناهی که انسان مرتکب شود، قابل بخشش می باشد، حتی اگر کفر به من باشد. ۲۹ ولی اگر کسی به روح القدس کفر گوید، خدا هرگز او را نخواهد بخشید و بار این گناه تا ابد بر دوش او خواهد ماند.”

مرقس باب ۷ آیه ۲۰ تا ۲۳  ۲۰ سپس افزود: “آنچه انسان را نجس می سازد، افکاری است که از وجود او تراوش می کند. ۲۱ چون از وجود و قلب انسان است که فکرهای نادرست بیرون می آیند، و منجر به اعمال نادرست می شوند، اعمالی نظیر: دزدی ، آدم کشی ، زناکاری ، ۲۲ طمع به مال دیگران ، شرارت ، فریب و تقلب ، شهوت ، حسادت ، بدگویی و غیبت ، خودپسندی و هرگونه حماقت دیگر. ۲۳ تمام این چیزهای شرم آور از وجود و قلب انسان سرچشمه می گیرد و انسان را نجس ساخته ، از خدا دور می کند.”

مرقس باب ۱۴ آیه ۲۳ تا ۲۴  ۲۳ سپس جام را بدست گرفت ، از خدا تشکر کرد و به ایشان داد و همه از آن نوشیدند. ۲۴ آنگاه به ایشان فرمود: “این خون من است که در راه بسیاری ریخته می شود، و مهر یک پیمان تازه است بین خدا و انسان .

لوقا باب ۱۵ آیه ۱۷ تا ۲۱  ۱۷ ”سرانجام روزی به خود آمد و فکر کرد: در خانه پدرم ، خدمتکاران نیز خوراک کافی و حتی اضافی دارند، و من اینجا از گرسنگی هلاک می شوم ! ۱۸ پس برخواهم خاست و نزد پدر رفته ، به او خواهم گفت : ای پدر، من در حق خدا و در حق تو گناه کرده ام ، ۱۹ و دیگر لیاقت این را ندارم که مرا پسر خود بدانی ، خواهش می کنم مرا به نوکری خود بپذیر! ۲۰ ”پس بی درنگ برخاست و بسوی خانه پدر براه افتاد. اما هنوز از خانه خیلی دور بود که پدرش او را دید و دلش بحال او سوخت و به استقبالش دوید و او را در آغوش گرفت و بوسید. ۲۱ ”پسر به او گفت : پدر، من در حق خدا و در حق تو گناه کرده ام ، و دیگر لیاقت این را ندارم که مرا پسر خود بدانی .

یوحنا باب ۲۰ آیه ۲۳  ۲۳ هرگاه گناهان کسی را ببخشید، بخشیده می شود، و هرگاه نبخشید، بخشیده نمی شود.”

اعمال باب ۲ آیه ۳۸  ۳۸ پطرس جواب داد: “هر یک از شما باید از گناهانتان دست کشیده ، بسوی خدا باز گردید و به نام عیسی تعمید بگیرید تا خدا گناهانتان را ببخشد. آنگاه خدا به شما نیز این هدیه ، یعنی روح القدس را عطا خواهد فرمود.

رومیان باب ۳ آیه ۱۰  ۱۰ کتاب آسمانی نیز در این باره می فرماید: هیچکس نیکوکار نیست ، در تمام عالم ، یک بی گناه هم یافت نمی شود.

رومیان باب ۵ آیه ۱۲  ۱۲ وقتی آدم گناه کرد، گناه او تمام نسل بشر را آلوده ساخت و باعث شیوع مرگ در سراسر جهان شد. درنتیجه ، همه چیز دچار فرسودگی و تباهی گشت ، چون انسانها همه گناه کردند.

رومیان باب ۵ آیه ۱۸ تا ۲۱  ۱۸ بلی ، گناه آدم برای همه محکومیت به همراه آورد، ولی عمل شایسته و مقدسی که مسیح انجام داد، همه را از محکومیت رهایی می دهد و به ایشان زندگی می بخشد. ۱۹ آدم باعث شد که عده زیادی گناهکار شوند، اما مسیح باعث شد که خدا بسیاری را “بی گناه “ بحساب آورد، زیرا از خدا اطاعت کرد و بر روی صلیب کشته شد. ۲۰ پس ده فرمان موسی چه نقشی در نجات انسان از گناه دارد؟ ده فرمان به این دلیل عطا شد تا بر تمام مردم مسلم شود که تا چه حد احکام خدا را زیر پا گذاشته اند. اما هر چه بیشتر به طبیعت گناهکار خود پی می بریم ، بیشتر لطف و بخشش بی پایان خدا را درک می کنیم . ۲۱ قبلا گناه بر انسان حکومت می کرد و باعث مرگ می شد، اما اکنون لطف و مهربانی خدا حکومت می کند تا نه تنها ما را در نظر او شایسته سازد، بلکه بوسیله خداوند ما عیسی مسیح ، ما را به زندگی جاوید برساند.

رومیان باب ۷ آیه ۷ تا ۸  ۷ پس آیا منظور اینست که شریعت بد است ؟ هرگز! شریعت بد نیست ، اما همین شریعت بود که بدی و گناهان مرا به من نشان داد. بعنوان مثال اگر در احکام و شریعت ، گفته نشده بود که ”نباید در قلب خود خواهشهای ناپاک داشته باشید”، من هیچگاه به وجود چنین خواهشهایی در خود پی نمی بردم . ۸ پس شریعت علیه خواهشهای ناپسند من بود؛ گناه نیز با استفاده از این امر، نادرستی این قبیل خواهشها و امیال را به یاد من می آورد و آنها را در من بیدار می کرد! درواقع انسان فقط زمانی گناه نمی کند که هیچ شریعت و حکمی وجود نداشته باشد.

رومیان باب ۷ آیه ۱۳ تا ۲۵  ۱۳ اما چگونه چنین چیزی ممکن است ؟ اگر شریعت موجب محکومیت و هلاکت من شد، چگونه می تواند خوب باشد؟ واقعیت اینست که شریعت نیکوست ، اما این گناه بود که از وسیله ای نیکو سوءاستفاده کرد تا باعث محکومیت من گردد. پس ملاحظه می کنید که گناه چقدر فریبنده و مرگبار و سزاوار لعنت است که برای رسیدن به هدف خود یعنی نابودی من ، از احکام و شریعت خوب خدا سوءاستفاده می کند. ۱۴ پس ، شریعت خوب است و اشکالی در آن وجود ندارد. اشکال در من است که همچون یک برده به گناه فروخته شده ام. ۱۵ بنابراین ، من اختیار عمل خود را ندارم ، زیرا هر چه می کوشم کار درست را انجام دهم نمی توانم ، بلکه کاری را انجام می دهم که از آن متنفرم ! ۱۶ من بخوبی می دانم که آنچه می کنم ، اشتباه است و وجدان ناراحت من نیز نشان می دهد که خوب بودن شریعت را تصدیق می کنم . ۱۷ اما کاری از دستم بر نمی آید، زیرا کننده این کارها من نیستم . این گناه درون من است که مرا وادار می کند مرتکب این اعمال زشت گردم ، زیرا او از من قویتر است . ۱۸ اکنون دیگر برای من ثابت شده است که وجود من بخاطر این طبیعت نفسانی ، از سر تا پا فاسد است . هر چه تلاش می کنم ، نمی توانم خود را به انجام اعمال نیکو وادارم . می خواهم خوب باشم ، اما نمی توانم . ۱۹ می خواهم کار درست و خوب انجام دهم ، اما قادر نیستم . سعی می کنم کار گناه آلودی انجام ندهم ، اما بی اختیار گناه می کنم . ۲۰ پس اگر کاری را انجام می دهم که نمی خواهم ، واضح است که اشکال در کجاست : گناه هنوز مرا در چنگال خود اسیر نگاه داشته است . ۲۱ به نظر می رسد که در زندگی ، این یک واقعیت است که هرگاه می خواهیم کار نیک انجام دهیم ، بی اختیار کار بد از ما سر می زند. ۲۲ البته طبیعت تازه ام مایل است خواست خدا را انجام دهد، ۲۳ اما چیزی در عمق وجودم ، در طبیعت نفسانی من هست که با فکرم در جنگ و جدال می باشد و در این مبارزه پیروز می شود و مرا برده گناه می سازد، گناهی که هنوز در درون من وجود دارد. در فکرم اراده می کنم که خدمتگزار از جان گذشته خدا باشم ، اما می بینم که هنوز اسیر گناه هستم . ۲۴ پس می بینید که من در چه حال زاری هستم : طبیعت جدید من به من امر می کند که اعمالم پاک و خوب باشد، اما آن طبیعت کهنه که هنوز در من است ، بسوی گناه کشیده می شود. ۲۵ وای که در چه تنگنای وحشتناکی گرفتار شده ام ! چه کسی می تواند مرا از چنگ این طبیعت مرگبار آزاد کند؟ خدا را شکر، این کار را خداوند، عیسی مسیح انجام می دهد.

رومیان باب ۱۴ آیه ۲۳  ۲۳ اما کسی که وجدانش از آنچه می کند ناراحت است ، به هیچ وجه نباید به آن کار دست بزند، چون در اینصورت مرتکب گناه شده است ، زیرا وجدانش آن کار را گناه می داند. پس اگر قصد انجام کاری را دارید که آن را گناه می پندارید، آن را انجام ندهید، زیرا کاری که با وجدان ناراحت انجام شود، گناه است .

قرنتیان اول باب ۵ آیه ۶  ۶ چگونه می توانید به پاکی و روحانیت خود ببالید، درحالیکه اجازه می دهید یک چنین رسوایی در میانتان رخ دهد؟ مگر نمی دانید که اندکی خمیرمایه ، در تمام خمیر اثر می کند و باعث برآمدن آن می شود؟

غلاطیان باب ۵ آیه ۱۹ تا ۲۱  ۱۹ هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید، این گناهان وارد زندگی شما می شوند: زنا و انحرافات جنسی و بی عفتی ؛ ۲۰ بت پرستی و جادوگری و احضار ارواح ؛ دشمنی و دو بهم زنی ؛ کینه توزی و خشم ؛ خودخواهی و نفع طلبی ، شکایت و انتقاد و بهانه جویی ؛ در اشتباه دانستن دیگران و بر حق شمردن خود و اعضای گروه خود؛ ۲۱ حسادت و آدم کشی ؛ مستی و عیاشی و چیزهایی از این قبیل . همانطور که قبلا هم اشاره کردم ، باز تکرار می کنم هر که این چنین زندگی کند، هرگز در ملکوت خدا جایی نخواهد داشت .

غلاطیان باب ۶ آیه ۷ تا ۸  ۷ اشتباه نکنید، هیچکس نمی تواند خدا را بفریبد؛ هیچکس از مکافات الهی در امان نخواهد بود؛ زیرا هرکس هر چه بکارد، همان را درو خواهد نمود. ۸ اگر کسی تخم هوی و هوس خود را بکارد، فساد و نابودی روح خود را درو خواهد کرد؛ اما اگر بذر اعمال نیک روحانی را بکارد، از روح خدا حیات جاودانی را درو خواهد کرد.

افسسیان باب ۲ آیه ۱ تا ۲  ۱ روزگاری شما نیز بعلت خطایا و گناهانتان ، زیر لعنت خدا قرار داشتید و محکوم به مرگ ابدی بودید. ۲ شما هم مانند دیگران غرق در گناه بودید و شیطان را اطاعت می کردید، شیطانی که رئیس نیروهای پلید است و هم اکنون در قلب مخالفین خدا عمل می کند.

افسسیان باب ۴ آیه ۳۲  ۳۲ و در عوض نسبت به هم مهربان و دلسوز باشید و یکدیگر را ببخشید، همانطور که خدا نیز شما را بخاطر مسیح بخشیده است .

عبرانیان باب ۳ آیه ۱۳  ۱۳ تا فرصت باقی است ، هر روز یکدیگر را در ایمان تقویت کنید تا هیچیک از شما فریب گناه را نخورد و نسبت به خدا بی اعتنا نگردد.

عبرانیان باب ۹ آیه ۲۲  ۲۲ درواقع می توان گفت که مطابق پیمان اول ، تقریبا همه چیز بوسیله خون پاک می گردد و بدون ریختن خون ، هیچ گناهی بخشیده نمی شود.

یعقوب باب ۱ آیه ۱۴ تا ۱۵  ۱۴ وسوسه یعنی اینکه انسان فریفته و مجذوب افکار و امیال ناپاک خود شود. ۱۵ این افکار و امیال ناپاک ، او را به انجام کارهای گناه آلود می کشاند؛ و این کارها نیز منجر به مرگ می گردند، که همانا مجازات الهی است .

یعقوب باب ۲ آیه ۱۰  ۱۰ کسی که همه احکام خدا را مو به مو اجرا کند، ولی در یک امر کوچک مرتکب اشتباه شود، به اندازه کسی مقصر است که همه احکام خدا را زیرپا گذاشته است .

یعقوب باب ۵ آیه ۱۶  ۱۶ نزد یکدیگر به گناهان خود اعتراف نمایید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید. دعای صادقانه مرد درستکار، قدرت و تاثیر شگفت انگیز دارد.

یوحنا اول باب ۱ آیه ۸ تا ۱۰  ۸ اگر بگوییم‌ گناهی‌ نداریم‌، خود را فریب‌ می‌دهیم‌ و از حقیقت‌ گریزانیم‌. ۹ اما اگر گناهان‌ خود را به‌ او اعتراف‌ نماییم‌، می‌توانیم‌ اطمینان‌ داشته‌ باشیم‌ که‌ او ما را می‌بخشد و از هر ناراستی‌ پاک‌ می‌سازد. این‌ کار خدا کاملا منصفانه‌ و درست‌ است‌، زیرا عیسی‌ مسیح‌ برای‌ شستن‌ و پاک‌ کردن‌ گناهان‌ ما، جان‌ خود را فدا کرده‌ است‌. ۱۰ اگر ادعا کنیم‌ که‌ گناهی‌ از ما سر نزده‌ است‌، دروغ‌ می‌گوییم‌ و خدا را نیز دروغگو می‌شماریم‌، زیرا خدا می‌فرماید که‌ ما گناهکاریم‌.

یوحنا اول باب ۲ آیه ۱ تا ۲  ۱ فرزندان‌ عزیزم‌، اینها را به‌ شما می‌نویسم‌ تا گناه نکنید. اما اگر گناهی‌ از شما سرزند، کسی‌ هست‌ که‌ برای‌ ما نزد خدای‌ پدر وساطت‌ کند و بخشایش‌ ما را از او درخواست‌ نماید. این‌ شخص‌ عیسـی‌ مسیح‌ است‌ که‌ مظهـر راستـی‌ و عدالت‌ است‌. ۲ او کسی‌ است‌ که‌ تاوان‌ گناهان‌ ما را داده‌ تا خدا ما را هلاک‌ نسازد؛ او با این‌ کار، رابطه‌ای‌ دوستانه‌ میان‌ خدا و ما بوجود آورده‌ است‌. او نه‌ فقط‌ برای‌ گناهان‌ ما، بلکه‌ برای‌ گناهان‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌ فدا شد.

یوحنا اول باب ۲ آیه ۱۲  ۱۲ ای‌ فرزندان‌، این‌ چیزها را برای‌ شما می‌نویسم‌، زیرا گناهانتان‌ بخاطر نام‌ عیسی‌ مسیح‌ آمرزیده‌ شده‌ است‌.

یوحنا اول باب ۳ آیه ۴  ۴ هر که‌ گناه‌ می‌کند، احکام‌ خدا را می‌شکند، زیرا گناه‌ چیزی‌ نیست‌ جز شکستن‌ احکام‌ خدا و رفتار کردن‌ برخلاف‌ خواست‌ او.

یوحنا اول باب ۳ آیه ۶  ۶ پس‌ اگر همواره‌ با مسیح‌ رابطه‌ای‌ نزدیک‌ داشته‌ باشیم‌، در گناه‌ زندگی‌ نخواهیم‌ کرد. اگر کسی‌ در گناه‌ زندگی‌ می‌کند، علتش‌ اینست‌ که‌ هرگز با او رابطه‌ای‌ نداشته‌ و او را نشناخته‌ است‌.

یوحنا اول باب ۳ آیه ۸ تا ۱۰  ۸ اما کسی‌ که‌ در گناه‌ بسر می‌برد، نشان‌ می‌دهد که‌ فرزند شیطان‌ است‌، زیرا شیطان‌ از همان‌ ابتدا که‌ خود را به‌ گناه‌ آلوده‌ ساخت‌، تابحال‌ گناه‌ می‌کند. اما فرزند خداآمد تا اعمال‌ شیطان‌ را باطل‌ سازد. ۹ هر که‌ به‌ خانواده‌ خدا ملحق‌ می‌شود و فرزند خدا می‌گردد، به‌ راه‌ گناه‌ نمی‌رود، زیرا او از طبیعت‌ و حیات‌ الهی‌ برخوردار می‌شود. بنابراین‌، دیگر نمی‌تواند گناه‌ کند، زیرا در او زندگی‌ تازه‌ای‌ شکل‌ گرفته‌ است‌ که‌ از خدا جریان‌ می‌یابد. ۱۰ پس‌ به‌ این‌ ترتیب‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ چه‌ کسی‌ فرزند خداست‌ و چه‌ کسی‌ فرزند شیطان‌ است‌. هر که‌ زندگی‌ گناه‌آلودی‌ داشته‌ باشد و همنوع‌ خود را نیز دوست‌ نداشته‌ باشد، فرزند خدا نیست‌.

فهرست لغات

ایمان

خدای واحد

عیسی مسیح

نجات

قیام

پیشگویی

داوری

پادشاهی

روح القدس

پدر و پسر

رسولان

کتاب مقدس

انبیا

فرشتگان

غسل تعمید

زندگی روحانی

کلیسا

بهشت

رستاخیز

قیامت بدن ها

حیات جاودان

گناه

انسان

This entry was published on December 25, 2012 at 12:03 am and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: