arianpersian

اسلام دینی دروغین که آغازش با دروغ شروع وپایانش با دروغ تمام می شود

 

اگر عقیده ی مخالف ، شما را عصبانی می کند ،نشانه ی آن است که شما ناخوآگاه می دانید دلیل مناسبی برای آنچه      فکر می کنید ندارید،اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه ی دو میشود پنج،یا اینکه آلمان روی خط استوا قرار دارد ، شما به جای عصبانی شدن ،احساس دلسوزی می کنید .(برتراند راسل)  اسلام دینی است دروغین که نقطه ی آغازش با دروغ شروع و هر چه پیشتر می رود جسارت در این دروغگویی بیشتر می شود . محمد برای اثبات حقانیت دین خود و خدایش هر کاری می کرد و تا جایی که می توانست دروغ می گفت ، زیرا انسانهای بی سواد ، گرسنه و طماع را با وعده های علمی و غیر جسمانی نمی توانست بفریبد . به آنها گفت به اسلام ایمان بیاورید تا خدا شما را به بهشت ببرد واز نعمتهایی که در بهشت وجود دارد برخوردار گردید، به انسانهای گرسنه که تنها لذتشان درزندگی زن وخوراک بود ،همان زن و خوراک را وعده داد ،زیرا لذت معنوی برای یک عرب بیسواد وشهوتران مفهومی ندارد ، لذتهای معنوی برای اشخاصی اهمیت دارد که دارای تفکر ،شعور و درک از این جهان هستند ، فقط این اشخاص که درک وفهمی از معنویت دارند می توانند از معنویات هم لذت ببرند . پیغمبری که حتی از درک شعر هم عاجز بود چگونه می توانست دین خود را که دین راستین نام نهاده بود ،گسترش دهد؟ فقط با وعده های دروغین جسمانی می توانست انسانهای بیسواد را دور خویش جمع کند ،لذا به آنها گفت در بهشت به شما حوریان بهشتی داده می شود و انواع میوه ها را می توانید در آن بیابید ودر جویبارش عسل و شیر برایتان جاری است و به آنها وعده هایی که به جسمشان مربوط می شد داد، چون سواد نداشت یا اگر داشت سوادش در حدی نبود که بداند سکس عاملی است که طبیعت برای ادامه ی زندگی گذاشته و تنازع بقا به آن بستگی دارد و غذا هم عاملی است برای زنده ماندن جسم مادی ما و این را نمی دانست که بدون مواد مغذی جسم ما زنده و سالم نمی ماند و اگر انسان از آن لذت می برد و به آن احتیاج دارد فقط برای این است که تا این مواد در بدنش سوخت ، فورأ گرسنه می شود و دیگر قادر به انجام هیچ کاری نیست ،مگر اینکه گرسنگی اش را با خوردن برطرف کند ،بنابراین دو چیز را نه محمد می فهمید و نه خدایش الله ،که اولا باید جسم داشته باشی تا از آن لذت ببری و دوم اینکه بدون جسم به آن احساس احتیاج پیدا نخواهی کرد ، زیرا روح دارای آلت تناسلی و هورمون سکس نیست و طبیعتأ به تنازع بقا به وسیله ی سکس هم احتیاج ندارد ، چون ادیان بر این اعتقاد دارند که خدا در هنگام بیکاری ،وقت خود را صرف ساختن روح می کند و بنابراین تنازع بقا در هنگامی که جسم وجود ندارد و به روح تبدیل می شود ،نیاز به وسیله ی سکس ندارد و اگر هورمون سکس هم ندارد ،پس احتیاج سکسی هم احساس نمی کند ،لذا همه ی این وعده ها زمینی هستند و بدرد روح نمی خورند . اما محمد باید راهی پیدا می کرد که بسیار جذاب باشد تا بتواند انسانهای بادیه نشین گرسنه و شهوتران را تطمیع کند وپس از تطمیع آنها با احمقانه ترین وسیله نوبت آن بود که از محمد بپرسند ، خوب حال باید چه کنیم تا مسلمان شویم و محمد به آنان گفت ،بگویید اشهد ان لا اله الا الله تا مسلمان شوید .  حتی شما اگر بتوانید بگویید من شاهدم که خدایی جز خدای محمد وجود ندارد ،که البته نمی توان آن را گفت ،چون گفتن اینکه من شاهدم که محمد رسول خداست دروغی خواهد بود خنده دار ،زیرا شما در یک دادگاه شهادت بر چیزی می دهید که خود ناظر آن بوده اید و شهادت به چیزی که ندیده اید نمی دهید ، در جایی که حتی یک موجود در این جهان پیدا نمی شود که ناظر بر لحظه ای باشد که خدا محمد را به عنوان رسول خود انتخاب کرده و به او رسالت داده وحتی شفاهی ونه کتبی این رسالت را به او ابلاغ کرده ،چگونه می تواند ادعا کند ،که من باور کنم که محمد رسول خداست ؟ چرا که باور کردن وشهادت دادن دو معنای کاملا متفاوت دارند ،حال من به چیزی که باور ندارم آیا می توانم شهادت دروغین بدهم؟ بنابراین پس از وعده های دروغین ،اکنون ادعایی دروغین را نیز باید شهادت دهیم تا به دینی که سرا پا دروغ است و دروغ گفتن را تشویق می کند در آییم و آیا این درست است؟ برای این ادعا که دروغ پایه و اساس دین اسلام است ، همین بس است که محمد می گفت در اسلام آزادی که هر جا به نفع تو یا به نفع اسلام است دروغ بگویی،اما حتمأ لازم است به زنان همیشه دروغ بگویید و از راستی با آنان بپرهیزید ، در دنیای آن روز عرب، این مرد بود که برای همه چیز تصمیم گیرنده بود ،حتی برای اینکه زن به چیزی ایمان بیاورد این مرد بود که تصمیم می گرفت ،لذا وقتی مرد حاضر می شد دین اسلام را بپذیرد دیگر برای زن لازم نبود که خود او تصمیم بگیرد و مرد برایش در این مورد از قبل تصمیم گرفته بود . اکنون نظری گذرا به این جهان که عالم هستی یا کائنات می نامیمش بیاندازیم و ببینیم که محمد و خدای او چه چیزهای در باره ی آن گفته اند و یا اصلا چیزی گفته اند؟  در روزگار کنونی که بشر به اطلاعات زیادی در باره ی هستی دست پیدا کرده که البته هنوز راه زیادی در کشف نا شناخته های کائنات در پیش دارد ،محمد و الله که خودشان را عالِم به تمام هستی می دانستند ، در آن زمان هیچ حرفی از دانسته های خودشان درباره ی چیزهای کمی که ما هم اکنون در این زمان می دانیم نزدند و وقتی به فرامین اسلام نگاه می کنیم هوش از سرمان می پراند که خدایی با این همه دانش و توانایی ،برای آفریده ی خود که در او مغزی توانا قرار داده ،اکنون پیامبری تعیین کرده تا پیامهایی بفرستد که وقتی به آنها نگاه می کنید ،این پیامها بی نهایت حیرت آورند ،زیرا هیچ اثری از دانش و بینش در آنها نیست ،بلکه منحصر می شوند ،فقط به پایین بدن انسان . این خدای محمد نه سخنی می گوید از دانش این جهان و نه از اتفاقات رخ داده ی این جهان و نه هیچ خبری از گسترش یا چگونگی نابودی این جهان ،نه از راه و رسم تربیت فرزندان و آینده نگری و نه هیچ چیزی در مورد دانش و فن آوری و یا حتی بهداشت . دین اسلام برخلاف دیگر ادیان که فرامین اصلی آنها پیشرفت اخلاقی وتعالی انسانهاست ،هیچ سخنی در این باره نمی گوید ،بلکه بیشتر باورهای خود را در اطراف باورهای غلط اخلاقی و ضد بشری قرار می دهد ، بیشتر این باورها بر رفتار وحشیانه و کشت و کشتار، چشم در آوردن ،دست بریدن و زن ستیزی حکایت دارد . دین اسلام اصلأ لازم ندارد که برای دست بریدن علت دزدی را بررسی کند ،چرا که حتی دزدیدن یک تکه نان خشک شده هم می تواند علت بریدن دست را توجیه کند . اما در همین اسلام و در طول تاریخ ننگین به روی کار آمدنش ،بزرگترین دزدان از همین اسلامیون بوده اند ، از طرفی برای دزدیدن یک تکه نان یا یک تخم مرغ ،دستی را می برند و از طرفی تو را در گفت دروغ مصلحتی برای اسلام مجوز می دهند .  در سراسر قرآن دروغ ها و تضادهایی موجود است که هر کسی را دچار تضاد درونی و برونی می کند . و بالاخره سراسر قرآن را که ورق بزنید هیچ اثری از شعور برتر خدا در آن نمی بینید و اثری از دانش و بینشی که در همه جای کائنات به وضوح می توانید دید ،در آن پیدا نمی کنید ، پیام الله در قرآن فقط به این که چگونه باید با زنان همبستر شد و آداب نشستن در مستراح و به چیزهایی از این دست محدود و منحصر می شود . منابع و مراجع این مقاله به شرح زیر می باشد : 23سال اثر علی دشتی  تولدی دیگر اثر شجاع الدین شفا  قرآن و ایران نوشته ی کاوه گرانوم (نقد اسلام ) granom . wordpress.com قرآن اثر محمد و الله وصیت نامه ی خدا اثر هوشنگ معین زاده و …

چگونه آیات قرآن در راستای رفع حوائج اولیه محمد صادر میشده است

چرا سلمان رشدی، مرتد شناخته و به مرگ محکوم شد ، آیا پرده از رازی برداشت که دیگران از آن بی خبر بودند ، آیا در آیات موجود قرآن دخل و تصرفی کرده بود ، یا چیزی از کلمات آن را کم و زیاد و یا در آن تغییری به وجود آورده بود ؟آیا خواندن قران جرم است یا تفسیر و ترجمه کردن آن ممنوع؟ مگربرای فهمیدن قرآن نباید هر مسلمان آن را به زبان فهم خود ترجمه نماید تا مطلب را بتواند درک کند ، چه ایرادی در این کار هست؟ بر طبق شعر معروف و به مصداق آن : چه خوش گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه روی شود هر که در او غش باشد ، چرا صحبت کردن در این مورد را گناه می دانند و چرا این گناه برای کسی چون ملا محمد باقر مجلسی در نظر گرفته نمی شود ، چرا که ملا محمد باقر مجلسی در کتاب حیات القلوب خود می نویسد : روزی حفصه (یکی از زنان محمد و دختر عمر ) پس از بازگشت از دیدار پدرش ، به خانه ی خود رسید و دید درب از پشت بسته است ، لذا بر در کوبید و در این هنگام محمد در حالیکه عرق از پیشانی اش می چکید درب را باز نمود و در همین جا بود که دختر عمر در می یابد که در نبود او محمد { از خانه ی خالی استفاده ی بهینه کرده و ماریه کنیز او را برای ، چه عرض کنم ! به رختخوابش برده و لذا حفصه خشمگین شده وبه اصطلاح عوام کولی بازی در می آورد } و حضرت برای خاموش کردن و تسکین دختر عمر سوگند می خورد که ماریه را بر خود حرام کرده و دیگر با او همبستر نشود ، اما از آنجاییکه علاقه ی زیادی به ماریه داشت {بنا به فرمایش عماد خراسانی : توبه کردم که دگر می نخورم در همه عمر / بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر ، به سراغ الله می رود و از او دستور می خواهد و این الله بیکار هم برایش سوره ی تحریم را می نویسد و به دستش می دهد }که در آیه ی یک از این سوره می فرماید : ای پیامبر چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده ، بخاطر خشنود ساختن زنانت برخود حرام می کنی و خدا آمرزنده ی مهربان است. و در راستای اجرای این آیه مدت 29 روز دیگر زنان دیگرش را تحریم کرده و تمام اوقاتش را با ماریه می گذراند . ویا بنگرید به فرایند خلقت از کتاب تولدی دیگر صفحه ی 241مرحوم شجا الدین شفا و یا برخورد محمد با فرزند خوانده اش زید ، پس از دیدن زن او، در کتاب 23 سال مرحوم علی دشتی و یا رسوایی عایشه در جدا شدن از کاروان و صدها آیه ی دیگر ، که به موقع به داد خرابکاری و هوس بازی محمد زن باره می رسد . در این کتاب مبین ، آنقدر که خود او و نازل کننده اش سهم دارند ، مردمی که باید از آن اطاعت کنند سهم ندارند .  حالا آیا سلمان فارسی بار دیگر در قالب سلمان رشدی حلول نکرد ، تا گند کاریهای آن زمان ها را به حساب شیطان بگذارد و محمد وکتابش را تطهیر نماید و بگوید اینهایی که شما به آن ایراد دارید از آنِ شیطان است نه از محمد و خدایش.

چگونه، مفهومی بنام مهدی خلق شد؟

امام دوازدهم مفهومی که بارها در مورد آن صحبت شده است اما آیا چقدر از این موضوع حقیقت دارد و چقدر از آن افسانه است؟ بنا به گفته شیعیان او فرزند حسن عسگری است اما تاریخ رسمی هرگز فرزندی برای او ثبت نکرده است پس اصل ماجرا چیست؟ واقعیت آنجاست که در دوران 3 امام آخر یعنی تقی و نقی و حسن عسگری به علت محدودیت و فشارهای شدیدی که بر این افراد وارد میشد نمیتوانستند کار جمع آوری خمس و ذکات را خود انجام دهند بنابراین این وظیفه را بر عهده ی نایبان خاص قرار دادند اما پس از وفات امام یازدهم از آنجا که این سرچشمه جوشان مادی بر روی چهار نایبش قطع شد جهت برقرار ماندن این مقرری دست به جعل فرزند برای حسن عسگری زدند و با پیش زمینه هایی که بر این باور برای شیعیان وجود داشت این مساله بعنوان یک باور برای مسلمانان درآمد جنبشهایی که در گذشته شکل گرفته اند همه بنام مهدی بوده اند ، درزمان حال نیز جنبش ها ی زیادی بنام مهدی شکل گرفته اند، از جمله در ایران ،با نام جمهوری اسلامی ، که افراد و سران این جنبش خود را نماینده مهدی در دوران غیبت معرفی کرده اند و بعضی از اعمال و رفتار انجام شده توسط خودشان را منتسب به او می کنند و بعضا برخی افراد در راس ، مدعی ارتباط با مهدی شده و تمام امور مملکت را تحت نظر او می دانند و او را ناظر بر اعمال و کردار ملت و مملکت، در حالیکه اوضاع اقتصادی و معیشتی هر روز بدتر وسخت تر می شود ، این شرایط را به نظر امام زمان و تحت کنترل او می دانند.حتی زمانی یکی از همین دولتیان عنوان کرده بود که چون غربیها از ظهور امام زمان در عراق مطلع شدند به این کشور حمله کردند. همه این مسائل باعث میشود درباره این پدیده و تاثیر آن بر روی زندگی امروز ایرانیان بیشتر تمرکز کنیم و بدانیم که جنگ با خرافات و روشن نمودن آن افکندن پرتو روشنایی بر آنان میتواند ما را در مقابل بلیه هایی مانند جمهوری اسلامی در آینده بیمه نماید

باورهای غلط رایج در میان مسلمانان و نتایج مخرب آنها

وجود باورهای غلط رایج در میان مسلمانان افراطی یکی از مواردی است که به آنها در انجام دادن بعضی جنایتها و خشونتها آزادی عمل می دهد وبه اعمال خشونت بارشان وجاهت شرعی و قانونی می دهد ، البته مسلمانان افراطی برای دست زدن به اعمال خشن و برای اینکه کارهای خود را به وجهی توجیه کنند ، این باورهای خود را درست می دانند و برای آنها نیز دلیل و مدرک می آورند و این دلایل را توجیه اعمال خشونت بار خود می خوانند، از جمله ی این باورها ی غلط که می تواند نتایج بدی داشته باشد و البته نیز تا کنون هم نتایج بد آن کم نبوده ، می توان به وجود داستانهایی مانند : امام زمان ،چاه جمکران ،سرداب سامرا ، جزیره ی خضراء ،معراج و شق القمر اشاره کرد . مثلا اعتقاد به امام زمان ، ظهور او و نشانه های ظهورش مثل دجال و…پیروان او را بر آن می دارد که برای ظهور او باید مقدماتی را فراهم کرد ، از جمله اینکه اگر فساد ، ظلم و جنایت در دنیا بیشتر باشد ، ظهور امام زمان زودتر محقق می شود و از اینرو برای اینکه این اتفاق زودتر بیفتد ، دست به کشتن وجنایت می زنند و فساد را در جامعه دو چندان می کنند و اینطور می شود که آنها با انجام این کار ،به قول خودشان می توانند ظهور آغا را جلو بیاندازند . باورهایی که ما را به قعر زمین رهنمون می کند و باعث رکود فکری و از بین رفتن خلاقیتهای ذهنی ما در عرصه ی علم وتکنولوژی شده است ، به یقین نمی تواند حاصلی جز نابودی و غرق شدن در رویاهای مجنون گونه داشته باشد ، فرض کنیم هزار و چهارصد و اندی پیش ،پیشینیان ما باور کرده باشند که مردی با الاغ یا استر خود از جو گذشته وبه عرش رفته باشد ، آیا امروز هم می توان قبول کرد که چنین پدیده ای قابل قبول است ؟ امروزه با تلاش بی وقفه ی دانشمندان جهان ، انسان به دست آوردهایی دست یافته که برای درک آن ، سالها باید ریاضی، فیزیک ، نجوم ، بیولوژی ، پاتولوژی ، رادیو گرافی ، فتو گرافی ، آناتومی ، الکترونیک ، زمین شناسی و…را مطالعه نمود و برای فهمیدن اینکه امواج رادیویی چگونه می تواند باعث انتقال صوت ، یا تصویر و غیره شود و چه مقدار آن برای چه منظوری کافی است و با چه شرایطی می تواند مفید و مضر باشد . چرا هنوز عده ای بر این باورند که این اتفاق یک واقعه ی حقیقی است ، علت چیست؟ آموزه های غلط یا نبود آموزه های علمی صحیح. تعمدی در این کار است که نمی گذارد ، مردم با نقد وقایع گذشته به حقیقت دست یابند و این عمل به نفع چه کسانی است ؟ آیا بیداری ملت باعث بسته شدن دکان رمالان دین فروش می شود ؟چگونه می شود باور کرد شخصی بتواند بدون هیچ محاسبه ی علمی و فقط با یک اشاره ماه را به دو نیم تقسیم کرده باشد و دوباره به حالت اولیه در آورده و تازه در کیهان هم هیچ اتفافی نیفتد و در هیچ جای دنیا ثبت نگردد و از این واقعه ی مهم اطلاعاتی ثبت نگردیده باشد ،آن هم زمانی که افراد متمدنی در سایر نقاط زمین می زیسته اند و تمام وقایع آن را نوشته اند ، این مساله ی کوچکی نبوده که از دید دانشمندان جهان پنهان مانده باشد و با یک روایت دو خطی واقعه ی به این مهمی را در اذهان مردم نهادینه کنند ، چه پاسخی برای این خرافه ی برگرفته از جهل می توان از زبان مدافعان فعلی شنید ،آیا می دانند پیغمبر و الاغش چگونه و با چه پوششی از جو گذشته اند ، باید بیایند و پاسخ دهند ، اگر خودشان بیشتر از الاغ پیغمبرشان می دانند. آیا اعتفاد به چنین موارد مسخره ای می تواند ضامن صلح و ثبات جامعه باشد ، این باورهای رایج در میان مسلمانان بسیار مسخره و مخرب هستند .

 

حکومتهای خودکامه و دیکتاتورهای حاکم چگونه می اندیشند ؟

به راستی حکومتهای خودکامه و دیکتاتورهای حاکم چگونه می اندیشند و چرا از سرنوشت مختوم همتایان خود عبرت نمی گیرند ، چرا به صندلی قدرت چسبیده اند و حاضر نیستند لحظه ای به عاقبت نافرجام کار خود بیاندیشند ، فرد یا گروهی کنترل اوضاع را در این کشورها در اختیار دارند، یک شخص مجری اوامر گروهی در سایه است یا گروهی در سایه ،مجری اوامر آن شخص در رأس ؟ تقسیم کار چگونه است ، چه کسی حافظ منافع کیست؟ مثلا بشار اسد تصمیم گیرنده ی اصلی است یا اطرافیان او ، یا هر دو با هم ؟آیا سوریه با یک دیکتاتور روبرو ست یا با گروهی دیکتاتور ؟ منافع آنها چگونه به هم گره خورده است؟ نقطه ی اتصال کجاست و چگونه جوش خورده است ؟ آیا این کارها که می کنند به خاطر نادانی است یا منافع؟ قطعا نادانی نیست ،چون این افراد نه بیسواد هستند و نه بی اطلاع از اوضاع حال و آینده ، پس قسمت دوم نزدیکتر به حقیقت است ، اگر اینچنین است آین منافع چقدر است و دامنه ی آن تا کجاست؟چرا افکار عمومی بعد از رفتن یک دیکتاتور ، سایرین را به حال خود رها می سازد ، آیا این رها سازی دیگران بهترین دلیل و مشوق تشکیل گروه یا فرد دیکتاتور بعدی نیست؟چرا هیچگاه تمامی افراد در یک سیستم دیکتاتوری مورد بازخواست قرار نمی گیرند ؟ مثلا در مصر مبارک محاکمه می شود ، بقییه کجا هستند؟ در لیبی قذافی معدوم می شود ، کسان دیگر چه می شوند؟ فردا در سوریه اسد مسئول اصلی کشتار است یا دیگران هم هستند؟ نقش ایران ،چین و روسیه چه می شود ؟ جانهای گرفته شده از مردم بی گناه و کودکان معصوم و بی خبر به عهده ی کیست ؟  سازنده ی هواپیمای میگ ، بمب خوشه ای ، خلبان ،فرمانده ی ارتش ، برج مراقبت یا اسد مقصر است ؟ وجدانهای جوامع بشری به خواب رفته اند، آیا در چین و روسیه هیچ انسانی که نشان انسانیت داشته باشند وجود ندارد؟ آیا این مردم هیچ انتظاری در زمان عسرت و گرفتاری خود ندارند؟ آیا پاسدارانی که به دستور ملای بزرگ بد کارشان برمردم سوریه می تازند از عاقبت خود بیمناک نیستند ؟ جز این است که می دانند نظارتی بر کارشان نیست و همچون سزبازان آمریکایی مورد مواخذه قرار نمی گیرند . سازمان ملل چرا برای عضویت ممالک ، امضای کنوانسیونها و تعهدات را الزامی نمی داند و ملاک عضویت قرار نمی دهد ؟ مثلا اگر عضویت کشوری را به دلیل نادیده گرفتن معاهدات و پایمال نمودن حقوق اولیه ی شهروندان به حالت تعلیق در آورد بر افکار عمومی دنیا تاثیر می گذارد که این عضو فاقد وجاهت است و مردم آن کشور سریعتر رهبران خود را می شناسند و از آنان روی بر می گردانند.

دینی که در آن اعدام یک ارزش است ، چگونه دینی است ؟

ای کسانی که از نقد رفتار خود عصبی هستید و سعی می کنید همه را با ترس و ارعاب به حاشیه برانید و خفه کنید ، به سخنان آقای صادق لاریجانی توجه کرده اید که خود قاضی القضات اسلامی ، یک برادرش رئیس مجلس قانون گذار اسلامی و برادر دیگرش رئیس حقوق بشر اسلامی است ، آیا باز هم ادعا می کنید که دین شما عاری از خشونت است ، دینی که در آن اعدام یک ارزش است بنا به گفته ی این آقا ، چگونه می پندارید اعلام این خشونتها توهین است ؟  واقعا این دین که در آن اعدام یک ارزش است ، آیا می تواند پیروانش را به صلح وآرامش برساند ؟

دندانهای اسلام را باید کشید تا به مسجد محدود شود

در مطالب قبلی به این مطلب اشاره کردم که اسلام دین خشونت و جنایت است ، البته مسلمانان به اینکه دینشان ، خشونت ،جنایت ،دروغ و بسیاری آداب بد را ترویج می کند اعتقاد ندارند و هر وقت هم با دلیل و مدرک به آنها اثبات می کنی که این چیزها در دینتان امری است عادی و به آنها می گویی ترور و کشتن مخالفان از صدر اسلام توسط پیامبرتان رایج بوده ، شما را به توهین کردن متهم می کنند ، نمونه اش ترور وحشتناک ملاله یوسف زی دختر صلح جوی پاکستانی ، که مورد حمله ی طالبان مسلمان قرار گرفت ، مگر او که جایزه ی ملی صلح پاکستان را دریافت کرده و در جهت صلح و آشتی حرف می زده و به آگاهی جامعه اش کمک می کرده ،جز این کار دیگری کرده؟  رهبران این قوم ، خود ماهواره نگاه می کنند و به پیروانشان می گویند : می خواهیم جواب جفنگیات نامسمانان را بدهیم ، مکتب و مدرسه و دانشگاه می روند و پیروانشان را از آنها منع می کنند و در جواب پیروانشان می گویند : می خواهیم از عهده ی نیرنگهای غربیان بر آییم، این مزایای دنیوی را خود می توانند استفاده کنند ،چون نقد است ، ولی بهشت و مواهب آن را که نسیه است به پیروانشان توصیه می کنند ، مثلا شما دیده اید که یکی از رهبران جلیقه ی انتحاری بپوشد وبه بهشت تشریف ببرد؟  بله این شیر دختر پاکستانی همین مسائل مبهم را برای هم سن و سالان خود روشن می کرد و به همین دلیل بود که مورد غضب طالبان اسلامی قرار گرفت ، او که تفنگ یا تانک نداشت که اسلامیون بخواهند آنها را از او بگیرند ،درست همین افشاگری ها علیه اسلام و طالبان اسلامی بود که اورا به این روز انداخت . از این دست ترور ها و کشتار توسط افراطیون اسلامی ، از گذشته تا به امروز بوده وهست و خواهد بود ، اما می شود آنها را به حداقل رسانید ،اگرهمه ی دنیا دست در دست هم بدهند و خطر طالبان را از سر ملت ها کم کنند . باید به مردم نسبت به خطرات اسلام سیاسی و جهادی توضیح داد و دندانهایش را کشید تا فقط در مسجد محدود بشود . البته اگر با کشیدن دندانها محدود نشود ،آن وقت باید ریشه اش را خشکاند . جهان عاری از خشونت وجود خواهد داشت ، اگر خشونت های اسلامیون در آن وجود نداشته باشد و این ممکن نیست مگر با عوض شدن اصول خشونت بار اسلام .

والا دروغ چرا تا قبر آ آ آ ، کار کار انگلیسی هاست

مطلع نیستم چه تعدادی از دوستان برنامه ی افق voa روز 18 مهر 91 را تماشا کردند و چه نتیجه ای گرفتند ،در هر صورت آن کسانی که موفق به دیدن آن نشدند می توانند در وبسایت voa،افق را به نظاره بنشینند و گواهی دهند که چگونه سعی می شود تا یک قربانی را به مسلخ برند و دامن آلوده ی رژیم را از گناه پاک نمایند . با احترامی که برای آقای دهقان پور وخانم مسیح علی نژاد به عنوان مجری و خبرنگار قایلم ،باید عرض کنم ،والا دروغ چرا تا قبر آ آ آ کار کار انگلیسی هاست ، نه آقای خمینی اشتباه کرده و نه خامنه ای ، نه رفسنجانی ،نه خاتمی ،نه نمایندگان از حدود تعیین شده پا فراتر گذاشته اند ،نه مدیران کنونی و نه سرداران شش لول بند فعلی و چاقو کشان سابق ، به نظر آقای خزعلی ، ببخشید دکتر خزعلی از ابتدا همه خوب بودند ، حتی آیت الله پدر بزرگوارشان و هیچ کس به اندازه ی آقای احمدی نژاد گناهکار نیست ، به خصوص آقا زاده های آیت الله های پاکدامن و اکنون کی بود ،کی بود ، من نبودم . آقای دکتر، پرسشی چند از حضرت عالی دارم ، نظر شما را در مورد احمدی نژاد و دار و دسته اش شنیدم که شنیدنی بود ، ولی نفرمودید پدرتان در این نابسامانی چه نقشی داشته ودارند ،آقای خلخالی ، هادی غفاری،موسوی اردبیلی ، مکارم شیرازی ، مصباح یزدی ، لاجوردی ،بادامچیان ،عسکر اولادی تازه مسلمان،نواب صفوی ، مطهری ،رجایی، احمد خاتمی ، جنتی، برادران دکتر لاریجانی، محسن رضایی وشرکا ،قالیباف وشرکا، حائری شیرازی،معلم اخلاق دولت،امامان جمعه ی استانها و شهرستانها ، واعظ طبسی و سایرین چه نقشی در بی اعتباری سیاستهای اعمال شده داشته ودارند ؟ شما با لبخند ملیح و حق به جانب خود چه رسالتی را دنبال می کنید ؟آیا واقعا دختر شما معطل هزینه ی تحصیل در مقطع فوق لیسانس خود است ؟آیا واقعا شما نگران مصیبتهای مردم هستید ، آیا دغدغه ی شما درد مردم و بی اعتباری سیاست دولتمردان در جهان است ، یا نگران چیزهای مهمتری هستید؟ حقیقتش این است که شما می ترسی ، فردایی که می آید و حتما هم می آید ، فردایی که بیداری ملت به حدی است که دیگر در غم ایوان نباشند، آن وقت شما هیچ جایی در میان این ملت نداشته باشی . بی خودی غم بی آبرویی رهبر را نخور که دیگر برایش آبرویی نمانده، احمدی نژاد این مهره ی کم عقل ،کمترین کاری که کرد این بود که خط قرمز را شکست ، انتظار داریم بیشتر بگوید تا معلوم شود در این آتش روشن شده نان چه کسانی می سوزد و چه یخهایی آب می شود و سیل خانه های پوشالی چه کسانی را ویران می کند . آقای خزعلی شما تا یک قدمی توبه آمده ای ، جرات داشته باش و به احمدی نژاد هم جرات بده تا رها شوید، که نجات در رهایی ازدروغ و ریاست

صندوق قرض الحسنه ی قدیم (با نام جدید بانک) یا دزد سر گردنه؟

نمی دانم اقتصاد مال خر است یک شعار بود یا به خاطر اینکه کسی به دنبال یادگیری این علم نباشد، چنین شعاری طرح شد، که البته فکر می کنم اتفاقا اثر خود را گذاشت و عده ای کثیر از این حرف خمینی تبعیت نمودند و آنگاه که مردم بی خیال این حرف شدند ،برادران چماقدار همیشه در صحنه از این بی خیالی مردم به فراست افتاده و اقتصاد اسلامی ،یعنی همان روش لخت کردن بی سر وصدا ی مردم را که همانند 1400 سال پیش بود ولی کمی پیشرفته تر اجرا کرده واز لباس آراسته ی دین برای اهداف شوم خود استفاده کرده وبا آن به میدان آمدند و از این بستر آماده ،آنچنان بهره مند و منتفع شدند که بیا وببین ، ولی اشتباه آنان در اول کار، در نامگذاری بود که البته اکنون متوجه آن اشتباه شده و دستور دادند فورأ این (اسمهای مبارک؟)را تعویض نمایند ،چرا که مردم را با این کار بیدار می کردند وصد البته برای به اشتباه انداختن دوباره ی مردم و چاپیدن دوباره ی آنها اقدام به عوض کردن آن اسمها کرده اند ،نمونه ی اسمهای قدیمی آنها :(ثامن الاائمه ، مولی الموحدین و…)این موسسات چاپیدن چون قارچ سر از زمین بر آوردند و البته در بهترین خیابانها و بر روی بهترین زمینها . و حال که به این اشتباه استراتژیک خود پی برده اند و فهمیده اند ماهیت امامانشان دارد خدشه دار می شود ،با یک تاکتیک خوب نامها را به مهر میهن ، پاسارگاد ، مهر و…تغییر داده اند .  ولی این آقایان بی شرف همچنان به بهره کشی از خلق در بند فقر ادامه می دهند ،اما این بار در لباس میش ،برای مثال یک مورد را عنوان می کنم تا هم آنهایی که می دانند وهم اقتصاد دانان محترم برای روشنگری به میدان بیایند .  مثلأ شما یک وام می خواهید به مبلغ 10 میلیون تومان و موظف می شوید که مبلغی معادل 2 تا 5 میلیون را نزد آقایان سپرده ی بدون بهره نمایید ، برای مدت زمان تعریف شده ی آنها ، مثلا اگر 2 میلیون باشد زمان بیشتری نزد آنان می ماند و اگر 5 میلیون باشد 6 ماه ،بعد دو برابر آن مبلغ را با احتساب زمان به شما وام می دهند ، به شرط اینکه اصل سپرده ی اولیه ی اصلی را تا پایان مدت استرداد اقساط مطالبه نکنید ، خوب با یک حساب سر انگشتی می دانیم که 6 ماه مثلأ 5 میلیون تومان ،بدون هیچ بهره ای بلوکه شده و بعد که وام می دهند 10 میلیون تومان به شما پرداخت می شود ، در حقیقت 5 میلیون تومان خودتان و 5 میلیون تومان دیگر . در 60ماه ،هر ماه 280000تومان باید قسط بدهید که می شود 16800000تومان ، آنگاه محاسبه کنید که اصل وام شما 5 میلیون تومان بوده ،11800000 تومان بهره داده اید ، برای رد گم کنی پایان 60 ماه 5 میلیون شما را می دهند ، در این میان برای 5 میلیون ، شما 6 میلیون بهره داده اید . چیزی حدود 25 یا 26 درصد بهره را می گویند قرض الحسنه ، حال خود بخوانید تا آخر این ماجرا را و پیدا کنید پرتقال فروش را .

آیا حکم وحشیانه ی سنگسار حکمی عادلانه است یا خیر ؟

در این گفتار قصد دارم به یکی از قوانین وحشیانه و خشن اسلام بپردازم ،در بخش اول تعریفی از چگونگی و شرایط تحقق این قانون که تمام مطالب آن را از ویکی پدیا و سایت مجذوبان نور آورده ام برایتان بازگو می کنم و در بخش دوم به بررسی این قانون می پردازم .  در شریعت اسلام ، سنگسار یا رجم حد شرعی زنای محصنه است ،که در خصوص مرد و زن زناکار ،تحت شرایط خاص احصان اعمال می شود، برای اجرای حد شرعی لازم است شرایط اثبات زنا محقق گردد.  شرایط تحقق: بنابر نظر فقیه شیعه محمد بن مکی(شهید اول) در لمعه،در اسلام سنگسار در صورت وقوع زنای محصنه اعمال می شود . یعنی وقتی که شخص زنا کننده دارای همسر دائمی باشد ،به گونه ای که هرگاه با همسر خود نزدیکی کند ، مانعی در کار نباشد و با این حال تن به زنا داده باشد . باتوجه به آنکه حکم سنگسار در ابتدا در تورات آورده شده و در اسلام نیز با توجه به دین یهود قوانین آن شکل گرفته و از آنجا که برخی از احکام تورات ،به درست یا نادرست حکمی اسلامی انگاشته شده لذا شایسته است که برای بررسی دقیق حکم سنگسار در اسلام ،به تورات رجوع شود . تورات به صراحت برای چند جرم مجازات سنگسار مقرر کرده : قربانی برای خدایان غیر (لاویان20:2) جادوگری (لاویان 20:27) کفر گویی(لاویان 24:16) بی حرمتی به روز شنبه(اعداد13:35) بت پرستی (تثنیه 13:19-10:17) مجازات پسر سرکش و فته انگیز تثنیه( 21:21) زنا با دختر نامزد دار (تثنیه22:21-24). چنانکه که از تلمود ،گنجینه ی شریعت شفاهی یهودی که در نزد یهودیان اعتباری همپایه ی تورات مکتوب دارد ،بر می آید سنگسار شدیدترین نوع مجازات اعدام است که برای 18 جرم در نظر گرفته شده است . نحوه ی اجرای آن به صورت کامل در تلمود مورد بحث عالمان یهودی گفته شده است . سنگسار در قرآن : گرچه در قرآن به صراحت آیه ای که بر تشریع رجم (سنگسار ) دلالت کند وجود ندارد ،اما برخی از مفسران ،آیه ی 41 سوره ی مائده را در ارتباط با رجم دانسته اند (یا ایها الرسول لایحزنک الذّین یسارعون فی الکفر من الذّین قالو آمنّا بافواهم …) آیه ی گفته ی مفسران نشان می دهد که زن و مردی یهودی ،داوری نزد محمد آوردند و محمد حکم به سنگسار آنان داد.  در بررسی شرایط تحقق، ایرادی که واقع می شود این است که اگر برای نزدیکی مانعی در کار بود و شخص در این شرایط بود ،آیا فرد باید باز هم سنگسار شود و اگر پاسخ منفی باشد این یعنی اینکه شخص کار درستی انجام داده ،که اگر عادلانه به موضوع نگاه کنیم ،می بینیم که پایه وبنای سنگسار بر موارد غلط بنا شده ،یعنی اگر مانعی باشد جایز است و فرد سنگسار نمی شود و اگر مانع نباشد سنگسار می شود ،آیا این مسخره نیست ؟ اصلا چرا باید سنگسار شود ،جز این است که محمد کورکورانه وبه خاطر اینکه در تورات این قانون نوشته شده بود ،حکمی اینگونه وحشیانه را اجرا می کرد ؟  حال از شما می پرسم آیا حکم سنگسار حکمی عادلانه است یا خیر ؟ آیا اصولا می توان زنی یا مردی را به خاطر آنکه به یکدیگر محرم نبوده اند به چنین مجارات سنگینی محکوم کرد ؟  و آیا اصولا می توان قانون غلط وضع شده توسط یک مجنون هزارو پانصد سال پیش را با قوانین روزگار کنونی و حقوق بشر که از موارد مهم و اساسی دولتها و ملتهاست تطابق داد؟

چرا آخوندها همیشه بر خواندن قرآن به زبان عربی تاکید کرده و می کنند؟

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا آخوندها و روحانیون شیعه بر خواندن قرآن به زبان عربی اصرار دارند و از خواندن این کتاب به زبان فارسی خوششان نمی آید؟ آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا این آقایان اسلامی مسابقات و جشنواره های بسیاری را فقط برای خواندن با صدای قشنگ از روی متن عربی قرآن برگزار می کنند؟ چرا خواندن از روی متن ترجمه شده ی قرآن به زبان فارسی یا دیگر زبانها را تشویق نمی کنند و تاکید به خواندن متن عربی آن دارند؟  وقتی کسانی قرآن را با رنگها و طرحهای قشنگ با عربی چاپ می کنند ، این آقایان اسلامی زبان به تحسین آنها باز می کنند . مثلا شما توجه کنید به مدارس و دانش آموزانی که در گرما وسرما مجبور به ایستادن در صف و گوش دادن قرآن می شوند، آنقدر اجبار در خواندن و گوش دادن قرآن به زبان عربی در مدارس ما می شود که دانش آموزان را از توجه به متن فارسی آن دور می کند ، تا جایی که وقتی فرد به دانشگاه وارد می شود و تحصیلات عالیه را هم دارد اصلا نمی داند قرآن چه می گوید .  براستی این همه تاکید برای خواندن قرآن به زبان غیر قابل فهم عربی برای عموم چیست؟  آیاتی که از قرآن در کتابهای دینی و قرآن مدارس موجودند همگی یا در مورد توحید ، بهشت و جهنمند ،یا داستان زندگی پیامبران را بازگو می کنند و عملا هیچ صحبتی از دستور به سر بریدن ، برده داری ، کشتن و زن ستیزی این کتاب نیست. تعداد بی شماری از مسلمانان قرآن خوان از وجود این گونه آیات قتل ،غارت وکشتن به کلی بی خبرند و وقتی این آیات را برایشان می خوانی ،گویی چیز جدیدی می شنوند و با تعجب به تو نگاه می کنند و فکر می کنند تو اینها از خودت ساختی . بله درست است ، دلیل اصرار آخوندها و روحانیون شیعه همین است که شما را در بی خبری و جهل نگاه دارند و معایب این کتاب را از چشم شما دور کنند ، آنها با این اصرار در حقیقت می خواهند من وشما را از حقیقت وحشتناک موجود در قرآن بی خبر نگاه دارند تا بتوانند بهتر ما را فریب دهند .  یک نمونه از این آیات سوره ی توبه آیه ی 123 است : ای کسانیکه ایمان آورده اید ،کافرانی که نزد شمایند را بکشید ،تا در شما درشتی وشدت را بیابند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. بیاید ترجمه ی قرآن را بخوانیم تا به درک بهتری از این کتاب توهین کننده و خشن برسیم ،آن وقت خواهیم فهمید که این کتاب چقدر پست و بی ارزش است .

ما با چگونه افرادی طرف هستیم؟

با نگاهی گذرا به کارنامه ی 33 ساله ی جمهوری اسلامی باید فهمید که مماشات و اغماض در مورد رفتارها و برنامه های خانه خراب کن این حکومت جهل وجنون و جنایت ،حماقت محض است. با یک نگاه به روند برنامه ریزیهای اعمال شده در سیاست داخلی و خارجی این نظام می فهمیم که ، هیچگاه منافع ملی و عاقبت اندیشی در اندیشه ی مخرب و ویرانگر آقایان حکومت ، محلی از اعراب نداشته و ندارد. حکایت این آقایان ، حکایت کفتارها و لاشخوران طبیعت است. این جانوران مفت خور اصلا توجه ندارند که این لاشه ی افتاده بر زمین با چه تلاشی شکار شده ،حرص و طمع اینها مجالی برای خوب و بد کردنشان نمی گذارد، برای این جانوران مفت خور فرق نمی کند که آنکه بر زمین افتاده پیر است یا جوان ، بچه است یا بالغ ، نر است یا ماده، آنان فقط به فکر اینند که هرچه بر زمین افتاده می تواند سیرشان کند . این حکومت نیز مانند آنچه که این جانوران می کنند ، عمل می کند و به تنها چیزی که فکر می کند باقی ماندن خویش بر مسند قدرت است ، حال به هر قیمتی که باشد برایش فرقی نمی کند . حکومت های سرکوب گر در شیوه ی رفتار و کردارشان همانند یکدیگر عمل می کنند ، نمونه اش حکومت سرکوب گر سوریه است که برای حفظ بقای خودش حاضر است تمام مردم سوریه را به کشتن دهد ، مگر مردم سوریه چه گفته اند و چه می گویند که این چنین آماج گلوله های آتشین قرار می گیرند، مگر آنان چه گناهی مرتکب شده اند که باید زیر چادر های بی امکانات پاییز و زمستان را به سر کنند و آرزوی آرامشی نسبی را به خواب ببینند. بر کسی پوشیده نیست که این مردمان مظلوم حرفی جز حقوق اولیه انسانی نمی زنند ، درست همان گونه که دیگر مردم به پا خاسته در کشور های دیگر عربی جز آنچه که حقشان بوده سخنی دیگر بر زبان نراندند. همین حکومت غارتگر خودمان که حرف از حقوق حقه ی مثلا مردم مصر می زد ، آیا زمانی که مردم خودمان درخرداد 88 برای حقوق حقه ی خویش که همانا رای شان بود به خیابان ها آمدند ، چه کاری جز سرکوب و به زندان انداختن آنها انجام داد . وقتی این رژیم از حقوق مردمانی که بود و نبودشان برای دزدی های آنها آن چنان تاثیری ندارد دفاع نمی کند باید باورمند این قضیه باشیم که چاقو دسته خود را نمی برد، این واضح است که این آقایان خیر و صلاح ما را نمی خواهند ، پس بر ما واجب است که در جریاناتی که در حال حاضر در کشورمان جریان دارد و خطراتی که هر لحظه بیشتر از پیش ما و کشورمان را تهدید می کند آب به آسیاب این بی همه چیزان نریزیم و برای برون رفت از این شرایط بحرانی به یک اتحاد منسجم و پایدار برسیم و کشورمان را از شر تهدیدات خواسته شده ی آقایان نجات دهیم.

 

This entry was published on February 12, 2013 at 9:23 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: