arianpersian

رنج همه ی دوران بر شانه های مسیح سنگینی می کند

می دانی که از عمر مسیحیت بیش از2000 سال می گذرد. در این دوهزار سال همه ی مسیحیان تاریخ فقط یک نفر دارند که بار همه ی عالمیان را یک تنه به دوش می کشد و به جای همه عقوبت می بیند. می دانی چه msihکسی؟ مسیح.عیسی مسیح خواست تا رنج همه ی آدمیان را بر دوش کشد .نمی خواهم از همه ی مسلمانان جهان از آغاز تا کنون سخن بگویم ،بلکه فقط از مردمان سرزمین خودمان می گویم؛ آرش کمان گیر به جای همه ی ما جان داد تا مرز های کشورمان با یک تیر که جانی در او دمیده شده بود معلوم شود ،آریو برزن به جای ما راه را بر دشمن سد کرد و دلیرانه جنگید و کشته شد،ابو مسلم خراسانی به جای ما در برابر تمامیت خواهی قوم نو ظهور ایستاد و بی اجازه ی دفاع با حمله ی مردانی از پشت پرده شمع آجین شد. از همه ی انسا ن هایی که درطول هزار سال بعد از ابو مسلم هم به جای ما تن به ستم ندادند و مبارزه کردند و در این مقال مجال پرداختن به همه نیست عذر می خواهم. به دوران پر تلاطم قاجار می رسیم؛عباس میرزا به جای همه ی ما و به جای پدر تاج دارش سال ها در برابر دشمن بیرونی-روسیه- و متحجران داخلی ایستاد و عاقبت نمی دانم شاید دق کرد و مرد، میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل به جای همه ی ما از آزادی و قانون و لزوم یک حکومت مشروطه ی واقعی نوشت وبه همین جرم در یک روز غمگین در باغ شاه به دار آویخته شد،ملک المتکلمین به جای ما در برابر استبداد محمدعلی شاه ایستاد و چه بیر حمانه کشته شد،دکتر محمد مصدق جانانه به مقابله با پدر و پسری پرداخت که می خواستند به نام سلطنت مشروطه و به کام سلطنت مطلقه حکوت کنند. و همو به جای ما در برابر استعمار پیراز سرمایه های ملی دفاع کرد ،سید محمد خاتمی به جای همه ی ما از شور و نشاط و زندگی و صلح وگفتگو گفت واکنون میر حسین و کروبی به جای همه ی ما درحصر شب پرستان گرفتارند . احمد جان می دانی چرا سرزمین ما پس از آرش بارها و بارها دست خوش تاراج و حمله دشمن شد و حتی تا همین امروز برای ثابت ماندن مرزهایمان باید کشورهای دوست و همسایه را قانع کرد ؟چون او را تنها گذاشتیم. می دانی چرا آریو برزن نتوانست کشور را از گزند اسکندر نجات دهد ؟ چون ما نبودیم. می دانی چراما برحسین گریه می کنیم ؟چون به جای ما به جرم گفتن یک نه بزرگ به حاکمیت در خون غاتید.می دانی چرا بعد از آن غروب تاختن اسب ها بر پیکر کشته های کربلا، امویان بر مسند قدرت بی مشروعیت ماندند؟چون ما اهل کوفه بودیم.می دانی چرا کمتر از برادرش حسن می گوییم؟ چون بر خلاف مسیر تاریخ به جای ما نجنگید بلکه به جای ما سکوت کرد. ما به آدمیان فقط حق می دهیم که به جای ما بمیرند نه این که به جای ما زندگی کنند. زیاده خواهی عباسیان هرگز پایان نیافت هرچند ما و ابو مسلم می خواستیم که این گونه باشد . استبداد محمدعلی شاهی تا همین امروزبی وقفه می تازد. سلطنت مطلقه پهلوی جای خود را به ولایت مطلقه فقیه داده است. و تو امروز در زندانی . می دانی چرا؟ به یک دلیل ساده : چون یک تن به جای یک ملت چه می تواند بکند؟ احمد جان شرمند ه ام وقتی تو در زندانی و من به دنبال پیش خرید سکه ی طلا. شرمنده ام وقتی تو در زندانی ومن به دنبال دلار ارزان ترم . تو نمی توانی در یک اتاق کوچک بی پنجره نفس بکشی و من نفس نفس زنان به دنبال انبار کردن برنج و گوشت و روغن هستم. من به دنبال مسیح می گردم تا او بار مرا به دوش بکشد و من شرمگینانه سنگ سنگین معاش را بر دوش بکشم.

و ما دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را

This entry was published on January 5, 2013 at 10:33 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: