arianpersian

دعا ايجاد ارتباط با خداست

به زباني ساده, دعا ايجاد ارتباط با خدا است. شما به عنوان فرزندان خدا خوانده شده‌ايد تا با دليري به تخت فيض او نزديك شويد. پولس رسول مي‌نويسد: <پس چون رئيس كهنه عظيمي داريم كه از آسمانها در گذشته است يعني عيسي , پسر خدا, پس با دليري (اعتماد) نزديك به تخت فيض بياييم تا رحمت بيابيم وفيض را حاصل كنيم كه در وقت ضرورت (احتياج) ما را اعانت كند.> (عبرانيان 14:4-16

9fb1cc7b-e696-4cf1-b966-d2914bc2315d)
چون خدا شاه شاهان, رب‌الارباب و آفريننده آسمان و زمين است, ما بايد با احترام به حضور او بياييم. ولي از طرف ديگر او پدر مهربان و آسماني ما نيز است كه به فكر ما بوده و از داشتن مشاركت و دوستي با ما لذت مي‌برد. در نتيجه با دانستن اين واقعيت كه او بيش از هر كس ديگري كه ما را دوست داشته يا خواهد داشت ما را دوست دارد, مي‌توانيم با احترام و با قلبي مملو از شادي به حضور او بياييم.
بنا به گفته اي : < دعا هم مجرا و هم موجد و مولد عبادت مي باشد. روح عبادت همان روح دعا است. همان طور كه جسم و جان با هم پيوسته مي باشند و همان طور كه حيات و قلب ما به يكديگر وابسته مي باشند, دعا و عبادت نيز به هم وابسته اند. بدون عبادت, دعاي واقعي وجود ندارد و بدون دعا, عبادت وجود ندارد.> دعاي واقعي, ابراز سرسپردگي و عبوديت ما به پدر آسماني است و دعوتي است براي اين كه چون ما با او سخن مي گوييم, او نيز با ما سخن بگويد

دعاي ما شامل چه چيزهايي بايد باشد؟

 

گرچه نمي‌شود دعا را به صورت يك فرمول محدود نمود, اما عناصر اساسي خاصي را بايد در رابطه‌اي كه بين خدا و ما وجود دارد بگنجانيم, كه عبارتند از: پرستش, اعتراف, شكرگزاري, طلب نمودن.

پ – پرستش:

پرستش خدا به معناي عبادت و تمجيد خدا و به معناي احترام كردن و برافراشتن او در دل و فكر خود توسط لبهاي خود مي‌باشد.
كلام خدا به ما تعليم مي‌دهد كه پدر آسماني ما مشتاق است با فرزندان خودمشاركت و مصاحب داشته باشد و تمجيد و پرستش بخشي اساسي از اين مشاركت را تشكيل مي‌دهد (يوحنا 4: 23-24 و عبرانيان 12: 28). پرستش خدا بيانگر اعتماد و توكل كامل ما به او و منعكس‌كننده اعتماد و اطمينان ما به اين واقعيت است كه او دعاي ما را مي‌شنود. در ضمن, پرستش نشان‌دهنده احترام, ترس, محبت و قدرداني ما است.

ا

– اعتراف: زماني كه دعاي خود را با پرستش و تمجيد خدا آغاز مي‌كنيم, روح‌القدس فرصت مي‌يابد تا همه گناهاني را كه بايد به آنها اعتراف كنيم بر ما مكشوف سازد. ما با ديدن پاكي, قدوسيت و محبت خدا به گناهكار بودن و ناشايست بودن خود پي مي‌بريم و با اعتراف به گناهان خود و بهره‌مند شدن از بخشش و آمرزش او, رابطه خود را با خدا دوباره برقرار مي‌كنيم و بدين ترتيب راه را براي خدا باز مي‌كنيم تا دعاي ما را بشنود و به آن پاسخ دهد (اول يوحنا 1: 7-9).

ش – شكرگزاري: هيچ چيز بيشتر از ابراز دايمي ايمان ما, خدا را خشنود نمي‌سازد. چه راهي بهتر از شكرگزاري ايمان ما را به خدا نشان مي‌دهد؟ كلام خدا به ما چنين حكم مي‌كند: <در هر امري شاكر باشيد كه اين است اراده خدا در حق شما در مسيح عيسي> (اول تسالونيكيان 5: 18). داشتن رويه و روحيه شكرگزاري ما را قادر مي‌سازد تا ببينيم كه خدا همه چيز را تحت كنترل و تسلط خود دارد و البته نه فقط بركات را بلكه مشكلات, ناملايمات و گرفتاري‌ها را نيز. زماني كه با قلبي شكرگزار به حضور خدا مي‌آييم, او به نفع ما وارد ميدان مي‌شود و بالعكس, روحيه عيب‌جويانه و عاري از ايمان باعث ناخشنودي خدا مي‌گردد و مانع بركات او مي‌شود و نمي‌گذارد خدا ما را غني و بارور ساخته براي جلال خويش به كار گيرد

.

ا – التماس يا طلب نمودن: التماس يا طلب نمودن از خدا براي احتياجات خود ما و شفاعت كردن براي ديگران مي‌شود. ما بايد براي هر چيزي, آن هم بطور مشخص دعا كنيم

.
در حالي كه با خدا صحبت مي‌كنيد, بطور مثال از او بخواهيد تا انسانيت باطني شما تازه شود و هميشه نسبت به صداي روح‌القدس حساس باشيد و توسط آن تقويت شويد. براي مشكلات خود دعا كنيد. براي مقابله با وسوسه‌ها از او حكمت هدايت و قوت بطلبيد. در مواقع غم و غصه از او تسلي بطلبيد و بطور خلاصه براي هر چيز دعا كنيد (فيليپيان 6:4).
سپس براي ديگران يعني براي شريك زندگي خود, بچه‌هاي خود, والدين خود و براي همسايه‌ها و دوستان خود دعا كنيد. براي شبان كليساي خود و براي مبشران و ديگر مسيحياني كه خدا مسووليت‌هاي ويژه‌اي به آنها سپرده است, دعا كنيد. براي صاحب منصبان و كساني كه بر شما حكومت مي‌كنند, دعا كنيد (اول تيموتاوس 2: 1-2)
بطور خاص براي نجات جان‌هاي گمشده دعا كنيد. از خدا بخواهيد هر روز فرصت‌هايي ايجاد كند تا مسيح و خدمت روح‌القدس را با ديگران در ميان بگذاريد تا حكم اعظم مسيح تحقق پيدا كند (اول تيموتاوس 2: 3-4). از همانجايي كه در آن زندگي مي‌كنيد كار را آغاز كنيد. در جستجوي دوستان مسيحي ديگر باشيد تا با آنها دعا كنيد. براي آنها نيز دعا كنيد (متي 19:18).
اين عناصر يعني – پرستش , اعتراف , شكرگزاري , طلب نمودن – به بسياري از

مسيحيان ياري نموده است تا دعاهاي بهتري داشته باشند

چرا بايد دعا كنيم؟

 

خدا به ما حكم مي‌كند تا دعا كنيم. اين حكم در بسياري از آيات عهد جديد تكرار شده است كه چند نمونه از آنها را مورد توجه قرار مي‌دهيم. بيدار باشيد و دعا كنيد ( لوقا 36:21, مرقس 38:14), با شكرگزاري دعا كنيد (فيليپيان 6:4, كولسيان 2:4), به روح دعا كنيد (اول قرنتيان 15:14), هميشه دعا كنيد و از آن دست نكشيد ( لوقا 1:18).
در ضمن, ما دعا مي‌كنيم تا با خدا مشاركت و مصاحبت داشته باشيم. دعا براي ما تنها يك در خروج اضطراري براي فرار از مشكلات, خشنود ساختن خود و نايل آمدن به اهداف خودخواهانه نيست. دعا, تلفن مستقيم بين ما و خدا است كه توسط آن با خدا ارتباط و مشاركت برقرار مي‌كنيم. در طي دعا, ما از نظر روحاني تغذيه شده, جهت يك زندگي پيروزمندانه تقويت مي‌شويم و جرأت و دليري لازم شهادت موثر براي مسيح را در خود حفظ مي‌كنيم.
دعاي خاص بر مبناي كتاب مقدس باعث ايجاد تغيير و تحول مي‌گردد. اين نوع دعا كساني را كه دعا مي‌كنند چنان دگرگون مي‌سازد كه به خدا اين فرصت و آزادي را مي‌دهد كه اراده خويش را به آنها مكشوف سازد. دعا, قدرت عظيم خدا را نيز براي تغيير مسير و روند طبيعت, زندگي بشر و ملل, آزاد مي‌سازد. دعاهاي وفادارانه ايمانداران پر از روح كه در تاريخ و كتاب مقدس به ثبت رسيده, مصداق اين حقيقت است

چه كسي مي‌تواند دعا كند؟

 

هر كسي مي‌تواند دعا كند اما تنها كساني كه در ايمان به مسيح و اطاعت از سلوك مي‌كنند, مي‌توانند انتظار داشته باشند كه جواب دعاهاي خود را بيابند. عيسي مسيح مي‌گويد: <من راه و راستي و حيات هستم هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نمي‌آيد.> (يوحنا 6:14) رابطه و مشاركت ما با خدا زماني كه ما مسيح را به عنوان نجات‌دهنده و خداوند خود مي‌پذيريم, آغاز مي‌گردد.
براي دعاي موفق داشتن قلب پاك بسيار حائز اهميت است امري حياتي محسوب مي‌شود. نويسنده مزامير مي گويد: < اگر بدي را دل خود منظور مي داشتم, خداوند مرا نمي شنيد> ( مزمور 66 : 18 ). در صورتي كه گناه اعتراف نشده اي در زندگي ما وجود داشته باشد نمي توانيم از خدا انتظار داشته باشيم كه به دعاي ما جواب دهد.
اغلب, روحيه عدم بخشش در ما يكي از موانع اصلي دعاي ما محسوب مي‌گردد. عيسي مي‌فرمايد: «وقتي كه به دعا بايستيد, هر گاه كسي به شما خطا كرده باشد, او را ببخشيد تا آن كه پدر شما نيز كه در آسمان است, خطاياي شما را معاف دارد.> (مرقس 25:11).
هيچ دعايي بجز دعاي اعتراف, از قلبي كه هنوز از اسارت عدم بخشش و تلخي آزاد نشده توسط پدر آسماني شنيده نمي‌شود. من و شما اگر مي‌خواهيم به قدرت دعا كه جزئي از ميراث مسيحي ما است دست يابيم, بايد با قلبي بخشنده به حضور خدا بياييم.
به علاوه, اگر انتظار داريم خدا به دعاي ما پاسخ دهد بايد با دلي پر از ايمان دعا كنيم. عيسي مي‌فرمايد: <و هر آنچه با ايمان به دعا طلب كنيد, خواهيد يافت.> (متي 22:21) و <بر وفق ايمانتان به شما بشود.> (متي 29:9). با اين وجود تنها عده معدودي از ما اين سخنان را جدي مي‌گيريم و جرأت مي‌كنيم كه اين وعده‌هاي سخاوتمندانه خدا را بپذيريم و به خد اختصاص دهيم.

چه موقع بايد دعا كنيم؟

 

كلام خدا به ما حكم مي‌كند تا هميشه دعا كنيم (اول تسالونيكيان 5: 17).

ما مي‌توانيم در طي روز بطور مكرر در دعا باشيم و در حالي كه وظايف روزانه خود را انجام مي‌دهيم توسط دعا, وقف و سرسپردگي خود را به خدا نشان دهيم

.
من دريافته‌ام كه مهم است هر روز خود را با دعا شروع كنم. وقتي كه از تخت خواببرمي‌خيزم به زانوهاي خود مي‌افتم تا او را پرستش كنم و به اين طريق به او مي‌گويم: <خداوندا, من در حضور تو سجده مي‌كنم و تو را به عنوان استاد خودم مي‌پذيرم.>
در طي روز من افكار خود را بر خداوند متمركز مي‌كنم و اغلب با او صحبت مي‌كنم, او را تمجيد مي‌نمايم و به خاطر نيكويي, محبت و فيض او نسبت به خود از او تشكر مي‌كنم. براي تصميمات متعددي كه هر روز بايد بگيرم از او حكمت مي‌طلبم.
من براي نجات دوستان و افراد ناشناس, براي شفاي بيماران و براي احتياجات روحاني و مادي و خدمت‌هاي ديگر دعا مي‌كنم. حتي من دعا مي‌كنم كه طرز لباس پوشيدن, صحبت كردن و اعمال من باعث جلال خدا گردد. من از او مي‌خواهم كه توسط ذهن من فكر كند, توسط دل من محبت كند و توسط لبهايم سخن بگويد. چون او آمد تا گمشده را بجويد و نجات بخشد, من هم از او مي‌خواهم كه از طريق من گمشدگان را بجويد و نجات بخشد.
در شب من چنين دعا مي‌كنم: <خداوندا, آيا چيزي در من وجود دارد كه تو را خشنود نمي‌سازد, چيزي كه بايد آن را اعتراف كنم؟> اگر روح‌القدس گناه يا ضعفي را به من نشان مي‌دهد آن را اعتراف مي‌كنم و با ايمان, پيروزي خدا را براي زندگي خود تقاضا مي‌كنم. پس از دعا من دوست دارم وقت خود را صرف مطالعه كلام خدا بنمايم و در آن به تعمق و تفكر بپردازم تا ذهن ناخود آگاه من در طول شب بر خداوند متمركز باشد.
ضرورت ندارد هميشه روي زانوها يا حتي در يك اطاق خلوت دعا كنيم. خدا از ما مي‌خواهد تا هر جا گه هستيم بطور دائم با او در تماس باشيم. ما مي‌توانيم در حين رانندگي, شستن ظرف‌ها يا حتي وقتي كه در خيابان قدم مي‌زنيم دعا كنيم. هر چه بر دفعاتي كه افكار و آرزوهاي خود را با خدا در ميان مي‌گذاريم بيفزاييم, مشاركت و مصاحبت ما با خدا پر معناتر و رابطه ما با او نزديكتر خواهد شد

افکاری که از خداوند است و بر طبق تعلیم صحیح کلام خدا است :

 

1-

خدا ما را دوست دارد ،(او گناهکاران را دوست دارد ، او حتی مسیحی گناهکار را حاضر است ببخشد) او می خواهد به ما حیات و از آن به فراوانی به ما بدهد «یوحنا 10:10

2-

او می خواهد ما خوشبخت باشیم ، شاد باشیم و ارامش الهی داشته باشیم .

3-

او زنده است ، او بین ما و درون ماست ، او خدای پیروزمند است و میخواهد فرزندانش را هم در این پیروزی شریک کند.

4-

خون او هر گناه و هر کثافتی را پاک می کند و به ما قوت برای آزادی از هر نوع اسارتی می دهد.

5-

روح القدس خدا ، با قوت خود مثل آتش ما را پاک و آزاد می کند و به زندگی ما گرمی و معنی می بخشد.

6-

پدرمان خدا ما را از ازل دوست داشته و انتخاب کرده است وهیچ چیزی قدرت ندارد ما را از محبت پدر که بوسیله خداوندمان عیسی مسیح به ما نشان داد جدا کند .»رومیان8:38.39 «

7-

ما فرزند خدا هستیم. ما شخص معمولی نیستیم ،ما فرزند پادشاه پادشاهان ، خالق آسمان و زمین هستیم ، ما در خداوند قوی هستیم (یوئیل3:10) با ایمان این افکار را بپذیریم.

8-

تمامی وعده های خدا در وی بله و آمین است

9-

ما بوسیله مسیح بر شیطان ، دنیا و مرگ غلبه یافته ایم.

10-

افکار خداوند مثبت وامید بخش است به این می توانید افکار خدا و شیطان را تمییز دهید.

11-

خدا هر روزه حاضر است ما را بپذیرد (همانطور که مریم مجدلیه ، زنان گناهکار ، مرد مصلوب کنارش ، زن سامری ، زکی ، پطرس ، پولس ، داود ، راحاب و … را پذیرفت) و برای جلال خودش به کار ببرد. کلام خدا پر است از داستان فیض خدا ، پر است از زندگی مردان و زنان بدبخت و شکست خورده که قهرمانان ایمان شدند . امروز خدا ما را می خواند که با او صلح کنیم ودر او در توانایی قوت او رشد کنیم.

برای داشتن فکر مسیح چکار کنیم ؟

1-

خواندن مرتب کلام خدا (روزانه 4 باب توصیه می شود) با فهم درست و سعی درعمل کردن آن . کلام خدا منتقل کننده قلب خدا در فکر ماست . آن ما را تقدس ، حکمت و پیروزی عطا می کند.

2-

حفظ کردن آیات مهم و وعده های خدا .

3-

دعای مرتب هر روزه (مخصوصا پرستش و اعترافات مثبت خیلی موثرند «مثل من فرزند خدا هستم ، روح القدس در من ساکن است ، بر شریر غلبه یافته ام ، حیات جاودان دارم ، خدای من زنده است ، او بر تخت خود بالاتر از هر قدرتی نشسته است و…» )

4-

شنیدن و خواندن سرودهای روحانی

5-

کلیسا رفتن ، شنیدن موعظه با قلبی باز و شرکت در مراسم عشاء ربانی با ایمان و روح توبه

6-

از خداوند در نام مسیح بطلبید که طبق وعده اش به ما فکر مسیح را بدهد و ما را بیشتر از روح القدس پر سازد.

7-

از نگاه کردن تصاویر غیر اخلاقی و فیلم های که شریر را بزرگ جلوه می دهد بپرهیزیم. »اگر چشمت سالم باشد ، تمام وجودت روشن خواهد بود .(متی 6:22

8-

از خواندن کتابهای که برخلاف حقیقت و بر خلاف دستورات اخلاقی خدا است بپرهیزیم.

9-

از شنیدن حرفهای ناشایست و برخلاف حقیقت و موسیقی های شیطانی و غیر اخلاقی بپرهیزید.

نتیجه

:

اگر می خواهیم فکر مسیح را داشته باشیم ، باید در قسمتهای مختلف زندگی خود تصمیم بگیریم. اگر می خواهیم مسیحی موفق ، پر ثمر و بیداری باشیم باید فکر مسیح را داشته باشیم . خدای امین وعده داده است که به ما فکر خود را بدهد

.

همانطور که در عهد عتیق کاهنان ، پادشاهان و انبیاء را از سر مسح می کردند چقدر بیشتر امروز خدا می خواهد فرزندان عهد جدید فکرشان پر از مسح روح القدس باشد. دعا کنیم

.

ای پدر در نام عیسی مسیح دعا می کنم که فکر ما از هر آنچه بر خلاف اراده خداوند و کلام مقدسش است آزاد گردد و ما با رسیدن به قامت پری مسیح ، اراده او را کاملا و صد در صد در زندگیهایمان اجرا کنیم

.

آمین

افکاری که منشاء آن از شریر و دنیوی و انسانی است

:

 

1-

افکار خودکشی : هر گونه فکر خودکشی در هر شرایطی مخالف کلام صریح خداست زیرا خالق و صاحب بدن ما خداوند است و بدنهای ما معبد روح القدس است. به همین دلیل تمام افکاری که باعث صدمه به بدنمان می شوند از خدا نیستند و نباید به آنها تن دهیم.

2-

افکار بیهودگی زندگی : چون کلام خدا اعلام حقیقت در مورد دنیا ، زندگی و خدا است، بنابرین تمام افکاری که ما را بسوی بیهودگی می کشانند از خدا نیستند.

3-

انیست. فکار افسردگی و نا امید کننده ، افکار منفی و مایوس کننده : چون مسیح زنده است و او بر تخت قوت خود نشسته است پس جای برای افسردگی و ناامیدی

4-

شک بر حقانیت کتاب مقدس و وعده های خدا : مسیح گفت :» آسمان و زمین می گذرد ولی کلام من نمی گذرد » بنابرین هر فکری را که بر کلام خدا شک می کند نپذیریم.

5-

قدرتمند جلوه دادن شیطان وبی ایمانان و جادوگران و … و پیروزی آنها بر ایمانداران (این فکر مخالف تعلیم صحیح کتاب مقدس است «زیرا او که در شما است (روح القدس) بزرگتر است از آنکه در جهان است» و یا «کلام خدا در شما ساکن است و بر شریر غلبه یافته اید»اول یوحنا 4.4 و14:2) شیطان می خواهد خود و نیروهایش را بزرگ جلوه دهد و گاهی با استفاده از برنامه های تلویزیون و خرافات مردم را گول می زند. در حالیکه شیطان بر فرزندان خدا هیچ قدرتی ندارد.

6-

خدا مرا دوست ندارد : ما در هر شرایطی باشیم (هر چقدر هم فاسد و گناهکار و مرتد باشیم) خدا ما را دوست دارد . بسیاری نزد خدا نمی آئیند چون فکر می کنند خیلی گناهکارند و خدا از دست آنها عصبانی است ولی خدا همه را دوست دارد و کلیسا ماموریت دارد تا این خبر خوش را به دنیا اعلام کند.

7-

خدا گناه مرا نمی بخشد : خدا قبلا تصمیم خود را در این مورد گرفته است وقتی روی صلیب برای ما مرد و امروز اگر قلب خود را سخت نسازیم و با توبه و اعتراف و ایمان به حضور او برویم او صد در صد ما را می بخشد

8-

کاری از من ساخته نیست : اگر کلام خدا را به دقت بخوانیم خواهیم فهمید که خدا از افرادی کوچک و نالایق مثل موسی ، جدعون ، داود و پطرس بارها برای کارهای بزرگ و تحقق اراده خود بکار ببرد. اگر فرزند خدا هستیم حتما برای خدا مفید هستیم.

9-

خدا دعای مرا نمی شنود : کلام خدا صراحتا می گوید که خدای ما خدای است که دعا را می شنود و به تمام دعاهای که در اراده او باشند پاسخ مثبت می دهد. بله دست خدا کوتاه نشده و گوش او سنگین نشده شاید گناهان ما باعث شده اند که خدا به قوت عمل نکند.

10-

من از روح القدس پر نمی شوم: خدا را شکر که خدا تبیعض قائل نمی شود ، اراده خدا است که ما پر از روح زندگی کنیم. با ایمان و در نام مسیح ای پدر پری روح القدس را می پذیریم.

11-

افرادی که خدا را ندارند از من خوشبخت ترند: خارج اراده خدا چیزی به نام خوشبختی و موفقیت وجود ندارد و در اراده خدا چیزی به اسم شکست و بدبختی وجود ندارد. این درسی است که ما باید یاد بگیریم.

12-

گناهی که در وسوسه انجامش هستیم کوچک مینمایاند تا آنرا انجام دهیم وشیطان می خواهد با کوچک کردن گناه و ایجاد لذت کاذب (بعد از گناه اینرا معمولا می فهمیم) ما را بسوی گناه و ماندن در گناه و بعد نا امیدی و بعد دوری از خدا بکشاند. باید مواظب این مار قدیمی باشیم و فراموش نکنین که خدا وعده داده که ما بیش از توانایمان وسوسه نخواهیم شد.

13-

گناهی که انجام داده ایم بزرگ می کند (تا امید توبه و پذیرش از طرف خدا را از دست بدهیم) کلام خدا صراحتا می گوید که ما نباید گناه کنیم ولی وقتی گناه کردیم تنها یک کار باید بکنیم و آن اینکه قبل از هر کار مساله را با خدا حل کنیم بوسیله توبه واقعی و عمیق.

14-

جلوگیری از وقف کامل با افکاری شبیه (به زندگیت برس- وقت تلف نکن – زیاد مذهبی نباش- دیوانه میشوی – کاری نمی توانی بکنی و…) از دیگر افکار غیر مسیحی می توان به

15-

آزار رساندن به خود و دیگران

16-

عدم وجود خدا

17-

تقدس امکان پذیر نیست

18-

امتحان کردن همه چیز (اشتباه حوا) «مثلا بعضی جاها نباید رفت (مزمور 1.1)، بعضی چیزها نباید خورد و…» مثلا امتحان کردن مواد مخدر. و چقدر این افکار خطرناک هستند و همانطور که اگر سرمان از بین برود ما هم می میریم ، اگر فکر یک مسیحی تباه گردد زندگی مسیحی او از بین می رود.  

This entry was published on February 20, 2013 at 12:12 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: