arianpersian

حمله به زوج مسیحی زندانی پس از آزادی آنها از زندان همدان

این زوج مسیحی در شهریور سال گذشته دستگیر شدند و پس از هشت ماه دراردیبهشت امسال  به دنبال دادگاهی چندساعته بی گناهیشان اثبات گردید. اما بعد از آزادی موردحمله قرار گرفتند وبه دلیل ترس کشوررا ترک کردند.
 
 
به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان ، آرش کرماجانی 29 ساله و آرزو تیموری 26 ساله  ، یکی از دو زوج مسیحی بازداشت شده در ماجرای شهریورماه 1389 همدان ، به علت تهدیدات صورت گرفته  توسط عوامل ناشناس ، برای جان خود احساس خطر نمودند و مجبور به ترک ایران شدند.
این زن و شوهر مسیحی در 13 شهریورماه 1389 وقتی در خانه واهیک آبراهامیان و سونیا در همدان مهمان بودند، با یورش ماموران امنیتی لباس شخصی مواجه و دستگیر شدند. پس از بازداشت ماموران اطلاعات آنها را به مرکز 113 اطلاعات همدان منتقل می کنند و بعد با چشمان بسته به محل نامشخص دیگری می برند. ماموران به آنها گفته بودند که آنجا زندان مرکزی اداره اطلاعات همدان است.
در محل این زندان ناشناس آنها جدا از هم نگهداری می شوند. آرزو تیموری  به مدت 11 روز و آرش کرماجانی هم به مدت 43 روز در زندان انفرادی محبوس می گردند. بعد از این مدت آنها به زندان عمومی همدان منتقل شدند.
انفرادی و عمومی
آرزو تیموری به خبرنگار اف سی ان ان که با این زوج پس از خروجشان از ایران ملاقات و مصاحبه کرده است ، درباره علت انتقال زودتر او از زندان انفرادی به زندان عمومی همدان گفت : ما در هنگام یورش ماموران در منزل دوستان خود برادر واهیک و خواهر سونیا مهمان بودیم. پیش از هجوم ماموران مشغول تماشای یک فیلم سینمائی شدیم. در هنگام یورش ناگهانی ماموران به داخل منزل من به شدت شوکه شدم و ترسیدم. این شوک عصبی باعث شد تا خون ریزی پیدا کنم. در اثر این خونریزی و اعتصاب غذائی که در همان روزهای اول شروع کردم فشار خونم به شدت پائین افتاد و حالم بسیار بد شد. از این رو ماموران ناچار شدند من را به بیمارستان منتقل کنند. البته در بیمارستان شهر همدان با اسم مستعار من را بستری کردندو از من خواستند با هیچکس صحبت نکنم. پس از اینکه حالم کمی بهتر شد من را به بازداشتگاه مخفی خود برگرداندند و بلافاصله از آنجا به بند زنان زندان عمومی همدان منتقل کردند.
آرزو در جواب سوال خبرنگار اف سی ان ان درباره بدرفتاری در زندان انفرادی با او گفت : قرار دادن یک زن در زندان انفرادی خود به تنهائی شکنجه بزرگی محسوب می شود. آنها من را کتک نزدند و آزار جسمی ندادند. ولی تا جائی که از دستشان بر می آمد من را شکنجه روحی می دادند. آنها سعی می کردند من را مسخره و تحقیر کنند. بطور مثال وقتی از ایمان مسیحی خود صحبت می کردم ، ادای من را در می آوردند و به من می خندیدند. آنها از زندگی آسیب دیده و سوابق من اطلاع داشتند و با مطرح کردن آنها مرتب آنها را به یاد من می آوردند تا من را خرد کنند. اما من یادگرفته بودم که یادآوری گناهان گذشته به انسانی که ایمان آورده از مهمترین سلاحهای شیطان برای نا امیدن کردن مومن است . بنا براین این سلاح آنها در من موثر نبود و خدائی که گناهان من را بخشیده بود ، عیسی مسیحی که آن گناهان من را به گردن گرفته در کنارم حاضر و زنده ایستاده بودند و بر باطل بودن نظر آنها گواهی می دادند.
وقتی خبرنگار اف سی ان ان از آرزو پرسید که آیا نمی ترسیدی ؟ او جواب داد که آنها بسیار تلاش داشتند تا من را بترسانند و من می دانستم که مسئله بسیار جدی است و جانم را در خطر می دیدم و طبیعی بود که می ترسیدم. اما احساس حضور عیسی مسیح در قلبم و مشاهده کار خداوند باعث شده بود که مطمئن باشم و ترس نتواند بطور کامل بر من غالب شود.
بیم و امید
آرش کرماجانی درباره دوران بازداشت موقت و زندان خود در همدان به خبرنگار اف سی ان ان گفت: در روزهای اول من بسیار نگران وضعیت آرزو بودم و مرتب برای او دعا می کردم و از خدا درخواست می کردم نگذارد برای او اتفاق بدی بیفتد. اما در همان روزهائی که دعا می کردم حرکتهای عجیب و شگفت آوری از خدا دیدم که باعث شد تا  فروتن شوم وهمسرم  آرزو را به عیسی مسیح بسپارم. من آنجا متوجه شدم که خداوند قدرتش از آنچه من فکر می کردم عظیم تر است. بعد از آن خیالم راحت بود و کاملا آشکار دست خدا را در کار می دیدم.
آرش درباره رفتار ماموران با خودش در طول بازداشت گفت : آنها مرتب سعی می کردند من را تحت فشار روحی بگیرند و می خواستند اثبات کنند که من با بیگانگان علیه امنیت کشورم همکاری کرده ام. آنها ایمان مسیحی من را زیر سوال می بردند و آن را چیزی بچه گانه و از سر هوا و هوس می دانستند. راستش را بخواهید آنجا در زندان همدان یک جنگ تمام عیار در جریان بود. ماموران اطلاعات و بازجوها و نگهبانان در این جنگ هیچ کاره بودند. من مرتب برای آنها دعا می کردم. آنها بدبخت  و اسیر دست شیطان شده بودند.شیطان در آنجا بطور آشکار با خدا در جنگ بود. من به دل دشمن می زدم و با سلاح موثر کتاب مقدس به جنگ شیطان می رفتم. کارها و رفتارهای ماموران بسیار بچه گانه و کلیشه ای بود. دلم به حال آنها می سوخت و از خداوند می خواستم که قلب آنها را لمس کند. اما شیطان بسیار شریر و مکار بود و مرتب به طرق مختلف تا آنجا که از دستش بر می آمد تلاش می کرد تا شکست و نا امیدی را بر من چیره کند.
DSC02960
آرش درباره علت آزادی خود و همسرش به شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان گفت : واقعیت این است که آنها از ما هیچ مدرکی نداشتند و ما اصلا کاری نکرده بودیم که آنها بتوانند بابت آن ما را مجازات کنند. خودشان هم این مسئله را به خوبی می دانستند. ما بعدها در زندان شنیدیم که در یک برنامه تلویزیونی آنها ما را دزدان عقیده و اعضای گروهی صهیونیستی مخالف نظام خوانده اند. اینها ادعاهائی بود که اصلا به ما نمی چسبید. من و همسرم هردو از آسیب دیده های اجتماعی بودیم که با معجزه عیسی مسیح و لمس مستقیم خداوند زندگیمان عوض شده بود. به همین دلیل برای شکرگذاری بخشش خداوند فقط ماجرای تجربه شخصی خود با عیسی مسیح را برای همه به خصوص دیگر آسیب دیده های اجتماعی بازگو می کردیم. من فکر می کنم آنها بعد از حدود 8 ماه تلاش فهمیدند که در مورد ما اشتباه می کنند و ما فقط ایمانداران ساده مسیحی هستیم .
تهدید و فرار
آرش کرماجانی درباره نحوه آزادیشان و تهدیدی که بلافاصله بعد از آن با آن روبروشدند به اف سی ان ان گفت:
در روز 8 اردیبهشت بدون خبر قبلی به ما اطلاع دادند که آزادیم و می توانیم برویم. آنها به خانواده های ما اطلاع نداده بودند و هیچکدام از ماجرا خبری نداشت. وقتی که ما بیرون آمدیم به علت دورافتاده بودن محل زندان همدان که بیشتر به یک تبعیدگاه شباهت داشت تا زندان ، مجبور شدیم فاصله زیادی را پرای یافتن یک ماشین کرایه ای از زندان دور شویم. بالاخره به مکانی رسیدیم که می توانستیم یک ماشین به مقصد تهران کرایه کنیم. خانم سونیا کشیش آوانسیان نیز با ما بود. او می خواست نزد خانواده اش به تهران برود. وقتی حدود 2 کیلومتر از همدان خارج شده بودیم و به سمت تهران حرکت می کردیم ناگهان 3موتور سیکلت که هرکدام دو سرنشین داشت به ماشین ما بسیار نزدیک شدند و پاره آجرهائی را به شدت به شیشه ماشین کوبیدند و متواری گردیدند. ما خیلی ترسیدیم و تا به تهران برسیم  احساس نا امنی می کردیم.
آرش همچنین درباره علت خروجشان از کشور توضیح داد: راستش را بخواهید بعد از آزادی ما خیلی  احساس نا امنی می کردیم و هرلحظه انتظار حمله ای از سوی متعصبان اسلامی تحریک شده توسط عوامل حکومتی را داشتیم و کاملا همه راهها برای کار و فعالیت بر روی ما بسته شده بود . مرتب این احساس را داشتیم که تحت نظر هستیم. از این رو تصمیم گرفتیم هرچه سریعتر ایران را ترک کنیم و خودمان را به نقطه امنی برسانیم.
آرزو تیموری و آرش کرماجانی اکنون به طور موقت در یکی از کشورهای همسایه ایران پناه گرفته اند و منتظر طی مراحل قانونی خود برای اسکان دائم هستند. آنها می گویند دلشان می خواهد شرایط مناسبی فراهم شود که به ایران برگردند و اگر مجبور شوند به کشور دیگری بروند امیدوارند خداوند آنها را به جائی بفرستد که بتوانند عیسی مسیح و مردم را خدمت نمایند.
شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان با این زن و شوهر مسیحی مصاحبه مفصلی به طور جداگانه  انجام داده است. این مصاحبه ها که حاوی شهادت بسیار شنیدنی زندگی آنها می باشد به زودی در اف سی ان ان منتشر خواهد شد.
This entry was published on February 12, 2013 at 9:47 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: