arianpersian

زندگی مسیح

وقتی عیسی از آب تعمید بیرون آمد٬ روح القدس به صورت کبوتری روی شانه ی او قرار گرفت و آسمان گشوده شد٬ صدایی آمد که میگفت : این است فرزند عزیز من که از او بسیار خشنودم. (متی ۱۷:۳). سپس عیسی به بیابان رفته و به مدت ۴۰ شبانه روز روزه گرفته و دعا نمود که در این مدت شیطان سعی کرد تا او را وسوسه کند اما نتوانست. پس از آن عیسی نزد یحیی رفت و یحیی چون عیسی را دید٬ به شاگردان گفت: اینک بره خدا گناه جهان را برمیدارد. بر هرکس بینی که روح القدس قرار گرفت٬ او همان است که به روح القدس تعمید میدهد و من به دیده شهادت میدهم که فرزند خداست. (یوحنا ۲۹:۱). مقصود از بره ی خدا این بود که عیسی برای گناهان بشر قربانی شد.

سپس عیسی شاگردان خود (حواریون) را انتخاب کرد. همه ی آنها شاغل بودند اما انسانهای بزرگ یا تحصیل کرده ای نبودند. وقتی متوجه شدند که عیسی همان مسیح موعود است٬ شغلهای خود را ترک نموده و بدون انتظار پول همه جا پیاده به دنبال او رفتند. او به آنها تعلیماتی میداد و مردم را موعظه مینمود و میگفت : وقت تمام شد و ملکوت خدا نزدیک است٬ پس توبه کرده و به انجیل (مژده) ایمان آورید. او همه جا موعظه میکرد و تمامی کسانی که سخنانش را میشنیدند٬ از حکمت و قدرت او درسخن گفتن متعجب میشدند٬ زیرا او مانند پیامبران سخن نمیگفت٬ بلکه مانند خدا. چون تمامی انبیا میگفتند: بشنوید آنچه خدا به شما میگوید اما عیسی میگفت: من به شما میگویم.

عیسی شروع به شفا دادن بیمارانی که نزد او میرفتند٬ کرد. افرادی که جزامی بودند٬ آنانی که ارواح پلید در وجودشان بود٬ کوران و حتی چند مرده را نیز زنده کرد. افراد زیادی به دنبال وی میرفتند٫ سخنان او را میشنیدند٬ معجزات او را میدیدند و به او ایمان می آوردند. از تمامی کسانی که نزد وی میرفتند٬ هیچکس نا امید برنمیگشت. رهبران مذهبی یهود با او مخالف بودند زیرا به محبوبیتی که مسیح نزد مردم داشت٬ حسادت میورزیدند. آنها از او به دلیل معاشرت با گناهکاران و نجات دادن آنها انتقاد میکردند و با اینکه او در روز سبت (شنبه) نیز مانند بقیه ی روزها شفا میداد٬ مشکل داشتند. نفرت آنها به قدری شدید شد که تصمیم گرفتند عیسی را به قتل برسانند (مرقس ۳:۲). او با همان قدرتی که زندگان را شفا میداد٬ میتوانست دشمنانش را هلاک سازد اما هرگز چنین نکرد و به شاگردانش تعلیم میداد که چگونه دشمنان خود را محبت کنند و برای آنها دعا بکنند.

به علت گناه, بسیاری از مردم نخواستند صدای خدا را بشنوند. اما برخی زنان و مردان توبه کردند و مورد بخشش خداوند قرار گرفتند. خدا آنان را موظف ساخت تا پیغام او را به دیگران برسانند و آنان پیامبران خدا شدند. اسامی بعضی از آنها که در کتاب مقدس آورده شده, عبارتند از : ابراهیم, موسی, هارون, مریم, ناتان, سموییل, یونس, داود, ایلیا, الیشع, اشعیا, ارمیا, یوییل, دانیال و یحیی تعمید دهنده که آخرین پیغمبر قبل از آمدن مسیح بود.

ابراهیم به دلیل ایمان قوی ای که داشت, پدر ایمان نامیده شد و در سن کهولت پسری به او بخشیده شد که از زن او ساره به دنیا آمد و اسمش اسحاق بود. ابراهیم برای اطاعت از خدا حاضر شد که فرزندش اسحاق را قربانی کند اما خدا قوچی را برای قربانی به جای اسحاق مهیا فرمود. (پیدایش ۲۲). سپس خدا به ابراهیم .وعده فرمود که از نسل اسحاق نجات و برکت به جهان ارزانی خواهد شد.

این وعده در عیسی مسیح انجام پذیرفت. بعد از عیسی انبیای دیگری چون پولس یا پطرس ظهورکردند که کلام خداوند را برای مردم بیان نمودند و آنان را تعلیم دادند که به عیسی مسیح ایمان بیاورند.imagesCAUH7L78

 

نصف شب عیسی شاگردان خود را به باغی به نام جتسیمانی برد تا با دعا خود را برای مرگ آماده کند. دعایی که به پدر آسمانی خود کرد چنین بود: ((نه خواهش من بلکه اراده تو کرده شود.)) هنگامی که هنوز مشغول دعا بود عده ای از افراد مسلح به راهنمایی یهودا (شاگرد مسیح) وارد باغ شدند. یهودا او را بوسید و آنها فهمیدند که او عیسی است. عیسی میتوانست دشمنانش و یهودا را با گفتن یک کلمه نابود کند اما خود را به آنها تسلیم کرد. پطرس شمشیرش را کشید و گوش یکی از آنان را برید اما عیسی پطرس را منع کرد و آن شخص را شفا داد. سپس آنها عیسی را به جایی بردند که عده ای از روسای مذهبی در آنجا جمع شده بودند تا بهانه ای برای کشتن عیسی بیابند اما موفق نشدند. بالاخره رئیس آنها از عیسی پرسید که آیا تو مسیح ُ پسر خدای متبارک هستی؟ (مرقس ۶۴:۱۴) حکام یهود نمیتوانستند کسی را بدون اجازه دولت روم اعدام کنند به همین دلیل جمعه صبح زود عیسی را به قصر پیلاطس حاکم رومی بردندو به پیلاطس گفتند که عیسی دشمن دولت روم است و میخواهد خود را پادشاه سازد. پیلاطس عیسی را بازجویی کرد و متوجه شد که آن اتهام دروغ است. پس خواست که او را آزاد سازد اما حکام یهود جمعیت را تحریک کردند تا اعدام عیسی را تقاضا کنند. پیلاطس از ترس آشوب به تقاضای آنها تسلیم شده و دستور داد که عیسی را به صلیب بکشند. آنها بلافاصله عیسی را به اورشلیم برده و مصلوب کردند. مسیح در روی صلیب برای آنانی که او را به صلیب میکشیدند اینگونه دعا کرد: ای پدر اینها را بیامرز زیرا نمیدانند که چه میکنند. (لوقا۳۴:۲۳) چه محبت حیرت انگیزی است که کسی از خدا بخشش کسانی را بخواهد که مشغول میخ کوبیدن بر دستها و پاهای او میباشند!

 

عیسی میتوانست از پدر آسمانی خود تقاضا کند که او را از رنج کشیدن بر روی صلیب نجات بخشد و به آسمان ببرد, اما این کار را نکرد. او به خوبی میدانست که اراده خدا این بود که او رنج بکشد و به عنوان قربانی برای گناهکاران جان بدهد و به همین دلیل پدر آسمانی خویش را اطاعت نمود و حدودا شش ساعت برروی صلیب عذاب کشید. سپس در ساعت سه بعد از ظهر چنین فرمود: ((ای پدر, روح خود را به دستهای تو میسپارم.)) (لوقا ۴۶:۲۳) بعد از این جمله جان سپرد. خورشید تیره شد و پرده هیکل از سر تا پا شکافته شد. سپس دو تن از بزرگان یهود که به مسیح ایمان آورده بودند نزد پیلاطس رفته و جسد عیسی را خواستند و به آنها داده شد. آنها به عیسی عطر زده و در کتان پیچیدند و آن را در قبری داخل صخره ای چون غار قرار دادند. سنگ بزرگی شبیه سنگ آسیاب در جلوی قبر گذاشتند و پیلاطس دستور داد که قبر را مهر و موم کنند و سربازانی برای نگهبانی قرار داد تا کسی نتواند وارد آنجا شود. عیسی بارها به شاگردان در مورد قیام در روز سوم پیشگویی کرده بود اما شاگردان امیدی نداشتند که برگردد. یکشنبه صبح تعدادی از آنها سر قبر رفته اما دیدند که در قبر باز است. به داخل که رفتند , کتان پیچیده شده به جسد عیسی را خالی یافتند! اندکی بعد عیسی زنده بر آنها ظاهر شده, با آنها سخن گفت ,آنها او را شناختند و آنها را مطمئن ساخت که قیام کرده است.

 

تقریبا چهل روز خود را بر آنان ظاهر ساخت و از آنها خواست که به سراسر جهان رفته و به تمامی مردم این مژده را برسانند که اگر عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرند, خدا گناهان آنها را خواهد بخشید. او از شاگردان خواست تا چند روز در اورشلیم بمانند تا تعمید روح القدس را بگیرند. سپس به آنها وعده داد که تا ابدالاباد با آنها خواهد بود و به آسمان رفت و قبل از رفتنش هرگز جانشینی برای خود تعیین ننمود و پیشگویی نکرد که پیغمبری بعد از او خواهد آمد.

 

ادامه مطلب را در پست بعد شرح میدهم و پیشاپیش سال نو را به همه تبریک گفته و از خدا میخواهم که سالی سرشار از رحمت, فیض, برکت و حکمت را به همه عطا کند.

عقیده ی مسیحیان از برخی جهات با عقاید پیروان سایر مذاهب متفاوت است که مایلم چند حقیقت مهم را :اشاره کنم

تعداد انبیا معلوم نیست و ما اسامی بسیاری از آنان را نمیدانیم.
بیشتر انبیا از نسل ابراهیم و پسرش اسحاق بودند.
انبیا از طرف خدا طی دوره ای که در حدود ۲۰۰۰ سال طول کشید فرستاده شدند.
انبیا عموما برای اسراییل فرستاده شدند. یعنی قومی که خدا انتخاب فرمود که قوم برگزیده ی او باشند و به وسیله ی آنان حقایق الهی به جمیع مردم جهان شناسانیده شود.
انبیا بی گناه نبودند, بلکه مردمان بیگناهی بودند که گناهان آنان آمرزیده شد.
انبیا از میان طبقات مختلف اجتماع ظهور کردند. برخی دولتمند, برخی فقیر, برخی تحصیل کرده, برخی با معلومات کم, برخی پیر و برخی هم جوان بودند.
برخی انبیا نظیر ایلیا و یحیی تعمید دهنده کتابی ننوشتند ولی برخی نظیر موسی, داود, اشعیا, یوحنا و پولس پیغام خدا را به رشته ی تحریر درآوردند تا نسلهای بعدی هم بتوانند بخوانند.
کلام خدا به طرق مختلف به پیامبران نازل میشد. برخی صدای خداوند را میشنیدند, برخی آن پیغام را توسط فرشتگان دریافت مینمودند, برخی از طریق خواب و رویا و بدون تردید عده ای هم پیغام خدا را با فکر و قلب خود درک میکردند. با این وجود همه اطمینان داشتند که خدا با آنان سخن گفته و با اعتماد به همه میگفتند که خداوند چنین میفرماید.
به بعضی از انبیا قبل از موسی و الیشع و پطرس قوت انجام معجزات داده شد تا حقیقت پیغام خود را به وسیله ی آن معجزات ثابت نماید.
انبیایی که قبل از آمدن عیسی مسیح ظهور کردند, برای مردم شرح دادند که خدا کیست و از آنان چه میخواهد و آنان را هشدار دادند که خدا کسانی را که مطیع او نیستند تنبیه میکند. همچنین به آنان مژده دادند که اگرگناهان خود را ترک گویند و به سوی خدا برگردند, خدا آنان را خواهد بخشید و برکت خواهد داد.

توسط موسی که تنها پیامبر آورنده ی شریعت بود, خداوند قوانین زیادی را به قوم اسراییل داد. انسان همواره گناهکار بود و امکان نداشت که بتواند تمام قوانین مقدس الهی را به طور کامل اطاعت کند. پس شریعت قادر نبود ایشان را نجات بخشد ولی مانند آینه ای بود که گناهکار بودن مردم را به آنها نشان میداد و آنان را متوجه میساخت که چقدر به وجود یک نجات دهنده احتیاج دارند

یکی از برجسته ترین کارهای انبیا این بود که به مردم میگفتند که خدا نجات دهنده ای را که مردم جهان سخت به او نیازمندند را برای آنها خواهد فرستاد.

در کتاب مقدس اشارات فراوانی به مخلوقاتی غیر از انسان وجود دارد که توسط خدا آفریده شده و معمولا فرشتگان نامیده میشوند. آنها پیام آوران خدا هستند که اغلب فرستاده میشدند تا اراده ی خدا را برای انبیا و سایر ایمان داران مکشوف سازند. فرشتگان به صورت انسان به ابراهیم و موسی و … ظاهر گشتند. فقط نام دو فرشته ی خدا یعنی میکاییل و جبراییل در کتاب مقدس آورده شده است.

علاوه بر فرشتگان که مطیع خداوند هستند, طبق گفته ی کتاب مقدس ارواح دیگری نیز وجود دارند که نامطیع و دشمن خدا هستند و رییس آنان را شیطان یا ابلیس مینامند.

شیطان به وسیله ی خدا پاک آفریده شد ولی به سبب غرور و نافرمانی نسبت به خدا , مقام عالی و مقدس آسمانی خود را از دست داد و اکنون با تمام توانایی خود سعی میکند که کار خدا را بر روی زمین خراب نماید. این شیطان بود که حوا را در باغ عدن فریب داد و از آن زمان تا کنون کوشش میکند تا مردم را از خدا دور سازد. او حتی سعی داشت عیسی را راضی کند تا از اطاعت خدا سرپیچی کند اما موفق نشد.

شیطان دارای قدرتی عظیم است اما هرگز نمیتواند با خدا برابری کند بلکه تحت کنترل خداست. مسیحیان نباید از او و یا ارواح شریرش که به بسیاری از مردم آسیب میرسانند ترسی داشته باشند. با قدرتی که مسیح به ما میبخشد , دارای چنان نیرویی میگردیم که میتوانیم در برابر او مقاومت کرده و او را از خود برانیم. آخر الامر خداوند شیطان را از این جهان به آتش جاودانی خواهد انداخت. مکاشفه 10:20

This entry was published on March 22, 2013 at 10:05 pm and is filed under Uncategorized. Bookmark the permalink. Follow any comments here with the RSS feed for this post.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: