arianpersian

از خلقت دنیا تا تولد عیسای مسیح

d5407f244982f9f8a79ad7fe94e4eff9

و خدا جسم گرفت.

مروری بر سفرهای قبلی!

در پنج سفر قبلی خود دیدیم که خدا در همان روز ابتدای خلقت مسیح را به انسان گناهکار وعده داد.( پیدایش 3 : 15 ) دیدیم که مسیح در ابتدای خلقت با خدا بود.در خدا بود.( یوحنا 1:1-2 ) در سفر دوم انسان گناهکار را دیدیم که با وجدان خود نه با شریعت سعی مینمود تا خدا را خشنود سازد.انسانهایی متعدد را با هم خواندیم(خنوخ-نوح-ابراهیم-…) در این سفر بود که ایمان ابراهیم را با هم دیدیم.در عمل ابراهیم که هنوز شریعت را نداشت اطاعت او از خدا را دیدیم.در این اطاعت بود که خدا بار دیگر وعدۀ آمدن عیسای مسیح را در فرمان قربانی کردن اسحاق می بینیم.( پیدایش 22 : 16-18 ) وعدۀ برکت خدا توسط نسل ابراهیم همان برکت با ایمان آوردن به عیسای مسیح و برکات آسمانی خدا را دریافت کردن بود.( اعمال 3 : 25-26 ) سپس در سفر سوم با هم خواندیم که خدا به انسان شریعت و قانون را داد.نه به این دلیل که طرح های الهی خدا ته می گرفت! و او به فکر دیگری میافتاد!نه! عمق گناه انسان در قلب و روح او بیشتر و بیشتر می شد.و خدا قانون را برای انسان گناهکار قرار داد تا با اطاعت و انجام کامل آن بسوی نیکی رفته و در آن زندگی کرده و قدوس شود.مانند خدایش که قدوس است.اما متاسفانه با هم ملاحظه نمودیم که گناه انسان به قوانین و شریعت نیز راه یافت.انسان گناهکار از شریعت نه برای رهایی بلکه ریا و تظاهر استفاده نمود.قوانین را دنبال میکرد ،اما قلب و روح او هنوز آلوده بود.( اول سموئیل 15 : 22-23 ) پس خدا به انسان توسط انبیاء فراوان وعدۀ روزی را داد که انسانها او را با دلی تازه و روحی تازه پرستش مینمایند.روزی خواهد آمد که خداوند خدا قلب سنگی و جامد و خشک را انسان گرفته و به او قلبی تازه و گوشتی و جاندار خواهد داد.بر این دل و قلب تازه است که خداوند خدا قوانین و شریعت را می نویسد.تا انسان قلبا آن را اطاعت نماید نه ظاهرا.هدف و نظر خدا برای دادن این قلب تازه و دل تازه ایمان به عیسای مسیح بود.تنها با ایمان به او انسان گناهکار قادر به این تبدیل و تغییر ابدی می بود.( مزمور 51 : 16 و اشعیاء 49: 16-17 و ارمیاء نبی 31 : 31- 33 و حزقیال 11 : 19-20 و 36 : 25-27)

در سفر پنجم ما شرح حال و روزگار اسرائیل را دیدیم.مردم و قوم برگزیدۀ خدا.فرزندان ابراهیم.فرزندان وعده.که اکنون گویی حقیقتا مانند ستارگان آسمان کثیر شده بودند.با این کار خواستیم تا قلب منتظران را ببینیم.سرزمین وعده را و قومی که از میان آنان نجات دهنده باید به دنیا می آمد.( ” زیرا از رحمت و دلسوزی خدای ما است که خورشید صبحگاهی از آسمان بر ما طلوع خواهد کرد تا بر کسانی که در تاریکی و در سایۀ مرگ به سر می برند بتابد.” ( لوقا 1 : 78-79 ))

اکنون در سفر آخر هستیم.اما قبل از اینکه با ما همراه شده و به این سفر آخر پا بگذارید،مطلبی را قصد داریم تا با شما در میان بگذاریم.و آن این است که :پایان این سفر آغاز سفر شماست.شما با ما نیامدید که آمده باشید و مناظر را خیره شده و با پایان این سفر گویی همه چیز به پایان رسیده باشد.خیر!شما با ما آمدید تا بهای رسیدن امروز خود را به این ایستگاه بدانید. بدانید که تولد عیسای مسیح تنها تولد ناگهانی و شبانۀ یک اندیشه نبود.تنها یک تقدیر الهی نبود!تنها یک پیشگویی نبود!تولد عیسای مسیح طرح کامل رهایی و بازگشت انسان دور افتاده از منزل ابدی به حضور قدوس الهی بود.تولد عیسای مسیح دلیل ادامۀ هستی بود.اگر نه خالق هستی پس از گناه و وارد شدن پلیدی به ذات هستی دلیلی نداشت تا دست ساخت خود را همچنان داشته باشد.دست ساختی که تصمیم به نااطاعتی گرفت،به قانون شکنی؛پس برای این سفر آخر آماده باشید.هراس به دل راه ندهید.شما به دنبال ما نمی آیید.جلودار این سفر من و ما نیستیم.راهنمای این سفر نوشتۀ من و موعظۀ او نیست!جلودار این سفر خود عیسای مسیح نجات دهنده و راهنمای این سفر خود کتابمقدس است.

لطفا خود را برای آخرین سفر آماده سازید.آخرین سفری که امید است تا شما را آماده سازد که سفر انفرادی خود را آغاز نموده و امید است که آن را تا به آخر رفته و آن را به پایان رسانید.دیگران رساندند.و تاج افتخار را دریافت نمودند.امید ما نیز چیزی کم تر از این نمیتواند باشد.

رد پای آمدن عیسای مسیح در طول کتابمقدس

بیش از صدها پیشگویی در بارۀ تولد عیسای مسیح ،آمدن او،زندگی و کار او بر روی زمین،دلیل آن،تعالیم او،و تمامی رویدادهای زندگی او در سراسر کتابمقدس ثبت گشته است.ما تنها تعدادی اندک را بازگو میکنیم.

1-موسی آمدن او را میگوید:

یهوه خدایت نبی ای را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید ،او را بشنوید.” (کتاب تثنیه 18 : 15 )

موسی در آخرین گفته های خود به قوم اسرائیل میگوید که بعد از او خدا از میان برادران او ( قوم اسرائیل ) نبی ای را برای آنها می فرستد

.2اشعیاء نبی نام او را می گوید:

بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند.”

( اشعیاء نبی 7 : 14 )

و همچنین کمی بیشتر در بارۀ شخصیت او:

زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.”

اشعیاء حتی خو و طبیعت او را نیز بیان می کند:
ترقی و سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داود و بر مملکت وی انتها نخواهد بود تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید.” ( اشعیاء نبی 9 : 2 و 6 -7 )

3-میکاه نبی محل تولد او را میگوید:

و تو ای بیت لحم افراته اگر چه در هزاره های یهودا کوچک هستی از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع های او از قدیم و از ایام ازل بوده است.”

( میکاء 5 : 2 )

نویسندگان انجیل و خبر تولد عیسای مسیح

نویسندگان انجیل هر کدام به نوع خود و بنابه ماموریتی که برای خوانندگان خود داشتند،از تولد مسیح نوشته اند.ما برای بررسی دقیق پیرامون تولد عیسای مسیح از انجیل متی و لوقا بهره میگیریم.ما در این سفر از هر دو نویسنده برای درک عمیق تر اسرار الهی پیرامون این تولد سخن خواهیم گفت.

الف- ابتدا خبر تولد عیسای مسیح به مریم داده می شود

در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری به نام ناصره که در استان جلیل واقع است به نزد دختری که در عقد مردی بنام یوسف –از خاندان داود- بود فرستاده شد.نام این دختر مریم بود.فرشته وارد شد و به او گفت:” سلام،ای کسی که مورد لطف هستی،خداوند با تو است.” اما مریم از آنچه فرشته گفت بسیار مضطرب شد و ندانست که معنی این سلام چیست. فرشته به او گفت:” ای مریم،نترس زیرا خداوند به تو لطف فرموده است.تو آبستن خواهی شد و پسری خواهی زائید و نام او را عیسی خواهی گذارد.او بزرگ خواهد بود و به پسر خدای متعال ملقب خواهد شد،خداوند ،خدا تخت پادشاهی جدش داود را به او عطا خواهد فرمود.او تا به ابد بر خاندان یعقوب فرمانروایی خواهد کرد و پادشاهی او هرگز پایانی نخواهد داشت.” مریم به فرشته گفت:این چگونه ممکن است؟من با هیچ مردی رابطه نداشته ام.” فرشته به او پاسخ داد:” روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس،پسر خدا نامیده خواهد شد.”

(

از انجیل به قلم لوقا 1 : 26- 35 )

ب- سپس این خبر به یوسف نامزد مریم داده می شود

تولد عیسی مسیح چنین بود:” مریم مادر او که به عقد یوسف در آمده بود قبل از آنکه به خانۀ شوهر برود توسط روح القدس آبستن شد.یوسف که مرد نیکوکاری بود و نمی خواست مریم را در پیش مردم رسوا کند تصمیم گرفت مخفیانه از او جدا شود.یوسف هنوز در این فکر بود که فرشتۀ خداوند در خواب به او ظاهر شد و گفت:” ای یوسف پسر داود،از بردن مریم به خانۀ خود نترس.زیرا آنچه در رحم او است از روح القدس است.او پسری به دنیا خواهد آورد و تو او را عیسی خواهی نامید زیرا او قوم خود را از گناهانشان رهایی خواهد داد.”

انجیل به قلم متی فصل 1 ایات 18-21)

پ- و افرادی که اسرائیلی نبودند.اما آمدند تا نجات دهنده را ببینند

عیسی در ایام زمامداری هیرودیس پادشاه در بیت لحم یهودیه تولد یافت.پس از تولد او مجوسیانی از مشرق زمین به اورشلیم آمده ،پرسیدند :” پادشاه نوزاد یهودیان کجاست؟ ما طلوع ستارۀ او را دیده و برای پرستش او آمده ایم….آنان …وقتی ستاره را دیدند بی نهایت خوشحال شدند.پس به آن خانه وارد شدند و کودک را با مادرش دیده و به روی در افتاده او را پرستش کردند.آنگاه صندوقهای خود را باز کردند و هدایایی شامل طلا و کُندر و مُر به او تقدیم نمودند.”

از انجیل به قلم متی 2 : 1- 11 )

در خصوص حضور مجوسیان تفاسیر و نوشتجات فراوانی نهفته است.آنها که بودند؟از کجا آمدند؟چرا آمدند؟از کجا تولد مسیح را می دانستند؟

دکتر محسن عرفانی فارغ التحصیل شده از دانشگاه الهیات مسیحی لوئیزیانا مینویسد که :”عبارت ” مجوسیان ” از ” مجایی ” یا ” تردستان ” گرفته شده است،آنان مفسران و کاردانان دربار پادشاهی بزرگ ایران بودند.آنان بی نهایت دارای قدرت بوده و قادر بودند که پادشاه را انتخاب و یا عزل نمایند.آنان در تمام دورۀ سلطنت پادشاهی پس از کوروش بزرگ در ایران قدرت داشتند. اسرائیل ابتدا توسط حکومت آشور سقوط نمود و به اسارت برده شد.سپس پادشاهی بابل ،آشور را شکست داد .آنها نیز اسرائیلی ها را به اسارت خود در آورده و به سرزمین خود بردند.( شمال عراق امروزی و بخشی از شرق ایران امروزی ) اینبار از جمله به اسارت رفته گان اسرائیلی دانیال بود.دانیال که روح خدا در او بود و برگزیدۀ خدا برای اجرا طرح الهی، توسط همین دستهای خدا به حکومت و دربار فارس راه یافت ( داریوش پادشاه ) و بعنوان وزیر دربار برگزیده شد.در زمان نخست وزیری دانیال در ایران مجوسیان نیز حضور داشتند.آنها از این انتخاب پادشاه خوشحال نبودند ،پس بنای کشتن دانیال را گرفتند.او را به چاه شیران انداختند ؛اما دانیال زنده ماند.این دانیال بود که از آمدن پادشاه یهود با مجوسیان سخن گفته بود.” و سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شده تا جمیع قومها و امتها و زبانها او را خدمت نمایند.سلطنت او سلطنت جاودانی و بی زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد.” (دانیال 7 : 14

بنابراین در یک جمع بندی ساده ما در تولد عیسای مسیح شخصیت هایی بسیار می بینیم.اکنون توجه شما را به تعداد برجسته ای از آنان جلب می کنیم

1-نوزاد

2-جبرائیل

3-مریم

4-یوسف

5-چوپانان

6-مجوسیان

7-هیرودیس

8-مردم اورشلیم

9-سران و کاهنان یهود

1-نوزاد

او همان عیسای مسیح بود که از ابتدا بود.از زمان آفرینش.نجات دهنده.او که نه از نطفۀ گناه آلود انسان بلکه از روح خود خدا ،روح القدس پا به دنیا گذاشت.او در واقع تمام دلیل این وقایع بود.او انگیزۀ تمامی ماجرا بود.تمامی وقایع به دور تولد او می چرخید و او در مرکز آن می درخشید.اگر نوزاد را از مرکز برداریم آنچه باقی میماند تنها یک افسانه است! داستانکی به دور آتش!!

2-جبرائیل

او تنها آورندۀ پیام آمدن و نشستن روح خدا در رحم مریم بود.یک فرشته.عظمت و بزرگی او تنها در آوردن پیغام آمدن خدا بر روی زمین بود. حضور او تنها به عظمت این تولد یاری می رساند و نور و جلال خدا را بر روی زمین توسط تولد نوزاد افزون می ساخت.

تولد مسیح برای او شادمانی و پرستش قدوسیت خدا در آسمانها و قلب آدمی بود

3-مریم

مادر نوزاد.دختری باکره.نیکوکار.از نسل داود.منتظر رهایی قوم و آمدن نجات دهنده.هراسان از خبر این بارداری از روح القدس.اما آن را با ایمان پذیرفت.این رحم جسمانی مریم بود که باید خدا را در خود جای می داد و برای نه ماه آن را با خود می کشید.شخصیت خود مریم و نقش او در این تولد به آن اندازه نیست که او را مورد پرستش قرار دهیم!( برخلاف شاخه هایی در مسیحیت) خداوند می توانست هزاران دختر باکرۀ دیگر را برای آمدن بر روی زمین برگزیند.

تولد مسیح برای او کار عظیم خدا همراه با سوال بود

4-یوسف

شوهر مریم.مردی نیکوکار.از نسل داود.پایبند به شریعت یهود.نجار.هراسان از خبر بارداری مریم.تایید آن از طرف جبرائیل .پذیرفتن آن.

تولد مسیح برای او یک معما بود

5چوپانان

افرادی بی منصب و به دور از ارج و قرب.دور افتاده و تحقیر شده در نگاه مردم.آنها در میان قوم اسرائیل از اولین افرادی بودند که خبر تولد عیسای مسیح را از جبرائیل شنیدند.در ضمن از اولین افرادی بودند که مشتاقانه برای دیدن ” نجات دهنده ای در شهر داود ” که برای آنها بدنیا آمده بود به آنجا رفتند.آنها مشتاقان نجات بودند.منتظران رهایی.همچنین آنها از اولین بشارت دهندگان خبر تولد نجات دهنده در سرزمین اطراف خود بودند.

تولد مسیح برای آنان آمدن نجات دهنده و زمان رستگاری و آرامش الهی بود

6-مجوسیان

درباریان و مذهبیون پادشاهی فارس.آنها تولد پادشاه بزرگ اسرائیل و نجات دهنده را با هدایت روح خدا دریافته و برای پرستش او از مشرق زمین به بیت لحم در یهودیه آمدند.آنها نه تنها با خود طلا برای عظمت و پادشاهی مسیح بر روی زمین آورده بودند ،همچنین آنها با آوردن کُندر و مُر با خود ،مرگ و دفن شدن مسیح را در آینده بیان نموده بودند.آنها نه تنها پادشاهی زمینی او را بر قلبها تایید کردند بلکه پادشاهی آسمانی او و زیستن ابدی او و کار او را بر صلیب نیز.

تولد مسیح برای آنان ثابت شدن وفاداری خدا به وعده های خود بود

7-هیرودیس

او پادشاه وقت یهودیه بود.خونخواری او زبانزد تاریخ است.خبر تولد پادشاه یهود توسط مجوسیان ،هراسی عظیم در او ایجاد کرد.پادشاهی خود را در خطر دید.اخطار روم ( امپراطور سزار ) به او یعنی از دست دادن حکومت و یا شاید سر خود.پس دستور قتل عام نوزادان را برای کشتن عیسای نوزاد صادر نمود.

تولد مسیح برای او خطر پایان حکومت بود

8-مردم اورشلیم

در اسارت و قید و بند روم بودند.قیام ها و شورش های سیاسی و مذهبی آنان بی نتیجه مانده بود.درد و رنج عمیقی در وجود خود داشتند.در انتظار ” ماشیح ” یعنی مسیح ” مسح شده ” برگزیده ،روز و شب در دعا و گریه و ناله بودند.آمدن او را پایان این اسارت می دانستند.اما از خبر تولد مسیح موعود ،استقبال ننمودند.

تولد مسیح برای آنان با اضطراب و هراس همراه شد نه با شادی

9-سران و کاهنان یهود

آنان شریعت و قوانین و تمامی پیشگویی ها را در بارۀ تولد مسیح می دانستند.اما افراد زیادی بعنوان مسیح تا آنزمان خود را معرفی نموده بودند.آیا آنچه مجوسیان در بارۀ تولد مسیح می گفتند حقیقت داشت یا نه؟آنها خبر تولد مسیح را نتوانستند بپذیرند زیرا عمیقا در قوانین و شریعت مستحیل شده بودند.گوش ها و افکار آنان بسته شده بود.از اینرو خبر تولد نجات دهنده زا شنیده اما قلب سنگین آنان ،آن را نپذیرفت.

تولد مسیح با افکار آنان سازگار اما با قلب و روح سنگی آنان ناسازگار بود

در خاتمه

شما خود را در کدامیک از این شخصیتهای برجستۀ تولد مسیح می دانید؟ناباور؟متحیر؟ مشتاق؟ مضطرب؟ هراسان؟دل سخت؟

اما ابتدا از خودتان بپرسید که چرا عیسای مسیح باید بدنیا می آمد؟چرا نام او عجیب، تعالیم او عجیب ،زندگی او عجیب ،مرگ او و قیام او عجیب بود؟

شمعون پیر در گفتگوی خود با مریم ،با هدایت روح مقدس خدا گویی به ما یاری می رساند:

این کودک برای سقوط و یا سرافرازی بسیاری در اسرائیل تعیین شده است و آیتی است که در رد کردن او افکار پنهانی عدۀ کثیری آشکار خواهد شد و در دل تو نیز خنجری فرو خواهد رفت.”

( لوقا 2 : 34-35 )

این سقوط و سرافرازی تنها برای قوم اسرائیل تمام نشد.آن برای دنیا تعیین گشته بود.برای تمامی ساکنین هستی.همچنان که خود این نوزاد زمانی قبل از کامل کردن دلیل و طرح الهی تولد خود سالها بعد در سن سی سالگی فرمود:” زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود.” ( یوحنا 3 : 16

در این روز تولد مسیح،او را از آن خود کنید.قلبا نامش را بخوانید.او را به جان و روح خود دعوت کنید.با زبان اعتراف نمایید و در قلب خود بگویید:” من گناهکارم.من قادر نبودم و نیستم که از گناهانم پاک شوم.لعنت گناه بر من بود.تو ای عیسای مسیح بدنیا آمدی تا برای گناهان من بر بالای صلیب قربانی شوی!جان عزیزت را برای من دادی!تو را میطلبم!تو را به قلب خود دعوت می کنم.تو که از مردگان قیام فرمودی و حیات جاودان را برای من به ارمغان آوردی.از آن من شو!و من از آن تو

دوست عزیز

با همین دعای ساده ،ما با تایید کتابمقدس مژده می دهیم که تو حیات جاودان را دریافت نموده ای.کتابمقدس را مستمرانه بخوان.در دعا بمان.به کلیسایی که نام مسیح و انجیل او را بشارت می دهد بپیوند

خدا، دين و حقيقت

من از فکر کردن به مخرب ترين نمونه سو استفاده اى که از غم و اندوه در طول حيات بشريت شده است يعنى از فکر کردن به صليب مشمئز مى شوم. فقط فکر کنيد که موتور غم و انده چه مصائبى را براى بشر توليد کرده است

جان آدامز

خدا، شيطان، بهشت و جهنم همگى يک روز در پانزده سالگيم وقتى که دين را کنار گذاشتم، از زندگى من محو شدند

سلمان رشدى

خدا نه فقط مرده است بلکه کارى بکن که در تعطيلات يک لوله کش گير بياورى

وودى آلن

من بالاخره مسيح را قبول کردم نه بعنوان نجات دهنده بلکه بعنوان کسى که از او پول قرض کنم

جورج کارلين

اديان همگى پوچ و توخالى اند

توماس اديسون

تمدن بشرى تا آنجا که به آزادى زنان مربوط مى شود پيشرفت بسيار کندى داشته است. يکى از موانع قديمى و پابرجا، اديان هستند. نابرابرى زن و مرد فرمان خداست و دين دشمن زنان است. خداى کليه اديان، زنان را فرودست کرده و مردان را بر آنان برترى داده است. از اين رو يکى از ارکان جدى آزادى زنان، آزادى آنان از دين و ستمگرى اديان است

اعظم کم گويان

مسيح مصلوب هيچ چيز درباره خودش، تاريخ تولدش والدينش يا مشخصات ديگر خود ننوشته است. حتى يک خط انجيل هم کار او نيست. تاريخ مسيح تماما کار ديگران است

توماس پين

کليساى روم مقرر کرده که هيچ کس نمى تواند بدون تعلق کليسايى باشد و ساير سکتهاى مذهبى هم به نسبت ميزان جهل خود و يا تحت تسلط کشيشان خبيث و بد طينت به ين عقيده منحط نزديک گشته اند

جان آدامز

وقتى که ميتولوژيست هاى کليسا، سيستم خود را بنا نهادند، کليه نوشته هايى را که در دسترس بود، يافته و آنها را مطابق دلخواه خود جمع و جور کردند. آنچه که ما امروز تورات (کتاب قديم) و انجيل (کتاب جديد) مى خوانيم، معلوم نيست همانهايى هستند که در آن زمان وجود داشته اند، معلوم نيست اين کتابها چگونه جمع آورى شده اند، چگونه مطالبشان اضافه شده، تغيير يافته يا دستکارى شده و بطور کلى بزک گشته اند

توماس پين

تنها چيز خوبى که از مذهب بيرون آمده، موزيک است

جورج کارلين

من درباره انواع خرافات در دنيا تحقيق کرده ام و خرافات مسيحيت چيزى بهتر از آنهاى ديگر نيست. عقايد خرافى همگى مانند هم هستند و پايه شان در ميتولوژى و داستانهاى حماقت آميز است. ميليونها انسان بيگناه، زن، مرد و کودک از زمان مسيحيت سوزانده شده، شکنجه و زندانى شده اند. تاثير اين همه زور و ظلم چه بوده؟ بخشى از دنيا را به جاهلين و بخش ديگر را به رياکاران تبديل کرده و دروغ و خطاکارى را در همه جا اشاعه داده است

توماس جفرسون

زنان نه از جامعه، نه دولت و نه دين احترام و جايگاه انسانى شان را کسب مى کنند. اين مذهب است که بيشترين نابرابرى بين زن و مرد رابوجود آوره و تداوم بخشيده است

تسليمه نسرين

من معتقدم که پايمال کردن آزاديهاى مردم توسط سرکوب آرام و تدريجى کسانى که در قدرت هستند، موثرتر از اعمال خشونت آميز و ناگهانى غير حکومتيان و قدرتمندان است

جان آدامز

من به چند دليل شروع به پرستش خورشيد کرده ام: قبل از همه، برخلاف خداهاى ديگر، من مى توانم خورشيد را ببينم که هر روز آنجا هست، و چيزهايى که خورشيد ببار مى آورد بوضوح وجود دارند: گرما، نور، غذا و يک روز خوش. هيچ رمز و رازى در کار نيست و مثل بقيه اديان کسى از من درخواست پول نمى کند، مجبور نيستم لباس بپوشم و به عبادت رسمى بروم. و جالب اينجاست که عباداتى که من براى خورشيد بجا آوردم و عبادتهايى که رسما براى خدا کرده ام، هر دو تقريبا پنجاه درصد جواب داده اند

جورج کارلين

شما نمى توانيد يک معتقد به دين را به حقيقت متقاعد کنيد چون عقيده او مستند نيست و بى پايه است. اعتقاد او بر پايه يک نياز عميق به معتقد بودن است

کارل ساگان

کليه کتب آسمانى ساخته دست انسان هستند

توماس آلوا اديسون

اگر مردم واقعا از احکام و دستورات کتابهاى آسمانى و الهى پيروى کنند فقط تعدادى کمى آدم روى کره زمين باقى مى مانند. کشت و کشتار، شکنجه، آزار و تجاوز و نفرت خمير مايه و رکن اصلى کليه اديان است

دین حق

به نظر شما دین یا مذهبی که پیروانش را به خاطر ترد کردن آن دین یا مذهب اعدام می کند، از جانب خدا است؟ آیا خدا نمی تواند بندگان خطا کار را مجازات کند؟ آیا خداوند انسان را مختار نیافریده است؟ آیا خداوند انسان را آزاد نیافرید که خود انتخاب کند؟ آیا ما از شیطان گناهکار تر در درگاه خداوند داریم ؟ آیا خداوند شیطان را کشت؟ آیا تمام انسانها در درگاه خداوند گناه کار نیستند؟ آیا کسی‌ که خود گناه کار است میتواند قضاوت کند که کی‌ گناه کار است؟ آیا دینی که در کار خدا دخالت می‌کند دین حق است؟ آیا دینی که فقط اعدام و کشتن از روز اولش کار اصلیش بوده از طرف خداست؟

انجیل متی 5: 3 -12

خوشا به حال کسانی که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است. 4«خوشا به حال ماتم زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت. 5«خوشا به حال فروتنان، زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد. 6«خوشا به حال کسانی که گرسنه و تشنه نیکی خدایی هستند، زیرا ایشان سیر خواهند شد. 7«خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا ایشان رحمت را خواهند دید. 8«خوشا به حال پاکدلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. 9«خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. 10«خوشا به حال کسانی که در راه نیکی آزار می بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. 11«خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت می کنند و آزار می رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می زنند. 12خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است، چون همین طور به انبیای قبل از شما نیز آزار می رسانیدند

هرچه جان دارید خدا را بستاید

هللویا!خدا را در قدسش بستایید!او را در فلک پر قدرتش بستایید!او را به سبب کارهای مقتدرانه آش بستایید!او را فراخور عظمت بسیارش بستایید!او را با نوی کرنا بستایید!او را با چنگ و بربط بستایید!او را با دف و رقص بستایید!او را با ساز‌های زهی و نی‌ بستایید!او را با سنج‌ها بستایید!او را با سنج‌های بلند آوا بستایید!هرچه جان دارید خدا را بستایید!هللویا! (مزمور ۱۵۰)

پس شما اینطور دعا کنید،

ای پدر آسمانی ما، نام تو مقدّس باد. پادشاهی تو بیاید. اراده تو همان طور که در آسمان اجرا می شود، در زمین نیز اجرا شود. نان روزانه ما را امروز به ما بده. خطایای ما را ببخش، چنانکه ما نیز خطاکاران خود را می بخشیم. ما را در وسوسه ها میاور بلکه ما را از شریر رهایی ده، زیرا پادشاهی و قدرت و جلال تا ابدالآباد از آن توست. آمین

اعتراف

خداوندا،اعتراف می‌کنم که شخصی‌ گناه کارم. اعتراف می‌‌کنم که با قدرت خود و یأ کارهای نیکم نمی توانم نجات بیابم و رستگار شوم. ایمان دارم که تو به خاطر گناهان من بر روی صلیب کشته شدی،در قبر نهاده شدی و پس از سه روز از مردگان برخواستی. ایمان دارم که تو زنده هستی‌ و این اقتدار را داری که گناهان مرا ببخشی و مرا در پیشگاه خدا پارسا بشماری. تقاضا دارم مرا بپذیری و طبق وعده ات زندگی‌ نوینی به من به بخشی. از اینکه دعای مرا شنیدی متشکرم.آمین

اعتقادنامه

ما ايمان داریم به خداي يكتا پدر قادر مطلق، آفريدگار آسمان و زمين، و هر آنچه پيدا و ناپيداست. و به خداوند يكتا عيساي مسيح، پسر يگانه خدا مولود ازلي پدر. او خداست از خدا، نور از نور، خداي راستين از خداي راستين كه زاده شده و آفريده نشده است، هم‌ذات با پدر. و از طريق او همه چيز هستي يافت. براي ما آدميان و براي نجات ما از آسمان فرود آمد. به قدرت روح‌القدس از مريم عذرا تن گرفت و انسان گرديد. و در زمان پنطيوس پيلاطس براي ما مصلوب شد، رنج كشيد مرد و مدفون گشت، و بر حسب كتاب‌مقدس، روز سوم رستاخيز نمود و به آسمان صعود كرد و به دست راست پدر نشسته است و بار ديگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوري كند و سلطنتش را پايان نخواهد بود. ما ايمان داریم به روح‌القدس كه خداوند و بخشنده حيات است كه از پدر [و پسر] صادر مي‌گردد. و او را با پدر و پسر يك پرستش و يك جلال است. او از طريق پيامبران سخن گفته است. ما ايمان داریم به كليسا كه يكتا، مقدس، همگاني، و رسولي است. و اعتقاد داریم به يك تعميد براي آمرزش گناهان. ما رستاخيز مردگان و زندگي جهان آينده را در انتظاریم. آمين

آیات تولد دوباره

رومیان 12: 12 +21 امیدتان مایه شادی شما باشد و در رنج و مصیبت صابر باشید و از دعا کردن خسته نشوید. 21 مغلوب بدی نشوید، بلکه بدی را با خوبی مغلوب سازید افسسیان 3: 17 – 19 17و خدا عطا فرماید که مسیح از راه ایمان شما در قلبهایتان ساکن شود و دعا می کنم که شما در محبّت ریشه دوانیده و برپایه محبّت بنا شوید 18تا با همه مقدّسین قدرت داشته باشید به پهنا و درازا و بلندی و عمق محبّت مسیح پی ببرید 19و آن محبّت را دریابید (اگرچه مافوق فهم بشر است) تا از پُری کامل خدا کاملاً پر شوید

آقای مهدی کربلایی که به اتهام ارتداد و اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت علیه نظام و تبلیغ علیه نظام در شبکه های اجتماعی دارای پرونده در حال رسیدگی میباشد و در انتظار اجرای حکم هستند

به گزارش « محبت نیوز»، اولین جلسه دادگاه کشیش « سعید عابدینی » از نوکیشان مسیحی مقیم امریکا صبح روز دوشنبه سوم بهمن ماه 1391 ( 22 ژانویه 2013) بطور غیرعلنی به ریاست قاضی پیرعباسی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد

.

دادگاه اتهام این نوکیش مسیحی را « تشکیل کلیساهای خانگی به قصد برهم زدن امنیت کشور و تبانی جهت ارتکاب جرم» عنوان کرد

مسئولان قضایی پیش از این نیز برای آزادی « سعید عابدینی » مبلغ چهار صد میلیون تومان وثیقه درخواست کرده بودند

پس از بازداشت این کشیش مسیحی، وی را به شدت مورد بازجویی قرار داده و در بازجویی ها نیز وی را بدلیل تغییر و ترک دین از اسلام به مسیحیت به مرگ تهدید کردند. وکیل ایشان همچنین افزود: مقامات امنیتی برای آزادی این کشیش مسیحی پیش شرطی را قرار دادن که ایشان باید اول تعهدنامه ای را امضا کرده که طی آن تمامی فعالیت های رسمی خود را در ارتباط با کلیساهای خانگی متوقف نمایند

در این راستا، دولت ، قوۀ قضاییه، و سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی ایران به نحو فزاینده ای با نوکیشان مسیحی به عنوان تهدیدی علیه امنیت ملی رفتار کرده اند. در واقع طبق گزارشات، از سال ۲۰۰۵ تا کنون نهاد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت نظارت بر کلیساهای مسیحی ایران را به عهده گرفته است

محرومیت از آزادی مذهب

تحت مادۀ ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ایران متعهد به تضمین آزادی مذهب می باشد

اقدامات سیستماتیک دولت ایران، شامل ایجاد محدودیت برای حضور در کلیسا، منع شکل گیری کلیساهای جدید، بستن کلیساها، محدود سازی توزیع کتاب انجیل و متون مسیحی، آزار و اذیت و نظارت بر گروه های کلیسایی، دستگیری، بازداشت و محاکمۀ رهبران کلیسا، برخورد با تبلیغات مسیحی به عنوان جرم، و اجبار کردن مسیحیان برای بازگشت به اسلام، همگی تحت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع است. از مطرح کردن اتهام ارتداد، که جان نوکیشان را تهدید می کند، تا زندانی کردن اعضائی از کلیسا که در کار تبلیغ دخیل بوده اند، مقامات ایران همواره مشغول دنبال کردن الگویی برای نقض حقوق بشربوده اند و طی آن عملا اعتقادات دینی و موارد عملی آن را جرم تلقی کرده اند. تحقیقات کمپین نشان می‌دهد که بازجویان، دادستانها، و دادگاهها مرتبا آیین عادی مسیحیت را به عنوان گواهی از فعالیتهای مجرمانه و یا خود جرم تلقی می کنند. عضویت در یک کلیسای خانگی، فعالیتهای تبلیغی، و شرکت در یک کنفرانس مسیحی همگی توسط مقامات ایرانی به عنوان رفتار مجرمانه دیده می‌شوند و ماموران امنیتی در خلال دستگیری افراد، مرتبا اقلام عادی مرتبط به دین مسیحیت مانند انجیل، انتشارات مسیحی و صلیب را مصادره می کنند. متعاقبا، بسیاری از نوکیشان مسیحی ایرانی، شامل خیلی از افرادی که برای این گزارش مصاحبه شده اند، از کشور گریخته اند تا خود را در برابر اذیت و آزار قبلی و یا احتمالی محافظت کنند

نقض حق حیات

نقض حق حیات شدیدترین مورد نقض حقوقی است که جامعۀ پروتستان ایران با آن روبروست. جان نوکیشان بخصوص در خطر است چون در نگرش برخی مقامات مذهبی، ارتداد جرمی محسوب می‌شود که مجازات آن مرگ است. ارتداد، یا عمل ترک یا بازگشت از مذهب، در قوانین مجازات ایران به عنوان یک جرم محسوب نمی‌شود، اما مقامات مجری قوانین، دادستان ها و دادگاهها غالبا با آن مانند یک جرم برخورد می‌کنند. به منظور دور زدن کمبود مواد قانونی برای پیشگیری از ارتداد، دادستانها و قضات به موادی از قانون اساسی ایران استناد می کنند که به دادگاهها اجازه می دهد تا از فقه اسلامی استفاده کنند. در حالی که قوانین اسلامی پذیرای تفاسیر مختلف درمورد این موضوع است، دادگاههای ایران به طور معمول روی تفاسیر سخت گیرانۀ روحانیون محافظه کار، مانند بنیانگزار جمهوری اسلامی آیت الله خمینی که عمل ترک اسلام برای هر مذهب دیگری را به عنوان جرمی که مجازات آن مرگ است تشخیص داده است، تکیه می کنند

وقتی افراد دستگیرشده بازداشت می شوند، در بیشتر موارد به دلیل اخذ اعترافات بازداشت شدگان تحت فشار قرار می‌گیرند. بازجویان غالبا تهدیداتی مانند محاکمۀ جنایی بازداشت شدگان، بدرفتاری، دستگیری اعضاء خانواده، بازداشت طولانی، و یا اعدام به جرم ارتداد را برای وادار کردن بازداشت شدگان به ارائۀ اطلاعات دربارۀ فعالیتهای کلیسایی خویش و فعالیتهای سایر اعضاء کلیسا را طرح می کنند. قول آزادی در ازاء اطاعت ارائه می شود. در بعضی موارد بازداشت شدگان با بازداشتهای طولانی بدون هیچگونه اتهام، کیفرخواست رسمی، محاکمه، و یا احکام قضایی روبرو شده اند

محاکمۀ نوکیشان مسیحی به عنوان تهدید علیه امنیت ملی

در حالیکه مقامات قضایی بعضی وقتها به مسیحیان اتهامات مذهبیِ ارتداد یا توهین به مقدسات (که به نظر می آید توسط دادستان ها و قضات به جای اتهام ارتداد استفاده می شود تا از انتقاد بین المللی جلوگیری کند) وارد می کنند، محاکمۀ نوکیشان پروتستان در دادگاههای انقلاب برای جرمهای سیاسی یا جرمهایی علیه امنیت ملی بیشتر متداول است. اتهاماتی که از همه بیشتر رواج دارند شامل “تبلیغ علیه نظام،” “اقدام علیه امنیت ملی،” “تماس با کشور متخاصم خارجی” و یا “تماس با گروههای ضد نظام” و “تبانی با دول اجنبی متخاصم” هستند. طبق یافته های کمپین مدارکی که مبنای این اتهامات و محاکمات قرار می گیرند فعالیتهای سادۀ مسیحیت مانند تبلیغ مسیحیت، میزبانیِ مراسمِ نیایش یا جلسات مطالعۀ انجیل، حضور در کنفرانس های مسیحی، و توزیع انجیل می باشند. همچنین مقامات ایرانی غالبا ارتباط با سازمانی که در خارج از کشور قرار داشته باشد را یک جرم علیه امنیت ملی محسوب می کنند

حق بیان مسیحیان در ایران، که توسط قوانین بین المللی وهمچنین در اصل ۲۴ قانون اساسی ایران تضمین شده است نیز مرتبا از آنان سلب می‌شود. مادۀ ۱۹ (۲) میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی تضمین می‌کند که “همۀ افراد حق آزادی بیان خواهند داشت،” و کمیتۀ حقوق بشر که ناظر بر اجرای میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی می باشد گوشزد می‌کند که آزادی بیان شامل حق بیان “گفتمان مذهبی” است. به عنوان یک حق فرعی، مادۀ ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی از حق “آماده کردن و توزیع متون و یا انتشارات مذهبی” محافظت می کند. همچنین قانون اساسی ایران حق آزادی بیان را تضمین می کند. اما در عمل، دولت ایران این حق را نقض می کند. مسیحیان برای تبلیغ مسیحیت و برای توزیع انتشارات خود دستگیر، بازداشت، و محاکمه می‌شوند. وبسایتهای فارسی زبان مسیحیان فیلتر می‌شوند، و چهار ایستگاه تلویزیون ماهواره ای مسیحیان متناوبا با ارسال پارازیت روبرو است. دسترسی به انجیل به صورت قابل توجهی محدود می شود: انتشار و واردات کتب انجیل به صورت وسیعی ممنوع شده ودر مواردی ماموران امنیتی کتب انجیل را مصادره کرده اند و در مواردی نیز آنها را سوزانده اند و مسیحیان را برای توزیع انجیل دستگیر کرده اند. دولت همچنین استفاده از زبان فارسی در کلیسا ها را به شدت محدود می کند و توانایی دستیابی جمعیتی عمدتا فارسی زبان به مطالب موضوع وعظ را به شدت محدود می کند

آزار و اذیت و نظارت بر مسیحیان

گروههای کلیسایی همچنین مرتبا مورد نظارت و آزار و اذیت حکومت ایران قرار می گیرند. این نظارت هم به شکل پیدا و هم به شکل پنهان اعمال می شود. وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی یا سپاه پاسداران رهبران کلیساها را برای سئوال احضار می کنند و تلاش می کنند تا آنها را به زور وادار به ارائۀ اطلاعات در خصوص فعالیتهای کلیساها، خدمات، برنامه های آموزشی، و اسامی و پیشینۀ اعضاء کلیسای خود نمایند. مسیحیانی که اطلاعات خود را با کمپین در میان گذاشتند گفتند که ماموران امنیتی به آنها گفتند که آنها را تعقیب می کنند و به مکالمات تلفنی آنها گوش می کنند. اطلاعاتی که توسط وزارت اطلاعات جمع آوری می‌شود، بعدا مبنای دستگیری ها، محاکمات، و تعطیلی کلیساها قرار می‌گیرد

تبعیض سیستماتیک علیه مسیحیان

جامعۀ مسیحیان ایران و بخصوص نوکیشان پروتستان، همچنین با تبعیض سیستماتیک در کلیۀ مسایل زندگی روبرو هستند. مادۀ ۲۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلام می‌کند: “همۀ افراد در مقابل قانون برابرند و بدون تبعیض حق حمایت مساوی توسط قانون را دارا هستند.” اما دولت ایران نتوانسته مسیحیان را از تبعیض در بسیاری از حوزه های کلیدی مانند استخدام، تحصیل و دسترسی به عدالت محافظت کند. در برخی حوزه ها، مانند ازدواج و قوانین خانواده، مثل قانون جزایی ایران، قانون ایران بوضوح بین مسلمانان و مسیحیان تبعیض قائل می‌شود

تبعیض در استخدام

مادۀ ۶ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی حق افراد به کار را محافظت می کند. به این ترتیب، حکومت باید از تبعیض در محل کار و در استخدام و اخراج جلوگیری کند. تبعیض در استخدام یکی از عادی ترین اشکال تبعیض علیه مسیحیان، چه بین کارفرمایان بخش دولتی و چه در بخش خصوصی است. مصاحبه شوندگان به کمپین گفتند که بواسطۀ مذهبشان از شغل هایشان اخراج شدند و یا از استخدام آنها جلوگیری شد. فرم های استخدامی چه برای بخش خصوصی و چه برای بخش دولتی همیشه از متقاضیان میخواهد تا مذهب خود را اعلام کنند و ایرانیان معمولا می توانند فورا از نام فامیل افراد متوجه بشوند که آیا فرد یک مسیحی قومی، یک مسلمان، و یا از گروه دیگری است. مسیحیان همچنین ممکن است با موانعی برای آغاز کسب یا اخذ وامهای تجاری و مجوزها روبرو شوند. در برخی از موارد، مخصوصا در دولت، تبعیض استخدامی در قانون تعریف شده است. قانون اساسی ایران وقوانین قضایی آن برای برخی مقامات دولتی، مانند مقام رهبری، ریاست جمهوری، قضات، و کلیۀ نمایندگان مجلس به جز پنج کرسی که به جوامع اقلیت های مذهبی تخصیص یافته اند، مسلمان بودن را الزامی می‌کنند

محرومیت از حق تحصیل

مادۀ ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی “حق همه به تحصیل ” را به رسمیت می شناسد و اصل ۳۰ قانون اساسی ایران اعلام میکند، “دولت باید برای همۀ شهروندان تا پایان دورۀ تحصیلات متوسطه تحصیل رایگان فراهم کند.” با این وجود، مسیحیان در تحصیل با تبعیض بسیار زیادی روبرو هستند. این تبعیض در شکل اخراج و یا محرومیت از پذیرش در مدارس مقطع دوم و یا دانشگاهها، و یا عدم موافقت با صدور دیپلم پس از تکمیل واحدهای درسی ظهور میکند. به عنوان یک سیاست، مقامات بخشی از شهروندان خود را به عنوان نوعی مجازات از تحصیلات عالی محروم می‌کنند تا پیشرفت اجتماعی دانشجویانی را که در فعالیتهای مذهبی یا سیاسی که حکومت آن ها را نمی پسندد شرکت می کنند محدود کنند

تبعیض در قوانین ازدواج و خانواده و در قوانین مجازات کیفری ایران

قوانین ایران در خصوص ازدواج و خانواده به وضوح علیه مسیحیان (یا هر غیر مسلمانی) در خصوص قوانین ارث، ازدواج بین یک زن مسلمان و یک مرد غیر مسلمان، مواد قانونی مربوط به زنا، قیمومیت یک طفل و حق کفالت بچه ها در موارد طلاق، تبعیض قایل می شوند. قانوان مجازات کیفری ایران همچنین علیه غیر مسلمانان در موارد ارتباطات جنسی با رضایت طرفین و یا بدون رضایت طرفین و در موارد جرایم خشونت آمیز تبعیض قائل می‌شود

محرومیت از دسترسی به عدالت

نوکیشان مسیحی در عمل از دسترسی به عدالت محروم هستند چون اعتقاد دارند که اگر در دادگاهی فاش شود که آنها به دین مسیحیت گرویده اند، به آنها به چشم مرتد نگاه خواهد شد. تقریبا تمام این مسیحیان ابراز کردند از اینکه علیه کسی اقامۀ دعوا کنند واهمه دارند چون میترسند قاضی “ارتداد” آنها را به عنوان خطایی به مراتب بزرگتر از خطای کسانی که به آنها ظلم کرده اند ببیند

نتیجه گیری

شواهد آزار و اذیت سیستماتیک و تبعیض علیه نوکیشان مسیحی در ایران، که ناقض حقوق بین المللی و حقوق آنان طبق قانون اساسی کشور ایران است، از طریق شهادت دست اول و مستندات در این گزارش به تفصیل نمایش داده شده است. همانگونه که در مورد تبرئۀ یوسف ندرخانی از اتهام ارتداد دیدیم، حکومت ایران نشان داده است که نسبت به فشار بین المللی پاسخگوست. اما صدها نوکیش پروتستان تحت عنوان اتهامات مبهم “امنیت ملی” هنوز اذیت و آزار می‌شوند و در خطر اتهام ارتداد و مسیحیان نوکیش هنوز از حقوق اولیۀ خود در تقریبا تمام زمینه های زندگی محروم هستند. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از جامعۀ بین المللی میخواهد تا ایران را برای موارد نقض حقوق بشر خود پاسخگو کند و دست به اقداماتی هماهنگ شده بزند تا از حقوق نوکیشان مسیحی حفظ و حمایت کند

از دوستانی که به مسیح خداوند ایمان ندارند درخواست دارم آیات زیر را با دقت بخوانند

انجیل یوحنا 3: 1 – 36


1
و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام از روسای یهود بود. 2او در شب نزد عیسی آمده، به وی گفت، ای استاد می‌دانیم که تو معلّم هستی که از جانب خدا آمده‌ای زیرا هیچ کس نمی‌تواند معجزاتی را که تو می‌نمایی بنماید، جز اینکه خدا با وی باشد. 3عیسی در جواب او گفت، آمین آمین به تو می‌گویم اگر کسی از سرِ نو مولود نشود، ملکوت خدا را نمی‌تواند دید. 4نیقودیموس بدو گفت، چگونه ممکن است که انسانی که پیر شده باشد، مولود گردد؟ آیا می‌شود که بار دیگر داخل شکم مادر گشته، مولود شود؟ 5عیسی در جواب گفت، آمین، آمین به تو می‌گویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد، ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود. 6آنچه از جسم مولود شد، جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است. 7عجب مدار که به تو گفتم باید شما از سر نو مولود گردید. 8باد هرجا که می‌خواهد میوزد و صدای آن را می‌شنوی لیکن نمی‌دانی از کجا می‌آید و به کجا می‌رود. همچنین است هر که از روح مولود گردد. 9نیقودیموس در جواب وی گفت، چگونه ممکن است که چنین شود؟ 10عیسی در جواب وی گفت، آیا تو معلّم اسرائیل هستی و این را نمی‌دانی؟ 11آمین، آمین به تو می‌گویم آنچه می‌دانیم، می‌گوییم و به آنچه دیده‌ایم، شهادت می‌دهیم و شهادت ما را قبول نمی‌کنید. 12چون شما را از امور زمینی سخن گفتم، باور نکردید. پس هرگاه به امور آسمانی با شما سخن رانم چگونه تصدیق خواهید نمود؟ 13و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان که در آسمان است. 14و همچنان که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود، 15تا هر که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد. 16زیرا خدا جهان را اینقدر محبّت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد، هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد. 17زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند، بلکه تا به‌وسیلة او جهان نجات یابد. 18آنکه به او ایمان آرد، بر او حکم نشود؛ امّا هر که ایمان نیاورد الآن بر او حکم شده است، بجهت آنکه به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده. 19و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند، از آنجا که اعمال ایشان بد است. 20زیرا هر که عمل بد می‌کند، روشنی را دشمن دارد و پیش روشنی نمی‌آید، مبادا اعمال او توبیخ شود. 21و لیکن کسی که به راستی عمل می‌کند پیش روشنی می‌آید تا آنکه اعمال او هویدا گردد که در خدا کرده شده است. 22و بعد از آن عیسی با شاگردان خود به زمین یهودیّه آمد و با ایشان در آنجا به سر برده، تعمید می‌داد. 23و یحیی نیز در عَیْنُون، نزدیک سالیم تعمید می‌داد زیرا که در آنجا آب بسیار بود و مردم می‌آمدند و تعمید می‌گرفتند، 24چونکه یحیی هنوز در زندان حبس نشده بود. 25آنگاه در خصوص تطهیر، در میان شاگردان یحیی و یهودیان مباحثه شد. 26پس به نزد یحیی آمده، به او گفتند، ای استاد، آن شخصی که با تو در آنطرف اُردُن بود و تو برای او شهادت دادی، اکنون او تعمید می‌دهد و همه نزد او می‌آیند. 27یحیی در جواب گفت، هیچ‌کس چیزی نمی‌تواند یافت، مگر آنکه از آسمان بدو داده شود. 28شما خود بر من شاهد هستید که گفتم من مسیح نیستم بلکه پیش روی او فرستاده شدم. 29کسی که عروس دارد داماد است، امّا دوست داماد که ایستاده آواز او را می‌شنود، از آواز داماد بسیار خشنود می‌گردد. پس این خوشی من کامل گردید. 30می‌باید که او افزوده شود و من ناقص گردم. 31او که از بالا می‌آید، بالای همه است و آنکه از زمین است زمینی است و از زمین تکلّم می‌کند؛ امّا او که از آسمان می‌آید، بالای همه است. 32و آنچه را دید و شنید، به آن شهادت می‌دهد و هیچ‌کس شهادت او را قبول نمی‌کند. 33و کسی که شهادت او را قبول کرد، مهر کرده است بر اینکه خدا راست است. 34زیرا آن کسی را که خدا فرستاد، به کلام خدا تکلّم می‌نماید، چونکه خدا روح را به میزان عطا نمی‌کند. 35پدر پسر را محبّت می‌نماید و همه‌چیز را بدست او سپرده است. 36آنکه به پسر ایمان آورده باشد، حیات جاودانی دارد و آنکه به پسر ایمان نیاورد حیات را نخواهد دید، بلکه غضب خدا بر او می‌ماند

 

This entry was published on March 18, 2013 at 11:03 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: