arianpersian

گزارشی از وضعيت مسيحيان ايرانی در سال ۲۰۱۲

 abbas-iran-christian-mohabatnews

۱۳۹۱/۱۰/۱۳ 

در بخشی از آخرين گزارش احمد شهيد، گزارشگر ويژه سازمان ملل در مورد وضعيت حقوق بشر، به بازداشت ۳۰۰      مسيحی در ايران از خرداد سال ۱۳۸۹ تا زمان انتشار گزارش، اشاره شده بود که ۴۱ نفر از آنها بدون اتهام از يک ماه تا يک سال در زندان به سر برده‌اند. هر چند جمهوری اسلامی ايران گزارش سوم احمد شهيد، را مغرضانه خوانده و آنرا مردود شمرد، اما رويدادهای سال گذشته حاکی از تداوم فشارها بر نوکيشان و مسيحيان تبشيری است که با محدوديت‌های بيشتر و بی سابقه‌ای روبرو هستند. «کميته ماده ۱۸» وابسته به شورای کليساهای ايرانی همگام که هر ساله گزارشی از وضعيت آزار و اذيت مسيحيان ايرانی تهيه می‌کند، به موارد متعددی از نقض حقوق مسيحيان در سال ۲۰۱۲ اشاره می‌کند. ادامه بازداشت و حبس غيرقانونی نوکيشان مسيحی به دلايل عقيدتی در سال گذشته اين روند تداوم داشته و بيش از ۵۰ مسيحی بازداشت شده‌اند. با احتساب کسانی که بازداشت موقت داشته‌اند اين رقم به حدود ۱۱۰ نفر ميرسد. در حال حاضر ۱۴ نفر از اين افراد همچنان در زندان به سر می‌برند. برخی از اين افراد کشيش، يا از رهبران کليسا و برخی ديگر نيز از اعضای عادی شرکت کننده در کليساهای رسمی يا خانگی هستند.  در اين ميان نام کشيش يوسف ندرخانی نيز به چشم می‌خورد. کشيش ندرخانی در پی فشارهای بين‌المللی روز ۱۸ سپتامبر از زندان آزاد شده بود. اما مدتی پس از آزادی، و در روز کريسمس، برای بار دوم بازداشت شده و روانه زندان گرديد تا ۴۵ روز باقيمانده از دوران محکوميت سه ساله خود را نيز سپری کند. اتهام کشيش ندرخانی، اقدام عليه امنيت ملی اعلام شده بود. اما مسيحيان ايرانی اين اتهام و موارد مشابه را پوششی برای مجازات افرادی می‌دانند که در زمينه تبليغ انجيل فعال هستند. دو رهبر ديگر مسيحی نیز، با نام‌های فرشيد فتحی و بهنام ايرانی هم در ليست زندانيان عقيدتی قرار دارند. اين دو رهبر مسيحی، از سال ۲۰۱۰ تا کنون زندانی بوده و احکام ۶ سال حبس خود را با اتهاماتی مشابه آقای ندرخانی سپری می‌کنند. سعيد عابدينی، کشيش ايرانی تبار ساکن آمريکا، که در مهر ماه گذشته بازداشت شده بود، همچنان بدون تفهيم اتهام در زندان اوين نگهداری می‌شود. اين زندانی مسيحی تا سه هفته پيش از داشتن وکيل محروم بود. آقای سعيد عابدينی که به گفته همسرش نغمه، برای ديدار خانواده خود و تاسيس يک پرورشگاه به ايران رفته بود، در پی تهاجم نيروهای امنيتی به منزل پدر وی بازداشت شد و تا کنون زندانی است. در روزهای پايانی سال ۲۰۱۲ حدود ۵۰ نفر از مسيحيان فارسی زبان ساکن تهران به مناسبت زادروز عيسای مسيح، و جشن کريسمس در خانه‌ای گرد هم آمده بودند. اين گردهمايی با حمله ماموران امنيتی لباس شخصی مواجه شد و طی آن تمامی حاضرين با فرم‌های مخصوصی در همان خانه مورد بازجويی قرار گرفتند و پس از اخذ تعهد کتبی آزاد شدند. کشيش «وروير آوانسيان»، از کشيشان رسمی کليسای جماعت ربانی ايران است که به علت بيماری حاد کليوی سال‌هاست بازنشست شده و نيازمند ديالز هفتگی است. وی تنها فرد بازداشت شده در اين گردهمايی بود که به زندان اوين منتقل شد. نگرانی در مورد سلامت اين کشيش همچنان ادامه دارد. با پايان سال ۲۰۱۲،‌شهر شيراز بالاترين تعداد زندانيان مسيحی را داراست. با گذشت نزديک به يک سال از دستگيری تعدادی از مسيحيان اين شهر، ۵ نفر از آنان همچنان بدون اتهامی مشخص، در زندان به سر می‌برند. نزديک به سه ماه پيش نيز تعداد ديگری از مسيحيان فارسی زبان اين شهر بازداشت و روانه زندان عادل‌آباد شيراز شدند. محدوديت و محاصره کليساهای رسمی فارسی زبان به گزارش «کميته ماده ۱۸» وابسته به شورای کليساهای همگام، بيشترين فشارها در سال گذشته متوجه کليساهای رسمی بوده است که جلسات عبادی خود را به زبان فارسی برگزار می‌کنند. تعطيلی کليسايی در اهواز، در آستانه کريسمس سال گذشته و نيز کليسای ديگری در منطقه جنت آباد تهران از موارد گزارش شده در سال گذشته بوده‌اند. با توجه به اطلاعات دريافتی از«کميته ماده ۱۸» ، تعداد کليساهای تعطيل شده و املاکی را که با تهديد ماموران اطلاعات به نحوی از مالکيت کليسا خارج شده‌اند بيش از ميزان گزارش شده ميداند. «برخی ناظران مسيحی معتقدند» کليساها در شرايط فعلی، حاضر به انتشار اخبار مربوط به اين موارد نيستند اما تعداد اين موارد به شکل نگران کننده‌ای رو به رشد است. کليساهای فارسی‌زبان در اين دوره از برگزاری جلسات در روزهای تعطيل جمعه منع شده‌اند. معدود کليساهای فارسی‌زبانی که تا امسال، به دليل استقبال زياد مردم، در روزهای جمعه و يکشنبه جلسات پر تعدادی داشتند، از اين پس تنها اجازه برگزاری جلسه عبادی در روز يکشنبه را دارند. جلسات ميان‌هفتگی تعليم کتاب‌مقدس به اجبار تعطيل شده و حتی کتاب‌فروشی داخل کليساها نيز به تعطيلی کشيده شد. اين در حالی است که انجمن کتب‌مقدسه سال‌هاست به دستور مقامات امنيتی بسته شده و هزاران مسيحی فارسی‌زبان اجازه انتشار و پخش کتاب‌مقدس را ندارند. شرکت کنندگان در کليساهای رسمی فارسی زبان مجبور به ارائه مشخصات کامل و شماره ملی خود شدند که امکان بيشتری به ماموران امنيتی برای کنترل شرکت کنندگان در اين جلسات بدهد. برجی معتقد است‌اين يک نوع سياست بازدارنده است تا از يک سو تعداد جلسات و از ديگر سو تعداد شرکت کنندگان را به حداقلی برسانند که قابل کنترل و يا حتی نفوذ باشند. رهبران کليساها برای متابعت از محدوديت‌های غيرقانونی مقرر شده، تحت فشارهای شديد قرار گرفته و حتی گاهی با تهديد جانی خود و اعضای خانواده مواجه می‌شوند. از برخی از اين رهبران رسما خواسته شده کشور را ترک کنند و يا از خدمات کليسايی پرهيز کنند. ادامه برخورد با کليساهای خانگی گزارش‌ها همچنان حاکی از ادامه تلاش‌های مقامات امنيتی برای کشف و تعطيلی کليساهای خانگی است. در سال‌های اخير به دليل محدوديت‌های زيادی که بر کليساهای رسمی اعمال شده است، برخی نوکيشان و مسيحيان فارسی‌زبان برای پرستش و عبادت در گروه‌های کوچکتر به خانه‌ها پناه برده‌اند. رشد اين کليساها به قدری چشمگير بوده که مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی در سال‌های اخير نسبت به خطرات آن برای نظام هشدار داده، و از گسترش آن به شهرهای کوچک و حتی روستاها اظهار نگرانی کرده‌اند. آيت‌الله خامنه‌ای نيز در سخنرانی خود در حضور مردم قم، از «گسترش شبکه کليساهای خانگی» به عنوان يکی تهديدات جدی ياد کرد که نظام اسلامی ايران را تهديد می‌کند. خبرگزاری‌های داخلی ايران در ۲۴ مهرماه گذشته از شناسايی و انهدام چهار شبکه کليساهای خانگی در شيراز و کوار، و دستگيری رهبران آن خبر دادند.

Archiv der Kategorie: اخبار مسیحیان

masihian-iran-Artikelnavigation

گزارش سالانه عفو بین الملل در سال ۲۰۱۱ منتشر شد

 

سازمان غیردولتی عفو بین الملل، گزارش سالانه خود در زمینه نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف را منتشر کرده و پیرامون ایران خاطرنشان ساخته است که طی سال 2011، “آزادی بیان، آزادی تشکل و گردهمایی به شدت محدود شد. مخالفان سیاسی، فعالان حقوق زنان و اقلیت ها و دیگر مدافعان حقوق بشر خودسرانه دستگیر شدند، در انزوای کامل بازداشت شدند، پس از محاکمه های ناعادلانه زندانی و خروجشان از کشور ممنوع شد. شکنجه و بدرفتاری های دیگر رایج بود و با معافیت از مجازات انجام می شد. زنان و اقلیت های دینی و قومی در عمل و قانون مورد تبعیض قرار داشتند. حداقل 360 نفر اعدام شدند؛ تعداد واقعی گویا بسیار بیشتر بود. حداقل سه مجرم نوجوان در میان این عده بودند. شلاق و قطع عضو با حکم قضایی اجرا شد.”

بنا به گزارش تارنمای این سازمان بین المللی، در این گزارش همچنین آمده است: “دولت کنترل شدیدی را بر رسانه ها حفظ و روزنامه ها را توقیف کرد، وبگاه ها را فیلتر نمود و روی کانال های تلویزیون ماهواره ای خارجی پارازیت فرستاد. ده ها نفر از روزنامه نگاران، فعالان سیاسی وخویشاوندان آنها، فیلم سازان، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان و دانشگاهیان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، از سفر به خارج منع شدند، خودسرانه دستگیر و شکنجه شدند و به خاطر ابراز نظریات مخالف با دولت به زندان افتادند. بعضی از آنها که در سال های پیش دستگیر شده بودند، پس از محاکمه ناعادلانه اعدام شدند.”

ترجمه فارسی این گزارش توسط جرس به شرح زیر منتشر می شود:

جمهوری اسلامی ایران

رییس كشور: رهبر جمهوری اسلامی ایران: آیت الله سید علی‌خامنه‌ای

رییس دولت: رییس جمهور: محمود احمدی‌نژاد

مجازات اعدام: برقرار است

جمعیت: 74.8 میلیون

امید به زندگی: 73 سال

میزان مرگ و میر زیر 5 سال: 30.9 در 1000

سواد بزرگسالان: 85 در صد

bazdasht_masihi

آزادی بیان، آزادی تشکل و گردهمایی به شدت محدود شد. مخالفان سیاسی، فعالان حقوق زنان و اقلیت ها و دیگر مدافعان حقوق بشر خودسرانه دستگیر شدند، در انزوای کامل بازداشت شدند، پس از محاکمه های ناعادلانه زندانی و خروجشان از کشور ممنوع شد. شکنجه و بدرفتاری های دیگر رایج بود و با معافیت از مجازات انجام می شد. زنان و اقلیت های دینی و قومی در عمل و قانون مورد تبعیض قرار داشتند. حداقل 360 نفر اعدام شدند؛ تعداد واقعی گویا بسیار بیشتر بود. حداقل سه مجرم نوجوان در میان این عده بودند. شلاق و قطع عضو با حکم قضایی اجرا شد.

پیشینه

نیروهای امنیتی، از جمله نیروی شبه نظامی بسیج، به عملیات خود با معافیت تقریبا کامل از مجازات ادامه دادند و تقریبا هیچ گونه پاسخ گویی برای قتل های غیرقانونی و دیگر موارد نقض جدی حقوق که در زمان اعتراض های عظیم و اغلب مسالمت آمیز پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 و سال های پیش رخ داد در کار نبود.

در ماه مارچ، شورای حقوق بشر سازمان ملل گزارشگر ویژه ای برای تحقیق در باره حقوق بشر در ایران منصوب کرد. دولت از دادن اجازه به او برای دیدار از کشور سر باز زد. در اکتبر، کمیته حقوق بشر سازمان ملل کارنامه ایران در زمینه حقوق مدنی و سیاسی را مورد بررسی قرار داد. در ماه دسامبر، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ای را در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران به تصویب رسانید.

نیروهای ایران به پایگاه های پژاک (حزب حیات آزاد ایران) که گروهی مسلح و طرفدار خودمختاری برای کردهای ایران است، در کردستان عراق حمله کردند؛ حداقل دو غیرنظامی کشته شدند و صدها خانواده در کردستان عراق آواره شدند. مبارزان پژاک گویا شامل افرادی هستند که به عنوان کودک سربازگیری شده اند.

زمانی که در ماه نوامبر سازمان بین المللی انرژی هسته ای گزارش داد که ایران ممکن است مخفیانه مشغول ساختن سلاح هسته ای باشد، تنش های بین المللی بر سر برنامه هسته ای ایران اوج گرفت. دولت، اسراییل و ایالات متحده امریکا را متهم کرد که در قتل چند دانشمند ایرانی احتمالا فعال در برنامه هسته ای ایران نقش دارند، از جمله در قتل داریوش رضایی نژاد متخصص فیزیک که در ماه جولای به وسیله فرد مسلح ناشناسی در تهران کشته شد. دولت تمام اتهام های دولتمردان ایالات متحده امریکا را درباره شرکت مسئولان ارشد سپاه پاسداران در طرح قتل سفیر عربستان سعودی در امریکا رد کرد.

آزادی بیان، تشکل و گردهماییevin-detention-farshid

دولتمردان محدودیت های شدید بر آزادی بیان، تشکل و گردهمایی را که پیش از اعتراض های گسترده 1388، در طی آنها و پس از آنها برقرار بود حفظ کردند و کوشیدند محدودیت های بیشتری اعمال کنند. مجلس لوایحی را مورد بحث قرار داد که آزادی بیان، تشکل و گردهمایی از جمله فعالیت های سازمان های غیردولتی و احزاب سیاسی را محدودتر می سازد.

* محمد سیف زاده که در ماه آپریل (فروردین) برای گذراندن حکم زندان دستگیر شد و عبدالفتاح سلطانی که در ماه سپتامبر (شهریور) دستگیر شد، وکیل دادگستری و اعضای موسس کانون مدافعان حقوق بشر هستند که دفتر آن را دولت به زور در سال 2008 (1387) تعطیل کرد، و هر دو در پایان سال 2011 هنوز در زندان به سر می بردند.

* در ماه دسامبر، ژیلا کرمزاده مکوندی، عضو گروه مادران پارک لاله که علیه قتل های غیرقانونی و دیگر موارد نقض جدی حقوق بشر مبارزه می کنند، گذراندن حکم دو سال زندان خود به اتهام «تشکیل یک سازمان غیرقانونی» و «اقدام علیه امنیت ملی» را شروع کرد. عضو دیگر این گروه، لیلا سیف اللهی با محکومیت مشابهی روبرو است.

دولتمردان از صدور اجازه برای برگزاری تظاهراتی در 25 بهمن در همبستگی با قیام های تونس و مصر سر باز زدند و به انجام دستگیری های پیشگیرانه دست زدند. اما تظاهرات در تهران، اصفهان، کرمانشاه، شیراز و نقاط دیگر انجام شد و نیروهای امنیتی آنها را با خشونت پراکندند و ده ها نفر را دستگیر کردند و حداقل دو نفر را کشتند. هر تظاهرات بعدی را نیز با خشونت به هم زدند.

* زندانی عقیدتی و فعال سیاسی هاله سحابی در تاریخ 11 خرداد در مرخصی از زندان برای شرکت در تشییع جنازه پدرش عزت الله سحابی، که یکی از مخالفان برجسته بود، در گذشت. بنا به گزارش ها نیروهای امنیتی پیش از افتادن او ضربه ای به او وارد کرده بودند.

نیروهای امنیتی تظاهرات محلی را سرکوب کردند و بنا به گزارش ها از خشونت شدید استفاده و ده ها نفر و شاید صدها نفر از معترضان را دستگیر کردند. در خوزستان، ده ها نفر از اقلیت عرب اهوازی گویا پیش و پس از تظاهرات ماه آپریل (فروردین) در یادبود اعتراض های سال 2005 (1384) کشته شدند. ده ها نفر از معترضان محیط زیستی که از دولت خواهان جلوگیری از نابودی دریاچه ارومیه بودند در ماه های آپریل، آگوست و سپتامبر (فروردین، مرداد و شهریور) در استان آذربایجان شرقی دستگیر شدند.

دولت کنترل شدیدی را بر رسانه ها حفظ و روزنامه ها را توقیف کرد، وبگاه ها را فیلتر نمود و روی کانال های تلویزیون ماهواره ای خارجی پارازیت فرستاد. ده ها نفر از روزنامه نگاران، فعالان سیاسی وخویشاوندان آنها، فیلم سازان، مدافعان حقوق بشر، دانشجویان و دانشگاهیان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند، از سفر به خارج منع شدند، خودسرانه دستگیر و شکنجه شدند و به خاطر ابراز نظریات مخالف با دولت به زندان افتادند. بعضی از آنها که در سال های پیش دستگیر شده بودند، پس از محاکمه ناعادلانه اعدام شدند.

* پنج کارگردان مستند ساز و یک تهیه/پخش کننده در سپتامبر (شهریور) پس از این که فیلمشان به بی بی سی فروخته شد دستگیر شدند. همه آنها تا اواسط دسامبر (اواخر آذر) آزاد شده بودند.

* فعالان دانشجویی مجید توکلی، بهاره هدایت و مهدیه گلرو که محکومیت های زندان خود را به خاطر فعالیت های مسالمت آمیز دانشجویی و حقوق بشری می گذرانند به خاطر انتشار یک بیانیه مشترک از زندان به مناسبت روز دانشجو در سال 2010 (1389) به شش ماه زندان بیشتر محکوم شدند.

* بنا به گزارش ها فعال حقوق زن و روزنامه نگار فرانک فرید پس از دستگیری در تاریخ 12 شهریور در تبریز در ارتباط با اعتراض های دریاچه ارومیه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او در اکتبر (مهر ماه) با وثیقه آزاد شد.

دستگیری ها و بازداشت های خودسرانه

مسئولان امنیتی به دستگیری و بازداشت خودسرانه مخالفان و منتقدان دولت ادامه دادند و اغلب آنها را بدون دسترسی به خانواده ها و وکلایشان یا مراقبت پزشکی به مدت طولانی در انزوای کامل نگه داشتند. بسیاری از آنها مورد شکنجه و بدرفتاری های دیگر قرار گرفتند. ده ها نفر پس از محاکمه ناعادلانه به حکم های طولانی زندان محکوم شدند و به صدها نفر زندانی محکوم پس از محاکمه ناعادلانه در سال های پیش پیوستند.

* در ماه فوریه (بهمن) رهبران مخالف مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسرانشان پس از دعوت به تظاهرات 25 بهمن بدون حکم به حبس خانگی افتادند؛ در پایان سال، آنها به استثنای فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، هنوز در حبس خانگی به سر می بردند.

* محمد توسلی که در آبان ماه دستگیر شد، یکی از حداقل پنج عضو گروه غیرقانونی نهضت آزادی بود که در سال 2011 بازداشت شدند. او به خاطر نامه 143 فعالان سیاسی به رییس جمهور پیشین خاتمی در مهر ماه بازداشت شد. در این نامه هشدار داده شده بود که انتخابات آتی مجلس نه آزاد خواهد بود و نه عادلانه. پنج نفر دیگر نیز از خروج از ایران منع شدند.

* شین بائر و جاش فاتال، دو امریکایی که گویا پس از گم کردن مسیر خود در حین کوه پیمایی در عراق و ورود به ایران بیش از دو سال در بازداشت و متهم به جاسوسی بودند، پس از پرداخت وثیقه سنگین در ماه سپتامبر (شهریور) آزاد شدند و اجازه یافتند ایران را ترک کنند.

مدافعان حقوق بشر

سرکوب مدافعان حقوق بشر از جمله وکلای دادگستری افزایش یافت. بسیاری از آنها دستگیر و زندانی شدند یا مورد آزار قرار گرفتند. عده ای دیگر پس از محاکمه ناعادلانه در سال های پیش در زندان ماندند؛ این عده شامل فعالان حقوق زن و حقوق اقلیت ها، فعالان سندیکایی، وکلای دادگستری و دانشجویان بودند. بسیاری از آنها زندانیان عقیدتی بودند. تشکیل اتحادیه های کارگری مستقل باز هم ممنوع بود و چندین عضو اتحادیه در زندان ماندند.

* حکم 11 سال زندان که پس از محکومیت نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به خاطر فعالیت قانونی وکالت او در ماه آپریل (فروردین) صادر شده بود، در ماه سپتامبر (شهریور) در تجدید نظر به شش سال کاهش یافت. محرومیت 20 سال از اشتغال به وکالت و خروج از ایران نیز نصف شد.

* رضا شهابی، صندوقدار سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بدون اتمام محاکمه باز هم در زندان اوین تهران ماند. او که در جون 2010 (خرداد 1389) دستگیر شده، یک زندانی عقیدتی است، همانند منصور اسانلو رهبر همان سندیکا که به صورت مشروط در ماه جون (خرداد) برای مداوای پزشکی آزاد شد.

* فعال حقوق بشر کوهیار گودرزی پس از دستگیری در ماه جولای (تیر) چند هفته ناپدید شد تا این که معلوم شد در زندان اوین و در حبس انفرادی است و در پایان سال 2011 نیز در بازداشت بود. بهنام گنجی خیبری که به همراه او دستگیر و ظاهرا شکنجه شده بود، پس از آزادی خودکشی کرد.

* فعال برجسته حقوق بشر عمادالدین باقی پس از گذراندن دو محکومیت زندان همزمان یک ساله به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در ارتباط با فعالیت های حقوق بشری و رسانه ای در ماه جون (خرداد) آزاد شد. او به مدت پنج سال از فعالیت های سیاسی یا رسانه ای محروم است.

محاکمه های ناعادلانه*

محاکمه ناعادلانه مظنونان سیاسی اغلب با اتهام های مبهمی که جرم کیفری مشخصی به شمار نمی رفت ادامه یافت. اغلب این افراد بعضا در غیاب وکیل مدافع و بر اساس «اقرار» یا اطلاعات دیگری که گویا زیر شکنجه در دوره بازداشت پیش از محاکمه کسب می شود، محکوم شدند. دادگاه ها این «اقرارها» را بدون تحقیق در باره چگونگی کسب آنها به عنوان مدرک می پذیرفتند.

* امید کوکبی در بازگشت از تحصیل در ایالات متحده امریکا در ماه فوریه (بهمن) در فرودگاه تهران دستگیر شد. او که به «جاسوسی» و جرایم دیگر متهم شده بود در ماه اکتبر (مهر) محاکمه شد. او گفت که در بازداشت وادار به «اعتراف» شده است. وکیل او گفت که اجازه تماس با او نداشته است.

* زهرا بهرامی، تبعه هلندی ـ ایرانی، بدون اخطار در 9 بهمن، تنها 27 روز پس از محکومیت به اعدام به اتهام قاچاق مواد مخدر اعدام شد. او در تظاهراتی در دسامبر 2009 (آذر 1388) دستگیر شده بود و ابتدا ظاهرا به خاطر تماس با یک گروه غیرقانونی مخالف به محاربه با خدا متهم شد، اما به این اتهام محاکمه نشد. وکیل او گفت حق اعتراض به این حکم اعدام وجود نداشت.

شکنجه و بدرفتاری های دیگر

شکنجه و بدرفتاری های دیگر در بازداشت پیش از محاکمه هنوز رایج بود و با معافیت از مجازات انجام می شد. ضربه های شلاق را به کف پا و بدن بازداشت شدگان، گاهی در حالی که وارونه آویزان بودند، می نوازند؛ آنها را با سیگار و اشیا داغ فلزی می سوزانند؛ اعدام ساختگی اجرا می کنند؛ به آنها از جمله با استفاده از زندانیان دیگر تجاوز می کنند؛ آنها را تهدید به تجاوز می کنند؛ در فضاهای پرازدحام بازداشت می کنند؛ و نور، غذا، آب و رسیدگی پزشکی کافی را از آنها دریغ می کنند. حداقل 12 نفر گویا در شرایط مشکوکی در زندان درگذشتند، از جمله در شرایطی که رسیدگی پزشکی عرضه نشده یا با تاخیر عرضه شده بود. مرگ آنها مستقلا مورد تحقیق قرار نگرفت. در ماه مارچ (اسفند) حداقل 10 زندانی دیگر در طی ناآرامی ها در زندان قزل حصار در کرج در نزدیکی تهران فوت کردند. هیچ اطلاعی از تحقیق دولتمردان در باره ادعاهای شکنجه و بدرفتاری های دیگر در دست نیست. کسانی که از شکنجه شکایت کردند با اقدام های تلافی جویانه روبرو شدند. شرایط سخت زندان در اثر ازدحام شدید بدتر شد.

* حداقل چهار عرب اهوازی ـ رضا مقامسی، عبدالکریم فهد عبیات، احمد رئیسان سلامی و اجباره تمیمی ـ در بازداشت در استان خوزستان گویا در فاصله ماه های مارچ و می (فروردین و اردیبهشت) احتمالا در اثر شکنجه درگذشتند.

* روزنامه نگار عیسی سحرخیز، زهرا جباری، مدافع حقوق اقلیت آذربایجانی سعید متین پور و روحانی مخالف حسین کاظمینی بروجردی از جمله زندانیان سیاسی زیادی بودند که از رسیدگی پزشکی کافی محروم ماندند. فعال سیاسی هدی صابر در ماه جون (خرداد) پس از اعتصاب غذا در اعتراض به مرگ هاله سحابی در زندان درگذشت. زندانیان دیگر گفتند که مسئولان زندان او را مورد ضرب و شتم قرار داده و از رسیدگی پزشکی کافی محروم کرده اند.

مجازات های ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز

حکم های شلاق و قطع عضو باز هم صادر و اجرا شد. حکم کور کردن نیز صادر شد.

* سمیه توحیدلو، فعال سیاسی، و پیمان عارف، فعال دانشجویی، پس از محکومیت جداگانه به خاطر «توهین» به ریاست جمهوری احمدی نژاد در ماه سپتامبر (شهریور)، به ترتیب 50 و 74 ضربه شلاق خوردند.

* چهار انگشت دست راست چهار مرد که به خاطر دزدی محکوم شده بودند گویا در تاریخ 16 مهر قطع شد.

* مجید موحدی که در سال 2004 (1383) آمنه بهرامی را با اسید کور کرده و به کور شدن به وسیله اسید محکوم شده بود، در تاریخ 9 مرداد کمی پیش از اجرای مجازات در بیمارستان زمانی که قربانی دریافت دیه را پذیرفت نجات یافت.

تبعیض علیه زنان

زنان در عمل و قانون و از جمله بر اساس مقررات الزامی پوشش مورد تبعیض قرار می گیرند. فعالان حقوق زن، از جمله آنهایی که در کمپین یک میلیون امضا خواهان برابری قانونی برای زنان هستند، مورد آزار و تعقیب قرار گرفتند. پیش نویس لایحه حمایت از خانواده، که قانون تبعیض آمیز علیه زنان را تشدید می کند، در مجلس در انتظار تصویب نهایی است. بعضی از دانشگاه ها جدا سازی دانشجویان بر اساس جنسیت را آغاز کرده اند.

* فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی، فعالان کمپین یک میلیون امضا، هر یک شش ماه در زندان گذراندند و اولین اعضای کمپین بودند که به خاطر گردآوری امضا به زندان رفتند.

حقوق همجنس گرایان زن و مرد، دوجنسی ها و دگرجنس گونه ها

کسانی که به فعالیت های همجنس گرایانه متهم می شدند با آزار و تعقیب و مجازات های قضایی شلاق و اعدام روبرو بودند.

* در تاریخ 13 شهریور، سه نفر که تنها حروف اول اسمشان عنوان شد، پس از محکومیت به خاطر «لواط» در زندان کارون اهواز در استان خوزستان اعدام شدند.

* سیامک قادری، روزنامه نگار پیشین خبرگزاری دولتی که از مرداد 1389 در زندان است پس از مجرمیت به خاطر «نشر اکاذیب»، ارتکاب «اعمال غیرشرعی» و اتهام های دیگر از جمله به خاطر انتشار مصاحبه با افرادی از میان همجنس گرایان زن و مرد، دوجنسی ها و دگرجنس گونه ها در وبلاگ خود در ژانویه به چهار سال زندان، شلاق و جریمه محکوم شد.

تبعیض ـ اقلیت های قومی

جوامع اقلیت قومی ایران شامل عرب های اهوازی، آذربایجانی ها، بلوچ ها، کُردها و ترکمن ها، با تبعیض ادامه دار در عمل و قانون روبرو بودند. استفاده از زبان های اقلیت در اداره های دولتی و برای تدریس در مدارس هنوز ممنوع بود. فعالانی که برای حقوق اقلیت ها فعالیت می کردند مورد تهدید قرار گرفتند، دستگیر شدند و به زندان افتادند.

* زندانی عقیدتی محمد صدیق کبودوند هنوز محکومیت 10 سال و نیم زندان خود را به خاطر نقش خود در تشکیل سازمان حقوق بشر کردستان می گذراند و از رسیدگی پزشکی کافی محروم است.

* محمد صابر ملک رییسی، جوان بلوچ 16 ساله اهل سرباز که از سپتامبر 2009 (شهریور 1388) احتمالا برای وادار کردن برادرش به تسلیم به دولتمردان در بازداشت بوده است، به پنج سال زندان در تبعید محکوم شد، به این معنا که حکم زندان را باید در زندانی به دور از خانواده اش بگذراند.

آزادی دین

در پی فراخوان های مکرر مقام رهبری و دولتمردان دیگر برای مبارزه با «دین های ساختگی» ـ که گویا اشاره به مسیحیت تبشیری، بهاییگری و صوفیگری است ـ اعضای اقلیت های دینی، شامل نوکیشان مسیحی، بهاییان، روحانیان منتقد شیعه، و اعضای جوامع اهل حق و دراویش گرفتار آزار و تعقیب ادامه دار بوده اند. مسلمانان اهل سنت نیز در بعضی شهرها با محدودیت بر نماز جماعت روبرو بوده اند و بعضی از روحانیان اهل سنت دستگیر شده اند.

* حداقل هفت بهایی به زندان های بین چهار و پنج سال محکوم و بیش از 30 نفر دیگر در حمله به موسسه آموزش عالی بهایی دستگیر شدند. این موسسه دوره های آموزش عالی را به صورت آنلاین در اختیار دانشجویان بهایی قرار می داد که از ورود به دانشگاه ها محروم می شوند. این هفت نفر از جمله 100 بهایی هستند که به خاطر اعتقادشان در زندان به سر می برند از جمله هفت رهبر آنها که حکم های 20 سال زندان آنها با لغو حکم سال 2010 دادگاه تجدید نظر دوباره در مارچ (اسفند) تایید شد.

* حداقل 100 درویش گنابادی (یکی از سلسله های مذهبی صوفی) ، سه تن از وکیلان مدافع آنها، و 12 تن از روزنامه نگاران مجذوبان نور که وبگاه خبری سلسله دراویش گنابادی است، در سپتامبر و اکتبر (شهریور و مهر) در کوار و تهران دستگیر شدند. در پایان سال 2011، حداقل 11 نفر، اغلب بدون دسترسی به وکیل یا خانواده، هنوز در بازداشت به سر می بردند.

* محاکمه مجدد یوسف ندرخانی، کشیش مسیحی متهم به «ارتداد»، در سپتامبر (شهریور) شروع شد. او که در خانواده ای مسلمان به دنیا آمده است، در اکتبر 2009 (مهر 1388) دستگیر شد. او در سال 2010 به علت خودداری از انکار مسیحیت که به آن گرویده بود، به اعدام محکوم شد، اما دیوان عالی کشور این حکم را در جون (خرداد) لغو کرد.

* سید محمد موحد فاضلی، امام جماعت اهل سنت شهر تایباد، در پی اعتراض به استعفای اجباری او از امامت جماعت، از ژانویه تا آگوست (دی تا مرداد) در بازداشت به سر برد.

مجازات اعدامirandelimma

صدها نفر به اعدام محکوم شدند. منابع رسمی حداقل 360 اعدام را گزارش کردند، هر چند اطلاعات معتبر دیگر حاکی از بیش از 274 اعدام دیگر و اعدام مخفیانه بسیاری از زندانیان بود. بیش از 80 درصد اعدام ها گویا به اتهام جرایم مواد مخدر انجام شد که اغلب مردم تهی دست و جوامع حاشیه ای، به ویژه افغان ها، را شامل می شود. اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر در ژانویه به اجرا در آمد؛ محکومان به اعدام بر اساس این قانون ظاهرا از حق اعتراض محروم هستند.

تعداد اعدام های انجام شده در انظار عمومی چهار برابر شد؛ حداقل پنجاه مورد رسما اعلام شد و شش مورد دیگر را نیز منابع غیررسمی گزارش کردند. حداقل سه مجرم نوجوان ـ یعنی کسانی که به خاطر جرایم ارتکابی در سن کمتر از 18 سالگی محکوم می شوند ـ اعدام شدند؛ منابع معتبر خبر از اعدام چهار نوجوان دیگر دادند. اعدام به وسیله سنگسار گزارش نشد، اما حداقل 15 نفر محکوم به سنگسار، از جمله سکینه محمدی آشتیانی، در زیر حکم اعدام به سر می برند. هزاران نفر از زندانیان دیگر در زیر حکم اعدام هستند.

* جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی در تاریخ 24 ژانویه (4 بهمن) اعدام شدند. آنها به اتهام محاربه به علت داشتن تماس با سازمان مجاهدین خلق ایران که یک گروه غیرقانونی است، و «تبلیغ علیه نظام» در ارتباط با ناآرامی ها سال 1388 محکوم شده بودند.

* در تاریخ 21 سپتامبر (30 شهریور)، علیرضا ملا سلطانی، 17 ساله، که به خاطر قتل یک ورزشکار پرطرفدار محکوم شده بود، در کرج اعدام شد در حالی که قتل در جولای (تیر) انجام شده بود. او گفت پس از این که آن ورزشکار، روح الله داداشی، در تاریکی به او حمله کرده بود در دفاع از خود او را با چاقو زده است.

* در ماه دسامبر (آذر)، زندانی سیاسی زینب جلالیان از تخفیف در حکم اعدام خود مطلع شد.

دیدارها/گزارش‌های عفو بین‌الملل

بر اساس این گزارش، عفو بین الملل محرومیت از دیدار از ایران را با مسئولان دیپلماتیک ایرانی مورد بحث قرار داد اما هنوز از دیدار از ایران محروم بود. دولتمردان به ندرت به نامه های عفو بین الملل واکنشی نشان دادن

منبع: جرس

 

 

آیا اسلام با مسیحیت سر جنگ دارد؟

جنگی علیه مسیحیان در جریان است که به ندرت کسی درباره آن می داند !

 

جنگی علیه مسیحیان در جریان است که به ندرت کسی درباره آن می داند !

مسیحیان از این امر آگاهند اما غیر مسیحیان و رسانه های غیر مسیحی عمومن این موضوع را نادیده می گیرند. برخی این نادیده گرفتن را از روی بداندیشی می پندارند، برخی هم می گویند که تنها از روی عدم آگاهی ایشان است. هرچه که باشد این جنگ علیه مسیحیان شدید تر می شود و مسیحیان جفادیده نیازمندند که کسانی صدای آنها را به گوش ها برسانند.

آقای “تاد نتلتون” از سازمان صدای شهدا در این رابطه می گوید: « کتاب مقدس درباره اینکه ما از لحاظ روحانی در جنگ هستیم سخن می گوید. از لحاظ روحانی که بررسی کنیم، بله، جنگی میان اسلام و مسیحیت وجود دارد و در بسیاری از مکان ها مسیحیان بخاطر اقلیت بودن، فعالیت های بشارتی و غیره تحت حمله هستند.»

حملات علیه مسیحیان از سوی مسلمانان بسیار عمیق است اما با اینحال گزارش نمی شود. “اگر امروز مسلمان باشید و فردا بگویید که می خواهم مسیحی شوم، در تمام جهان اسلام شما را “مرتد” قلمداد می کنند و زندگی تان به معنای واقعی کلمه در خطر می افتد. چه از سوی دولت و چه خانواده خودتان. ترک اسلام و پذیرفتن دین دیگر جرم سنگینی محسوب می شود.”

مسلمانان مخالف این هستند که مسیحیان ایمان شان را با دیگر مسلمانان در میان بگذارند. اگر یک مسیحی درباره انجیل سخن بگوید، به توهین به اسلام متهم و از سوی حاكمان بازداشت می شوند.

به گفته آقای “نتلتون ” « همانطور که در کشور های اسلامی نیز مشاهده می کنید، در این کشور ها فکر نکردن به اینکه جنگی علیه مسیحیت در جریان است دشوار می باشد.»

عالیترین مرجع مذهبی عربستان سعودی در ماه مارس سال جاری میلادی فتوایی صادر کرد که بر طبق آن کلیه کلیسا ها در آن منطقه باید تخریب شوند. آقای “نتلتون “می گوید : « اصلن کلیسایی در عربستان وجود ندارد ” آنها نه تنها ساختمان های کلیسا را نمی خواهند، بلکه خود مسیحیان را هم نمی خواهند. آنها هیچگونه گردهمایی مسیحی که در آن مسیحیان با هم مسیح را پرستش کنند را نمی خواهند. این به نوعی موضع گیری آنها را نسبت به مسیحیت و حضور مسیحیان در کشورشان را نشان می دهد.»

نتلتون افزود، که تنها پاسخ به این حملات احیای روحانی از طریق عیسی مسیح است. وی مسیحیان را تشویق می کند تا حقیقت را درباره اسلام درک کنند. بفهمند که اسلام چه تعلیم می دهد و تعالیمی که مسلمانان با آن زندگی می کنند و تأیید می نمایند چیست.”

آقای نتلتون دلیل عدم پوشش رسانه های غیر مسیحی بر این حملات را می داند. وی می گوید: « آنها مسائل روحانی درگیر در این ماجرا را درک نمی کنند . به همین خاطر گزارش این وقایع برای شان دشوار است. و حتی وقتی گزارشی در این باره منتشر می کنند الزامن به بعد مذهبی، جفا و یا روحانی موضوع آن نمی پردازند. منبع: محبت نیوز

دستورالعمل جدید وزارت اطلاعات جهت كنترل بیشتر كلیساهای فارسی زبان

 

در پی محدودیت های بیشتر بر نوكیشان مسیحی ایران و دستور العمل جدید از سوی وزارت اطلاعات، رهبران کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران از اعضای کلیسا خود خواستند که لیستی از اسامی بهمراه مشخصات و کد ملی خود را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دهند.

مسئولین و رهبران كلیسای جماعت ربانی مركز در تهران در برنامه پرستشی روز یكشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه سالجاری از اعضای كلیسای خود خواسته اند تا بطور داوطلبانه لیست ی از خود بهمراه شماره ملی و سایر مشخصات خود را تحویل رهبران كلیسا داده تا در اختیار وزارت اطلاعات قرار گیرد و این به منزله ثبت و ضبط دقیق اطلاعات شخصی و هویت ی شهروندان نوكیش مسیحی خواهد بود.

بی‌گمان اعلان چنین تصمیمی از سوی رهبران کلیسا به درخواست و فشارهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود است و اقدامی امنیتی از سوی این ارگان برای شناسایی و بازداشت احتمالی نوکیشان مسیحی و نظارت و كنترل بیشتر بر عملکرد کلیساها بویژه در جذب افراد جدید خواهد بود . اتخاذ چنین تصمیمی می تواند وضعیت این افراد را در ارتباط با كلیساها بیش از پیش به مخاطره ‌اندازد.

كلیسای جماعت ربانی مركز تهران وزارت اطلاعات با تحت فشار قرار دادن رهبران کلیسای جماعت ربانی مركز در تهران به جهت دریافت اسامی و کارت ملی نوکیشان مسیحی نشان می دهد كه دستگاهها ی عملیاتی و برنامه ریزان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی حتی پس از آنكه در ماههای گذشته سرویس های فارسی چند كلیسا را تعطیل كرده اند همچنان قادر نبوده اند تا برای شهروندان و نوكیشان مسیحی را كه تمایل به رفتن به كلیساها دارند مانعی ایجاد كنند و این یعنی به منزله شکست اهرم های فشار و تهدیداتی است که برای مقابله با گسترش مسیحیت در ایران برنامه ریزی می شود.

در اواخر بهمن‌ ماه سال ۱۳۹۰ بدستور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی سرویس های فارسی دو کلیسا در تهران تعطیل شد. «کلیسای پروتستان عمانوئیل» و «کلیسای انجیلی پطرس» دو کلیسایی بودند که مشمول این دستور وزارات اطلاعات شدند. این دو کلیسا تنها کلیسایی در تهران بودند که در روز های جمعه به زبان فارسی مراسم برگزار می کردند. پیش از آن نیز در سال 2009 « کلیسای جماعت ربانی مرکز » در تهران به دستور مقامات جمهوری اسلامی به چنین سرنوشتی گرفتار شد. و مجبور به تعطیلی مراسم فارسی خود در روزهای جمعه شد. .

كلیسای جماعت ربانی مركز در تهران كه تاكنون توسط ماشین ترور نظام، شهدای مسیحی بسیاری تقدیم كلیسای ایران نموده است از گذشته تحت مراقبت و كنترل دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی بود، چرا كه در دهه ۷۰ نیز وزارت اطلاعات چنین لیست ی بهمراه مشخصات و اسامی اعضا درخواست كرد كه در آن زمان رهبران وقت آن کلیسا از اجرای چنین درخواست ی سر باز زدند.

در حالیکه تهدید دستگیری ها و زندان و شکنجه نوکیشان مسیحی نتیجه ایی معكوس داشته و بیش از پیش سبب گسترش مسیحیت در ایران شده است با اینحال وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بر این باور است که اتخاذ تاکتیک های جدید، یعنی درخواست كارت ملی و سایر مدارك شناسایی؛ اعضای كلیسا و نوكیشان مسیحی را با محدودیت ها و آنان را بر سر دوراهی قرار خواهد داد که در معذوریت قرار دادن اطلاعات شخصی خود به کلیسا باشند و همین موضوع به گمان آنان باعث خواهد شد تا افراد به کلیساها مراجعه نخواهند كرد.

از سوی دیگر برنامه ریزان در اتاق فكر وزارت اطلاعات در تداوم مسیحیت ستیزی خود صدور این قبیل دستورات را با هدف ایجاد موج وحشت و هراس در بین مسیحیان انجام می دهند تا به نوعی اعلام شود كه جمهوری اسلامی قدرت این را دارد که نوکیشان مسیحی را مورد شناسایی قرار داده و هر زمان که اراده کند می تواند آنان را احضار و یا بازداشت نماید !

همچنین قابل درک است که وزارت اطلاعات ماموریت دارد تا با این رویكرد ضمن منصرف كردن افراد از رفتن به كلیساها از طریق درخواست مدارک شناسایی، در تلاش است تا با این کار سبب کاهش شرکت کنندگان در جلسات کلیسایی شود. چرا که برخی از نوکیشان مسیحی از قشر دانشجو و یا كارمندان دولتی هستند كه اگر مدارک آنها به دست وزارت اطلاعات بیافتد قطعن در سابقه و سرنوشت آنان تاثیر خواهد گذاشت.

– آن روی سکهabbas-iran-christian-mohabatnews

اما از نكات مثبت اجرای چنین دستورالعملی، به یقین بسط و گسترش “کلیساهای خانگی” خواهد بود كه قدر مسلم آن دسته و گروه از ایمانداران مسیحی که به لحاظ امنیتی و فشار و محدودیت ها قادر نخواهند بود تا به كلیساها بروند، جذب کلیساهای خانگی شده و این به معنی گسترش مسیحیت حتی در بین خانواده‌ها خواهد شد. این موضوع این امکان و فرصت را برای مسیحیان نیز فراهم خواهد ساخت تا در هر نقطه از شهر یک « کلیسا » بنا گردد .

– چرا جمهوری اسلامی قادر به تعطیلی كلیساها نیست !

با در نظر گرفتن شرایط حاكم این پرسش مطرح می شود كه چرا با توجه به این همه فشارها و محدودیت ها و دستور العمل هایی كه به كلیساها داده می شود و حتی مشاهده شده كه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی خود به عنوان جاسوس در روزهای یكشنبه در بین مسیحیان در داخل كلیساها حاضر شده و مجبور به تحمل شنیدن موعظات و سخنرانی های مسیحی هستند و حتی گفته شده در برخی اماكن در سالن ها دوربین های مداربسته مخفی نیز كار گذاشته اند اما چرا جمهوری اسلامی در سیاست های مسیحیت ستیز خود تاكنون این كلیساها را تعطیل نكرده است !؟

شاید یكی از پاسخ ها این باشد كه بنظر می رسد كلیساهای ساختمانی به عنوان ویترین سیاست های جمهوری اسلامی به مثابه دكور و تزئیناتی از سیاست حاكمان است که باز بودن در این كلیساها می تواند وجه‌ی رژیم را در جامعه بین الملل و در چشم معدود توریست هایی خارجی كه وارد ایران می شوند زیبا نشان دهد و اعلان كند كه درهای كلیساهای ایران در یك كشور اسلامی بروی اقلیت های مسیحی باز و نقش بنیادینی در همزیستی مسالمت آمیز ادیان دارد !

امروزه نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس شورای اسلامی نیز در واقع جلوه ایی از ساختمان های كلیسا در ایران محسوب می شوند كه این نمایندگان صرفن دستاویزی برای مقاصد و اهداف سیاسی جمهوری اسلامی در سطح بین الملل می باشند . نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس به جای آنکه از جایگاه خود برای دفاع از حقوق اقلیت‌های دینی و مذهبی استفاده کنند میانبُری برای پیاده کردن تصمیمات ظالمانه جمهوری اسلامی در مقابل محدودیت های بیشتر به اقلیت های دینی بحساب می آیند

۷۰ Christians Arrested

 

In the early morning hours after Christmas day, the Iranian government arrested 25 Christians in Tehran and other locations. They also planned to detain sixteen others, but were unable to locate them. There are also unconfirmed reports that the authorities have arrested over 50 other Christians. According to BBC Persian, the Governor of Tehran has vowed to arrest more evangelical Christians.

One of those detained was able to make a call to friends from an unknown location on the morning of the arrests, leaving this message –

“Unfortunately early this morning the authorities came to our homes. They arrested us and many other believers. I want to ask you to pray for us.We are sure God will never leave us or forsake us. God bless you. Sorry for giving you bad news over Christmas, but I believe God will do something for us.”

Those who received the voice message were impressed by the caller’s courage and calmness.

Armed, plain-clothes, special security officers forcefully entered the homes of Christians while they were asleep, and verbally and physically abused them. They were handcuffed and taken for interrogation. Among those arrested were five married couples. One couple was separated from their two-year old baby. Another couple was also forced to leave their baby that the mother was breast feeding. A number of single young women were also among those taken.

Another sixteen Christians would have been arrested, but were not at home. The security forces broke into at least five such homes, ransacking them, taking personal possessions, changing the locks and placing a government seal on the door. Family members of these Christians have been called by the authorities and threatened and harassed. They were instructed to tell the Christians to surrender themselves.

After many hours of interrogation, eleven of the detained were released. The other fourteen are still in prison. There has been no contact from eight of the arrested. Six have been able to make a very short call to their families. In one of the brief calls, one of the arrested complained that they are being subjected to sleep deprivation.

None of them have been granted any legal representation. No charges have been made, though it is clear that they were arrested for their active Christian faith.There has been a gross lack of due process. The government authorities have not provided any written documents as to the reason for the arrests, any record of the items confiscated, and family members are not allowed to visit the detained.

There is an urgent need for Christians all over the world to intercede for our brothers and sisters in prison in Iran.

Let us pray that they will experience the presence and the power of the Holy Spirit, even in their prison cells. Pray they will have supernatural endurance and courage through this trial, and be shining witnesses to the guards and other inmates. Pray for peace and wisdom when they are being interrogated. Pray for their health. Pray for comfort and confidence for their families. Pray they will soon be released.

Pray for the welfare and protection of those the government is still seeking to arrest. Pray the Lord will guide their every step. Pray for the wider church in Iran to continue faithfully and fearlessly proclaiming the Good News of the Gospel. Pray for those who are working to help the persecuted and their families.

It is comforting to know that our sovereign, omniscient, all-powerful God knows about every single arrest that has been made, and that He will bring glory to His name through this suffering. He will cause this persecution to bring victory for His Kingdom in Iran.

Thank you for your prayers,

The Elam Team

استاندار تهران: با مسیحیان تبشیری به شدت برخورد می‌شود

 

406576_469444973113061_950103946_n۱۳۸۹/۱۰/۱۵

مرتضی تمدن، استاندار تهران با مقایسه مسیحیان تبشیری با وهابیت و طالبان، از آئین آنها با عنوان یک «جریان منحرف و فاسد»‌ در مسیحیت نام برده و از بازداشت رهبرانشان و نیز برخورد شدیدتر با آنها خبر داده است.  به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، مرتضی تمدن روز سه‌شنبه گفته است که «انواع و اقسام فرق کاذب، انحرافی و فاسد در حوزه اعتقادی ما دندان تیز کرده‌اند» و در برخی مناطق فعالیت می‌کنند.

بیشتر بخوانید:

وکیل کشیش نوکیش مسیحی: انتساب ارتداد به موکلم دور از ذهن است

«دستگیری مسیحیان در همدان، سناریویی از پیش تعیین شده»

وی همچنین اظهار داشته است: «یکی از این جریان‌ها، جریان فاسد و منحرفی است که افکار خود را تحت لوای فعالیت‌های تبشیری و از طریق محافل فرهنگی که در انگلیس دایر است ترویج می‌دهد.» استاندار تهران همچنین با مرتبط دانستن «فعالیت‌های تبشیری» در ایران با «تهاجم نظامی و فرهنگی انگلستان» به ایران از برخورد با مبشران مسیحی در استان تهران خبر داده و گفته است:‌ «سران این جریان در استان تهران به دام افتاده‌اند و شمار بیشتری نیز در آینده نزدیک دستگیر خواهند شد.» مسیحیان تبشیری پیرو کلیسای اوانجلیک، شاخه‌ای از پروتستان هستند و عقاید مذهبی خود را میان غیرمسیحیان تبلیغ می‌کنند. کلیسای اوانجلیک در کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، برزیل، کره جنوبی، آلمان و ونزوئلا پیروان زیادی دارد. هر چند قانون اساسی جمهوری اسلامی، آئین مسیحیت را به رسمیت شناخته است، اما در سال‌های گذشته مقام‌های جمهوری اسلامی محدودیت‌های گسترده‌ای را برای اقلیت‌های مذهبی و به ویژه مسیحیان در ایران اعمال کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به بازداشت شماری از کشیشان مسیحی و محاکمه آنان اشاره کرد. حدود یک ماه پیش گزارش‌هایی درباره صدور حکم اعدام برای یوسف ندرخانی، یک کشیش نوکیش مسیحی، از سوی دادگاهی در شهر رشت منتشر شده بود. آقای ندرخانی که از حدود ۱۵ ماه پیش در زندان به سر می‌برد، از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی متهم شده است که از دین اسلام خارج شده و به مسیحیت روی آورده و در سال‌های گذشته برای آئین مسیحیت تبلیغ کرده است. پیشتر نیز گزارش‌هایی دیگری در باره احتمال صدور حکم اعدام برای یک کشیش نوکیش دیگر به نام بهروز خانجانی،‌ در شیراز منتشر شده بود. در این میان مرتضی تمدن،‌ استاندار تهران مسیحیان تبشیری را با طالبان و وهابیت مقایسه کرده و گفته است: «آنان مانند جریان طالبان و وهابیت که به عنوان یک آفت خود را در دین اسلام جا زده‌اند، به نام مسیحیت و به پشتوانه انگلیس حرکتی را طراحی کرده‌اند، اما با یاری خدا توطئه آنها به سرعت شناسایی و ضربات اولیه به آنان وارد شد.»

 602257_448839461841319_569319173_n

This entry was published on February 16, 2013 at 8:37 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: