arianpersian

مبشر مسیحی:وضعیت مسیحیان ایران درسال 2012 بحرانی خواهد بود !

 dastgiry_2__1

 

در حالی كه برنامه هایی از سوی وزرات اطلاعات برای متوقف كردن گسترش كلیساها ی خانگی در داخل كشور در     حال انجام است یك مبشر مسیحی اعلام كرد وضعیت برای مسیحیان ایران در سال 2012 بدتر خواهد شد.

عكس:مبشر مسیحی “سمی تیپیت”

سال جدید میلادی سال پیش رو هنوز نیامده نشان از تشدید تنش های جهانی با ایران دارد.

“محبت نیوز”- با نزدیک شدن سال 2012 ایالات متحده و ایران وارد درگیری لفظی در رابطه با مسیر های تجارت، تحریم ها، نفت و تسلیحات هسته ای شده اند. از این رو جمهوری اسلامی مانور جنگی 10 روزه ای راه براه انداخت که در آن سلاح های پیشرفته و موشک های دریایی را آزمایش کردند. بحران بستن تنگه هرمز و از سوی دیگر یکی از قضات فدرال آمریکایی در هفته های گذشته اعلام کرد که ایران، حزب الله و القاعده مسئول حمله تروریستی 11 سپتامبر بودند.

این سخن در نتیجه یک دادخواهی صد میلیارد دلاری توسط عضوی از خانواده یکی از قربانیان آن حمله مطرح شد. طبق حکم قاضی محلی آقای جرج دانیلز، حمله سال 2001 با پشتیبانی مدعی علیه از القاعده صورت گرفت. این نتیجه همچنین نشان داد که ایران هنوز از القاعده حمایت می کند و مأمنی برای رهبران و اعضای خوردتر القاعده فراهم می سازد.

به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز»، مبشر مسیحی “سمی تیپیت” به خبرگزاری میسیون می گوید: ” دیدن شواهد و شنیدن شهادت هایی که می دهند ما را بسیار از نقش ایران در این قضایا شکه کرد. این موضوع بطور مخصوص برای خانواده ها ناراحت کننده است.

این موضوعات شکه کننده هستند اما غافلگیر کننده نیست. چیزی که آقای “تیپیت” بیشتر نسبت به آن هشیار است جنبه ای دیگر از این پرونده است. وی گفت: ” بسیار ناراحت کننده است که بدانید بجای یک گروه از مسلمانان بنیادگرا یک دولت پشت این قضیه بوده و در آن شرکت داشته است.”

آقای ” سمی تیپیت” با توجه به افزایش بی اعتمادی و خشن شدن دولت جمهوری اسلامی می گوید که تفاوت بسیار زیادی میان دولت و مردم ایران وجود دارد. و این دو را باید از هم متمایز كرد . وی در این رابطه می گوید: “بخش عظیمی از مردم ایران هستند که نمی خواهند در مسیر دولت حرکت کنند و از رفتار ها و فعالیت های دولتشان نا امید هستند. آنها آزادی می خواهند، من معتقدم اگر قرار باشد چیزی ایران را تغییر دهد، آن جنبشی مردمی از داخل است.”

با این حال، تلاش ها برای تغییر تأثیری واکنشی داشته است. دولت جمهوری اسلامی تاكنون دگراندیشان، تظاهرات کنندگان و مخالفین و هر چیزی که خطری برای رژیم تصور شود را سرکوب کرده است البته این موضوع شامل “مسیحیان” هم می شود.

“سمی تیپت” می گوید : آژانس خبری مسیحیان ایران، محبت نیوز، از یورش هایی در شهر های مختلف ایران خبر می دهد و می گوید که مقامات امنیتی در حال گسترش پروژه های مسیحیت ستیز خود هستند تا کلیسا ها را بیشتر تحت نظر داشته باشند. آقای “تیپیت” در این مورد افزود: “دولت ایران ایمانداران مسیحی را سرکوب کرده و شرایط را برای آنها بسیار دشوار ساخته است. بسیاری زندانی و بازداشت شده اند. گزارشاتی از داخل ایران به ما رسیده است که بدلیل ایجاد موانع و عدم ملاقات ایمانداران مسیحی با یگدیگر و یا خروج آنان از كشور برنامه های تلویزیونی بسیار اهمیت یافته اند.”

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی پیش از کریسمس جنبش کلیساهای خانگی را تهدیدی برای جوانان ایرانی خواند و از یک سری فعالیت های جدید گسترده برای جلوگیری از گسترش کلیساهای خانگی خبر داد. شهردار تهران هم مخالفت خود با مسیحیت انجیلی ( تبشیری) را ابراز داشته است.

آقای “تیپیت” اضافه می کند: “به احتمال بسیار قوی، وضعیت برای مسیحیان بدتر می شود. واقعن نیاز است که برای آنها دعا کنیم و آنها را به سوی خداوند برافرازیم. چرا که وقایع چند سال اخیر اوضاع را برای آنها بسیار سخت تر کرده است.”

سازمان خدماتی “سمی تیپیت”

این سازمان مدت طولانی است كه در کلیسای ایران حضور داشته است. کارهای انجیلی و بشارتی آنها توجه دولت را به خود جلب کرده و سبب شده که جمهوری اسلامی این سازمان خدماتی را “دشمن دولت” اعلام کند.

آقای ” تیپیت” در خصوص فعالیت های موسسه می گوید :”ما وبسایت ی راه اندازی کردیم و شروع به تربیت رهبران کلیسایی با استفاده از مسیحیان خارج از کشور کردیم. در واقع برنامه ای تلویزیونی را هم آغاز کردیم که سالها پخش شد و سال گذشته به اتمام رسید.”

تیم سازمان “تیپیت” با توجه به تغییرات بوجود آمده در سراسر ایران در حال تجهیز دوباره است تا جوابگوی نیازهای کنونی باشد. این سازمان گفته است: “ما امسال برنامه هایمان را با تمرکز بر موضوعات کاملن جدید شروع خواهیم كرد زیرا تعداد کسانی که از داخل ایران به سمت مسیح آمده اند باورنکردنی است. ما در تلاش برای شاگردسازی آنان بوده ایم. بدلیل مسائل و مشكلاتی که در ایران بوجود آمده پخش برنامه های تلویزیونی مسیحی بسیار اهمیت یافته است.”

برنامه های تلویزیونی مسیحی، حرکتی بشارت ی است که مانند چسباندن نان در تنور داغ ایران است. سازمان “تیپیت” ضمن فراخوان تشویق به دعا می گوید: “برنامه های تلویزیونی مسیحی می توانند درست به قلب و خانه های ایرانیان دسترسی پیدا کنند. ما بسیار برای برنامه های تلویزیونی خود اشتیاق داریم و مطمئن خواهیم بود كه استقبال فراوانی از آن خواهد شد برنامه در زمان اوج بینندگان پخش و با شروع یک شبکه جدید مسیحی ماهواره ای بزودی آغاز خواهد شد.

واکنش کشورهای مختلف با استعفای “پاپ بندیکت شانزدهم” رهبر کاتولیک های جهان

 

پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌های جهان، طی یک سخنرانی به زبان لاتین در جلسه مشورتی واتیکان، خبر داد که تا چند روز دیگر، یعنی ٢٨ فوریه از سمتش استعفا می‌دهد

پاپ ٨٥ ساله، علت این کناره‌گیری را کهولت سن خود عنوان کرده است.

به گزارش « محبت نیوز» به نقل از خبرگزاری فرانسه، پاپ بندیکت شانزدهم در سخنرانی خود گفت:« من به یقین رسیده‌ام که به علت کهولت سن، توانایی انجام وظایفم را ندارم.»

سال ۲۰۰۵ میلادی بود که در پی مرگ “ژان پل دوم”، پاپ بندیکت شانزدهم به عنوان رهبر کاتولیک جهان برگزیده شد.

وی پیشتر، در سال ٢٠١٠ نیز از احتمال استعفای خود در آینده سخن گفته بود.

کاردینال یوزف آلویس راتزینگر ۷۸ ساله در زمان انتخاب در سال ۲۰۰۵ میلادی، یکی از مسن ترین افرادی بود که به این سمت برگزیده شد.

استعفای پاپ از مقام خود، در هفت قرن اخیر سابقه نداشته است. بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، آخرین باری که یک پاپ از مقام خود استعفا داده، مربوط به پاپ سلستین پنجم است که در سال 1294 از سمت خود کناره گرفت.

واتيکان می‌گويد که به سرعت درباره جانشينی وی تصميم‌گيری خواهد شد. انتظار می‌رود که پاپ جديد تا پيش از عيد ايستر و روز ۲۴ مارس از سوی کاردينال‌های واتيکان انتخاب شود. نامزدهای مختلفی برای تصدی مقام پاپی مطرح هستند ولی مشخص نيست که کداميک از آنها از بخت بيشتری برای کسب اين مقام برخوردارند.

اما استعفای پاپ بندیکت شانزدهم با واکنش کشورهای مختلف مواجه شد.

ماریو مونتی، نخست وزیر ایتالیا، گفت که از شنیدن این خبر بسیار متأثر شده است.

فرانسوا هولاند، رییس جمهوری فرانسه، نیز در حالی که این تصمیم پاپ را بسیار محترم شمرد گفت که در این زمینه هیچ نظر خاصی ندارد؛ وی گفت: این یک تصمیم انسانی و بر اساس خواست کسی است که باید بسیار محترم شمرده شود.

سخنگوی دولت آلمان ضمن ابراز شگفتی از استعفای پاپ گفته است: “دولت آلمان مراتب احترام خود را به پدر مقدس به خاطر تمامی خدمات و کمک‌هایی که در دوران زندگی‌اش به کلیسای کاتولیک کرده، ابراز می‌کند.”

تاملی برسخنان کفرآمیز آخوند حکومتی در باب قداست عیسی مسیح

 0,,2262409_4,00

 

شورای عالی سازمان ملل متحد بار دیگر درخواست مسلمانان مبنی بر تصویب قانونی بین المللی علیه کفرگویی را بررسی خواهد کرد. مسلمانان به خاطر فیلمی علیه محمد این درخواست را دوباره مطرح کرده اند، اما این قانون تصویب نشده بین المللی در صورت تصویب باید علیه سخنان آخوند خراسانی نیز اعمال شود.

«

« محبت نیوز» – با اینکه مقامات و دولتمردان جمهوری اسلامی فیلم جنجالی و توهین آمیز علیه محمد، پیامبر مسلمان را زشت می دانند اما در روزهای اخیر برخی افراد و روحانیون حکومتی حملات لفظی و توهین آمیز خود را علیه مسیحیان گسترش داده اند.

آخوند وحید خراسانی، که از وی بعنوان آیت الله و یکی از مراجع تقلید برجسته شیعی در دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی نام برده می شود، وی در محکومیت توهین به پیامبر مسلمانان “عیسی مسیح” و “مریم” (مادر عیسی) را مورد توهین خود قرار داد. وی در سخنانی از روی جهل و نادانی گفت که« اگر بخاطر قرآن نبود، عیسی لایق ملکوت خدا نمی بود»!

آخوند خراسانی در یک سخنرانی با نقل قول آیات زیادی از قرآن به زبان عربی برای مخاطب فارسی زبان خود ادعا کرد که تنها دلیلی که از عیسی مسیح به عنوان شخصی مقدس یاد می شود بخاطر قرآن و محمد است.

آخوند خراسانی که گفته می شود آوازه او در جهان اسلامی سالهای سال پیچیده و معروف به زهد و تقوا و پارسایی میباشد در سایت شخصی خود در سخنانش خطاب به پاپ گفت “اگر قرآنی نبود، پس طبق انجیل و تورات عیسی بن مریم “…” است . این سخنان وی نشان از دانش محدود وی از کتاب مقدس است .

خراسانی پیش از این نیز کتاب مقدس را تحریف شده و غلط خوانده بود و گفته بود که این کتاب کلام خدا نیست ! وی همچنین چندی پیش ضمن محکوم کردن پاپ، مدعی شد که وی برای ترویج مسیحیت در ایران تلاش های هدفمند می کند. وی گفته بود که « آمار جوانانی که در شهر مذهبی قم، به دین مسیحیت گرویده اند را در اختیار دارد.» و ایشان با انتقاد شدید از مسؤولان و دستگاه های اجرایی به خاطر آن كه خود را درگیر مسائل غیر مهم كرده اند و از این قبیل موضوعات غافل اند به آنها هشدار داد.

سرویس خبری دبلیو-ان-دی گزارش داد، شورای عالی سازمان ملل متحد بار دیگر درخواست مسلمانان مبنی بر تصویب قانونی بین المللی علیه کفرگویی را بررسی خواهد کرد. این بار مسلمانان به خاطر فیلمی علیه محمد این درخواست را دوباره مطرح کرده اند، اما این قانون تصویب نشده بین المللی در صورت تصویب باید علیه سخنان آخوند خراسانی نیز اعمال شود.

همچنین، حسن رحیم پور اذغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز سخنانی توهین آمیز علیه مسیحیت ایراد کرد و مدعی شد که “در جوامع غیر اسلامی، فاسد‌ترین افراد جامعه افراد، رهبر دینی و کشیش‌های آن هستند اما خوشبختانه روحانیت در جامعه اسلامی، پاک‌ترین اقشار هستند”!

این نظریه پرداز جمهوری اسلامی بهار عربی را نیز مدیون انقلاب اسلامی دانست و مدعی شد که اسلام تنها دین رو به گسترش است و حتی مسیحیان نیز درحال مسلمان شدن هستند. این سخنان وی بیان گر آن است که ایشان از رویداد های داخل مملکت هم آگاهی لازم و کافی را ندارند و از دین گریزی جوانان داخل کشور یا ناآگاهند یا از بیان آن هراس دارند.

وی در ادامه گفت «جامعه مسیحی امروز فاسد‌ترین جامعه به لحاظ اخلاقی است و غرب کثیف‌ترین فرهنگ را در دنیا دارد که وحشی‌گری و شهوت رانی دو خصوصیت بارز آن است».

اذغدی پیشتر نیز هم در تلویزیون صدا و سیما مردم را به جهاد علیه غرب فراخوانده بود.

روحانیون اسلامی در ایران از گسترش مسیحیت در کشور بسیار نگرانند زیرا ده ها هزار نفر درحال گرویدن به مسیحیت هستند. بسیاری از مردم ایران از اسلام و آخوند رنجیده اند و از اول انقلاب تا کنون تحت فشار اسلام و آخوند ها بوده اند. کلیساهای خانگی بسیاری در کشور درحال گسترش کلام مسیح هستند که مقامات ایرانی این عمل را «تلاش های دشمن» قلمداد می کند.

به گفته یکی از اعضای سابق اطلاعات سپاه، رهبر ایران، علی خامنه ای نیز نه تنها دستور سوزاندن ده ها هزار کتاب مقدس ضبط شده را صادر نمود و آنها را کتاب های نامقدس خواند، بلکه به وزارت اطلاعات دستور داد تا نوکیشان مسیحی را سرکوب نماید.

این منبع گفت: «اطلاعات سپاه واحدی را در شهر های اصلی سراسر کشور مقرر کرده تا به میان گروه های مسیحی نفوذ کنند، کشیشان و اعضای کلیسا را شناسایی کنند و سپس اقدام به دستگیری آنها کنند و تحت شکنجه آنها را مجبور کنند که در جلوی دوربین تلویزیون حاضر شوند و به جرائمی که مرتکب نشده اند اعتراف نمایند و بگویند که با آمریکا و اسرائیل همدست بوده اند.

یکی از روش های شکنجه دستگیر شدگان زدن کابل به کف پای آنهاست و دیگر شکنجه علیه نوکیشان مسیحی دستگیر شده این است که همسران آنها را جلوی آنها می آورند و در برابر چشم خودشان کتک می زنند. برخی نیز در تاریکی مطلق در سلول های سیاهچال مانند هفته ها نگه داشته می شوند تا حدی که دیگر نمی دانند روز است یا شب.

مسیحیت تبشیری ازمخوف‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی دنیا است !

 

در راستای سخنان حیدر مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی كه برای مقابله با گسترش مسیحیت در كشور دست به دامان حوزه های علمیه شده بود ، یك آخوند حكومتی ادعا كرد كه مسیحیت تبشیری از مخوف ترین سازمان های اطلاعاتی و امنیتی دنیاست !

به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز»، خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران به نقل از یک آخوند حكومتی که به گفته این خبرگزاری از وی بعنوان استاد برجسته و پژوهشگر فرق شناسی نام برده است؛ وی در ارتباط با فعالیت‌های بشارتی مسیحیان در ایران در اظهاراتی عجیب مدعی شد که: « مسیحیت تبشیری از مخوف‌ترین سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی دنیا است ! »

آخوند محسن علیزاده در همایشی با عنوان «فرقه‌های نوظهور» که در شهر ورامین از شهرستان های جنوب تهران برگزار شد اظهار داشت:« نباید اجازه داد برخی از فرقه‌های دروغین به نام عرفان، فقه اسلامی را زیر سئوال ببرند.» وی در ادامه اظهارات خود گفت: «به جوانان می‌گویند خدا در اسلام قهار است، ترسناک است اما در مسیحیت “محبت” است. همچنین واعظین مسیحی پاسخ سئوالات شرعی و شبهات موجود در اذهان جوانان مسلمان را به نفع خود ارائه می‌دهند و به جذب این جوانان می‌پردازند.»

این آخوند متوهم بعد از هشدار جدی در مورد عرفان‌های کاذب پیشنهاد داد یک کرسی در دانشگاه برای بررسی عرفان‌های کاذب راه‌اندازی کنند تا اسلام واقعی را بشناسانیم و جوانان بدانند اسلام یک برنامه عظیم تدافعی تهاجمی در زندگی است.

البته ایشان عنوان نكرده اند كه در طول بیش از سه دهه كه از عمر حكومت جمهوری اسلامی می گذرد مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی تا كنون در حال معرفی و نشان دادن چه اسلامی بوده اند كه از این پس می خواهند اسلام واقعی را به خصوص به جوانان بشناسانند !

حال اینکه این به اصطلاح پژوهشگر سرشناس با چه استدلالی پی به ارتباط سازمان های مخوف اطلاعاتی دنیا با مسیحیت تبشیری برده مشخص نیست اما به طور مشخص ترس و ناتوانی جمهوری اسلامی از مقابله با گسترش مسیحیت در میان جوانان ایرانی حکومت را مجبور به یاوه گویی و چرندپراکنی های غیرمنطقی کرده است.

پیش از این نیز حیدر مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در گردهمایی که در سالن اجتماعات مدرسه فیضیه برگزار شد ه بود، برای مقابله با گسترش مسیحیت و كلیساهای خانگی در كشور خبر از یك سری اقدامات جدید را داد. وی در گفته هایش دست به دامان حوزه های علمیه شده بود و خطاب به حوزویان گفت که باید وارد این عرصه شوند و جوانان را به راه راست هدایت کنند!

بنظر می رسد گفته های آخوند محسن علیزاده و ادعای ایشان در خصوص مسیحیت تبشیری و تشبیه آن به سازمانهای مخوف اطلاعاتی در راستای توصیه های مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی بیان شده تا از این پس مقامات قضایی به راحتی بتوانند با این عناوین و پرونده سازی اتهام امنیتی را به بازداشت شدگان مسیحی وارد كنند .

پیش از این رسانه های وابسته به حكومت ضمن هشدار نسبت به گسترش مسیحیت در ایران در اقدامی همسو و در جهت تخریب چهره كلیسای ایران و مسیحیت اقدام به انتشار برخی مطالب كذب نموده و نوشته اند ، كه نهادهای فرهنگی و تبلیغی کشور نیاز به یک برنامه ریزی منسجم برای مواجهه با جریان های مذکور به ویژه مقابله با فشار تبلیغی مسیحیت را دارند

در این بخش من قصد دارم تا با بررسی ایات قرانی وتجزیه تحلیل ان از جنبه های روانشناسی عقلایی وفطری وانسانی به یک نتیجه مهم برسم اینکه این ایات کلام خداوند است یه برگرفته از ذهن محمد بنابر این نیازمند همراهی شما دوستان میباشم.به امید دستیابی به حق و حقیقت  إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿6﴾ در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يكسان است [آنها] نخواهند گرويد (6) خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ﴿7﴾خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده‏اى است و آنان را عذابى دردناك است (7 در این دو ایه محمد انچنان که از ترجمه ایات بر می اید الله خود تعیین میکند که چه کسانی را هدایت کند و چه کسانی را نه زیرا محمد از جانب الله میگوید خداوند بر دلهای انان و بر شنوایی انان مهر نهاده بنابر این انها نیستند که این راه را برای خود برگزیده اند این الله است که تعیین نموده انان اینگونه باشند و عذاب الهی را نیز بر این اساس برایشان در نظر گرفته انچه که از این دو ایه بر می اید این است که احتمالا پیامبر انتظار داشته است با خواندن ایاتی که از سوی الله فرستاده شده همگان دعوت اورا بی قیدو شرط بپذیرند وهیچگونه اعتراضی هم نکنند بر این اساس محمد انسانها را به دو دسته تقسیم کرده است یکی انهایی که او و ایات او را می پذیرند ودیگر کسانی که انرا رد میکنند ودر هر دو نوع هیچکدام در انتخابشان از خود اراده ای ندارند و این الله است که تعیین نموده چه کسانی هدایت شوند و چه کسانی نه.بر این اساس سوالی که در ذهن ایجاد میشود اینست که پس لزوما چرا الله کسی را برای هدایت فرستاده مگر نه اینست که انها خود اراده ای برای انتخاب ندارند وسوال دیگراینست که ایا این ایات کلام خداوند است؟یا بر گرفته از ذهن انسانی که به واسطه اینکه نتوانسته دیگران را با خود همراه کند اینگونه مستبدانه انسانها را تقسیم بندی میکند بروز اینگونه افکار در طول تاریخ بارها تکرار شده برای مثال در همین چند سال اخیر هنگامی که امریکا در 11سپتامبر مورد حمله تروریستی قرار گرفت و جرج بوش گروه القائده را مقصر دانست برای همراه کردن کشورها جهت حمله به افغانستان و نابودی گروه طالبان جهان را به دو دسته تقسیم کرد کسانی که با امریکا همراه شوند دوست و کسانی که این همراهی را رد کنند دشمن امریکا و حامی تروریستند .الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿22﴾  همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (22 در این ایه پیامبر از جانب الله زمین را به فرشی گسترده تشبیه میکند اگر در این ایه دقیق شویم اولین چیزی که در ذهن نقش میبندد اینست که مگر زمین مسطح است که به فرشی گسترده تشبیه شده؟اگر این کلام محمد باشد نمی توان بر او خرده ای گرفت اما ایا الله که بر همه امور اگاه است نمیدانسته که زمین کروی شکل است و یک شکل کروی را نمی توان به فرشی گسترده تشبیه کرد؟!واسمان را بنایی مانند سقف یک خانه ایا منظور محمد از این بنای افراشته این بوده که اسمان را روی زمین سوار کرده اند؟ وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿23﴾  و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد (23)  فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ ﴿24﴾  پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد (24)  در اینجا الله میگوید به اندسته از افرادی که به ایات شک دارند میگوید سوره ای مانند ان بیاورند من نمی دانم که ایا الله این دین جدید و ایاتی را که فرو فرستاده صرفا برای اعراب و برای هدایت ان قوم فرستاده؟اگر برای اعراب فرستاده پس چرا این دین لزوما باید گسترش یابد و عجم نیز از برکت ان بهرهمند شوند؟اگر نه چرا در اینجا الله برای اثبات الهی بودن ایاتش میگوید سوره ای مانند ان بیاورند؟ بطور مثال اگر یک ایرانی در ان جمع باشد و به او بگویند تو که منکر شده ای سوره ای مانند ان بیاور و او هیچ از عربی نداند بگوید شما چطور از من که هیچ از عربی نمدانم انتظار دارید حتی جمله ای عربی بگویم و انوقت طوماری فارسی در جلوی محمد بگذارد و بگوید حال تو اگر راست میگویی برگی از این طومار فارسی بگو اگر نتوانستی پس این نیز کلام خداوند است اگر اینگونه است پس دیوان حافظ و مولوی هم کلام خداست و لاجرم معجزه است!همانطور که میدانید بارها از محمد خواسته شده برای صحت ادعای پیامبری خود معجزه ای حادث کند اما همواره محمد یا از قول خدایش گفته معجزه ام قران است و اگر میتوانید کلامی مثل ان بیاورید یا سکوت کرده انچه که من از معجزه استنباط کرده ام معجزه به امری خارق العاده میگویند که از توان بشری خارج باشد مثل انچه که موسی کرد یا انچه که عیسی کرد (اینجانب هیچ نظری راجع به صحت تاریخ این دو پیامبر ندارم)کاری مثل زنده کردن مرده را تا کنون کسی نتوانسته انجام دهد ممکن است به لطف پیشرفت دانش این امر در اینده میسر شود اما مادامی که این اتفاق نیفتاده معجزه محسوب میشود به هر حال منظور من اینست که نمی توان مدعی شد کلامی را که به یک زبان خاص مرتبط به قومی خاص بیان شده را معجزه دانست اگر اینگونه باشد همه اشعار تاریخی بجا مانده از هر قوم و زبانی برای اقوام دیگر معجزه محسوب می شود. إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ﴿26﴾  خداى را از اينكه به پشه‏اى يا فروتر [يا فراتر] از آن مثل زند شرم نيايد پس كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏دانند كه آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند خدا از اين مثل چه قصد داشته است [خدا] بسيارى را با آن گمراه و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند (26)  پیشرفتی که ادمی تاکنون داشته است به لطف چرا هایی است که از خود پرسیده و بدنبال جواب ان گشته اند کاری که اکنون ما انجام می دهیم برای رسیدن به حقیقت اینکه ما بی هیچ اگر و امایی چیزی یا امری را بپذیریم کاریست خطا وسر انجامش جهل است و نادانی مدعیان اسلام میگویند قران را بی هیچ اگر و اما بپذیرید میگوییم چرا ؟میگویند چون کلام خداست میگوییم چرا کلام خداست میگویند چون محمد گفته میگوییم از کجا بدانیم محمد راست گفته می گویند چون قران گفته انها میگویند اگر می خواهید در مورد قران تحقیق کنید انچه که ما از ان برداشت کرده ایم را بخوانید می گوییم چرا می گویند چون شما نمی دانید انکس که فکر کند فقط خودش می داند و دیگران نادانند قطعا خود اوست که نادان است . كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿28﴾  چگونه خدا را منكريد با آنكه مردگانى بوديد و شما را زنده كرد باز شما را مى ميراند [و] باز زنده مى‏كند [و] آنگاه به سوى او بازگردانده مى‏شويد (28)  نمی دانم منظور از اینکه ما مردگانی بودیم و خدا ما را زنده کرد چیست؟مرده به کسی گویند که قبلا میزیسته ومرگ بر او چیره شده اینگونه که از ایه بر می اید یعنی اینکه مثلا من قبلا میزیستم بعد مرده ام سپس دوباره متولد شده ام بنابر این انهنگام که قبلا می زیستم اگر این قانون پا بر جا بوده پس پیش از این هم قبلا زنده بودم و مرده ام یعنی اینکه من بارها مرده ام وزنده شده ام ولی این ایه این امر زندگی و مرگ را دو بار تعیین کرده پس در ان به تناقض اشکار میرسیم. هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿29﴾  اوست آن كسى كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد سپس به [آفرينش] آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد و او به هر چيزى داناست (29)  این ایه بسیار جالب و قابل تامل است اوست کسی که انچه در زمین است همه را برای شما افرید سپس به افرینش اسمان پرداخت و…. منظور روشن و واضح این ایه اینست که الله ابتدا زمین و مخلوقات روی زمین را افریده سپس اسمانرا  دو حالت ممکنه از اسمانرا در نظر میگیریم 1-منظور الله از اسمان جو یا اتمسفر زمین است 2-منظور کهکشانها و سایر منظومات است در حالت اول چنین بر می اید که خداوند ابتدا زمین و مخلوقاتش را افریده سپس جو و اتمسفر زمین را ایجاد کرده که این یعنی خطای اشکار چراکه اگر جو و اتمسفر زمین پس از افرینش مخلوقات ایجاد شده باشد همچین چیزی ممکن نیست زیرا اشعه فرا بنفش خورشید نخواهد گذاشت هیچ موجودی زنده بماند و اصولا حیاتی بوجود نخواهد امد و همچنین باران شهاب سنگها وقتی که اتمسفر نباشد زمین را به ویرانه ای بدل میکند که مجال بوجود امدن حیات را به هیچ موجودی نخواهد داد.پس لزوما ابتدا میبایست جو و اتمسفر ایجاد شده باشد سپس حیات بوجود امده باشد. در حالت دوم اگر منظور از اسمان سایر منظومات و کهکشانهاست باز هم به تناقض میرسیم زیرا عمر زمین ثلث عمر جهان است عمر زمین حدود4.5 ملیارد سال پیش و عمر جهان حدود 13.5 ملیارد سال پیش است پس ابتدا اسمانها بوجود امده سپس زمین  می بینیم که در هر دو صورت به تناقض میرسیم وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿30﴾  و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد (30)  در این ایه فرشتگان خبر از چیزی می دهند که تا انموقع نه اتفاق افتاده بوده که بر اساس ان سخن بگویند و نه انها از غیب خبر داشته اند که پیشا پیش نظر دهند مگر خداوند قبلا موجوداتی را افریده که بجان هم بیفتند و فرشتگان بر اساس ان تجربه ] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد؟ و یا اگر علم غیب داشته اند چطور چیزی را که خدا دیده است انها ندیده اند که خداوند گفته است من چیزی می دانم که شما نمی دانید!! وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿31﴾  و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيقَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿32﴾  گفتند منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم (32)  در این دو ایه نیز کاملا بیان کرده که فرشتگان از خود چیزی نمی دانند و انچه را که قبلا یاد گرفته اند را بیان میکنند پس چطور چیزی را که نمی دانسته اند در ایه 30ام بیان کرده اند؟imagesCAVCXJE2

در ادیان ابراهیمی، بویژه در اسلام، اصلِ قداست زندگی پایمالِ پیشوایان و لشکریان دین شده است. قداست قرآن “فرامین الله”، و قداست خاندان نبوت، امامت، اولیاءالله و مراجع تقلید، جای اصالت انسان و ارجگذاری به زندگی اورا گرفتهاند. در دین اسلام ارزش زندگی این جهانی انسان – که تنها نوع زندگیِ شناختهشدهی او در هستی است-، بیارج شده، و زندگی خیالی در دنیائی دیگر جای آن را گرفته است. اسلام میگوید این دنیا محل آزمایش است، مقدمهای است برای زندگی “واقعی!” دردنیای خیالی، موهوم و دروغینِ پس از مرگ. در اسلام، بُنمایهی آزادی که جزو گوهر و طبیعتِ آدمی است پایمال شده، ارادهی گزینشِ روشِ زندگی از سوی خودِ انسان، محو شده، و به جای آنها فرامین دینی، و تکالیفِ تعیینشده از سوی الله و آیاتالله جاسازی شدهاند. اسلام، خرد و اندیشهی انسانی را به بهانهی “ناقص بودن انسان” مورد هجومی همهجانبه قرار داده و “پیروی از دستورات دینی” را جانشین آن کرده است.از دیدگاه مسلمانان، تنها اندیشهی درست در همهی زمانها و مکانها و تا به ابد، همانا اندیشههای محمدابنعبدالله درقرآن است، و هرگونه اندیشه، روش و منشی دیگر، ضداسلام به شمار آمده، باید نابود شود. پس،اندیشیدن، همانا اسلامستیزی محسوب شده، موجب جزای انسان اندیشمند خواهد شد. باید آماری تدارک دید از میلیونها انسانی که در ۱۴ سدهی گذشته با بهانه اسلامستیزی به دست شمشیرزنان، قدارهکشها، سپاهیان و گزمههای دین و شریعت به قتل رسیدهاند. این، همانا “رأفت اسلامی”، “اجرِالهی” و “عدالت اسلامی” است! اسلام، ارزش مردم درجایگاه شهروند آزاد را به رسمیت نمیشناسد. مسلمانان میگویند، نبی، امامان، نواب، والیان و علمای دین مقدساند. آنان محور هستیِ انسان در هردوجهاناند. آنان باید تعیینکنندهی راه و روش زندگی دیگران باشند. “حق” آنان است که فتوای قتل یا مصادره دارائیها یا تعزیر مشرکان و کافران و منافقان “دگراندیشان ” را بدهند. حق آنان است که امت را “این واژه را باید به گفتهی ولتر معادل چهارپایان دانست” هدایت و رهبری کنند. از نظر متولیان دین، تودهها باید میمونوار از مراجع دین “تقلید” کنند. چرا که تودهها به خودی خود در برابر نمایندگان الله، فاقد کمالات هستند. آنها در دستگاه الله موجوداتی دست دوماند که باید از اوامر علمای دین پیروی، و از ا…

چرا نقد اسلام، حق هر ایرانی است؟

 

(میرزا آقا عسگری)در ادیان ابراهیمی، بویژه در اسلام، اصلِ قداست زندگی پایمالِ پیشوایان و لشکریان دین شده است. قداست قرآن (فرامین الله)، و قداست خاندان نبوت، امامت، اولیاءالله و مراجع تقلید، جای اصالت انسان و ارجگذاری به زندگی اورا گرفتهاند. در دین اسلام ارزش زندگی این جهانی انسان – که تنها نوع زندگیِ شناختهشدهی او در هستی است، بیارج شده، و زندگی خیالی در دنیائی دیگر جای آن را گرفته است. اسلام میگوید این دنیا «محل آزمایش» است، مقدمهای است برای زندگی «واقعی!» دردنیای خیالی، موهوم و دروغینِ پس از مرگ. در اسلام، بُنمایهی آزادی که جزو گوهر و طبیعتِ آدمی است پایمال شده، ارادهی گزینشِ روشِ زندگی از سوی خودِ انسان، محو شده، و به جای آنها فرامین دینی، و تکالیفِ تعیینشده از سوی الله و آیاتالله جاسازی شدهاند. اسلام، خرد و اندیشهی انسانی را به بهانهی «ناقص بودن انسان» مورد هجوم قرار داده و «پیروی از دستورات دینی» را جانشین آن کرده است. حتا اگر خردِ یک مسلمان، او را به سوی یکی دیگر از ادیان سامی،یهودیت یا مسیحیت رهنمون شود، یا اگر دین را وانهد، به عنوان کافر فطری یا ملی کشته خواهد شد. ورود به اسلام لازم است اما خروج از آن به هیج وجه ممکن و مجاز نیست. خروج از اسلام، همانا پذیرش محکومیت به مرگ در دستان متولیان دین است. «ای پیغمبر، با کافران و منافقان جهاد کن و با ایشان سختگیری کن که جای ایشان در دوزخ است. متولیانِ«الله»، «کافران» یا «مُشرکان» را درهمین دنیا با شمشیر دوشقه میکنند. پیش از آن که آن «کافر» یا «خطاکار» فرصت یابد در «دادگاه عدل الهی در روز جزا» توسط «الله» محاکمه و به جهنم فرستاده شود. «ای مومنان، با کافران جهاد کنید»۴ «هرجا مشرکان را یافتید آنها را بکُشید و از شهر و دیارشان برانید.»۵ بر اساس احکامِ اسلام، انسان، از لحظهای که در فضائی غیر از اسلام میاندیشد، وارد وادی کفر و دینستیزی می شود. بر پایهی فرامین شریعت، اصلِ شک به دادههای اسلامی، شرک شمرده میشود، و اصلِ اندیشیدن و انتخابِ روشهای دیگری برای بهزیستی، اصولی ضد دین هستند و «مرتکبین به چنین اعمال خلافی» باید نابود شوند. گاه، حتا اگر اندیشیدن در فضا و چهارچوب اندیشههای الهی و اسلامی صورت گیرد اما نتیجهاش زانوزدن دربرابر متدینین نباشد، فرد موردنظر باید کشته شود!…

چرا اسلام ستیزی، حق هر ایرانی است؟

 hekmat_salimi_2__geety_150_100

از دیدگاه مسلمانان، تنها اندیشه ی درست در همه ی زمان ها و مکان ها و تا به ابد، همانا اندیشه های محمدابن عبدالله درقرآن است، و هرگونه اندیشه، روش و منشی دیگر، ضداسلام به شمار آمده، باید نابود شود. پس،اندیشیدن، همانا اسلام ستیزی محسوب شده، موجب جزای انسان اندیشمند خواهد شد. باید آماری تدارک دید از میلیون ها انسانی که در ۱۴ سده ی گذشته با بهانه «اسلام ستیزی» به دست شمشیرزنان، قداره کش ها، سپاهیان و گزمه های دین و شریعت به قتل رسیده اند. این، همانا «رأفت اسلامی»، «اجرِالهی» و «عدالت اسلامی» است!در ادیان ابراهیمی، بویژه در اسلام، اصلِ قداست زندگی پایمالِ پیشوایان و لشکریان دین شده است. قداست قرآن (فرامین الله)، و قداست خاندان نبوت، امامت، اولیاء الله و مراجع تقلید، جای اصالت انسان و ارج گذاری به زندگی اورا گرفته اند. در دین اسلام ارزش زندگی این جهانی انسان – که تنها نوع زندگیِ شناخته شده ی او در هستی است-، بی ارج شده، و زندگی خیالی در دنیائی دیگر جای آن را گرفته است. اسلام می گوید این دنیا «محل آزمایش» است، مقدمه ای است برای زندگی «واقعی!» دردنیای خیالی، موهوم و دروغینِ پس از مرگ. در اسلام، بُن مایه ی آزادی که جزو گوهر و طبیعتِ آدمی است پایمال شده، اراده ی گزینشِ روشِ زندگی از سوی خودِ انسان، محو شده، و به جای آن ها فرامین دینی، و تکالیفِ تعیین شده از سوی الله و آیات الله جاسازی شده اند. اسلام، خرد و اندیشه ی انسانی را به بهانه ی «ناقص بودن انسان» مورد هجومی همه جانبه قرار داده و «پیروی از دستورات دینی» را جانشین آن کرده است. حتا اگر خردِ یک مسلمان، او را به سوی یکی دیگر از ادیان سامی (یهودیت یا مسیحیت» رهنمون شود، یا اگر دین را وانهد، به عنوان کافر فطری یا ملی کشته خواهد شد. ورود به اسلام لازم است اما خروج از آن به هیج وجه ممکن و مجاز نیست. خروج از اسلام، همانا پذیرش محکومیت به مرگ در دستان متولیان دین است.

چرا من یک بی دین هستم؟

 

در ادیان ابراهیمی، بویژه در اسلام، اصلِ قداست زندگی پایمالِ پیشوایان و لشکریان دین شده است. قداست قرآن “فرامین الله”، و قداست خاندان نبوت، امامت، اولیاءالله و مراجع تقلید، جای اصالت انسان و ارجگذاری به زندگی اورا گرفتهاند. در دین اسلام ارزش زندگی این جهانی انسان – که تنها نوع زندگیِ شناختهشدهی او در هستی است-، بیارج شده، و زندگی خیالی در دنیائی دیگر جای آن را گرفته است. اسلام میگوید این دنیا محل آزمایش است، مقدمهای است برای زندگی “واقعی!” دردنیای خیالی، موهوم و دروغینِ پس از مرگ. در اسلام، بُنمایهی آزادی که جزو گوهر و طبیعتِ آدمی است پایمال شده، ارادهی گزینشِ روشِ زندگی از سوی خودِ انسان، محو شده، و به جای آنها فرامین دینی، و تکالیفِ تعیینشده از سوی الله و آیاتالله جاسازی شدهاند. اسلام، خرد و اندیشهی انسانی را به بهانهی “ناقص بودن انسان” مورد هجومی همهجانبه قرار داده و “پیروی از دستورات دینی” را جانشین آن کرده است.از دیدگاه مسلمانان، تنها اندیشهی درست در همهی زمانها و مکانها و تا به ابد، همانا اندیشههای محمدابنعبدالله درقرآن است، و هرگونه اندیشه، روش و منشی دیگر، ضداسلام به شمار آمده، باید نابود شود. پس،اندیشیدن، همانا اسلامستیزی محسوب شده، موجب جزای انسان اندیشمند خواهد شد. باید آماری تدارک دید از میلیونها انسانی که در ۱۴ سدهی گذشته با بهانه اسلامستیزی به دست شمشیرزنان، قدارهکشها، سپاهیان و گزمههای دین و شریعت به قتل رسیدهاند. این، همانا “رأفت اسلامی”، “اجرِالهی” و “عدالت اسلامی” است! اسلام، ارزش مردم درجایگاه شهروند آزاد را به رسمیت نمیشناسد. مسلمانان میگویند، نبی، امامان، نواب، والیان و علمای دین مقدساند. آنان محور هستیِ انسان در هردوجهاناند. آنان باید تعیینکنندهی راه و روش زندگی دیگران باشند. “حق” آنان است که فتوای قتل یا مصادره دارائیها یا تعزیر مشرکان و کافران و منافقان “دگراندیشان ” را بدهند. حق آنان است که امت را “این واژه را باید به گفتهی ولتر معادل چهارپایان دانست” هدایت و رهبری کنند. از نظر متولیان دین، تودهها باید میمونوار از مراجع دین “تقلید” کنند. چرا که تودهها به خودی خود در برابر نمایندگان الله، فاقد کمالات هستند. آنها در دستگاه الله موجوداتی دست دوماند که باید از اوامر علمای دین پیروی، و از ا…

یك كشیش كلیسای آلمانی دلیل گرایش جوانان ایرانی به مسیحیت را اینگونه عنوان میكند، كه آنها از یک کشور الهی می آیند که در آن دین و سیاست از هم جدا نیستند. و بسیاری از آن‌ها از خشونت و شکنجه به نام ” اسلام” رنج دیده‌اند.

به نقل از خبرگزاری آلمان، کلیسای “یاری خدا” در محله‌ نو‌کلن برلین، هر یک‌شنبه برای ایرانیانی که تصمیم دارند تا به آئین مسیحیت در آیند مراسم غسل تعمید را برگزار میكند، اغلب این ایرانیان، پناه‌جویانی هستند که در سال‌های گذشته به آلمان مهاجرت کرده‌اند.

‌بر اساس این گزارش، روز یک‌شنبه‌ی گذشته (۵ آگوست ) چهارده ایرانی در کلیسای “یاری خدا” در برلین، به مسیحیت گرویدند. مراسم غسل تعمید این ایرانیان را روزماری گونتس از رهبران آن كلیسا بجا آورد.

پنجاه ایرانی نوکیش مسیحی و همین تعداد از آلمانی‌‌های مسیحی در این مراسم شرکت داشتند.

فرید شاد، یکی از حاضران در کلیسا، به خبرنگار “اشپیگل آنلاین” می‌گوید، هرچند در ایران هم مسیحی بوده، ولی از ترس ماموران امنیتی، هیچ‌گاه به کلیسا نرفته است: «ما برای خواندن انجیل و بجا آوردن مراسم مذهبی در خانه‌‌های مخفی جمع می‌شدیم و عبادت می‌کردیم.»

– کمک‌های کلیسایی

کلاوس یورگن شرک، کشیش کلیسای “یاری خدا”، از این که پناه‌جویان ایرانی به این کلیسا رو آورده‌اند، بسیار خوشحال است. او می‌گوید: « تا به‌حال فقط افراد مسن برای انجام وظایف دینی خود به کلیسای ما می‌آمدند. از وقتی که جوانان ایرانی پناهنده در این‌جا مسیحی شده‌اند، وضع ولی فرق کرده است.»

اولین ایرانی‌ای که به کلیسای محله‌ی نوی‌کلن پا گذاشت، مترجم ی به نام نادی بود. بعد از چندی دوستان او هم به كلیسای “یاری خدا” ‌آمدند و برای فراگیری زبان آلمانی در کلاس‌های تدریس زبان آن شرکت کردند. خواهر روزماری که وظیفه‌ی انجام مراسم غسل تعمید هم اغلب به عهده‌ی اوست، به این نوکیشان کمک می‌کند و به آنان در انجام کارهای اداری، ملاقات با وکیل، رفتن به پزشک و کارهای روزمره‌ی دیگر یاری می‌رساند.

“روزماری” در پاسخ این که آیا این پناه‌جویان تنها برای گرفتن اجازه‌ی اقامت مسیحی می‌شوند، می‌گوید: « اغلب این جوانان از تحصیلات بالایی برخوردارند و در ایران خانه و زندگی داشته‌اند. آدم تنها برای گرفتن اجازه‌ی اقامت در آلمان، از این امتیازات صرفنظر نمی‌کند.»

برنامه‌ی هفتگی این نوکیشان مسیحی در رابطه با وظایف مذهبی خود، مشخص است: آنان باید به‌طور مرتب در کلاس‌های ” الهیات مسیحی” شرکت کنند، پیام و موعظه ها را به کمک مترجم بشنوند و در باره‌ی زندگی مسیح به بحث بپردازند.

روز تولد مسیح در كریسمس گذشته، به عنوان مثال، ۱۶ ایرانی غسل تعمید دیدند. اغلب آنان هر یک‌شنبه به کلیسا می‌روند، یکی در گروه کر کلیسا می‌خواند و تعدادی هم به انجام امور کلیسا کمک می‌کنند.

– علت گرایش به مسیحیت

هانس ـ یورگن کوتسنر، کشیش یك كلیسای پروتستان است كه مسئول برگزاری مراسم دعا با حدود یک هزار ایرانی در سطح آلمان، به دو زبان فارسی و آلمانی است. کار اصلی وی از سوی کلیسای پروتستان، رسیدگی به امور ایرانیان مسیحی شده است. او که خود تا کنون ده‌ها ایرانی را غسل تعمید داده است، در باره دلیل گرایش جوانان ایرانی به مسیحیت می‌گوید: « آن ها از یک کشور الهی می آیند که در آن دین و سیاست از هم جدا نیستند.” و می افزاید که بسیاری از آن‌ها از خشونت و شکنجه به نام اسلام رنج دیده‌اند. کسی که یک چنین دیکتاتوری را تجربه کرده باشد، تمایل به آزاد شدن از آن را دارد.

به گفته وی، رویگردانی این پناهجویان از اسلام و رویکردشان به مسیحیت، با پیامی سیاسی همراه است. شمار پناهجویان و متقاضیان غسل تعمید، از زمان انتخابات جنجالی ریاست جمهوری و تظاهرات اعتراضی گسترده، آن به طور کاملن محسوسی افزایش یافته است. کشیش کوتسنر تأکید می‌کند که مسأله بر سر تغییر دین انسان‌ها نیست و به کسانی هم که نمی‌خواهند تغییر دین دهند، کمک می کنند. مسأله بر سر انسان است.

امروزه بسیاری از ایرانیان مسیحی در شهر های بزرگ و كوچك اروپا و با تشكیل كلیساها و یا اجتماعات خانگی به دور هم جمع می شوند تا ضمن دعا و پرستش ، دروس و تعالیم الهیات مسیحی را نیز بیاموزند . پیش از این نیز یك روزنامه آلمانی زبان گزارشی از وضعیت نومسیحیان ایرانی در كشور اتریش را منتشر كرده بود كه در این گزارش آمده است كه در شهر وین پنج انجمن مسیحی فارسی زبان وجود دارد كه بیشتر آن را افرادی تشكیل می دهند كه از الله به مسیح رسیدند .

 

This entry was published on February 16, 2013 at 9:18 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: