arianpersian

رویای مقدس:بشارت دهیم

images2images2

رویای مقدس: آنجا که مسیح را نمی‌شناسند، او را بشارت دهیم

, : رومیان: عظیم‌ترین رساله‌

زیرا جرأت نمی‌کنم که سخنی بگویم جز در آن اموری که مسیح به واسطۀ من به عمل آورد، برای اطاعت امتها در قول و فعل، به قوت آیات و معجزات، و به قوت روح خدا. به حدی که از اورشلیم دور زده، تا به اَلیرِکُون بشارت مسیح را تکمیل نمودم. اما حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح، شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم. بلکه چنان که مکتوب است: «آنانی که خبر او را نیافتند، خواهند دید؛ و کسانی که نشنیدند، خواهند فهمید.» بنابراین بارها از آمدن نزد شما ممنوع شدم. لکن چون الان مرا در این ممالک، دیگر جایی نیست؛ و سالهای بسیار است که مشتاق آمدن نزد شما بوده‌ام، هرگاه به اسپانیا سفر کنم، به نزد شما خواهم آمد. زیرا امیدوار هستم که شما را در عبور، ملاقات کنم؛ و شما مرا به آن سوی مشایعت نمایید، بعد از آنکه از ملاقاتِ شما اندکی سیر شوم.

در این آیات، سه موضوع مطرح شده، که فکر می‌کنم لازم باشد بر آنها تأمل نماییم، چرا که هر سه موضوع، زندگی شما را کاملاً تحت تأثیر قرار داده (حتی اگر اکنون از آن آگاه نباشید)، و همگی آنها، مستقیماً به خدا، و مقاصدش در قرن بیست و یکم مربوط می‌باشند. آن نکاتی که در این آیات به نظرم می‌آیند، از این قرارند: نخست، رویایی مقدس؛ دوم، نیازی بی‌حد و اندازه؛ و سوم، تدبیری برای کل جهان. پس هر یک از این سه موارد را به ترتیب بررسی نموده، تا ببینیم که هر یک، به چه شکلی به یکدیگر، و به ما، و به جهان امروزِ ما ربط دارند.

۱. رویایی مقدس

آیۀ ۲۰: «اما حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح، شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم».

رویایی مقدس، پولس را در اختیار داشت. به این دلیل می‌گویم «پولس را در اختیار داشت»، چرا که خود در آیۀ ۲۲ می‌گوید: «بنابراین بارها از آمدن نزد شما ممنوع شدم.» و در انتهای آیۀ ۲۳ می‌گوید: «سالهای بسیار است که مشتاق آمدن نزد شما بوده‌ام.» وقتی سالیان سال، آرزومند انجام کاری هستید، اما آن را به انجام نمی‌رسانید، بدین معنی است که شما در اختیار چیزی هستید؛ و چیزی که پولس را در اختیار داشت؛ و او را از رفتن به روم بازمی‌داشت، این بود که رویایش در مناطق اورشلیم تا اَلیرِکُون، هنوز پایان نیافته بود. اما سرانجام، در آیۀ ۲۳ چنین می‌گوید: «مرا در این ممالک، دیگر جایی نیست.» و سپس در آیۀ ۲۴ می‌گوید: «هرگاه به اسپانیا سفر کنم، به نزد شما خواهم آمد. زیرا امیدوار هستم که شما را در عبور، ملاقات کنم».

به بیان دیگر، او در اختیار یک رویا بود، تا از اورشلیم تا اَلیرِکُون (کشور آلبانی امروز)، انجیل را به آنانی که تا به حال، نام عیسی را نشنیده بودند، بشارت دهد؛ و تا تحقق این رویا، از آن روی نمی‌گرداند. اما حال، کارش در آن مناطق پایان یافته بود؛ و رویایش او را رهسپار اسپانیا می‌نمود؛ و این پایان یافتن، فرصتی را برایش فراهم می‌نمود، تا سرانجام آنچه سالها آرزومندش بود؛ یعنی دیدار از کلیسای روم، و لذت بردن از مشارکتی کوتاه‌مدت با ایمانداران را به انجام رساند.

خوب است که رویایی مقدس، انسان را در اختیار داشته باشد. آیا شما نیز در اختیار چنین رویای مقدسی هستید؟ من آن را «مقدس» می‌نامم، زیرا هدفش مقدس است؛ و هدفش چیزی جز این نیست که شاهد باشد تا از هر قوم و ملیتی که هرگز نام عیسی را نشنیده‌اند، به او ایمان آورند؛ و مطیع او گردند؛ و او ایشان را از گناهشان، و از غضب خدا نجات بخشد. من این رویا را «مقدس» می‌نامم، زیرا همان‌طور که تا چند دقیقۀ دیگر بررسی خواهیم کرد، این رویا، از خدا، و از کلام مقدسش سرچشمه می‌گیرد. پس هم بجا، و هم پسندیده است که رویایی مقدس، ما را در اختیار داشته باشد.

آیا رویای مقدسی را در خود سراغ دارید؟ رویای همه نباید از جنس رویای پولس باشد. یکی می‌کارد، دیگری آبیاری می‌کند (اول قرنتیان ۳:۶-۸). هر شخص، عطیۀ خود را داراست (اول قرنتیان ۷:۷). هر شخص در مقابل آقای خودش استوار می‌ماند، یا فرو می‌افتد (رومیان ۱۴:۴). اما فکر می‌کنم خدا خشنود خواهد بود، اگر هر یک از فرزندانش، رویایی مقدس داشته باشند.

رویای مقدس برای دختران و پسران

کودکان و خردسالان، یک لحظه با دقت به من گوش دهید! می‌دانم که عبارت «رویای مقدس»، عبارتی غیر معمول بوده، و چیزی نیست که آن را هر روزه به کار برید. «رویای مقدس»، به این معناست که واقعاً بخواهید کاری را انجام دهید که خدا می‌خواهد انجامش دهید. چیزی که آن‌قدر طالب انجامش باشید، که شما را از انجام کارهای دیگری که واقعاً دوست دارید، بازدارد. سالها بود که پولس می‌خواست به روم برود، اما او به روم نرفت، زیرا چیز دیگری را بیش از رفتن به روم، دوست می‌داشت. او می‌خواست که در آسیا، و در یونان، که مردم دربارۀ عیسی چیزی نشنیده بودند، انجیل را بشارت دهد. او خیلی خیلی خیلی می‌خواست که آن کار را به انجام رساند. ما چنین اشتیاقی را «رویا» می‌نامیم؛ و آن را «رویای مقدس» می‌نامیم، چرا که چیزی است که خدا می‌خواهد آن را به انجام رسانید.

آیا شما چنین رویایی دارید؟ شاید هنوز نداشته باشید. شما هنوز خردسالید؛ و قرار است که خردسال باشید. ولی روزی خواهد آمد که دیگر خردسال نخواهید بود؛ و یکی از تفاوتهای کودک بودن، و بزرگ شدن، این است که وقتی چون یک مسیحی، بزرگ می‌شوید، یعنی که از رویایی مقدس برخوردار می‌گردید. بیشتر دختران خردسال، از جمله طلیتای من، خیلی دوست دارند که عروسک داشته باشند و با عروسک بازی کنند. بازی با عروسک خوب است، اما دختران کوچک! روزی خواهد آمد که بازی با عروسکها را که خیلی هم دلپذیر است، کنار گذاشته، و به بلوغ می‌رسید؛ و با مراقبت از کودکان واقعی در مهدکودک کلیسا، شادی بس عظیم‌تر و بهتری را تجربه خواهید کرد؛ و شاید روزی فرا رسد که حتی خدمت رسیدگی به کودکان گرسنه را در مناطقی دور به عهده گیرید؛ یا شاید مراقبت از کودکان تنهایی را که از نعمت داشتن پدر و مادر محرومند. این برای برخی از شما، به رویایی مقدس تبدیل خواهد شد؛ و برای برخی دیگر از شما، چیز دیگری رویای مقدس خواهد بود.

حال، شما پسران گوش دهید! اگر دوران کودکیِ شما مثل دوران کودکیِ من است، این چیزها را خیلی دوست دارید: توپ، ماشین، تفنگ، و یک نفر را که با او بازی کنید! من هیچ‌گاه تفنگی واقعی نداشتم (به جز تفنگ ساچمه‌ای). اما با هفت‌تیرم که مثل هفت‌تیر مَت دیلون بود؛ و تفنگم که مثل تفنگ لوکاس مک کِین، دستگیرۀ حلقه‌ای داشت، به خیلی از آدمهای بد شلیک می‌کردم. من عاشق این بودم که با دوستانم فوتبال بازی کنم؛ و جادۀ آن طرف خیابان را بکنم، تا کامیونم را از خاک پر کنم. من آن‌قدر سریع هفت‌تیر می‌کشیدم که حتی نمی‌توانستید به چشم ببینید! همۀ اینها خوب و سرگرم کننده بود.

اما روزی خواهد آمد که دیگر پسر خردسالی نخواهید بود؛ و یکی از تفاوتهای کودک بودن، و بزرگ شدن، این است که وقتی چون یک مسیحی، بزرگ می‌شوید، یعنی که از رویایی مقدس برخوردار می‌گردید؛ و این بدان معناست که خوشیِ تفنگ و کامیون و توپ، کمرنگ شده، و جای خود را به شادی عظیم‌ترِ نبرد برای عدالت، و نبرد برای نجات ابدی می‌دهد. بزرگ شدن، به این معناست که از رویای مقدسی برخوردار شوید، که با قوت، شمشیر روح را به کار گیرید؛ و خروارها محبت را به نزد نیازمندان ببرید؛ و در نام عیسی، به شیطان اُردنگی بزنید.

پدران و مادران، مجردان، پیران و جوانان، و مسیحیان باید که رویایی مقدس داشته باشید. چیزی که خیلی خیلی طالبش باشید تا آن را برای جلال خدا به انجام رسانید. چیزی که شما را در اختیار گیرد. آن رویا، شما را یاری می‌رساند تا بتوانید همچنان از رفتن به روم خودداری نمایید. آن رویا، به زندگی شما شور و شوق بخشیده، و باعث می‌شود که بر ابدیت تمرکز نمایید.

سرچشمۀ رویای مقدس

این رویای مقدس، از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ بخش مهمی از پاسخ به این پرسش، در آیات ۲۰ و ۲۱ یافت می‌شود. «اما حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح، شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم. بلکه چنان که مکتوب است [پولس از اشعیا ۵۲:۱۵ نقل قول می‌کند]: آنانی که خبر او را نیافتند، خواهند دید؛ و کسانی که نشنیدند، خواهند فهمید».

این همان امر شگفت‌انگیزی است که به ما ربط می‌یابد. با توجه به اعمال رسولان فصلهای ۹، و ۲۲، و ۲۶، می‌دانیم که مسیح پس از رستاخیزش از مردگان، پولس را در راه دمشق فرا خواند؛ و در اعمال رسولان ۲۶:۱۸، مأموریتش را مشخص نمود: «تو را به نزد آنها [غیر یهودیان، امتها] خواهم فرستاد، تا چشمان ایشان را باز کنی، تا از ظلمت به سوی نور، و از قدرت شیطان، به جانب خدا برگردند، تا آمرزش گناهان، و میراثی در میان مقدسین، به وسیلۀ ایمانی که بر من است، بیابند.» بنابراین، عیسی مسیحی که از مردگان قیام نمود؛ و زنده و حاکم مطلق است، مستقیماً پولس را می‌خواند، تا نوری برای غیر یهودیان گردد.

اما در رومیان ۱۵:۲۱، منظور پولس این نیست. او نمی‌گوید «من رویا دارم تا برای امتهایی که مسیح را نمی‌شناسند، نور باشم، چرا که عیسی مرا در راه دمشق فرا خواند.» او می‌گوید: «من این رویا را دارم؛ یعنی شور و اشتیاقی مرا پیش می‌برد، تا در جایی که مسیح را نمی‌شناسند، او را بشارت دهم، چرا که اشعیا ۵۲:۱۵ می‌فرماید: آنانی که خبر او را نیافتند، خواهند دید؛ و کسانی که نشنیدند، خواهند فهمید».

از این حقیقت، چه چیزی را برداشت می‌کنید؟ برداشت من این است که وقتی عیسی در راه دمشق، پولس را خواند، تا انجیل را به غیر یهودیانی بشارت دهد که از آن بی‌خبر بودند، پولس به عهد‌عتیق مراجعه کرد؛ و در پی تأیید و توضیحی برای این خواندگی بود، تا ببیند که این خواندگی، به چه شکلی با نقشۀ کلیِ خدا مطابقت دارد. او به آن تأیید و توضیح رسید؛ و به خاطر ما چنین نوشت. او به تجربه‌اش در راه دمشق اشاره نمی‌کند، چرا که ما هرگز چنین تجربه‌ای نخواهیم داشت. در عوض، به کلام مکتوب خدا که در دسترس ماست، اشاره نموده، و اصل و اساس رویایش را در کلام خدا مستقر می‌نماید.

حال، به پرسشی که مطرح کردم، بازگردیم: رویای مقدسِ شما از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ پاسخ اینجاست که آن رویا، از ملاقات شخصی با مسیح زنده سرچشمه می‌گیرد (نه اینکه الزاماً ملاقاتی شگرف چون ملاقات در راه دمشق باشد.) رویایی که کلام مکتوب خدا، آن را شکل داده، قوت می‌بخشد؛ و منشأ بینش و آگاهی‌اش است. وقتی شب و روز در شریعت خداوند تأمل می‌کنید (مزمور ۱:۲)، وقتی خود را در کلام خدا غوطه‌ور می‌سازید، آن‌گاه خدا حقیقتی را از کلامش گرفته، و دلتان را با آن حقیقت آتش زده، و آن را به رویایی مقدس تبدیل می‌سازد. اگر هنوز دلتان برای چنین رویایی آتش نگرفته، خود را با کلام خدا لبریز سازید؛ و از او بخواهید تا آتشی را در دلتان بیفروزد.

۲. نیازی بی‌حد و اندازه

خدا ما را به رویایی بی‌نتیجه، رویایی که در پایان زندگی‌تان، حسرت بر جای گذارد، هدایت نمی‌کند. رویای مقدس، همواره نیازی را برطرف خواهد کرد، نه اینکه خدا نیازمند باشد، بلکه دنیا نیازمند است. رویای مقدس، برای خودستایی نیست. رویای مقدس، شکلی از محبت است. رویای مقدس، همواره نیاز کسی را برطرف خواهد کرد.

آن نیازِ بی‌حد و اندازه چیست که پولس در این آیات، بدان اشاره می‌کند؟ آیۀ ۲۰: «اما حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح، شهرت یافته بود.» این بدان معناست که پولس صورتش را چون سنگ خارا نموده بود، تا انجیل را به مردمی بشارت دهد که هرگز دربارۀ مسیح نشنیده بودند. ایشان حتی نام مسیح را هم نشنیده بودند.

امتها هیچ عذر و بهانه‌ای ندارند

حال، این پرسش مطرح است: اگر آن مردمان، حتی نام عیسی را هم نشنیده‌اند، در قبال ایمان آوردن به او، پاسخگویند؟ اگر پاسخگو نیستند، آیا برایشان بهتر نمی‌بود که آنها را در جهالتشان باقی گذاشت؛ و بر این باور بود که از آنجایی که نام عیسی را نشنیده‌اند، خدا به ایشان رحم خواهد کرد؛ و از نجات ابدی، بی‌بهره نخواهند ماند؟ پولس، چرا این‌همه به خود زحمت می‌دهی که انجیل را به مردمی بشارت دهی، که هرگز نام عیسی را نشنیده‌اند؟

پولس در رومیان ۱:۱۸-۲۳، به این پرسش، پاسخ می‌دهد. این آیات را به آرامی، و با هشیاری بخوانید؛ و مانند پولس، اهمیتشان را احساس کنید. این آیات، دربارۀ جمیع مردمان و امتهایی نوشته شده، که هرگز نام عیسی را نشنیده‌اند؛ و رویای مقدس پولس، به نزد ایشان پیش می‌رود.

غضب خدا از آسمان مکشوف می‌شود بر هر بی‌دینی و ناراستیِ مردمانی که راستی را در ناراستی بازمی‌دارند. چون که آنچه از خدا می‌توان شناخت، در ایشان ظاهر است، زیرا خدا آن را بر ایشان ظاهر کرده است. زیرا که چیزهای نادیدۀ او؛ یعنی قوت سرمدی و الوهیتش، از حین آفرینش عالم، به وسیلۀ کارهای او، فهمیده و دیده می‌شود، تا ایشان را عذری نباشد. زیرا هرچند خدا را شناختند ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند، بلکه در خیالاتِ خود، باطل گردیده، دلِ بی‌فهم ایشان تاریک گشت. ادعای حکمت می‌کردند؛ و احمق گردیدند؛ و جلال خدای غیر فانی را به شبیهِ صورتِ انسان فانی، و طیور و بهایم و حشرات، تبدیل نمودند.

پولس در رومیان ۲:۱۲ می‌گوید: «آنانی که بدون شریعت، گناه کنند، بی‌شریعت نیز هلاک شوند؛ و آنانی که با شریعت گناه کنند، از شریعت بر ایشان حکم خواهد شد.» هر کسی بنا بر آنچه که به آن متهم است، داوری خواهد شد؛ و هر که پیغام انجیل را نمی‌شنود، هلاک خواهد شد، چرا که حقیقت را که در دسترسش است، سرکوب نموده، و زندگی‌اش را در سرکشی و نافرمانی از خدا سپری می‌کند. تنها یک امید وجود دارد و بس: شنیدن انجیل عیسی مسیح، و ایمان آوردن به او.

نیاز امتهایی که نام عیسی را نشنیده‌اند، نیازی بی‌حد و اندازه، نیازی بیکران است. بیشترین نیازی که می‌توان تصورش را نمود، نیاز امتها به شنیدن انجیل عیسی مسیح، و ایمان آوردن به اوست. زیرا انجیل عیسی، «قوت خداست برای نجات هر کس که ایمان آورد، اول یهود، و پس یونانی» (رومیان ۱:۱۶). بدون انجیل، هیچ‌کس نجات نمی‌یابد.

اگرچه همگان خوانده نشده‌اند که مثل پولس رفته، و بشارت دهند، اما شما نمی‌توانید شخص با محبتی باشید و نخواهید که زندگی‌تان برای برطرف نمودن این نیاز، به حساب آید.

۳. تدبیری برای کل جهان

ولی خدا برخی از شما را خوانده، تا به پولس بپیوندید؛ و شخصاً در این تدبیر جهانی و خاص، سهیم گردید و آن را پیشه و کسب و کار خود سازید. آن تدبیر حیرت‌آور، از این قرار است؛ و اگر به تازگی به کلیسای بیت‌لحم پیوسته‌اید، با دقت گوش فرا دهید، تا به درک و بینش ما از خدمات بشارتی پی ببرید. گفتار حیرت‌آور پولس بدین شرح است:

نخست، آیۀ ۱۹: «از اورشلیم دور زده، تا به اَلیرِکُون بشارت مسیح را تکمیل نمودم.» یعنی پولس از اورشلیم به سوریه رفته، سپس از آسیای صغیر (ترکیه) می‌گذرد؛ و در مسیرش به سمت مشرق، به یونان می‌رسد؛ و سپس به سمت مغرب، و به شمالِ ایتالیا، آنجایی که کشور آلبانیِ امروز قرار دارد، پا می‌نهد. پولس می‌گوید که بشارت انجیل را در این مناطق به انجام رسانده است؛ و سپس با این جمله در آیۀ ۲۳، بر گفتۀ مبهوت کننده‌اش تأکید می‌نماید: «مرا در این ممالک، دیگر جایی نیست.» و آن‌گاه در آیۀ ۲۴ می‌گوید: «به اسپانیا سفر می‌کنم».

منظور پولس چیست که می‌گوید برای او در اورشلیم تا اَلیرِکُون دیگر جایی نیست؟ گزافه‌گویی نیست که بگوییم هنوز ده‌ها هزار نفر در آن مناطق وجود داشتند که می‌بایست بدیشان بشارت داده می‌شد. نیاز به بشارت در آن مناطق مشهود بود، چرا که پولس خطاب به تیموتائوس در افسس (که یکی از همین مناطق است)، نوشته، و به او حکم می‌کند که «عمل مبشر را به‌جا آور» (دوم تیموتائوس ۴:۵). به بیان دیگر، کسانی وجود داشتند که می‌بایست به آنها بشارت داده می‌شد، ولی پولس می‌گوید که کارش در این منطقه، پایان یافته است.

برداشت ما این است که پولس، مبشری محلی نبود. او مبشری برون‌مرزی بود. او مبشری پیشگام بود. یعنی خواندگی و رویای او این نبود که در جایی که کلیسایی وجود داشت، بشارت دهد. این کلیسا بود که می‌بایست بشارت می‌داد. خواندگی و رویای پولس این بود که در جایی که کلیسای بشارتی وجود نداشت، در جایی که مسیحیان حضور نداشتند، در جایی که حتی نام عیسی را نشنیده بودند، انجیل را بشارت دهد.

خدمات بشارتی، بشارت دادن، و رویای مقدس

نکته آن نیست که این واژگان را چه می‌نامیم، بلکه معنا و عملکردشان از اهمیت برخوردار است. برخی مبشران، که به خدمات بشارتی مشغولند، پیشگام بوده، و برون‌مرزی خدمت می‌کنند؛ و برخی دیگر، صرفاً بشارت دهنده هستند. آنان که به خدمات بشارتی مشغولند، از فرهنگها گذشته، و زبانهای تازه می‌آموزند. مبشران برون‌مرزی، «در قول و فعل، به قوت آیات و معجزات، و به قوت روح خدا»، زندگی‌شان را وقف می‌نمایند، تا هزاران سال ظلمت و حکمرانی شیطان بر مردمانی که شاه شاهان، و منجی جهان را نمی‌شناسند، در هم بشکنند.

این رویای پولس بود؛ و از آنجایی که آن مأموریت عظیمِ شاگرد ساختنِ جمیع امتها، هنوز به قوت خود باقی است؛ و امروز نیز مردمانی وجود دارند که از انجیل بی‌خبرند، پس دعای هر کلیسایی باید این باشد که خدا بسی مبشران برون‌مرزی برخیزاند؛ و همۀ ما را بشارت دهنده گرداند.

من می‌توانم تصور کنم؛ و در واقع دعا می‌کنم که ده سال بعد، یک نفر، و شاید ده نفر از شما، از نقطه‌ای در این دنیا که مردمانش پیغام انجیل را نشنیده‌اند، نامه فرستاده، و بگویید: «من اینجا هستم تا انجیل را به کسانی بشارت دهم که هرگز آن را نشنیده‌اند. زیرا همان‌طور که در رومیان ۱۵:۲۰ مکتوب است: (حریص بودم که بشارت چنان بدهم، نه در جایی که اسم مسیح، شهرت یافته بود، مبادا بر بنیاد غیری بنا نمایم.) خدا با این آیات، در ماه اوت سال ۲۰۰۶، در کلیسای تعمیدیِ بیت‌لحم، آتشی در دلم افروخت؛ و آن را به رویایی مقدس تبدیل نمود».

ای خداوند! خواهشم این است که این تصور را به حقیقت تبدیل نمایی. آمین.                      نقشة نجات از عهد عتيق

تا به عهد جديد                                                                          

بدون خدا انسانها نمی توانند دائمی پايدار بمانند. تنها خدا است که مانند صخره ای   پا برجاست, در حاليکه بقيه در وضعيت شکست خورده و سردرگم يافت می شوند. او عادل و حق است. او نيکوست و انسان و اولادش را نسل به نسل تأمين می کند. هر که او را نمی شناسد, مانند کسی است که, در طوفان زمان غرق شده و بدون صخره ای است, که بتواند به آن تکيه کند. کسی که خدا را بد می نامد, او را نشاخته, بلکه فقط تصوير انعکاس شدة خود را می بيند. انسانها در وضعيت فاسد گناه آلود, قلب خود را با غرور برافراشته و بنای فکری پوچ خود را بنا نهاده اند, با فلسفه های عجيب, تعاليم از ديوها انسان فانی خود را جای خدا قرار داده؛ و مصيبت و زيان در قايق بدون پاروی بشريت, بدنبال آن حاضر شده است.

پيامی را که کتابمقدس برای انسانها می آورد, بسيار ساده است. اگر کسی بخواهد پيام مسيحيت را بفهمد, درکِ نقشة نجات تعيين کننده است. خدا خالق است. او الف و يا (آلفا و اُمگا) است. او نقشه ای دارد. او هنرمندی بزرگ است, که در پی تمامی نقشه های خود ايستاده است. خدا نيکو است طبق همان معنای سنتی “نيکويي”. کتابمقدس به ما هشدار می دهد, که انسانها در زمان آخر نيکويي را بدی و بدی را نيکويي خواهند ناميد. معنای نسبیِ “نيکويي” امروزه با رأی اکثريت تعيين می شود و مطابق آنچه “از نظر سياسی درست است” معنی شده است

نيکويي خدا بطور مثال در سخاوت او نشان داده می شود. خلقت تحت نظم او انسانها را با مواد غذايي, لباس, انرژی, خانمان و چيزهای فرعی و غير اساسی از جمله زيبايي و تنوع , تأمين می کند. آنقدر خوب انسان تأمين شده است که زمان زيادی را می گذارد تا با اين امکانات که برای تأمين او در نظر گرفته شده, برای جنگ استفاده کند, مانند جنگ جهانی دوم که 15 ميليون سرباز و بسياری از مردم غيرنظامی در آن مردند. اين از خدا نيست, که تعويض و دوگانگی نيکويي و بدی انحصاری شده است. اين انسان است که بدون خدا قادر به هر بدی که می توان تصور کرد, خواهد بود. انسان در واقع خلقت عالی خدا را آلوده کرده است

درک اينکه خدا کيست و نقشة او برای انسان چگونه است, اولين قدمی است برای رهايي انسان از بردگی بلايي که با آن بدنيا آمده است. درک بخشهای مافوق طبيعی و آنکه چگونه شرير اين بُعد را مبتلا کرده, انسان را از ظلمت روحی به نور هدايت می کند. پذيرش عيسی مسيح بعنوان خدا و نجات دهنده, به انجام رسيدن نقشة خدا برای بشر است

خدا کهکشان را توسط خلاقيت بی همتای خود با همة تنوع, پيچيدگی و زيبائيش خلق کرده است. او آدم را بعنوان دوست و مونس و همکار خود خلق کرد. خدا آدم را در باغی که بطرف مشرق غرس شده بود به نام عدن, نهاده تا آدم از آن لذت برده و محافظت کند. خدا آدم را امر فرمود: “از همة درختان باغ بی ممانعت بخور. اما از درخت معرفت نيک و بد زنهار نخوری, زيرا روزی که از آن خوردی, هر آينه خواهی مرد.” 0پيدايش2: 16-17 ). خدا آدم را مانند آدم آهنی نيافريد. او بـه آدم ارادة آزاد داد. آدم می توانست, همانگونه که نيز اتفاق افتاد, به ارادة خود از درخت معرفت نيک و بد بخورد

خدا نگران سعادت آدم بود و به اين نتيجه رسيد, که خوب نيست که او تنها باشد. پس معاونی بنام حوا از دندة چپ او خلق کرد. حوا می دانست از درختی که در وسط باغ است, درخت معرفت نيک و بد, اجازه نداشت بخورد, و عاقبت خوردن آن, که اگر از آن بخورند چه خواهد شد, نيز بر او آشکار بود. اما مار او را فريب داد: “بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخوريد, چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نيک و بد خواهيد بود.” (پيدايش3: 5). حوا از ميوة درخت خورد و از آن به آدم داد که او نيز از آن خورد

بدليل نا اطاعتی خدا به حوا گفت, که هنگام زايمان ِکودکانت درد تو را افزون خواهم کرد. او به آدم گفت که بسبب تو زمين ملعون شد و تمام ايام عمرت از آن با رنج خواهی خورد و از خاک آمده به خاک برخواهی گشت

پس از آنکه آدم و حوا از درخت معرفت نيک و بد خوردند, از عريانی خود آگاه شدند و برای پوشش خود از برگهای انجير استفاده کردند . سپس “خداوند خدا رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ايشان را پوشانيد.” (پيدايش 3: 21). برای اينکه خدا برای آدم و حوا, لباسها از پوست درست کــــند بايستی حيوانات را می کشت

تا آن زمان, آنگونه که آمده است, خدا به خلقت خود نگاه کرده و آنرا نيکو يافته بود. حال مرگ به اين سيستم داخل شده بود. بعلت نا اطاعتی انسان، می بايست خون, آنهم خونی بی گناه ريخته شود. خدا آدم و حوا را از باغ عدن بيرون کرده, “مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حيات نيز گرفته و بخورد, و تا ابد زنده بماند.” (پيدايش3: 22).

«خوشابه‌حال فقیرانِ در روح،

زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است

خوشابه‌حال ماتمیان،

زیرا آنان تسلی خواهند یافت

خوشابه‌حال نرمخویان،

زیرا آنان زمین را به‌میراث خواهند برد

خوشابه‌حال گرسنگان و تشنگان عدالت،

زیرا آنان سیر خواهند شد

خوشابه‌حال رحیمان،

زیرا بر آنان رحم خواهد شد

خوشابه‌حال پاکدلان،

زیرا آنان خدا را خواهند دید

خوشابه‌حال صلح‌جویان،

زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد

خوشابه‌حال آنان که در راه پارسایی آزار می‌بینند،

زیرا پادشاهی آسمان از آنِ ایشان است

«خوشابه‌حال شما، آنگاه که مردم به‌خاطر من، شما را دشنام دهند و آزار رسانند و هر سخن بدی به‌دروغ

علیه‌تان بگویند.خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. چرا‌که همینگونه پیامبرانی را

که پیش از شما بودند، آزار رسانیدند. مَتّی ۵:۳-۱۲

آنچه را هیچ چشمی ندیده،

هیچ گوشی نشنیده،

و به هیچ اندیشه‌ای نرسیده،

خدا برای دوستداران خود مهیا کرده است

زیرا خدا آن را توسط روح خود بر ما آشکار ساخته،

چرا‌که روح همه‌چیز، حتی اعماق خدا را نیز می‌کاود

زیرا کیست که از افکار آدمی آگاه باشد، جز روح خود او که در درون اوست؟

بر همین قیاس، فقط روح خداست که از افکار خدا آگاه است

ولی ما نه روح این دنیا، بلکه روحی را یافته‌ایم که از خداست

تا آنچه را خدا به ما عطا کرده است، بدانیم. قرنتیان-باب ۲-آیه ۹-۱۲

تعميد مسيحی

در زبان اصلی کتاب انجيل شريف، يعنی در زبان يونانی، برای عمل تعميد، فعل بابتیزو بکار برده شده است که به معنای غوطه‌ ور شدن يا فرو‌بردن در زير آب می‌باشد. کتاب انجيل شريف به چندين نوع تعميد از قبيل تعميد يحيی، تعميد روح‌القدس و تعميد ايمانداران در آب اشاره می‌کند. هدف از تهيه اين مقاله، تشريح تعميد ايمانداران مسيحی می‌باشد

تعميد ايماندار در آب، اين موضوع را تأييد می‌کند که تعميد گيرنده، هديه نجات را از راه ايمان به عيسی مسيح ، که بعد از مرگ نيابتی خود، روحاً و جسماً زنده شد، دريافت کرده است و ميل دارد مطابق احکام خداوند و نجات دهنده خود زندگی کند

چه کسانی می‌توانند در آب تعميد بگيرند؟

الف – شاگردان عيسی مسيح (متی ٢٨: ١٩

ب – پذيرندگان مژده نجات (اعمال رسولان ٢: ٤١

ج – مردان و زنان ايماندار (اعمال رسولان ٨: ١٢

فقط کسانی که با مسيح متحد شده‌اند يعنی ايمانداران واقعی به عيسی مسيح می‌توانند در آب تعميد بگيرند. وقتی کتاب انجيل شريف را مطالعه می‌کنيم، متوجه می‌شويم که به ايمانداران دستور داده شده است که در آب تعميد بگيرند (متی ٢٨: ١٩)، (اعمال رسولان ٢: ٣٨ و ١٠: ٤٨). بنابراين برای همه ايمانداران به عيسی مسيح ضروری است که از امر خداوند و نجات دهنده خود اطاعت کنند و در آب تعميد بگيرند

تعميد در آب چه مفهومی دارد؟

تعميد در آب به هيچ وجه باعث نجات تعميد گيرنده نمی‌شود، به همين دليل بايد بعد از نجات شخص و بمنظور اطاعت از مسيح صورت گيرد. تعميد در آب آئينی است که نشان می‌دهد زندگی تازه‌ای در شخص شروع شده است. فرو‌رفتن در آب و بيرون آمدن از آب، روشی است که مفاهيم روحانی رساله پولس رسول به روميان ۶: ۱ تا ۵ را آشکار می‌سازد. به اين ترتيب که فرو‌رفتن در آب، نشانه مردن نسبت به گناه و بيرون آمدن از آب، نشانه رستاخيز و زندگی جديد در مسيح است

پس تعميد در آب دلالت بر اين موضوع می‌کند که تعميد گيرنده با مسيح در مرگ و رستاخيزش متحد شده است. تعميد در آب اعلام عمومی اين مطلب است که تعميده گيرنده نجات يافته است و می‌خواهد عيسی مسيح را پيروی کند. واضح است که افراد خردسال که قادر نيستند مژده نجات را درک کنند و آنرا بپذيرند و پيش ديگران به ايمان خود اعتراف کنند، نبايد بوسيله آب تعميد بگيرند

تعميد در آب چگونه بايد انجام شود؟

فرمول تعميد در آب در انجيل متی ٢٨: ١٩ ذکر شده است. شخص تعميد دهنده بايد خودش نيز مانند فرد تعميد گيرنده، ايماندار واقعی باشد و به نام پدر و پسر و روح‌القدس عمل تعميد را انجام دهد، يعنی اينکه فرد تعميد گيرنده را با توجه به معنای فعل يونانی، باپتیزو،کاملاً در آب فرو‌ببر

در کتاب انجيل شريف نوشته شده است: “عيسی پس از تعميد، فوراً از آب بيرون آمد . . .” (متی ٣: ١٦). “. . . او و فيليپس داخل آب رفتند و فيليپس او را تعميد داد. وقتی از آب بيرون آمدند . . .” (اعمال رسولان ٨: ٣٨ و ٣٩

مفهوم گناه و راه نجات از آن

بر اساس کتاب مقدس، يکی از تعريف‌های گناه، شکستن قوانين خدا است. در انجيل شريف می‌خوانيم: “هرکه گناه کند، قانون خدا را می‌شکند، زيرا گناه چيزی جز شکستن قانون نيست” (اول يوحنا ٣: ٤

خدا آدم را که اولين انسان بود خوب و بيگناه آفريد. او با خدا زندگی می‌کرد و با خدا دوستی و رفاقت نزديک داشت. خدا آدم را از لحاظ روحانی شبيه خود آفريد و به او حق انتخاب داد. ولی آدم، در باغ عدن تصميم نادرستی گرفت و بر عليه خواست خدا از ميوه درخت شناخت نيک و بد خورد و قانون خدا را شکست

گناه از طريق آدم به نسل بشر سرايت کرد و مانند سمی در ذات انسانها قرار گرفت. بر اساس کلام خدا، همه انسانها با ذاتی گناه‌آلود به دنيا می‌آيند و در فکر و کلام و عمل گناه می‌کنند. کلام خدا می‌فرمايد: “گناه به وسيله يک انسان به جهان وارد شد و اين گناه مرگ را به همراه آورد . . .” (روميان ٥: ١٢

نکته مهمی که بايد به آن توجه کنيم اين است که: خدا قدوس و پاک است و ما انسانها گناهکار هستيم و گناه باعث جدايی ما از خدای پاک و مقدس شده است. در انجيل شريف می‌خوانيم: “همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا محرومند” (روميان ٣: ٢٣). و در جايی ديگر نوشته شده: “زيرا مزدی که گناه می‌دهد موت است . . .” (روميان ٦: ٢٣)، و موت يعنی جدايی از خدای پاک و مقدس. پس تمام انسانها، گناهکار و از خدای پاک و مقدس، جدا هستند و اگر در طول عمرشان از گناه آمرزيده و با خدا متحد نشوند، برای هميشه از خدا جدا خواهند ماند

ولی خبر خوش اين است که خدای پاک و قدوس، خدای محبت هم هست و او برای برگرداندن ما انسانها به آغوش خودش، از ازل نقشه‌ای پرشکوه کشيده بود

حدوداً دو هزار سال پيش، خدا پسر روحانی خودش عيسی مسيح را که ذات الهی دارد و کاملاً پاک و بيگناه است، به جهان فرستاد تا جريمه گناه ما انسانها را که موت می‌باشد بپردازد تا ما انسانهای گناهکار بتوانيم ازطريق ايمان به او و پذيرفتن آنچه او بخاطر ما انجام داده است، با خدا متحد بشويم. بر اساس کلام خدا: عيسای مقدس و بيگناه، خون پاکش بر روی صليب ريخته شد و مرد. سپس او را در قبر گذاشتند ولی او در روز سوم، از مردگان قيام کرد و زنده است. عيسی، با مرگ و قيام خودش، جريمه گناهان ما را داد و هديه نجات ازگناه را برای ما انسانها فراهم کرد. حالا هر که به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ و دفن و قيام او از مردگان، ايمان بياورد تمام گناهانش آمرزيده می‌شود و از هديه نجات از گناه و مزايای نجات که يکی از آنها زندگی جاودانی با خدا است بهره‌مند می‌شود

وقتی يک نفر از گناه توبه می‌کند و به مسيح خداوند ايمان می‌آورد، همه گناهانش آمرزيده می‌شود، روح القدس در دل او ساکن می‌گردد و او را از داخل عوض می‌کند تا بتواند از گناه و کارهای گناه‌آلود هرچه بيشتر دوری کند و روز به روز پاک‌‌تر و مقدس‌تر بشود. پس مسيح واقعی، که بخاطر انسانهای گناهکار بر روی صليب مرد و از مردگان قيام کرد و زنده است، تنها راه نجات انسان از قدرت گناه و نتايج بد آن می‌باشد. بر اساس کلام خدا: “در هيچکس ديگر، رستگاری نيست و در زير آسمان هيچ نامی جز نام عيسی به مردم عطا نشده است تا بوسيله آن نجات يابيم” (نقل قول از انجيل شريف، اعمال رسولان :۱۲: ۴

اگر شما زندگی خود را به دست عیسی مسیح بسپارید مسیحی شده اید اگر او را بانام خداوند و

نجات دهنده یاد کنی این اولین رابطه ای است که بین شما و خدا شروع می شود

تجدید حیات قلب ویک زندگی دوباره است خداوند ما عیسی مسیح

در کتا ب یوحنا 3:3 در رابطه با تولد دوباره چنین می گوید :”اگر تولد تازه پیدا نکنی هرگز نمی

توانی ملکوت خدارا ببینی این که می گویم عین حقیقت است “مسیحی شدن در حقیقت درک این

حقیقت است که شما خدا را انتخاب نمی کنید بلکه اوست که شما را انتخاب می کند

ایمان داریم كه انسان گناهكار است و هیچ انسان بی گناهی هرگز وجود نداشته است . انسان گناه

را از نیاكان خود به ارث برده است و به همین دلیل فانی است و جسم و روحش هردو میمیرند

تنها با ایمان آوردن به عیسی مسیح انسان میتواند روح خود را از مرگ نجات دهد و جاودانی

نماید . خداوند راه بخشش گناهان را برای بشر از هر رنگ و نژاد و زبانی و با هر موقعیتی باز

كرده است. فقط قبول لطف و فیض خدا كه همان ایمان به نجات از طریق خون عیسی مسیح فرزند

یگانه خداوند میباشد برای دریافت این بخشش كافیست
ايمان يعنی اطمينان به اينکه آنچه اميد داريم، واقع خواهد شد.
اين اطمينان نيز به نوبه خود بايد از کلام خداوند که توسط روح القدس الهام شده است ناشی گردد، زيرا ايمان از شنيدن مژده انجيل بوجود ميآيد.
يوحنا باب ۱ آيه ۱ «در ازل، پيش از آنکه چيزی پديد آيد، “کلمه” وجود داشت و نزد خدا بود. او همواره زنده بوده، و خود او خداست». کلمه خدا آشکار ميسازد که اميد ما بايد بر چه قرار گيرد. هنگاميکه ما ايمان می آوريم، توکل نموده، انتظار داريم که کلام خداوند به حقيقت بپوندد؛ ايمان ما متولد ميشود.
عاموس باب هشت آيه يازده «روزی خواهد رسيد که قحطی کلام خدا پديد خواهد آمد.» کلام خدا بار ديگر برای ما مسيحيان گرانبها و با ارزش خواهد شد. هللويا.
لازم است که ما گرسنه و تشنه خداوند و کلام او باشيم تا سيراب گرديم و گرسنگی و تشنگی مان ارضا شود.
کلام خداوند، سرچشمه دائمی اميد ما خواهد بود. مردم در آينده نزديک علت اميد ما را خواهند پرسيد.
اول پطرس بابه سه آيه پانزده «بلکه با خاطری آسوده، خود را به خداوندتان مسيح بسپاريد و اگر کسی علت اعتماد (اميد) و ايمان شما را جويا شد،حاضر باشيد تا باکمال ادب و احترام به او توضيح دهيد.» چگونه خود را به خدا بسپاريم؟ يوحنا باب ۱۷ آيه ۱۷ می فرمايد، « توسط حقيقت خود را تقديس نماييد؛ کلام خداوند حقيقت است.» اميد شما بر چه استوار است؟ قلب خود را در پی سرچشمه اميدتان، جستجو نماييد.
آيا لازم است منتظر چيز ديگری باشيم؟
مزمور سی ونه آيه هفت «خداوندا، اکنون ديگر به چه اميدوار باشم؟ تنها اميدم تو هستی.» اميد ما در خداوند است که آسمانها و زمين را آفريد. او آينده واقعی ماست؛ اميد ما در اوست.
اميد بستن به هرچيز ديگری اشتباه است.
چه کسانی خوشبخت هستند؟
مزمور صدوچهل شش آيه پنج «اما خوشا بحال کسی که خدای يعقوب مددکار اوست و اميدش بر يهوه، خدای او ميباشد.» اميد چيست؟
الپيس (El pis) = ال پس (El pece) يعنی اميد، آرامش خداوند را به ارمغان می آورد.
اميد نقطه مقابل ترس است:
يک-نتيجه شرارت= ترس
دوم- نتيجه نيکی = اميد

سوم-در مسيحيت، اميد، انتظار توأم با شادی و اطمينان از نجات ابدی ميباشد.

چهارم-اميد، يکی از سه عنصر اصلی شخصيت مسيحی و خدا پسندانه است. (اول قرنتيان باب ۱۳ آيه ۱۳ )
اميد از طريق محبت و با ايمان توأم ميباشد. جامعه باب چهارم آيه دوازده «… ريسمان سه لا به آسانی پاره نمی شود.» اولويتهای خود را نظم دهيد و چيزهای اصلی را در صدر قرار دهيد.

پنجم-اميد، جهت داشتن زندگی موفق مسيحی اساسی است. ما ميتوانيم کلام خداوند را بشنويم يا بخوانيم، ليکن اگر آنرا نفهميم يا به آن ايمان نداشته باشيم يا آنرا نطلبيم، دشمن می آيد و آن را از چنگ مان درميآورد.

ششم-جلال تام رسالت مسيحی است. جلال چيست؟ کولسيان باب ۱ آيه ۲۷ «مسيح در شما؛ اميد پر شکوه(جلال) شما است.» جلال= دوکسا (doxa) يعنی حرمت، تمجيد، پايداری، پرستش، شکوه پادشاه که برترين فرمانروا است، کامليت مطلق خدايی، بالاترين، و چيزی است که متعلق به مسيح می باشد.
افسسيان باب يک آيه هجده «چشمان باطن شما روشن شود تا بتوانيد گوشه ای از برکاتی را که خدا برای آينده ما در نظر گرفته است ببينيد و به اين حقيقت پی ببريد که ارثی را که خدا برای مؤمنين تدارک ديده چقدر پرشکوه (پر جلال) و غنی است.
برگزيدگی چيست؟ دعوت خدايی است جهت در آغوش گرفتن نجات او. نجات چيست؟ رهايی از بندها و مشکلات، امنيت، رفاه، برکت جانهای ما، پيروزی و حفاظت است.
A.W.Pink می گويد نجات چهار جانبه اين است که از مجازات، قدرت، حضور و مهمتر از همه از علاقه به گناه نجات يابيم.

هفتم-عيسی مسيح مرکز و اساس اميد مسيحيان است.
خداوند نويسنده و بنيان تمام چيزهايی است که در و از طريق و توسط روح القدس و کلام خداوند، اميد يافتن آنها را داريم.
برای يافتن اميد به چه نيازمنديم؟ روح القدس در شما.
هنگاميکه روح القدس در شما با کلمه خدا که خداوند است يکی ميشوند، آنگاه قدرت خداوند که زنده و تبديل کننده زندگی است جاری ميگردد.
اين قدرت توسط ايمان ايجاد ميشود، که گواهی است بر چيزهايی که به آنها اميدواريم. اميد ما بايد در خداوند باشد و آنگاه ايمان متولد ميگردد.
در چنين شرايطی کلام خداوند از شمشير دو دم برنده تر خواهد بود.
چرا؟
توسط قدرت روح القدس حقيقت وجود خدا در کلمه آشکار ميگردد. عيسی مسيح، راه، راستی و حيات است. هنگاميکه حقيقت، فهم و درک ما را بارور ميکند، اميد متولد ميشود و اميد، ايمان را و ايمان، خداوند را در قلبهای ما به حرکت در ميآورد.
هللويا.
آيا اميد، هرگز شما را مأيوس ميسازد يا موجب شرمندگی شما ميشود؟
روميان باب ۵ آيه ۵ «تا بتوانيم در برابر هر مشکلی بايستيم و اطمينان داشته باشيم که هر پيشآمدی به خير و صلاح ماست، زيرا ميدانيم که خدا چقدر نسبت به ما مهربان است. ما اين محبت گرم او را در سراسر وجود خود احساس ميکنيم، زيرا او روح القدس را به ما عطا کرده تا دلهای ما را از عشق و محبتش لبريز سازد.» برخی از خصوصيات اميد کدامند؟

الف) پاک ميسازد. اول يوحنا باب ۳ آيه ۳ «هرکه به اين حقيقت ايمان دارد، ميکوشد تا پاک بماند، زيرا که مسيح نيز پاک است.» ب) حقيقت را بازگو ميکند. تيطوس باب ۱ آيه ۲ «وعده اين زندگی جاويد را خدا حتی پيش از آفرينش جهان داده بود و برای همه ما مسلم است که خدا هرگز دروغ نميگويد.» ت) ما را از محدوديتهای دنيوی ميرهاند، زيرا ما ميدانيم که روزی به حيات جديدی منتقل خواهيم شد. اول پطرس باب يک آيه سه «سپاس بر خدا باد، بر خدا که پدر خداوندمان عيسی مسيح است. او به سبب لطف بی پايان و عظيم خود، ما را از سر نو مولود ساخت و عضو خانواده خود گردانيد. از اينرو، ما اکنون به اميد حيات جاويد زنده ايم، زيرا مسيح نيز پس از مرگ، به زندگی بازگشت.» ث) اميد، ايمان را به ارمغان می آورد به اين واقعيت که توسط خون عيسی پرده بين ما دو تکه شد. او بخاطر گناهان ما مرد. عبرانيان باب هفت آيه نوزده «و (شريعت) هرگز نتوانست کسی را حقيقتاً با خدا آشتی دهد. اما اکنون ما اميد بهتری داريم زيرا مسيح ما را مقبول خدا گردانيده است. بنابراين، می توانيم به خدا نزديک شويم.» ج) ما انتظار داريم که خداوند در ما ساکن باشد، زيرا که ما معبد او هستيم و از طريق او بر دنيا چيره گشته ايم. عبرانيان باب سه آيه شش «اما مسيح که فرزند وفادار خداست، مسئوليت کامل خانه خدا را به عهده دارد؛ و خانه خدا ما ايمانداران هستيم و خدا در ما زندگی ميکند؛ به شرطی که شهامت و شادی و اعتمادی را که در خداوند داريم، تا به آخر محکم نگاه داريم.» اميد، در ميان غمها، شادی را به ارمغان می آورد چنانچه ما طالب آن هستيم، و عيسی مسيح شادی ماست، و خدا بهترين هديه خود (عيسی مسيح) را برای ما مهيا فرموده، اراده او برای ما بهترين است و او با ماست. در خداوند همه چيز برای خيريت ماست.

ح) او سرچشمه تمام اميدها و ايمان ما است، و او دليل محبت ماست. اول تيموتاوس باب يک آيه يک «از طرف من، رسول و فرستاده عيسی مسيح که طبق حکم نجات دهنده ما خدا و خداوند و اميد ما عيسی مسيح، برای خدمت تعيين شده ام.» خداوند هرگز و هيچ وقت ما را ترک نخواهد کرد. چنانچه ما توکل و اميدمان به خداوند باشد او زيربنای استوار و محکم ما است.

خ) اميد از طريق فيض (فيض خداوند) می آيد. دوم تسالونيکی باب دو آيه شانزده «خود خداوند ما عيسی و پدر ما خدا، که ما را محبت نمود و از روی لطف بی پايان خويش، تسلی و اميد جاودانی به ما بخشيد.» د) چگونه برطبق کلام خداوند محبت کنيم؟ اول تسالونيکی پنجم آيه هشت «ولی ما که در نور زندگی ميکنيم بايد هوشيار باشيم و زره ايمان و محبت را در بر کنيم، و اميد مبارک نجات را همچون کلاهخود بر سر گزاريم.» چرا ما بايد همواره انتظار نيکويی های خداوند را در زندگی خود داشته باشيم؟ کلمه “نيکو” در کلام خداوند از پيدايش گرفته تا مکاشفه، ششصد و پنجاه و پنج بار ذکر شده است. همانطور که در اول يوحنا باب ۴ آيه ۸ آمده است خدا نيکو است، «اما کسی که محبت نميکند، خدا را نميشناسد زيرا خدا محبت است.» نيکويی ثمره محبت است. اول يوحنا باب ۴ آيه ۱۶ «هرکه با محبت زندگی ميکند، با خدا زندگی ميکند و خدا در وجود اوست». خداوند نيکوست! به او اميدوار باش!
اينها وعدهايی هستند که خداوند به کسانی ميدهد که او را دوست دارند و به کلام او ايمان داشته، اطاعت مينمايند.

پيدايش باب ۵ آيه۲۰ «هر چند شما به من بدی کرديد، اما خدا عمل بد شما را برای من به نيکی مبدل نمود و چنانکه ميبينيد مرا به اين مقام رسانيده است تا افراد بيشماری را از مرگ ناشی از گرسنگی نجات دهم.» خروج باب ۱۴ آيه۱۴ «آرام باشيد، زيرا خداوند برای شما خواهد جنگيد.» تثنيه باب ۲۰ آيه ۴ « چون خداوند خدايتان همراه شماست. او برای شما با دشمنانتان ميجنگد و به شما پيروزی ميبخشد.» ارميا باب ۲۴ آيه ۶ «من بر آنان نظر لطف انداخته، مراقب خواهم بود که در آنجا با ايشان خوش رفتاری شود و ايشان را به اين سرزمين باز خواهم گرداند؛ من نخواهم گذاشت ايشان ريشه کن و نابود شوند بلکه ايشان را حمايت کرده استوار خواهم ساخت.» ارميا باب ۲۴ آيه ۷ «به ايشان دلی خواهم داد که مشتاق شناخت من باشد؛ آنها قوم من خواهند شد و من خدای ايشان چون با تمام دل نزد من باز خواهند گشت.» روميان باب ۸ آيه ۲۸ «پس اگر ما خدا را دوست می داريم و مطابق خواست و اراده او زندگی ميکنيم، بايد بدانيم که هرچه در زندگی ما رخ ميدهد، به نفع ماست.» يعقوب باب ۱ آيه ۱۷ «از جانب خدا فقط مواهب نيکو و کامل به ما ميرسد، زيرا او آفريننده همه روشنايی هاست و خدايی است تغيير نا پذير.» عبرانيان ۱۱ آيه ۱«ايمان يعنی اطمينان به آنچه اميد داريم، واقع خواهد شد؛ ايمان يعنی يقين به آنچه اعتقاد داريم، گرچه قادر به ديدنشان نميباشيم.» اميد کليد ايمان است. ما بايد کلام خداوند را مطالعه نماييم با اين اميد که وعدهای عالی آن به حقيقت بپيوندند.
بدون اميد ما نمی توانيم ايمان داشته باشيم و بدون کلام خداوند که توسط روح القدس الهام شده است، نمتوانيم اميد داشته باشيم.
مزمور ۲۷ آيه ۱۳ «اگر مطمئن نبودم که نيکويی خداوند را بار ديگر در اين دنيا ميبينم، تا بحال از بين رفته بودم.» هنگامی که خداوند را با تمام دل ميطلبيم خداوند نقشه های بسيار شگفت انگيزی برای آينده ما دارد.
ارميا ۲۹ آيه ۱۱ تا ۱۳ «خواست و اراده من، سعادتمندی شماست و نه بدبختی تان، و کسی بجز من از آن آگاه نيست. من ميخواهم به شما اميد و آينده خوبی ببخشم.» «در آن زمان، مرا خواهيد خواند و نزد من دعا خواهيد کرد و من به دعای شما پاسخ خواهم داد.» «و اگر با تمام وجود مرا بطلبيد مرا خواهيد يافت.» به خداوند اميدوار باش!

پولس اينچنين استدلال می کند: ” اما اگر مردگان را قيامت نيست، مسيح نيز برنخاسته است. و اگر مسيح برنخاست، باطل است وعظ ما و باطل است نيز ايمان شما. و شهود کذبه نيز برای خدا شديم، زيرا در بارة خدا شهادت داديم که مسيح را برخيزانيد، و حال آنکه او را برنخيزانيد در حاليـکه مــردگان برنمی خيزند. زيرا هر گاه مردگان برنمی خيزند، مسيح نيز برنخاسته است. اما هر گاه مسيخ برنخاسته است، ايمان شما باطل است و شما تا کنون در گناهان خود هستيد، بلــکه آنــانی هــم که در مسيح خوابيده اند هلاک شدند. اگر فقط در اين جهان در مسيح اميدواريم، از جميع مردم بدبخت تريم.” (اول قرنتيان 15: 13ـ19). اصالت و تاريخی بودن قيام مهمترين ستون مسيحيت است. اما با رستاخيز از ميان مردگان، به سببِ روح قدوسيت به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد. (روميا:

ر. مِکيِن اِدگار

(R. M´Chyne Edgar) در اثر خود تحت عنوان (مژده رستاخيز يک نجات دهنده)می گويد: ” اينجا استادِ مذهبی را داريم که آرام و واقعی اعلام می کند، که او تمامی حق خود را بر اين توانايي قرار خواهد دادکه از قبر برخيزد. ما می توانيم با اطمينان در نظر بگيريم، که هيچکس هرگز قبل از آن يا بعد از آن چنين ادعايي نکرده است. اين ادعا، که چــنين چيزی ساختة نبوت آزمايشی غير عادی از شاگردان افسـانه ای بوده و سپس به شکل اناجيل امروزه در آمده است، باوری پوچ است. عيسی آماده بود، همة قابليت خود را بکارگيرد، که از قبر بيرون آيد، و آنگاه بعنوان قابل باورترينِ همة استادان جلوی ما ايستاده، کسی که توسط استناد زندگی خود جلوه کرده است.”

عيسی قيام خود را پيش بينی کرده است و تأکيد می نمايد، که رستاخيز او از مردگان “آيتی” خواهد بود برای تأييد ادعای اينکه، مسيح است. نقل قولهای ذيل ادعای رستاخيز او را مستند به ثبت رسانيده: متی12: 38-40 ؛ 16: 21 ؛ 17: 9 ؛ 17: 22-23 ؛ 20: 18-19 ؛ 26: 32 ؛ 27: 63

.
مرقس8: 31 ؛ 9: 1 ؛ 9: 10 ؛ 9: 31 ؛ 10: 32-34 ؛ 14: 28و58 .
لوقا9: 22 و يوحنا2: 18-22 ؛ 12: 32-34 .

برای نمونه تنها يکی از نقل قولهای فوق را ذکر می کنيم ـ يوحنا 2: 18-22

“پس يهوديان در برابر اين عمل او گفتند: چه آيتی به ما می نمايانی تا بدانيم اجازة چنين کارها را داری؟ عيسی در پاسخ ايشان گفت: اين معبد را ويران کنيد که من سه روزه آنرا برپا خواهم داشت. پس يهوديان گفتند: بنای اين معبد چهل و شش سال به طول انجاميده است، حال تو می خواهی سه روزه آنرا برپا کنی؟ ليکن معبدی که او ار آن سخن می گفت پيکر خودش بود. پس هنگامی که از مردگان برخاست، شاگردانش اين گفتة او را به ياد آورده، به کتب مقدس و سخنان او ايمان آوردند.”

از ديد بنيادِ تاريخی، رستاخيز مسيح واقعه ای است که در بُعد خاصی از زمان و مکان اتفاق افتاده بود. ويلبور اسميت

(wilbur Smith)، يکی از معلمين و استادان معروف، در کتاب خود تحت عنوان: دفاعيه مسيحی، چنين می نويسد: ” مفهوم قيام مسئله ای الهياتی است، اما امر مسلمِ قيام موضوعی تاريخی است؛ شايد وجود قيام کردة مسيح معمايي باشد، اما امر مسلمِ ناپديد شدن بدن از قبر، می بايست بنا به اسناد تاريخی قضاوت شود. مکان آن از بُعد جغرافيايي کاملا” مشخص است؛ مردی که قبر مال او بود، در نيمة اول قرن اول می زيسته؛ قبر درون صخره ای تراشيده شده بود در سراشيبی نزديک به اورشليم و يک ابری اسرار آميز و افسانه ای يا از غبار سنگهای کره ای ديگر نبوده، بلکه مکان آن دقيقا” در قسمت مشخص جغرافيايي قرار داشت. نگهبانان جلوی در قبر انسانهای هوايي از کوه المپيک نبودند؛ سنهدرين کميسيونی متشکل از مردانی بود، که در اورشليم اکثرا” بدور هم جمع می شدند. اثرات ادبي بسيار زيادی وجود دارد که به ما می گويد، اين شخص، عيـسی، واقعا” به عنــوان انسانی در ميــان انسانهای ديگــر می زيسته، و هر چه که بود ، شاگردان او بيرون رفته تا از خدای قيام کردة خود موعظه کنند، و آنها مانند بقيه انسانها خوردند، آشاميدند، خوابيدند، رنج بردند، کار کردند و مردند. چه چيز از اين وقايع “آيين” است؟ اين مسئله ای تاريخی است. ”
(صفحة 386 از کتاب).

” بگذاريد اينطور بگوييم: ما خيلی بيشتر از جزئياتِ ساعتهای قبل از مرگ عيسی و خود مرگ عيسی در داخل و نزديک اورشليم می دانيم، تا دربارة مردی ديگر در تمام عهد عتيق در همان شهر”
(صفحة 360 از کتاب).

This entry was published on February 21, 2013 at 12:08 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: